تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۳

زان میترسم که در بلام اندازندهمچون گویی بی سر و پام اندازند
روزی صد ره بمیرم از هیبت آنکتا بعد از مرگ در کجام اندازند