بخش ۵۰ - جواب دادن شیخ جنید شیخ کبیر را
هوش مصنوعی: این متن به بیان معرفت و حقیقت در وجود انسان و جهان میپردازد، و در آن هم به مقام والای پیامبر اسلام، محمد (ص)، و هم به اهمیت شریعت و حقیقتهای عمیق وجودی اشاره میشود. جنید، به عنوان کلامگو، بر اتصال میان ظاهر و باطن تأکید دارد و بیان میکند که انسانها باید به حقیقت درونی و معنای عمیق تکامل وجود خود پی ببرند. همچنین او از عشق به حقیقت و نبوت محمد (ص) صحبت میکند و اظهار میدارد که برهمین اساس، انسانها باید در مسیر شریعت و حقیقت گام بردارند.
این افکار در ضمن ابراز اهمیت ادب، معرفت و حقیقت در زندگی انسانها بسیار به چشم میآید. جنید به مثالی از نسبتی که انسانها باید با حقیقت و وجود خدا داشته باشند میپردازد و میگوید که هیچکس جز خداوند نمیتواند حقیقت را بهطور کامل درک کند.
جنید راهبر گفت ای جهان بینتوئی در عصر ماراز عیان بین
هوش مصنوعی: جنید راهبر گفته است که ای انسان، تو در این زمان خود را ببین و حقایق را به وضوح درک کن.
جهان جان و دریای معانیحقیقت جوهر دریای کانی
هوش مصنوعی: جهان مانند روح است و دریا پر از معانی، در حقیقت جوهر آن، همانند دریاهایی از سنگ و معدنی است.
تو دادن آنچه ما اینجا نداریمنهادی همچو تو پیدا نداریم
هوش مصنوعی: تو آنچه را که ما در اینجا نداریم، به ما بخشیدهای و مانند تو را در این دنیا نمیتوانیم پیدا کنیم.
تو هستی قطب عالم اندر آفاقحقیقت اوفتادستی تو خود طاق
هوش مصنوعی: تو همان نقطه مرکزی جهان هستی و در گستره حقیقت به اعتدال و توازن رسیدهای.
بدین معنی که دیدستی ز منصوربیانی گویمت میدار معذور
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که اگر از منصور سخنانی را شنیدهای، من نیز برایت میگویم که عذرخواهی نکن. در واقع، اشاره به این دارد که ممکن است برخی صحبتها یا رفتارها نیاز به توضیح یا عذرخواهی نداشته باشند و درک متقابل میان افراد مهمتر است.
کنون در ملک عالم کن نظر بازمشایخ چند هستند ای سرافراز
هوش مصنوعی: حالا در دنیای اطراف خود نگاه کنید، ببینید چند نفر از بزرگان و استادان هستند ای با افتخار.
حقیقت انبیا بسیار بودندحقیقت مؤمن دیدار بودند
هوش مصنوعی: حقیقت پیامبران بسیار است، اما حقیقت مؤمنان تنها در دیدار و ملاقات نمایان میشود.
همه واصل بُدند و کار دیدهدر اینجا گه جمال یار دیده
هوش مصنوعی: همه به مقام وصل رسیده بودند و در اینجا به تماشای زیبایی یار پرداخته بودند.
همه در وصل خود صورت نگهدارز بهر دعوت ایشان نمودار
هوش مصنوعی: همه برای این که در پیوند و نزدیکی خود با معشوق به خوبی ظاهر شوند، به خاطر این دعوت، خود را نشان میدهند.
در اینجا آمدند از کارسازیخدا بخشید هر یک سرفرازی
هوش مصنوعی: در اینجا، خداوند به هر کدام از افراد به خاطر تلاش و کوشششان، مقام و اعتبار عطا کرده است.
چو ایشان سرفراز راه بودندز بهر دعوتت آگاه بودند
هوش مصنوعی: آنها با افتخار و سربلندی به راهی که مشخص کرده بودی رفتند و از دعوت تو باخبر بودند.
نگفته هیچکس اینجا اناالحقحقیقت جمله حق گفتند مطلق
هوش مصنوعی: هیچ کس در اینجا به صراحت نگفته "من همان حقیقت هستم"، اما در حقیقت همه چیز به نوعی از حقیقت سخن میگوید و حقیقت خالص به طور مطلق بیان شده است.
همی دانیم ما ز اسرار اینجاکه نور اوست کل مشهور اینجا
هوش مصنوعی: ما از رازهای این مکان آگاهیم، زیرا نور او در اینجا به وضوح شناخته شده است.
همه دیدار جانانست دانیمیقین خورشید تابانست دانیم
هوش مصنوعی: ما همه میدانیم که دیدار معشوق حقیقتی است و بدون شک، خورشید درخشان نیز وجود دارد.
چو خورشید است او در نور اینجاکه نور اوست کل مشهور اینجا
هوش مصنوعی: او مانند خورشید است که در اینجا نورش وجود دارد و همین نور او باعث معروفیت و شناخته شدن این مکان است.
محمد آفتاب و ما ستارهیقین دعوتش عالم نظاره
هوش مصنوعی: محمد مانند خورشید میدرخشد و ما مانند ستارههایی هستیم که به یقین دعوت او را در جهان میبینیم و نظاره میکنیم.
کجا چون او دگر آید حقیقتکه مانندش بود اندر طریقت
هوش مصنوعی: کجا میتوان کسی را پیدا کرد که در حقیقت و رفتار به اندازه او شایسته و بینظیر باشد؟
که او سرخیل ما و پادشاهستگدایانیم ما او پادشاه است
هوش مصنوعی: او رهبر و صاحباختیار ماست و ما همچون درویشان به او خدمت میکنیم. او پادشاه ماست.
