شمارهٔ ۴۳
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر با گل سخن میگوید و از او میخواهد که به سوی آب برود و از خود مراقبت کند. گل در پاسخ میگوید که ابر بر او میبارد و در واقع از او میخواهد که از زندگی و مشکلات دل بکند و به سمت یک زندگی بهتر برود.
با گل گفتم که داد بستان و بروآب رخ خود خواه ز باران و برو
هوش مصنوعی: به گل گفتم که به من کمک کن و از من دور نشو، برای زیباییات از باران استفاده کن و به مسیر خودت ادامه بده.
گل گفت که برمن ابر از آن میگریدیعنی که بشوی دست از جان و برو
هوش مصنوعی: گل میگوید که ابر به خاطر من اشک میریزد، پس پس از این همه درد و رنج، باید از خودت دست بکشی و راهی بروی.