شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از تنهایی و نیاز به همنفسی میگوید که بتواند با او درد و دل کند و احساساتش را بیان کند. او به شدت longing دارد تا کسی را پیدا کند که بتواند در کنار او گریه کند و احساساتش را شریک شود. همچنین، احساس میکند در تمام دنیا کسی را پیدا نمیکند که بتواند به او اعتماد کند و با او به افکار عمیقش بپردازد.
یک همنفسی کو که برو گریم منگر هم نفسی بود نکو گریم من
هوش مصنوعی: اگر کسی باشد که بتوانم برای او گریه کنم، من با اندوه او نیز گریه میکنم؛ اما اگر تنها کسی که در کنارم است، خوب باشد، باز هم برای او اشک میریزم.
در روی همه زمین نمییابم بازخاکی که برو سیر فرو گریم من
هوش مصنوعی: در تمام دنیا جایی پیدا نمیکنم که بتوانم به آنجا بروم و دوباره بر روی خاکش گریه کنم.