تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۷۹

از روغنِ شمع بوی خون می‌آیدکز پیشِ عسل تشنه کنون می‌آید
این طرفه که در مغز وی افتاد آتشروغن همه از پوست برون می‌آید