چو او شاهیست اندر لامکانیورا بُد جمله اسرار و معانی
هوش مصنوعی: او مانند پادشاهی است که در مکان نامحدود قرار دارد و تمام اسرار و معانی را در خود دارد.
نگفت این سرّ ودعوت کرد اینجااز آنکه بود صاحبدرد اینجا
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که شخصی با یک امر نهان روبرو شده و از آن دعوت شده که در این مکان حضور داشته باشد، به دلیل اینکه در اینجا کسی وجود دارد که تجربه و درکی عمیق از این موضوع دارد.
بدعوت یافت اینجا نعمت و نازمیان انبیا آمد سرافراز
هوش مصنوعی: در اینجا به دعوت، نعمت و زیبایی وجود دارد و در میان پیامبران، این فرد با عزت و افتخار وارد شده است.
بدعوت شرع کرد اینجای بنیادکه تا ناید ابر ذرات بیداد
هوش مصنوعی: دعوت به اصول و قواعد دین در این زمین گذاشته شده است تا زمانی که ابر ظلم و بیعدالتی بر این جا نبارد.
سعادت مرورا بخشیده بد حقدر اینجا او بگفتهٔ بد اناالحق
هوش مصنوعی: سعادت در این دنیا به لطف و فرمان خداوند به ما داده شده است و او به ما این حقیقت را یادآوری کرده است.
اگر حق است حق در جمله راز استحقیقت را همیشه چشمم باز است
هوش مصنوعی: اگر حقیقت وجود داشته باشد، در تمام اشکال آن راز و رمز دارد و من همیشه آمادهام تا آن را ببینم و درک کنم.
ز بهر امر معروفست اینجاکه منکر نهی معروفست اینجا
هوش مصنوعی: این جا برای ترویج کارهای نیک و پسندیده است و حتی اگر کسی به کارهای ناپسند دچار شود، باید او را به خوبی و کار نیک دعوت کرد.
هر آنکویی ادب آمد درین راهسزای او دهد اینجایگه شاه
هوش مصنوعی: هر کسی که با ادب و احترام وارد این مسیر شود، در این مکان شایسته او مورد تقدیر و ارادت قرار میگیرد.
ادب داران ما اینجا بسی بینبه پیوسته همه با صاحب دین
هوش مصنوعی: در اینجا افرادی با ادب و فرهنگ بالا وجود دارند که همواره در کنار کسانی هستند که در دین و ایمان جستجو میکنند.
شریعت بهر این بنهاد احمدکه تا پیدا نماید نیک از بد
هوش مصنوعی: احمد (پیامبر) قوانین و دستورات دینی را تنظیم کرده تا بتواند خوبی را از بدی تشخیص دهد و نیکی را نمایان کند.
چو نیکی همچوروز و شب بدآمدمثل گوئی از این معنی تب آمد
هوش مصنوعی: وقتی نیکی به مانند روز و شب بر انسان نازل میشود، به نظر میرسد که از درک این معنا دچار شگفتی و تعجب میشود.
چو میدانم که در شرع جهاندارحقیقت گفت بد کردیم بردار
هوش مصنوعی: وقتی میدانم که در قوانین خداوند گفته شده که کار بدی انجام دادهام، باید این کار بد را کنار بگذارم.
ورا زیرا که تا اهل جهان کلورا اینجا همی بینند و از دل
هوش مصنوعی: او را میبینند، زیرا که همه افراد دنیا او را در اینجا مشاهده میکنند و از دل هم احساس میکنند.
دگر کس مینگوید آنچه او گفتکه او بیشک درون خاک و خون خفت
هوش مصنوعی: دیگر کسی سخنان او را بازگو نمیکند، چون او قطعاً در دل خاک و خون خوابیده است.
حقیقت این چنین خواهد بدن رازکه این صورت نخواهد ماند کل باز
هوش مصنوعی: حقیقت به این شکل خواهد بود که رازهای نهفته در آن، این ظاهر ماندگار نخواهد بود و در نهایت تغییر خواهد کرد.
ازین ارکانها خارج شود اوحقیقت گفت ما خود بشنود او
هوش مصنوعی: هر کسی که از این اصول و قواعد خارج شود، حقیقت را درک کرده و ما خود آن را میشنویم.
نخواهد ماند صورت پایدارشنباشد وصل اینجا در کنارش
هوش مصنوعی: دوام نخواهد آورد این زیبایی، اگر وصالی در کنار آن نباشد.
طبایع محو خواهد شد وراهمنخواهد رفت ازو ناگاه این دم
هوش مصنوعی: طبیعتها ناپدید خواهند شد و او از کنار من نخواهد رفت، ناگهان در این لحظه.
نخواهد بود اینجا با ادب اوز روی شرع بد گفتهست بد او
هوش مصنوعی: در اینجا کسی به خاطر رعایت آداب و ادب، مشکل خاصی نخواهد داشت، اما اگر به روش غیرقانونی یا نادرست صحبت کند، عواقب بدی در انتظار او خواهد بود.
در این ساعت که بردار است اینجاکجا از ما خبر دارست اینجا
هوش مصنوعی: در این لحظه که در این مکان به سر میبریم، هیچکسی از حال و احوال ما آگاه نیست.
حقیقت این زمان چون بیزمانستنزولش نیز دایم جان جانست
هوش مصنوعی: حقیقت این دوران مثل زمانی است که از دست رفته و فراموش شده به نظر میرسد و بنابراین، حضور آن در هر لحظه از زندگی، به گونهای عمیق و معنادار است.
