بخش ۷
هوش مصنوعی: این متن شعری از شاعر عرفانی است که به توحید و عشق الهی پرداخته است. شاعر در آن به گفتگو با خداوند میپردازد و به وضعیت عالم و معرفت اشاره میکند. او احساس میکند که در دریای خون غوطهور شده و وضوی خود را با خون میسازد، زیرا اعتقاد دارد نماز عشق نیاز به وضوی خاصی دارد. شاعر به مشکلات و مصائب خود در این مسیر اشاره کرده و از عارفان و سالکان راه خدا که از او جلوتر رفتهاند، غصه میخورد. او در نهایت به فنا در ذات الهی و بازسازی خود در این راه اشاره میکند و نکاتی از عمیقترین معانی عشق و عرفان را بیان میکند.
گفتم ای دارندهٔ کون و مکانغیر تو کس نیست در هر دو جهان
هوش مصنوعی: به او گفتم، ای صاحب هستی و جهانی که غیر از تو کسی در این دو عالم وجود ندارد.
گفتم ای دارندهٔ عرش مجیدعرش و کرسی از تو هم صورت ندید
هوش مصنوعی: گفتم ای صاحب عرش بزرگ، که عرش و کرسی هم هیچ چیزی از زیبایی تو ندیدند و نتوانستند به زیبایی تو برسند.
گفتم ای دارندهٔ لوح و قلماین جهان و آن جهان از تو علم
هوش مصنوعی: گفتم ای کسی که علم و دانش را در دست داری، این دنیا و آن دنیا از تو بهرهمند هستند.
گفتم ای دانای بینا آمدهخلق عالم از تو حیران آمده
هوش مصنوعی: گفتم ای فرد دانا و بینا، موجودات این جهان به خاطر تو سردرگم و شگفتزده شدهاند.
میکنم من ختم بی سر نامه رامیکنم آلوده در خون جامه را
هوش مصنوعی: من نامهای بیپاسخ را به پایان میرسانم و لباسی را که آغشته به خون است، آلوده میکنم.
لیک در دریای خون غوطه زدمبعد ازآن کردم وضو در خون شدم
هوش مصنوعی: اما من در دریای خون فرو رفتم و بعد از آن در خون وضو گرفتم.
مردمان گفتند و پنجه دیدهٔروی خود در خون چرا آلودهٔ
هوش مصنوعی: مردم پرسیدند که چرا دستهای تو به خون چهرهات آلوده است؟
گفتم این دم میگذارم من نمازپس وضو سازم به خون ای پاک باز
هوش مصنوعی: گفتم در این لحظه میخواهم نماز بخوانم، پس وضو میسازم به خون، ای پاک.
این نماز عشق را آنجا وضوراست ناید جز به خون پاک رو
هوش مصنوعی: نماز عشق را در آن مکان بی خبری و بیخبر بودن از خود و دیگران، تنها با خون پاک و دل پاک میتوان آغاز کرد.
بعد از آن گفتند مردی مرد کاراز تصوف این زمان امری بیار
هوش مصنوعی: پس از آن گفتند: در این زمان، مردانی هستند که کار و عمل مهمتر از تصوف و عرفان در زندگیشان است.
گفت هم هر رنگ من بینی چنینتا ترا در راه من باشد یقین
هوش مصنوعی: هر رنگی که من دارم را ببینی، بدان که این فقط برای این است که مطمئن شوی در مسیر من قرار داری.
بار دیگر گفت ای صاحب نظردر طریق عشق ده ما را خبر
هوش مصنوعی: بار دیگر گفت: ای فرد با تجربه و متخصص در راه عشق، به ما اطلاعاتی بده.
گفت پس آنجا بود گردن زدنبعد از آن به سوختن آتش زدن
هوش مصنوعی: او گفت که در آنجا گردن زدن و بعد از آن سوزاندن با آتش وجود داشت.
این بگفتم این چنین سر جان منمنتشر شد در جهان ایمان من
هوش مصنوعی: من این سخن را گفتم و جانم در این کلام بهطور گستردهای در جهان پخش شد و ایمانم آشکار گشت.
ای دریغا ختم بی سر نامه شدلیک در سیلاب خون تر جامه شد
هوش مصنوعی: افسوس که نامه بدون پایان به پایان رسید، اما در میان سیلاب خون، لباس او خونی شد.
ای دریغا در خودی در ماندهاملاجرم در صد بلا افتادهام
هوش مصنوعی: آه، متأسفانه در خودم گیر کردهام و به همین خاطر در برابر مشکلات زیادی قرار گرفتهام.
ای دریغا بی نوایان یقینراه رفتند و بماندم این چنین
هوش مصنوعی: ای کاش، کسانی که بیخبر و بینوا بودند، از کنارم گذشته و رفتند و من در این حال و روز تنها ماندم.
ای دریغا عارفان با وفاشان برفتند و بماندم در قفا
هوش مصنوعی: آه، عارفان باوفا از کنارم رفتند و من تنها و در انتهای راه ماندهام.
ای دریغا سالکان راه بینراه رفتند و بماندم این چنین
هوش مصنوعی: ای کاش کسانی که در جستجوی حقیقت و مسیر درست بودند، نمیرفتند و من در این حال و روز تنها نمیماندم.
ای دریغا صوفیان با صفاشان برفتند و بماندم مبتلا
هوش مصنوعی: متأسفانه، صوفیان نیکوکار و دلشاد از زندگی رفتهاند و من تنها و گرفتار ماندهام.
ای دریغا نفس ما در معصیتخود خودی کرده بری از معرفت
هوش مصنوعی: آه، افسوس که نفس ما به خاطر گناهان خود از حقیقت و شناخت واقعی بریده است.
ای دریغا عاشقی را با ادبجمله در تجرید دایم خشک لب
هوش مصنوعی: ای کاش عاشق با ادب باشد، اما همیشه در خلوت خود بیاحساس و خاموش باقی بماند.
هر که او خود را فنا کلی شناختاندر آن جائی بقانی کل بساخت
هوش مصنوعی: هر کسی که خود را به طور کامل ناپدید ببیند، در آن حالت، به وجودی نهفته و کلی دست مییابد.