تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۵۴

با گل گفتم که با چنین عمر که هستانگار که نیست رخت بر باید بست
گل گفت: چو نیست در جهان جای نشستهم بر سر پای میروم دست به دست