ز اول صورت آخر سرآیدحقیقت پنج روز اینجا برآید
هوش مصنوعی: از ابتدا، پایان کار مشخص است و حقیقت در این پنج روز به وضوح ظهور میکند.
خدادان ملک ملکش مالک آمدحقیقت کل شئی هالک آمد
هوش مصنوعی: خداوند، صاحب واقعی همه چیز است و هر چیزی در نهایت نابود میشود.
خدا پاک و مبرّا از کف خاکچه نسبت داردآخر خاک باپاک
هوش مصنوعی: خداوند پاک و مبرّا از هر ناپاکی است و هیچ نسبتی با خاک و مواد دنیوی ندارد. خاک و ناپاکیها نمیتوانند به او ارتباطی داشته باشند.
خدا پاک و منزه در حقیقتکجا گنجد درین عین طبیعت
هوش مصنوعی: خداوند پاک و بینقص، در ذات خود چطور میتواند در این دنیای مادی و طبیعی جا بگیرد؟
منزه آمد از گردون عالمولیکن صنع بنماید دمادم
هوش مصنوعی: آسمان از هر آلودگی پاک است، اما با این حال، هر لحظه آثار خالق را به نمایش میگذارد.
نشاید این حقیقت پیشوائیکجا او را بود دید خدائی
هوش مصنوعی: این حقیقت قابل قبول نیست که رهبری در جایی قرار گیرد که خدا را شناخته باشد.
خدا جان دارد و دیگر ستاندچو آسان دادم آسان ستاند
هوش مصنوعی: خداوند روح و جان دارد و اگر او بخواهد، میتواند آن را از من بگیرد؛ چون من نیز به راحتی آن را به او دادهام.
تمامت پادشاهان بندهٔ اوستاگر نه اینچنین دانی نه نیکوست
هوش مصنوعی: همهٔ پادشاهان زیر دست او هستند، اگر این را به درستی درک نکنی، خوب نیست.
تو شیخ از اعتقاد پاک مگذرحقیقت زین بیان امروز برخور
هوش مصنوعی: شما به عنوان یک رهبر دینی، از ایمان پاک خود دست برندارید؛ زیرا امروز حقیقت را از این سخنان درک خواهید کرد.
چنان کاول مگو این راز هرگزبقول مصطفی دین العجایز
هوش مصنوعی: هرگز رازهایی را که نمیدانی، مانند آغاز سخن نگویید، چرا که این ها از نکات باریک و خاص دین هستند.
نگه میدار گفتش در دل وجانکه عالم صورتت دادست جانان
هوش مصنوعی: او به من گفت که باید در دل و جانم تو را نگه دارم، زیرا زیبایی تو به من زندگی و روح داده است.
اگر جانان حقیقت اوست تحقیقکه او دارد یقین در شرع توفیق
هوش مصنوعی: اگر محبوب واقعیت را دارد، پس باید بدانیم که او در راه دین و موفقیت، اطمینان و یقین دارد.
کسی کوپای بر بالا نهاده استز بالا ناگهی در سر فتاده است
هوش مصنوعی: کسی که خود را بالا و برتر از دیگران میداند، ناگهانی به حالت فرود میآید و دچار مشکل میشود.
محمد دان و جز ذات محمدمخوان جز ذات و آیات محمد
هوش مصنوعی: به محمد (ص) توجه کن و فراتر از او کسی را نخوان، زیرا فقط اوست که ذات و آیاتش الهی و بینظیر است.
محمد حق شناس اینجای منصورمشو ای شیخ عالم زین سخن دور
هوش مصنوعی: به محمد حق شناس بگو که در مورد منصور صحبت نکن و ای شیخ عالم، از این بحث دوری کن.
محمد دان یقین ذات خداوندکه او آمد حقیقت ذات و پیوند
هوش مصنوعی: محمد، به درستی میداند که ذات خداوند چیست؛ چرا که او تجلی واقعی ذات و ارتباط عمیق با اوست.
ز بهر دعوت کل امم بودبه معنی و بصورت محترم بود
هوش مصنوعی: به خاطر دعوت از تمام ملتها، به صورت محترمانه و با مفهوم خاصی انجام شده است.
نگفت این راز چون منصور سربازاز آن دانم ورا من صاحب راز
هوش مصنوعی: این شعر اشاره به این دارد که من از راز و حقیقتی آگاه هستم که منصور هم به آن پی برده است، اما او از بیان آن خودداری میکند. من احساس میکنم که در این زمینه دانش و درک بیشتری دارم.
حقیقت هر که آگاهست برویبنور شرع چون ماه است از وی
هوش مصنوعی: هر کسی که به حقیقت آگاه باشد، نور شریعت برایش همانند ماه است.
چو او بیشک نماید راه جملهحقیقت او بود مر شاه جمله
هوش مصنوعی: وقتی او حقیقت را به روشنی نشان دهد، بیتردید او لایق مقام والای رهبری و سروری است.
خدا او را چنین عزّ جهان دادورا تمکین بر هر دو جهان داد
هوش مصنوعی: خداوند به او چنین مقام والایی بخشید و به او قدرتی داد که بر تمام عالم تسلط داشته باشد.
ابا حق گفت جمله لیک معراج نهاده بر سر خود آن شب آن تاج
هوش مصنوعی: تمامی کسانی که حق را مطرح کردند، اما در آن شب، او بر فراز خود تاجی را بر سر نهاد.
چو او را برگزید و آشنا کردمیان انبیایش پیشوا کرد
هوش مصنوعی: زمانی که او را انتخاب کرد و به آشنایی رساند، او را به عنوان رهبری میان پیامبران قرار داد.
