شمارهٔ ۶۲
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از درد و رنجی که در زندگی بدون محبوبش تجربه کرده، سخن میگوید. او میگوید که تمام عمرش به خاطر دوری محبوبش غمگین و بیکسی بوده و حتی در لحظههای پایانی زندگیاش نیز در حسرت و افسوس به سر میبرد که چرا نتوانسته با آن محبوب زندگی کند.
عمری دل من غرقهٔ خون بی تو بزیستوز پای فتاده سرنگون بی تو بزیست
هوش مصنوعی: دل من عمری در اندوه و خون با نبود تو سر کرده و از پا افتاده و بیتو زندگی کرده است.
و امروز که در معرکهٔ مرگ افتاددر حسرت آن مُرد که چون بی تو بزیست
هوش مصنوعی: امروز که در بستر مرگ قرار گرفته، از زندگی بدون تو اندوهگین است و آرزو میکند که کاش نمیزیست.