تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۷

یک ذرّه ز عشق تو به صحرا آمدتا این همه گفت و گوی پیدا آمد
جان نعره زنان در بن دریا افتاددل رقص کنان با سر غوغا آمد