بجز او پیشوادیگر نگیرمیقین اینست ای شیخ کبیرم
هوش مصنوعی: جز او هیچ پیشوایی را قبول ندارم، این را به خوبی میدانم ای شیخ بزرگ.
محمد دانم و الله خدا منمحمد را شناسم پیشوا من
هوش مصنوعی: من محمد را میشناسم و به خدا ایمان دارم، محمد پیشوای من است.
مرا او پیشوا و کس نخوانمبجز او هیچکس دیگر نخواهم
هوش مصنوعی: من او را رهبر خود میدانم و هیچ کس دیگری را جز او نمیخواهم.
ره حق یافتستم من ازو بازحقیقت اوبود مر شاه را باز
هوش مصنوعی: من راه حقیقت را از او پیدا کردم، و حقیقت او بود که دوباره مرا به سوی پادشاه راهنمایی کرد.
خبردارم که ما را حق چه داده استدرون جان ما هرچه نهاد است
هوش مصنوعی: میدانم که حق ما چه چیزی است؛ همه آنچه در وجود ما قرار دارد، نشاندهنده آن است.
حقیقت گفت و گنجش یافتستمبسوی گنج خود بشتافتستم
هوش مصنوعی: حقیقت را بیان کردم و به گنج درون خود دست یافتم، بنابراین به سوی گنج خود شتابان رفتم.
مرا گنج معانی آشکار استمرا گفتار او ناپایدار است
هوش مصنوعی: من منابع و معانی ارزشمند و روشنی دارم، اما سخنان او ناپایدار و بیثبات است.
حقیقت ذات ذاتم در صفاتمحقیقت شد یقین چون نور ذاتم
هوش مصنوعی: حقیقت وجود من در ویژگیهایم به روشنی آشکار شده است، مانند نوری که واقعیت وجودم را روشن میکند.
اگر از ذات من ذاتم در اینجاسراسر عین ذراتم در اینجا
هوش مصنوعی: اگر به عمق وجود من نگاه کنی، میبینی که ماهیت من در اینجا پر از اجزای کوچک و بزرگ است.
چو او واصل شدست و کارسازماز آن از گفتن او بینیازم
هوش مصنوعی: وقتی او به هدف و مقصود خود رسیده و برای رفع نیازهایم کارساز است، دیگر نیازی به گفتن و بیان حرفها ندارم.
ره شرع محمد بسپریدمبحمدالله که همچون بایزیدم
هوش مصنوعی: راه دین محمد را با تشکر و سپاس به پایان رساندم، زیرا اکنون مثل بایزید هستم.
که چون او دید گفتار اناالحقزند مانند او هر دم اناالحق
هوش مصنوعی: وقتی او این را دید، گفت: "من حق را میگویم"، و هر لحظه مانند او این حقیقت را بیان میکند.
بگفت او چنان مغرور افتادچراغ وصل او شد کشته در باد
هوش مصنوعی: او گفت که چقدر مغرور شده است و عشقش مثل چراغی است که در باد خاموش شده و به فنا رفته است.
چنان دور است این ساعت زجانانکه ابر آید بر خورشید تابان
هوش مصنوعی: این ساعت به قدری از محبوب دور است که مانند ابر بر روی خورشید درخشان میآید و آن را میپوشاند.
ضیا زو رفت ودرتاریکی افتادکه از اعیان شرع او دور افتاد
هوش مصنوعی: نور و روشنایی او از بین رفت و در تاریکی فرو رفت، به گونهای که از اصول و قواعد دین دور شد.
ازین گفتارها اوغمزه آمدز خورشیدی بسوی ذره آمد
هوش مصنوعی: از این سخنان، زیبایی و دلربایی به سوی ذرات عالم، مانند تابش خورشید، سرازیر شد.
کنون شیخ کبیر و قطب اسراررهم شرعست میدان تو ز گفتار
هوش مصنوعی: اکنون بزرگترین روحانی و محور رازها، راهنماییام به دست تو است. تو باید از سخنان او آگاهی داشته باشی.
هر آنکو مرد راه و آشنایستهمیشه راز دار مصطفایست
هوش مصنوعی: هر کس که در مسیر درست قدم بردارد و با حقیقت آشنا باشد، همواره از اسرار و رازهای پیامبر بزرگ، مصطفی (ص)، آگاه و محافظت میکند.
حقیقت سالهابر درگه اونشستم تاشدستم آگه او
هوش مصنوعی: سالها در درگاه حق نشستهام تا به معرفت و آگاهی او دست یابم.
چو من آگاه گشتم از شریعتحقیقت بود کل عین طریقت
هوش مصنوعی: وقتی به دانش و فهم عمیق از اصول واقعی دست پیدا کردم، متوجه شدم که تمام اصول و روشهای واقعی نیز در این آگاهی نهفته است.
حقیقت در شریعت دان یقین توشریعت دان یقین عین الیقین تو
هوش مصنوعی: در دین و قوانین آن، به راستی و حقیقت پی ببرید و این را بدانید که پیروی از این قوانین، خود یقین و آگاهی کامل است.
بشرع احمد آور فخر زنهارکه اندر شرع کل یابی تو دلدار
هوش مصنوعی: از احکام و قوانین اسلام تبعیت کن و به خود نبال که در تمام شرایع، تو معشوق و محبوبی.
هر آنکو پای در بیرون نهادستقدم در خاک و او در خون نهاده است
هوش مصنوعی: هر کس که از مرز خود خارج شده و قدم در زمین گذاشته، باید آماده باشد که به قیمت جانش هم تمام شود.
