شمارهٔ ۸۲
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از زیبایی و نور خورشید سخن میگوید که چهرهاش درخشان و روشن است. این تابش نور به جان شاعر رسیده و بر بدن او تأثیر گذاشته است. دیگران از او میپرسند که ابتدا چه حسی داشته و حالا چه احساسی دارد. شاعر بیان میکند که با از دست دادن خود، نور و وجود آن خورشید بر او تابیده است و او را تحت تأثیر قرار داده است.
چون چهرهٔ خورشید وَشَش روشن تافتآن تاب به جان رسید و پس بر تن تافت
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهٔ خورشید به روشنی درخشید، آن تابش به جان انسان رسید و سپس بر تن او تاثیر گذاشت.
گفتند: «ترا چه بود» دانی که چه بودچون نیست شدم هستی او بر من تافت
هوش مصنوعی: برخی از افراد پرسیدند: «تو چرا این گونهای؟» آیا میدانی که چه چیزی تو را به این حال درآورده؟ چون من دیگر وجود ندارم، حضور او بر من تابید.