بخش ۱
هوش مصنوعی: این متن شعری از عطار نیشابوری است که در آن شاعر به وصف خداوند و عشق الهی میپردازد. او بیان میکند که جز خداوند هیچ چیز در دنیا وجود ندارد و هر آنچه است از او نشأت میگیرد. شاعر از حالات عاشقان و عارفان صحبت میکند که در جستجوی وصال الهی هستند، و توصیف میکند که چگونه عشق الهی انسانها را از خود بیخود کرده و به سمت سیر و سلوک راهنمایی میکند. او به اتحاد عاشق و معشوق اشاره میکند و میگوید که در نهایت همه چیز به یک حقیقت واحد ختم میشود. عطار بر اهمیت عشق و صبوری در این راه تأکید دارد و از تحول و دگرگونی در درون انسان نظیر صعود به معراج و فرو رفتن در عشق الهی سخن میگوید.
من به غیر از تو نبینم در جهانقادرا پروردگارا جاودان
هوش مصنوعی: من جز تو کسی را در این جهان نمیبینم، ای پروردگار قادر، که جاودانه است.
من تو را دانم، تو را دانم، تو راحق تو را کی غیر باشد ای خدا
هوش مصنوعی: من تو را میشناسم، تو را میشناسم، تو را درست میشناسم. ای خدا، هیچ کس جز تو وجود ندارد.
چون به جز تو نیست در هر دو جهانلاجرم غیری نباشد در میان
هوش مصنوعی: هیچ کس جز تو در این دو جهان وجود ندارد، بنابراین چیزی یا کسی دیگر در میان نیست.
اولین و آخرین و ای احدظاهرین و باطنین و بیعدد
هوش مصنوعی: تو نخستین و آخرین هستی، ای یگانه که هم در ظاهر و هم در باطن هستی و بی شمار.
این جهان و آن جهان و در نهانآشکارا در نهان و در عیان
هوش مصنوعی: این دنیا و دنیای دیگر، در باطن و ظاهر، نهفته و روشن، هر دو یکجا وجود دارند.
هم عیان و هم نهان پیدا توییهم درون گنبد خضرا تویی
هوش مصنوعی: تو هم در ظاهری و هم در باطن، وجود داری و در درون گنبد سبز نیز هستی.
در ازل بودی و باشی همچنانتا ابد هستی و باشی جاودان
هوش مصنوعی: در آغاز وجود داشتهای و تا همیشه نیز وجود خواهی داشت، تو همیشه جاودان هستی.
ای ز تو پیدا شده کون و مکانای ز تو پیدا شده جان و جهان
هوش مصنوعی: ای آن کسی که وجود و فضا از تو نشأت گرفته است، ای آنانی که جان و زندگی به واسطه تو به وجود آمدهاند.
ای ز تو عالم پر از غوغا شدهجان پاکان در رهت یغما شده
ای که با آفرینش تو جهان هستی پر از غوغا شد، و ای تو که پاکان جان خود را در رهت ایثار کرده اند
ای ز تو چرخ فلک گردان شدهصدهزاران دل ز تو حیران شده
هوش مصنوعی: ای کسی که باعث شدهای که روزگار همچون چرخ فلک بچرخد، و صدهاهزار دل به خاطر تو در حیرت و شگفتی قرار گرفتهاند.
ای ز وصلت عاشقان دلسوختهجامهٔ وصل تو هر دم دوخته
هوش مصنوعی: تو که هر لحظه بر دلهای عاشقان دلسوخته میافزایی و آغوش وصالت را برای آنها باز میکنی، به مانند کسی هستی که دائم لباس وصال را بر تن میکند.
ای ز وصلت کار با زار آمدههمچو ابراهیم در نار آمده
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر وصالت، مثل ابراهیم به آتش آمدهای و در بازار عشق مشغول کار هستی.