ادب داری چو مردان بایدت کردشراب وصل آن دم بایدت خورد
هوش مصنوعی: اگر رفتار و آداب شایستهای داری، باید مانند مردان رفتار کنی و در لحظهی وصل، باید از خرم و شادی آن بهرهمند شوی.
ادب پیش آور اینجا همچو مردانکه دارد دوست اینجاگاه جانان
هوش مصنوعی: در اینجا باید با احترام و نزاکت برخورد کنی، همانند مردان، زیرا در این مکان دوستی وجود دارد که روح و جان را میسازد.
ادب داران راه او در اینجاهمیشه بودهاند نیکو در اینجا
هوش مصنوعی: افرادی که با ادب و فرهنگ رشد کردهاند، همیشه در اینجا وجود داشته و به خوبی عمل کردهاند.
اگرچه راز جانان بودشان بیشنگفتند و برفتند با دل ریش
هوش مصنوعی: هرچند که عاطفهها و احساسات عمیقی نسبت به محبوب داشتند، اما سخنی در این زمینه نگفتند و با دلهای شکسته خود، از کنار آن گذشتند.
ادب اینجایگه میدار جاناوگرنه جای بین بردار جانان
هوش مصنوعی: در این مکان، ای محبوب، ادب و نزاکت را رعایت کن، وگرنه اینجا محل بازیگری و بیاحترامی نیست.
بحکم شرع آمد بی ادب اوبدارش کردم از بهر سبب او
هوش مصنوعی: به خاطر قانون و رفتاری که در او دیدم، او را مؤدب نکردم و از او دوری کردم به خاطر دلیل خاصی که داشتم.
سبب اینست بشنو شیخ تحقیقکه تا پیدا بود صدیق و زندیق
هوش مصنوعی: علت این است که بشنو ای شیخ، چون حقیقت را دریابی، تا زمانی که صادق و کافر مشخص باشند.
اگرچه جمله در تحقیق اویستبدی بددان و نیکی خود نکویست
هوش مصنوعی: هرچند که همه چیز به تحقیق و بررسی او مربوط میشود، اما در واقع بدیها به خود او برمیگردد و نیکیها از جانب اوست.
ازآن اصلی و فرعی کرده است دوستکه این مغز است بهتر بیشک از پوست
هوش مصنوعی: دوست به ما یادآوری کرده که آنچه در درون و مغز یک چیز وجود دارد، از ظاهر و پوست آن بسیار باارزشتر و مهمتر است.
حقیقت اصل شرع احمد آمدکه در اسرار او نیک و بد آمد
هوش مصنوعی: حقیقت و اصل دین پیامبر احمد (ص) به ما رسیده است و در رازهای آن، خوبیها و بدیها مشخص شده است.
وگر کافر بود همچو مسلمانلکم دین گفت حق در سرّ قرآن
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند مسلمانان رفتار کند، اما کافر باشد، خداوند در دل قرآن به روشنی میگوید که شما را در دین خود آزاد گذاشته است.
کسانی کاندرین معنی ندانندز خود تفسیرها بیهوده خوانند
هوش مصنوعی: کسانی که به این معنا آگاه نیستند، از خود تفاسیر بیمورد و بیفایده ارائه میدهند.
که این جمله یکی گفتهست بیچونمنت گویم بیانی نی دگرگون
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسی بدون هیچ شرط و قید و شرطی، نظری را بیان کرده و هیچ تغییر و تحولی در آن وجود ندارد.
همه از کارگاه کردگاریمهمه از سرّ صنعش آشکاریم
هوش مصنوعی: ما همه از دستساختههای خدا هستیم و همه به نوعی از راز آفرینش او آگاهیم.
همه از او شده پیدا در اینجاهمه از اوست گویا اندر اینجا
هوش مصنوعی: همه چیز در این مکان از او شکل گرفته و آشکار است؛ به نظر میرسد همه چیز اینجا وابسته به اوست.
کمال قدرت او بیشمار استهمیشه جمله را پروردگاراست
هوش مصنوعی: قدرت او بینهایت و کامل است و او همیشه پروردگار تمام موجودات است.
همه از ذات اوست اینجای پیداچه پیدا و نهان چه زشت و زیبا
هوش مصنوعی: همه چیز که در اینجا وجود دارد، از وجود او سرچشمه میگیرد؛ چه آنچه که آشکار است و چه آنچه که پنهان، چه زیبا و چه زشت.
همه از اوست اندر شرع نی اوچنین دان تا بود اسرار نیکو
هوش مصنوعی: تمام چیزها از اوست، در دین و قوانین هم باید این را بدانیم که اسرار خوب و زیبا به همین روش است.
حقیقت دان تو حق نه آن دیگروگر باطل ز قرآن خوان و بنگر
هوش مصنوعی: حقیقت را بشناس و بدان که حق چیست و نه چیز دیگر. اگر باطل را میخواهی، فقط قرآن را بخوان و به آن نگاه کن.
یکی را گفت کافر دیگری دوستمسلمان خواند و گفت این راه نیکوست
هوش مصنوعی: یکی به دیگری گفت که کافر است، ولی دیگری او را مسلمان نامید و بیان کرد که این مسیر خوب و درستی است.
حقیقت فرقها اینجاست بسیاربود عاقل از این معنی خبردار
هوش مصنوعی: این واقعیت که تفاوتها در اینجا نهفته است، به طور واضح موجود است و ای کاش عاقلان از این حقیقت آگاه بودند.
