تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۹۲

شمعی که به یک دو شب فرو میگذردگه سوخته گه کشته به کو میگذرد
در خندهٔ بی فایدهٔ او منگربنگر چه بلا بر سرِ او میگذرد