شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عمق وجود و حضور خود سخن میگوید. او به زیبایی توصیف میکند که چگونه در دریای عشق و نور غرق شده است. با اینکه بدن او از کار و فعالیت دور است، اما روحش همیشه به یاد محبوبش است و هیچگاه او را از خاطر دور نمیکند.
جانا! جانم ز قعر دریای حضوردُرّی عجب است غرق چندینی نور
هوش مصنوعی: عزیزم! جانم از اعماق دریا و درخشش حضورت، گوهری شگفتانگیز است که در نور غرق شده.
گرچه تن من ز کار دورست ولیکیک لحظه نهیی ز خاطرِ جانم دور
هوش مصنوعی: هرچند بدنم از کار و فعالیت دور است، اما نمی توانم حتی یک لحظه تو را از ذهن و خاطرم دور کنم.