از آن یک شمه گفتم شیخ عالمنیارم زد بنزدیک تو این دم
هوش مصنوعی: به خاطر یک اشاره که به تو کردم، ای عارف بزرگ، این لحظه نمیتوانم به نزد تو بیایم.
که میدانم که تو اسرار شاهیمراسم شاهی و هم جان پناهی
هوش مصنوعی: میدانم که تو از رازهای سلطنت و تشریفات آن باخبر هستی و همچنین محافظ و پناه منی.
که منصور است مرد رازدیدهنمودی از حقیقت باز دیده
هوش مصنوعی: مرد رازدار را به حقیقت آشنا کردی و او را به آگاهی از واقعیتها رساندی.
نمودند سروران اینجا نمودندبیکره بود جانش در ربودند
هوش مصنوعی: سروران در اینجا ظاهر شدند و جان او را که بیکره و بینقص بود، ربودند.
که دارد ذات کل ورنه نگفتیدُرِ اسرار اینجاگه نسفتی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر وجود مطلق (حقیقت) در اینجا نبود، هرگز نمیتوانستی رازهای عمیق و ارزشمند را در این مکان ابراز کنی.
اگر بودی حقیقت ذات اینجانگفتی نیز با هر ذات اینجا
هوش مصنوعی: اگر حقیقت اصلی وجود در این مکان بود، حتی با وجود آن، نمیتوانستی چیزی را به زبان بیاوری.
چو چیزی مرد را اینجا نمودندبیک ره بود جانش در ربودند
هوش مصنوعی: وقتی که چیزی را به انسان نشان دادند، جانش را به یک مسیر کشیدند و از او گرفتند.
سخن از عشق میگوید نه از عقلکجا گنجد بنزد عشق از نقل
هوش مصنوعی: عشق موضوعی است که در مورد آن صحبت میشود، نه عقل. عقل نمیتواند به درستی درک کند که عشق چه معنایی دارد.
سخن بیعقل میگوید ز اسرارشنفتم گفتن او بر سر دار
هوش مصنوعی: سخن بیعقل از رازها میگوید و حقیقت را نمیفهمد، اما هر چه را میداند با صدای بلند بیان میکند، حتی اگر به ضررش باشد.
حقیقت گفت اندر سوی زندانسخنها او بسی از سرجانان
هوش مصنوعی: حقیقت در دنیای زندان به بیان چیزهای زیادی میپردازد که از دل جانها برمیآید.
ولیکن چون نه او درخانه باشدبنزدم بیشکی دیوانه باشد
هوش مصنوعی: اما وقتی او در خانه نیست، قطعاً با من دیوانهوار رفتار میکند.
سراسر گفت او درعشق پیداستولیکن این سخن نی گفتهٔ ماست
هوش مصنوعی: او در تمام سخنانش عشق را نمایان کرده است، اما باید بگویم که این حرفها از ما نیست.
نگوئیم این سخن ما نزد هر کسترا میگویم این اسرارها بس
هوش مصنوعی: نگو که این حرفها را برای همه میزنم، من فقط این رازها را به تو میگویم و بس.
عوام الناس یک سر همچو دیوندابا بانگ و خروش و باغریوند
هوش مصنوعی: مردم عادی مانند دیوانگی هستند که با صدای بلند و هیاهو به هر سو میروند.
وصول ما کجا هرگز بدانندوگر می ره برند عاجز بمانند
هوش مصنوعی: به جایی که ما رسیدهایم، هیچکس نمیتواند درک کند و اگر بخواهند به آنجا برسند، ناتوان میمانند.
ره وصلست نی راه مجازیستنیفتادست این راه مجازیست
هوش مصنوعی: راه رسیدن به وصال حقیقی است و این مسیر، یک راه موقتی و غیرواقعی نیست. کلمه "نیفتادست" نشان میدهد که این مسیر معتبر و درست است و به جایگاه واقعی میرسد.
ره عشقست و دروی رازهاهستدر آن اندیشهٔ او رازها هست
هوش مصنوعی: راه عشق راهی است پر از راز و رازگویی، و در دل این راه، اندیشه او پر از اسرار نهفته است.
ببازی راست ناید راز گفتنبر هر کس اناالحق باز گفتن
هوش مصنوعی: بازیگر واقعی نمیتواند رازهایش را به هرکسی بگوید، او فقط میتواند حقیقت خود را با کسی که لایق آن است در میان بگذارد.
اگر این مرد راه این کرده باشدنه همچون دیگران در پرده باشد
هوش مصنوعی: اگر این فرد به این راه رفته باشد، باید مانند دیگران در خفا عمل نکرده باشد.
حقیقت در رسیده سوی منزلبود مقصود خود پیوسته حاصل
هوش مصنوعی: حقیقت به مقصدی رسیده است و آنچه که هدف او بود، همواره به دست آمده است.
وصالش جزو و کلی هست دادهبود اینجا نباشد دوست و ساده
هوش مصنوعی: دوستی و وصال او یک حالت کاملاً خاص و در عین حال عمومی دارد. اینجا جایی برای دوستی نیست و همه چیز به سادگی بیان شده است.
نه از دیوانگی میگوید این رازکه منصور از برابر داد آواز
هوش مصنوعی: این جمله به مفهوم این اشاره دارد که رازی که مطرح میشود، نشانهای از دیوانگی نیست، بلکه یادآور قهرمانی است که با شجاعت و صدای بلند حقیقت را فریاد میزند، همانطور که منصور در برابر ظلم ایستاد. او نشان میدهد که در مواقع سخت، بیان حقیقت و ایستادگی در برابر ستمها نشانهی عقل و هوش است، نه دیوانگی.