ای ز وصلت جانها اندر فغانهمچو موسی در جواب لن تران
هوش مصنوعی: ای تو که جانها در پی وصالت از شدت اشتياق به زاری و گريه افتادهاند، مانند موسی در پاسخ به درخواست رؤیت خداوند که گفت: «هرگز مرا نخواهی دید».
ای ز وصلت جانها بریان شدههمچو اسماعیل صد قربان شده
هوش مصنوعی: ای کسی که با نزدیک شدنت جانها به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و همچون اسماعیل، آماده قربانی شدن هستند.
ای ز وصلت زاهدان در تهنیتهمچو داود نبی در تعزیت
هوش مصنوعی: ای کسی که از وصال بهرهمند شدهای، مانند داوود نبی در زمان مصیبت و سوگ، در تهنیت و تبریک باش.
ای ز وصلت عالمان در گیر و دارچون سلیمان پادشاهی مُلکدار
هوش مصنوعی: ای کسی که از رسیدن به وصال دانشمندان در تلاشی چون سلیمان، پادشاهی بر زمین را داری.
ای ز وصلت جان ما تاراج یافتچون محمد یک شب معراج یافت
هوش مصنوعی: ای محبوب، از زمانی که به وصالت نائل آمدیم، روح ما به شدت تحت تأثیر قرار گرفت، مثل محمد که یک شب به معراج رفت و به مقام بلندتری دست یافت.
ای ز وصلت عاشقان آشفتهکارهمچو عیسی آمده از پای دار
هوش مصنوعی: ای کسی که به عشقهایی که دلها را پریشان کرده، شبیه عیسی هستی که از بر دار آمد.
ای ز وصلت آسمان گردان شدهاندرین ره راه بیپایان شده
هوش مصنوعی: ای تو که از وصال به بلندای آسمان رسیدهای، در این مسیر بیپایان گام برمیداری.
ای ز وصلت کوکبان اندر طلبمینیاسایند هرگز از تعب
هوش مصنوعی: ای کسی که در پی وصالت هستی، مانند ستارهای در آسمان، هیچگاه از رنج و سختی ناامید نشو.
ای ز وصلت آفتاب اندر سماغلطغلطان میرود بیسر و پا
هوش مصنوعی: ای خورشید که از وصال تو در آسمان میرقصی و بیوقفه و بیسر و پا در حال گردش هستی.
ای ز وصلت خاک را خون در جگرهر زمان سِرّ دگر کرده به در
هوش مصنوعی: ای کسی که از وصالت، دل را به تپش میآوری و هر لحظه به فکر جدایی هستی.
ای ز وصلت آب در کار آمدههر زمان هر سو پدیدار آمده
هوش مصنوعی: ای محبوب، هر لحظه که به تو نزدیک میشوم، مانند آب که در هر جا به چشم میخورد، حضور تو نیز در هر سو نمایان میشود.
ای ز وصلت شد فریدت غرق خونهر زمان در خاک افتد سرنگون
هوش مصنوعی: ای کسی که در اثر وصالت همیشه در غم و اندوهی، هر زمان که به زمین بیفتی، از شدت ناراحتی غرق در خون میشوی.
ای ز وصلت آتش از غم سوختهاندر آن دم سنگ بر سر کوفته
هوش مصنوعی: ای محبوب، در لحظهٔ وصل تو، شعلهای از عشق و اندوه بر جانم نشسته است و در آن حال، به قدری درد و غمگینی دارم که گویی سنگ بر سر میکوبم.
ای ز وصلت هر زمان حیران شدمدر تحیر سر به سر گردان شدم
هوش مصنوعی: ای دلبر، هر بار که به وصالت میرسیدم، در حیرت و شگفتی غرق میشدم و مانند گردی در اطراف تو میچرخیدم.
ای ز وصلت غرق توحید آمدملاجرم در عین تجرید آمدم
هوش مصنوعی: من از پیوستگی با توحید آمدهام، به همین دلیل در حالی که از تمامی تعلقات آزاد هستم، به حضور تو رسیدهام.
