شمارهٔ ۱۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی که تنها سهم اوست سخن میگوید و lament میکند که هیچکس در اطرافش از حال او مطلع نیست. او به یاد میآورد که سالها در سفری به دهی رفته، اما هیچ نشانی از هویت و دیار خود نیافته است. این ابیات حس تنهایی و غم را به خوبی منتقل میکنند.
دردا که به جز درد مرا کار نبودوز مِهْ دِه و ده کسی خبردار نبود
هوش مصنوعی: ای کاش که جز درد و رنج من چیزی نبود و از می و میخانه هیچکس خبر نداشت.
عمری رفتم چو راه بردم به دهیخود در همه ده نشان دیار نبود
هوش مصنوعی: عمری را گذراندم و مانند یک راهنما در مسیر زندگی پیش رفتم، اما در هیچ نقطهای از این راه مشخصات و نشانهای از سرزمین و دیار خود پیدا نکردم.