بخش ۲ - الحکایه و التمثیل
هوش مصنوعی: این شعر درباره یک دیوانه است که در خیابان به مردم میگوید چرا باید در جهتهای مختلف بدوند در حالی که فقط یک راه وجود دارد. او استدلال میکند که با یک دل نمیتوان چندین کار انجام داد، و به این ترتیب به اهمیت تمرکز بر یک عشق و هدف اشاره میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که باید با یک دل به سوی عشق یار رفت و در آن هدف واحد تلاش کرد.
یکی دیوانهای اِستاد در کویجهانی خلق میرفتند هر سوی
هوش مصنوعی: یک نفر دیوانه در خیابان ایستاده بود و مردم دنیا هر کدام به سویی میرفتند.
فغان برداشت این دیوانه ناگاهکه از یک سوی باید رفت و یک راه
هوش مصنوعی: این دیوانه ناگهان نالهای سر داد؛ زیرا متوجه شد که از یک طرف باید برود و تنها یک مسیر وجود دارد.
به هر سویی چرا باید دویدن؟!به صد سو هیچ جا نتوان رسیدن
هوش مصنوعی: چرا باید دائم در حال دویدن باشیم؟ در هر مسیری که برویم، هیچگاه به جایی نخواهیم رسید.
تویی با یک دل ای مسکین و صد یاربه یک دل چون توانی کرد صد کار؟
هوش مصنوعی: تو فقط یک دل داری، ای بیچاره، اما صد دوست داری. با این حال چطور میتوانی کارهای زیاد را با یک دل انجام دهی؟
چو در یکدل بوَد صدگونه کارتتو صددل باش اندر عشقِ یارت
هوش مصنوعی: زمانی که یک دل و یکنواخت نسبت به کارهای مختلف خود داری، بهتر است در عشق معشوقت با صد دل عشق بورزی.