تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۲۸

بنشسته‌ای و بسی سفر داری توهر ذرّه که هست ره گذر داری تو
صد قافله در هر نفسی می‌گذردای بی‌خبر آخر چه خبر داری تو