بخش ۸ - الحکایه و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حسرت و آرزوی انسانی پرداخته است که هرچه به سن شصت میرسد، هنوز تمایل به لذتهای دنیوی و به خصوص خوردن دارد. با وجود این که او از وضعیت جسمیاش آگاه است، اما با شنیدن بوی خوش غذا دلش میسوزد و برای رسیدن به آن بوی دلپذیر تلاش میکند. او یادآور میشود که در زندگی باید بهجای دلبستگی به لذتهای زودگذر، به فکر عاقبت و آیندهاش باشد. شاعر به نوعی انسان را دعوت میکند که به جای رغبت به دنیای فانی، در پی دستاوردهای معنوی و اهداف بلندتر باشد و از آرزوهای بیهوده و افراطی بپرهیزد. در نهایت، تأکید میکند که نفس انسان باید تحت کنترل باشد تا به بندگی و حقیقت زنده بودن برسد.
عزیزی بد که تا شد شصت سالههوای گوشت بودش یک نواله
هوش مصنوعی: دوست عزیز پس از گذشت شصت سال از زندگیاش، همچنان اشتیاق به خوردن یک تکه گوشت را دارد.
اگرچه دست میدادش ولیکننبود از نفس نامعلوم ایمن
هوش مصنوعی: با اینکه به او دست میدادند و نزدیکی داشت، اما از نفس و وجود نامشخصش ایمن نبود.
مگر روزی شنود از دور بوییروان شد نفس را از دیده جویی
هوش مصنوعی: شاید روزی از دور بویی به مشام برسد که حال انسان را تحت تأثیر قرار دهد و او را به یاد کسی بیندازد.
که چون شد شصت سال از بهر اللهازین بریان مرا یک لقمهٔ خواه
هوش مصنوعی: وقتی شصت سال برای خدا زحمت کشیدهام، اکنون فقط یک لقمه میخواهم تا از این آزمایشها خلاص شوم.
دلش بر نفس خود میسوخت برخاستکه تا بوکش تواند لقمهٔ خواست
هوش مصنوعی: او از درد و رنج زندگی خود ناراحت بود و تصمیم گرفت که به تلاش و کوشش ادامه دهد تا بتواند به آرزوهایش برسد.
روان شد بر پی آن بوی بسیارز زندان بوی میآمد پدیدار
هوش مصنوعی: روح او به سمت آن عطر روان شد که از زندان، بوی خوشی چون بوی شراب به مشام میرسید.
بزد در تا در زندان گشادندیکی را داغ بر ران مینهادند
هوش مصنوعی: وقتی کسی به زندان میافتد، داغ و نشانی بر ران او میگذارند تا هویت او مشخص شود.
ز داغش بوی بریان می برآمدوزان غم نفس را جان می برآمد
هوش مصنوعی: از شدت دردش، بوی کباب به مشام میرسید و از آن اندوه، نفس از سینهاش بیرون میرفت.
چو پیر آن دید بی خود گشت در حالچو مرغی میزد اندر ره پر و بال
هوش مصنوعی: وقتی آن پیر را دید، ناگهان بیخود شد و مانند پرندهای در حال پرواز، در مسیر خود به شدت به این سو و آن سو میرفت.
زبان بگشاد کای نفس زبون گیراگر بریانت میباید کنون گیر
هوش مصنوعی: ای نفس، زبانت را باز کن و بگو، چراکه اگر به درستی خود را آزاد نکنید، اکنون زمان آن رسیده که این کار را انجام دهید.
ز دوری بوی بریانی شنیدیچو بریانی بدیدی در رمیدی
هوش مصنوعی: وقتی از فاصله بوی بریان را شنیدی، وقتی که آن را دیدی، دیگر از آن دوری میکنی.
عزیزان را چنین بریان دهد دستتو پنداری که این آسان دهد دست
هوش مصنوعی: دست تو عزیزان را به راحتی میسوزاند، گویی که این کار سادهای است.
ترا چون نیست روزی چند سوزیکه نتوان شد برون از پیش روزی
هوش مصنوعی: اگر امروز چند روز به دلسوزی بگذرد، دیگر نمیتوانی از قبول آن خارج شوی.
برو دل گرم کن در سوز عقبیکه تا در سایه مانی روز عقبی
هوش مصنوعی: برو و دل خود را در سختیهای گذشته تسکین بده، تا بتوانی در سایه آرامش آینده بمانی.
ترا دل هست لیکن هست معزولولی در آرزوی نفس مشغول
هوش مصنوعی: دل تو وجود دارد، اما از آن بهرهمند نیستی. با این حال، هنوز در آرزوی خواستهها و نفس خود مشغول هستی.
مثال رهبران این جزیرهمثال آن بز است و آن حظیره
هوش مصنوعی: رهبران این جزیره مانند آن بز هستند و جایگاه آنها نیز مانند آن محلی است که بز در آن نگهداری میشود.
که تا آن بز قدم بیرون نهادستبسی سر در طغار خون نهادست
هوش مصنوعی: از زمانی که آن بز پا قدم بیرون گذاشت، بسیاری جانها در اندوه و خون غوطهور شدند.
پی خود گیر خیز ای خیره سرکشگلیم خود ز آب تیره برکش
هوش مصنوعی: از خودت مراقبت کن و ای دیوانهی سرکش، چادرت را از آب کدر بیرون بکش.
بزن گردن کزین نبود دریغینهاد کافر خود را به تیغی
هوش مصنوعی: بزن گردن کسی را که از بیپردهگویی و عمل کردن بر اساس تعصبات رنج میبرد و از ترسِ عواقب، خود را به خطر میاندازد.
ازین کافر مسلمانی نیایدکه از رهزن نگه بانی نیاید
هوش مصنوعی: از این شخص کافر، انتظار نمیرود که مسلمان واقعی باشد، چرا که از دزد و راهزن هم نمیتوان انتظار داشت که نگهبان خوبی شود.
نه هرگز از فضولی سیر گرددنه هرگز هیچ کارش دیر گردد
هوش مصنوعی: انسان بیتوجه به کارهای دیگران، همیشه کنجکاو و فعال خواهد بود و هرگز در انجام کارهایش تاخیر نخواهد داشت.
وگر دیرش دهد یک آرزو دستسگی گردد ز خشم اما سگی مست
هوش مصنوعی: اگر یک آرزو به تأخیر بیفتد، ممکن است تبدیل به دلیلی برای خشم شود، اما همین آرزو در حالتی شبیه به مستی خواهد بود.
گر از یک کام او گیری کنارهزند در یک زمانت صد هواره
هوش مصنوعی: اگر از یک خواسته او فاصله بگیری، در یک زمان ممکن است صد مشکل و دردسر برایت پیش بیاید.
خریست این نفس خر را بنده بودنکجا باشد نشان زنده بودن
هوش مصنوعی: این نفس مانند الاغ است و بندهی آن بودن، نشانهای از زندگی واقعی نیست.