بخش ۴ - الحکایه و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، غلامی با طبق (یک نوع سبد) در حال حرکت است و کسی از او میپرسد که در طبقش چه چیز دارد. غلام پاسخ میدهد که بهتر است خاموش بماند و به رازهایی که در سرپوشش نهفته است، اشاره میکند. او تأکید دارد که اگر آدمی با عقل باشد، سعی کند رازهای زندگی و گردش چرخزمان را درک کند. در این دنیا پر از شگفتیها، شناختن واقعیتها و ناپایداریهای زندگی اهمیت دارد. شاعر بیان میکند که دنیا و گردونه آن پیچیده است و هر کسی که در کار خود ماهر باشد، بهجای غفلت، باید به هنر خویش پرداخته و به جستجوی دانایی و درک عمیقتری از زندگی بپردازد.
غلامی با طبق میرفت خاموشطبق را سر بپوشیده به سرپوش
هوش مصنوعی: یک جوانی در حال حمل ظرفی است و با احتیاط حرکت میکند. او برای حفظ محتویات ظرف، سرش را زیر پوششی نگه داشته است.
یکی گفتش چه داری بر طبق تو؟مکن کژی بگو با من بهحق تو؟
هوش مصنوعی: یکی از افراد از او پرسید که چه چیزی بر پایه و اساس تو وجود دارد؟ او گفت: نادرست صحبت نکن و با من به صداقت صحبت کن.
غلامش گفت ای سرگشته! خاموشچرا پوشیدهاند این بر تو سر پوش
هوش مصنوعی: غلام به او میگوید: ای مرد سرگشته! چرا ساکت هستی؟ چرا این سرپوش را بر سرت گذاشتهاند؟
ز روی عقل اگر بایستی این رازکه تو دانستیی، بودی سرش باز
هوش مصنوعی: اگر به قضاوت عقل نگاه کنی، این راز که تو از آن آگاهی داری، باید به راحتی برایت مشخص شود.
که میداند که چرخ سالخورده؟چه میسازد به زیر هفت پرده؟
هوش مصنوعی: کسی که به سن و سالش آگاه است، چگونه میتواند به تاریکیهای زندگی و سرنوشت خود در پس رازهای پیچیده پی ببرد؟
سپهر بوالعجب زو پر شگفت استکه یک یک دورهٔ او ناگرفتهست
هوش مصنوعی: آسمان با عجایب خود پر از شگفتی است، به طوری که هر یک از دورههای آن هنوز به تمامنشدگی نرسیده است.
به پیش چارطاق ِ هفتپوشَشبدین بارو که یارد کرد کوشش
هوش مصنوعی: رفتیم به سوی معبد بزرگ او، جایی که تلاش و کوشش ما به نتیجه میرسد.
فلک را کیسه پردازیست پیوستکه کارش بوالعجب بازیست پیوست
هوش مصنوعی: آسمان همواره در حال تغییر و فعالیت است و کارش پر از شگفتیها و عجایب است.
ز پرگاری که در بر میبگرددز بس سرگشتگی سر میبگردد
سر میبگردد یعنی سر و خِرد سرگیجه میگیرد
که داند کاین فلکها را چه دَور است؟!نهان در زیر هر دورش چه جور است
هوش مصنوعی: کیست که بداند این گنبدهای آسمانی چه دورهایی دارند؟ در زیر هر یک از این دورها چه حقایق پنهانی نهفته است؟
ازین گلشن که گلهاش از ستارهستچو بیکاران نصیب ما نظارهست
هوش مصنوعی: در این گلستان که گلهای آن همچون ستاره میدرخشند، ما مانند بیکاران تنها میتوانیم به تماشای آنها بپردازیم و از زیباییشان بهرهمند شویم.
بداند هرکه دارد در هنر دستکه او را جز روِش کاری دگر هست
هوش مصنوعی: هر کس که در هنر مهارت دارد، باید بداند که او تواناییهای دیگری هم دارد و فقط به یک جنبهی کارش محدود نیست.
فلک جُستی بسی، زد در تک و تازنیافت از هیچ سو گم کرده را باز
هوش مصنوعی: آسمان به دنبال کسی گشت و با سرعت هرچه تمامتر به جستوجو پرداخت، اما نتوانست او را پیدا کند و به هیچ سمتی هم نتوانست به نشانهای از او برسد.