تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۸

جانا جانم غرقهٔ دریای تو بودپیوسته چو قطره بی سر وپای تو بود
من حوصله ای نداشتم، این همه کار،از حوصله بخشیدن سودای تو بود