شمارهٔ ۲۶
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از احساس اسارت و محدودیت وجود خود صحبت میکند. او از زنده بودن خود نگران است و از ننگی که با وجودش همراه است، رنج میبرد. همچنین با زاری و ناله به این فکر میکند که چرا از مادرش و به این دنیا آمده است، به طوری که وجودش به او احساس شکست و درد میدهد.
در حبسِ وجود از چه افتادم منکز ننگِ وجود خود بیفتادم من
هوش مصنوعی: من در قید و بند وجود خود گرفتار شدم، به حدی که از خجالت خودم منزجر شدم و به افکار عمیقتری فرو رفتم.
چون من مردم به صد هزاران زاریاز مادرِ خویشتن چرا زادم من
هوش مصنوعی: وقتی من مردهام و با صدها هزار نفر در حال گریه و زاری هستند، چرا اصلاً از مادر خود به دنیا آمدهام؟