که ای شیخ کبیر وعالم کلترا دانم حقیقت آدم کل
هوش مصنوعی: ای شیخ بزرگ و عارف کامل، من حقیقت وجود انسان را در تو میشناسم.
کجائی ای جُنید آخر دمی پیشدرآی و بهتر از آنم بیندیش
هوش مصنوعی: کجایی ای جُنید، بیامدی و لحظهای برایم حاضر شو تا بهتر از آنچه که هستم را درک کنی.
سخنها را مگو اینجا و پیش آیچو نوشی این زمان بی عین پیش آی
هوش مصنوعی: در اینجا نیازی به گفتن حرفها نیست، به جلو بیا و از این لحظه لذت ببر، مانند نوشیدنی که بدون هیچ مانعی در دسترس است.
سخن از شرع گفتی این زمانتایا شیخ جهان راز نهانت
هوش مصنوعی: سخن از مقررات دینی میگویی، اما ای شیخ، آیا به رازهای پنهانت آگاه هستی؟
همین بد جملگی من میستودمکه در عین ازل ذات تو بودم
هوش مصنوعی: من همیشه همهی خوبیها و زیباییهایم را از تو میدانستم، چون از ابتدا وجود حقیقی من به تو وابسته است.
بخاصه این زمان چون راز دارمترا زین گفت اکنون باز دارم
هوش مصنوعی: در این زمان خاص، چون به تو راز دارم، از این سخن اکنون تو را نگه میدارم.
تو ای شیخ جهان و پیر آفاقز بهر دیدنت بودیم مشتاق
هوش مصنوعی: ای شیخ و ریش سفید جهان، ما به خاطر دیدن تو مشتاق و بیصبر بودیم.
کنونت باز دیدم اندر اینجانظر کن بایزیدم اندر اینجا
هوش مصنوعی: اکنون شما را در اینجا دیدم، توجه کن که بایزید هم در اینجا حضور دارد.
رسیده در وصال ما بمعنیبسیرت یافته دیدارمولی
هوش مصنوعی: این بیت به این معنا است که کسی که به زندگی و ارتباط با ما رسیده، در واقع به درک و بینشی عمیق دست یافته و قادر است مولایش را ملاقات کند.
حقیقت رازدار ماست اینجاحقیقت آمد اینجا رهبر اینجا
هوش مصنوعی: حقیقت همیشه با ماست و در اینجا ظهور کرده و هدایتگر ماست.
ولیکن این جنید از ماست بر دورورا میدار قطب ذات معذور
هوش مصنوعی: اما این جنید از ماست، پس دور او را نگهدار که قطب ذات معذور است.
که میداند ولیکن می نداندکتاب هجر بر او چون بخواند
هوش مصنوعی: کسی که میداند ولی نمیداند، وقتی کتاب جدایی را بخواند حالش چه خواهد شد.
کتاب هجر میخواند ترا بازخبردارد هم از انجام و آغاز
هوش مصنوعی: کتاب عشق تو را به یاد میآورد و از هر دو طرف این عشق، یعنی شروع و پایان آن، خبر میدهد.
ولیکن پخته و بس نارسیده استاگرچه شیخ و پیر بایزید است
هوش مصنوعی: ولی هرچند فردی با تجربه و سن بالا باشد، اگر هنوز به کمال نرسیده و آماده نباشد، ارزش چندانی نخواهد داشت.
تو گفتی راز بهر او در اینجاشنفتم قصهٔ آن لیل و دریا
هوش مصنوعی: تو به من گفتی که راز عشق را همینجا شنیدم، داستان لیل و دریا.
چه باشد آن عجایبهای دیگرنمودستم بسی در بحر و در بر
هوش مصنوعی: چه چیزهایی که در دریا و در پیش رو نشان ندادم، از شگفتیها و عجایب دیگر.
تو گفتی راز بهر او در اینجابیا ای دلبر و ای یار زیبا
هوش مصنوعی: تو به من گفتی که برای او راز را اینجا بگو، ای دوست زیبا و دوستداشتنی.
دوسال و نیم با هم یار بودیمز دید خویش در اسرار بودیم
هوش مصنوعی: ما دو سال و نیم با یکدیگر در کنار هم بودیم و در پنهانیهای عشق و رازهای یکدیگر شریک بودیم.
نمود من تو چندین دیدهٔ بازدگر چندی چنین بشنیدهٔ باز
هوش مصنوعی: من به چشمهای باز تو، بارها و بارها نگاه کردهام و این را از دیگران نیز بارها شنیدهام.
بچشم خود در آن شب راز دیدیدگر امروز ما را باز دیدی
هوش مصنوعی: در آن شب، تو رازهایی را با چشمانت مشاهده کردی و حالا امروز دوباره ما را ملاقات میکنی.
هر آنچ آن رفت آن دیگر مجو توهر آنچه گم کنی دیگر مجو تو
هوش مصنوعی: هر چیزی که از دست دادهای، دوباره بهدست نخواهد آمد. هر آنچه را گم کنی، دیگر نمیتوانی پیدا کنی.
سخن از نقد گوی و وصل جانانهر آنجائی که گوئی وصل جانان
هوش مصنوعی: هر جا که صحبت از نقد و بررسی باشد، درباره وصال معشوق نیز باید سخن بگویی.
تو شیخا مر جنیدا رهبر کویکه داری اندر انیجا چشم در کوی
هوش مصنوعی: تو ای شیخ، مانند جنید، رهبر راهی هستی که در این مکان، چشمانت به آن کوی دوخته شده است.
