شمارهٔ ۲
هوش مصنوعی: در این مع verse، شاعر به بیان فراق و دوری میپردازد. او از اینکه تلاشهایش به نتیجه نرسیده و دردش بیدرمان مانده، نالان است. حتی اگر از جان خود بگوید، باز هم به جایی نخواهد رسید و احساس میکند که همه تلاشها و سفرهایش بیفایده بودهاند. در نهایت، غم و ناامیدی او به خوبی مشهود است.
گردل گویم به منتهایی نرسیدپوسید به درد و در دوایی نرسید
هوش مصنوعی: من به دل به جایی نرسیدم و دردهای زیادی را تحمل کردم، اما هیچ درمانی برای آنها پیدا نکردم.
ور جان گویم که دو جهانش قدمی استبس دور برفت و هیچ جایی نرسید
هوش مصنوعی: اگر بگویم که جان او برای دو جهان از جای خود خیلی دور رفته، اما به هیچ جا نرسیده است.