من توام تو من نه من جمله توییمحو کردم در تو مایی و تویی
هوش مصنوعی: من و تو یکی هستیم، اما تو در من گم شدهای و من در تو. ما در همدیگر محو شدهایم.
خود یکی بود و نبود او را دوییاز منی هر چیز هم اینجا تویی
هوش مصنوعی: هر کس تنهاست و وجودش مستقل است، اما در واقع، نبود او یعنی عدم دوگانگی. هر چیزی که در اینجا وجود دارد، تویی و از تو ناشی میشود.
من به وصلت عارفی مطلق شدمعارفی رفته تمامی حق شدم
هوش مصنوعی: من به نزدیکی و ارتباط با یک عارف کامل رسیدم و به واسطه این ارتباط، همه حقیقت را درک کردم.
من خدایم من خدایم من خدافارغم از کبر و کینه وز هوا
هوش مصنوعی: من خود را خدای خود میدانم و از هرگونه خودخواهی، حسادت و تمایلات نفسانی آزاد هستم.
سِرّ بیسرنامه را پیدا کنمعاشقان را در جهان شیدا کنم
هوش مصنوعی: من به دنبال کسی هستم که با عشق و شور زندگی میکند و میخواهم این شور و شوق را در جهان گسترش دهم.
صد هزاران خلق حیران ماندهانداندرین ره نوح گریان ماندهاند
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم در این مسیر گیج و سردرگم هستند و به حالتی چون نوح، که در سوگ و غم است، باقی ماندهاند.
صد هزاران عارفان در گفتگواندرین ره لوح دل در شست و شو
هوش مصنوعی: بسیاری از عارفان در این مسیر به بحث و گفتگو مشغول هستند و در تلاشند تا دلهایشان را پاکسازی و تصفیه کنند.
عاشقان آتش زنند در هر دو کونتا رهی زین نقشهای لون لون
هوش مصنوعی: عاشقان در هر دو دنیا آتش عشق را برپا میکنند تا از این دنیای پر از رنگ و نقش، رهایی یابند.
نقشها را جمله در آتش بسوزبعد از آن شمع وصالش برفروز
هوش مصنوعی: تمام تصاویر و نقشهای زندگی را در آتش بسوزان و بعد از آن، شمع وصال او را روشن کن.
چون نماند نقشها اندر نهانآن زمان نقاش را بینی عیان
هوش مصنوعی: زمانی که دیگر هیچ نقشی در پنهان نماند، در آن لحظه نقاش را به وضوح خواهی دید.
با تو گویم سِرّ اسرار نهانای برادر نقش را نقاش دان
هوش مصنوعی: ای برادر، به تو میگویم تمام رازهای پنهان را، تو کسی هستی که باید شناختههای را به درستی مشخص کنی.
چون تو را باشد کمال دین به حقخویش را هرگز نبینی جز به حق
هوش مصنوعی: هرگاه کمال دین و حقیقت را در خودت بیابی، هرگز نمیتوانی آن را جز از راه حقیقت ببینی.
جملگی اعضای تو ای بیخبرذات کلی این جهان را سر به سر
هوش مصنوعی: تو ای بیخبر، تمام اعضای تو نشاندهندهی وجود کلی این جهان هستند.
عرش و فرش و لوح و کرسی و قلماز توشان شد اسم در عالم علم
هوش مصنوعی: جهان آفرینش، از آسمان و زمین گرفته تا جایگاههای علم و اندیشه، همه به نام تو شناخته میشوند.
گوهری جان در هوس تو کردهایبا سگی و جاهلی خو کردهای
هوش مصنوعی: جانی گرانبها در آرزوی تو به همراهی کسی بیفرهنگ و بیادب عادت کرده است.
دادهای بر باد عمر جاودانیک زمان آگه نهای از سِرّ جان
هوش مصنوعی: زندگی جاودانی که به باد رفته، فقط در یک لحظه به یاد آور.
