بخش ۴۹ - لشکر کشیدن قیصر و خسرو به جانب سپاهان
هوش مصنوعی: در این متن، پیکی به نزد شاه میرود و نامهای را به او میدهد. وقتی شاه نامه را میخواند، از خبر بدی که در آن است خشمگین میشود و به پیک بیاحترامی میکند. سپس شاه تصمیم میگیرد که به انتقام بپردازد و لشکری بزرگ جمعآوری میکند که به قدری زیاد است که در دشتها و صحراها جایی برای سوزن انداختن نیست. این جمعیت آنقدر زیاد است که در روز محشر هم چنین تودهای وجود نخواهد داشت. همچنین اشاره میشود که لشکر به سرعت و به طور متوالی از هر سوی تقویت میشود.
چو خود بر لوح زنگاری قلم زدسپر بود و زتیغ خود علم زد
هوش مصنوعی: وقتی خود بر روی لوح کهنه و کثیف نوشت، سپر میشد و از شمشیر خود علم برافراشت.
درآمد پیک پیش شاه حالیبداد آن نامه را در جای خالی
هوش مصنوعی: پیامآور به حضور پادشاه رسید و مقداری از حال و احوال را گزارش داد و نامهای را در جای مخصوص خود قرار داد.
چو شاه آن نامه را برخواند یکسردلش آشفته گشت از شاه قیصر
هوش مصنوعی: زمانی که شاه آن نامه را خواند، دلش بهطور کامل ناراحت و پریشان شد از خبرهایی که دربارهی قیصر آورده بود.
شه عالی صفت را بی خرد خواندبخواری پیک را از پیش خود راند
هوش مصنوعی: شاه بزرگوار و با فضیلت را نادان و بیخود نامید و از نزد خود پیامآور او را طرد کرد.
بزودی ره برید آن پیک خوش رودرآمد همچو بادی پیش خسرو
هوش مصنوعی: به زودی آن پیامآور خوشرویی وارد خواهد شد، مانند باد، به سوی شاه میآید.
ز بیدادی آن شاهش خبر کردشه از خشمش جهانی را حشر کرد
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم آن پادشاه باخبر شد و پادشاه به خاطر خشمش، همه جهان را به هیجان آورد.
نه چندان خلق گرد آورد قیصرکه چندان خلق، باشد روز محشر
هوش مصنوعی: قیصر نتوانست به اندازه روز محشر، جمعیت زیادی را گرد هم آورد.
همه صحرا و دشت از مردپرگشتنیافت از خلق سوزن جای در دشت
هوش مصنوعی: تمامی صحرا و دشت در آن زمان از انسانها خالی شده و هیچ نشانی از آنها در دشت پیدا نمیشود، حتی به اندازهی یک سوزن.
ز ریگ و برگ، لشکر را عدد بیشز هر سوییش هر ساعت مدد بیش
هوش مصنوعی: لشکر از دانههای ریگ و برگ، تعداد بیشتری دارد و از هر طرف در هر لحظه، کمک بیشتری نیز میرسد.
ز چرخ ار سوزن عیسی فتادیندانم تا زمینش راه دادی
هوش مصنوعی: اگر سوزن عیسی از آسمان بیفتد، نمیدانم آیا زمین به او اجازه ورود میدهد یا نه.