تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۹

تا غمزهٔ چشم رهزنت راهم زدصد تیرِ جفا بر دلِ آگاهم زد
بس سنگدل و ستمگرت میبینمبشتاب که سنگ و سیم را خواهم زد