چون شوی آگه ز سِرّ خویشتنترک گیری از حدیث ما و من
هوش مصنوعی: وقتی با ذات واقعی خود آشنا شوی، از داستانها و صحبتهای مربوط به خود و دیگران دست میکشی.
جمله را یک بینی ای مرد خدایتا نبینی ای پسر رشته دوتای
هوش مصنوعی: ای مرد خدا، همه چیز را با دقت و کاملاً مشاهده کن، تا اینکه فرزندم، دوگانگی را نبیینی.
گر تو راه عشق را مایل شوییک ره و یک کعبه و یک دل شوی
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشق به کجروی گرایش پیدا کنی، نهایتاً به یک هدف و یک معبود و یک محبت واقعی خواهی رسید.
ننگری در هیچ سو ای مرد کاردایما در عشق باشی بیقرار
هوش مصنوعی: ای مرد، به هیچ طرف نگاه نکن و همیشه در عشق خود بیقرار باش.
عشق جانان جوهر جان آمدهستلاجرم از خلق پنهان آمدهست
هوش مصنوعی: عشق محبوب مانند جوهر وجود آدمی است و به همین خاطر از چشم دیگران پنهان مانده است.
هست پیدا نیک تنها از شماکی بود خفاش را تاب ضیا
هوش مصنوعی: وجود نیک و خوب فقط به خاطر شماست، آیا خفاش میتواند نور را تحمل کند؟
این جهان و آن جهان با هم ببینبگذر از راه گمان و از یقین
هوش مصنوعی: به زندگی و دنیای مادی و دنیای معنوی توجه کن و از باورهای سطحی و ظاهری فراتر برو.
عشق با انسان و آن آمیختهروح اندر خاکدان آویخته
هوش مصنوعی: عشق با انسان پیوند خورده و روح او به خاک متصل است.
گفتم ای آرام جان عاشقانهم شوی درمان درون جسم و جان
هوش مصنوعی: به او گفتم، ای آرامش جان عاشقان، تو درمانی برای درون جسم و روح هستی.
ای جمالت عاشقان نشناختهمرکب معنی درین ره تاخته
هوش مصنوعی: ای زیبایی تو که عاشقان نتوانستهاند تو را بشناسند، در این مسیر عشق به سوی حقیقت پیش رفتهای.
ای وصالت سالکان را رهروانجمله در آیند از ره بینشان
هوش مصنوعی: ای عشق تو، سالکان و مسافران را به راهی میآورد که نشانهای ندارد و همه را به سوی خود میکشی.
ای وصالت صادقان صادق شدهدر طریق عشق خود لایق شده
هوش مصنوعی: ای وصالت، راستگویان در مسیر عشق به تو تربیت شدهاند و شایستگی یافتهاند.
ای وصالت عالمان در های و هویدر ره تقلید بشکافند موی
هوش مصنوعی: ای زیبایی و عشق تو، باعث شده که عالمان در میان شلوغیها و در راه تقلید، خود را گرفتار کنند و به مشکلات بیفتند.
ای وصالت اولیا را داد حالدأب ایشان ماورای قیل و قال
هوش مصنوعی: ای وصل تو حال و روز بندگان خاص را به گونهای دگرگون کرده که فراتر از گفت و گوها و بحثهای معمول است.
ای وصالت آسمان و هم زمینهست در تسبیح رب العالمین
هوش مصنوعی: تو اعتباری هستی که به آسمان و زمین معنا میبخشد و در ستایش خداوند جهانیان نقش داری.
ای وصالت شمس را دریافتهنور او در جمله عالم یافته
هوش مصنوعی: ای وصال تو مانند خورشید است و نور تو در تمام عالم پراکنده شده است.
ای وصالت ماه را هاله زدهگاه بدر و گه هلالی بر زده
هوش مصنوعی: ای معشوق، زیبایی تو همچون ماه است که گاهی به صورت کامل و گاهی به شکل هلال دیده میشود.
ای وصالت باد و آتش را به همداد وصلت از ره لطف و کرم
هوش مصنوعی: ای عشق تو موجب شده است که باد و آتش با هم آمیخته شوند و این اتحاد ناشی از لطف و مهربانی توست.
ای وصالت بحر را بگداختههر زمان درد دگر پرداخته
هوش مصنوعی: ای عشق تو مانند دریاست که هر بار به من درد و رنج جدیدی را تحمیل میکند.
ای وصالت کرد آب و خاک راداد قدسی روح قدس پاک را
هوش مصنوعی: تو از طریق وصل تو، آب و خاک را به هم پیوند دادی و روح پاک و مقدس را به انسان عطا کردی.
ای وصالت کوه را در گل زدهصد هزاران عاربش بر دل زده
هوش مصنوعی: ای عشق تو، مانند کوهی است که در گل فرو رفته و صدها هزار عارف را به دل مشغول کرده است.
ای وصالت سِر دریای قدمصد هزاران درّ آرد از عدم
هوش مصنوعی: دوست گرامی، وصال تو همچون دریایی است که قدمهای تو را به سوی آن میلیونها گوهر از عدم به وجود میآورد.
ای وصالت آشکارا و نهانای وصالت بی بیان و بی عیان
هوش مصنوعی: وجود تو هم در ظاهر و هم در باطن مشهود است؛ وجود تو به گونهای است که حتی بدون گفتن و نمایان شدن نیز حس میشود.
ای وصالت انبیا و اولیاای وصالت عاشقان و اصفیا
هوش مصنوعی: تو ای نازنین که وصال و نزدیکی تو مایه فخر پیامبران و اولیای خداست، تو همچنین عشق و محبت عاشقان و پاکان را هم به خود جلب کردهای.
ای وصالت زاهدان و مخلصانای وصالت نیستی و هستیان
هوش مصنوعی: تو زیباترین و بالاترین آرزو برای زاهدان و مخلصان هستی، همچنین تو هستی و نیستی را در بر میگیری.
ای وصالت هست گشته در جهانای وصالت هست پیدا و نهان
هوش مصنوعی: ای محبوب تو در دنیا حاضر و ناپیدایی، عشق و وصالت در هر جا حس میشود، هم آشکار و هم پنهان.
ای وصالت از جهان بیرون شدهای وصالت عالم بیچون شده
هوش مصنوعی: ای محبوب، تو از دنیای مادی جدا شدهای و به مرتبهای عالی دست یافتهای که دیگر هیچ چیز مشابه و همتایی برای تو وجود ندارد.
ای وصالت هر دو عالم سوختهای وصالت خان و مانم سوخته
هوش مصنوعی: تو سبب سوختن جان و دلم هستی، ای محبوبی که عشق تو باعث نابودی زندگیام شده است.
عالمان در علم او در ماندهاندعارفان از عرف او واماندهاند
هوش مصنوعی: دانشمندان از درک کامل علم او ناتوان ماندهاند و عارفان نیز از فهم عمیق اوضاع و احوالش بازماندهاند.
عاشقان از عشق او حیران شدندهر دم از نوعی دگر بیجان شدند
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر عشق او همیشه در شگفتی و حیرت هستند و هر لحظه به شکل جدیدی از سر عشق بیحال و بیجان میشوند.
زاهدان از زهد او رسوا شدنددر خیال زهد او شیدا شدند
هوش مصنوعی: زاهدان به خاطر زهد او شرمنده و رسوا شدند و در تصور زهد او به شدت مجذوب و عاشق گشتند.
بعد پنجه سال او اسرار یافتاز فریدالدین لقب عطار یافت
هوش مصنوعی: بعد از گذشت پنجاه سال، او به شناخت و درک عمیقی از اسرار رسیده و به دلیل این دستاورد، لقب عطار را به خود اختصاص داده است.
سر بیسرنامه را پیدا کنمعاشقان را در جهان شیدا کنم
هوش مصنوعی: میخواهم آنجا را بیابم که عشق و محبت در آن جریان دارد و عاشقان را در این دنیا شاد و سرزنده کنم.