تو گوئی عشق سرگردان بدیدیولیکن شاه در میدان ندیدی
هوش مصنوعی: انگار فقط عشق سرگردان را دیدهای، اما شاه را در میدان نمیبینی.
ندیدی شاه در میدان ستادهاز آنی چشم در کویش نهاده
هوش مصنوعی: تو هیچ وقت ندیدی که سلطان در میدان ایستاده و چشمش به راه توست؟
تو روی شاه بنگر تا بدانیوگرنه قصهٔ هرزه چه رانی
هوش مصنوعی: به چهرهی پادشاه نگاه کن تا حقیقت را درک کنی، وگرنه داستان بیهودهای را دنبال خواهی کرد.
توچندین رازها دیدی ز من بازبماندستی کنون مانند زن باز
هوش مصنوعی: تو رازهای زیادی از من دیدهای که حالا مثل یک پرنده که در قفس است، نمیتوانی از آنها آزاد شوی.
حقیقت شیخ دین و بینظیریتو آن قطبی از آن شیخ کبیری
هوش مصنوعی: حقیقت دین و علم تو، همانند یک قطب است که به دور آن نیروهای عظیم معنوی میچرخند. تو را میتوان به عنوان یک مقام بزرگ و بینظیر در نظر گرفت.
که میدانی از رازی که ما راستدر اینجاگه نمودستم من آنراست
هوش مصنوعی: نمیدانی که از چه رازی صحبت میکنیم، اما من آن را به وضوح در اینجا بیان کردهام.
تودانی این سخن از بحر گویانسخنها با جنید و شاه میدان
هوش مصنوعی: تو میدانی این گفته از زبان شاعران است که در کنار جنید و شاه میدان به بیان سخن پرداختهاند.
ز تو پرسید و اوّل باز گفتیابا او از حقیقت راست گفتی
هوش مصنوعی: از تو پرسید و تو اول این طور جواب دادی که به خاطر او، حقیقت را به درستی بیان کردهای.
جوابت داد او از شرع و از فرعمرا دیوانه میخوانید و در صرع
هوش مصنوعی: او با استناد به اصول دینی و مسائل فرعی به من پاسخ میدهد، اما مرا دیوانه میخواند و از من فاصله میگیرد.
کسی کو من نه بیند اندر اسرارز ذات من نباشد او خبردار
هوش مصنوعی: کسی که من را در عمق وجود خود نمیبیند، از ویژگیها و رازهای درون من مطلع نیست.
تمامت انبیا و اولیائیمستادستند و درعین بقائیم
هوش مصنوعی: تمام پیامبران و اولیای الهی در یک صف ایستادهاند و همچنان در حال حاضر باقیماندهاند.
رسیدستم بعین منزل خویشحجابی رفته اینجا گاه از پیش
هوش مصنوعی: تنها چند قدم دیگر به نقطهای که باید برسم مانده و حالا حجاب من از بین رفته و به اینجا رسیدهام، گویی از گذشته دور شدهام.
حقیقت پردهام شد پاره پارهتمامت اهل دل در من نظاره
هوش مصنوعی: حقیقتی که در دل دارم، به قدری درونم را نمایان کرده که همه انسانهای زنده و بیدار، زیبایی آن را تماشا میکنند.
ز هر جانب دو صد اینجا جنید استستاده مرغ دام ما و قید است
هوش مصنوعی: از هر سو، دوصد جنید که به معنای عارف یار و خوشدل است، در اینجا حضور دارند؛ مانند پرندهای که در دام ما گرفتار شده و به قید و بند درآمده است.
نمیگویند اینجا گه سخندانکه هستند صاحب تفسیر و برهان
هوش مصنوعی: در اینجا نمیگویند که اهل سخن و گفتوگو هستند، چون افرادی که در اینجا حضور دارند، دانش و دلیل کافی برای تفسیر مسائل را دارند.
سخندانان ما اینجا ستادهدل وجان سوی مااینجا نهاده
هوش مصنوعی: سخنگویان ما در اینجا حاضر شدهاند و دل و جان خود را به سمت ما آوردهاند.
چرا اینجا جنید اندر حقیقتسخن میراند از عین طبیعت
هوش مصنوعی: چرا جنید در اینجا درباره حقیقت صحبت میکند، از جوهر طبیعت برداشت میکند؟
نگویند کودکان زینگونه اسرارکه گفت ار نیز با تو نکته هشیار
هوش مصنوعی: کودکان هرگز از چنین رازهایی سخن نمیگویند. اگر هم چیزی بگویند، این احوال نشاندهندهی کیفیت دانایی آنهاست.
چو من اینجا نمودار خدایمحقیقت انبیا و اولیایم
هوش مصنوعی: من در اینجا نشاندهنده حقیقت خداوند هستم و نماد پیامبران و دوستان خدا.
درون جان من پیداست ایشاننباشم یک دلی باشم پریشان
هوش مصنوعی: در درون من، حالتی از وجود دارد که نشان میدهد من خودم نیستم و به عبارتی، در عمیقترین قسمت وجودم، حالتی از ناامیدی و پریشانی احساس میکنم.
بحق گوئیم و با حق جمله گوئیمحقیقت حق بود چون جمله اوئیم
هوش مصنوعی: ما به حق سخن میگوییم و با حق همه چیز را بیان میکنیم. حقیقت حق همان است که ما همه جزئی از آن هستیم.
خدا با من سخن میگوید اینجارضای ذات خود میجوید اینجا
هوش مصنوعی: خدا در اینجا با من صحبت میکند و میخواهد که من به خواستههای او راضی باشم.
حقیقت مینماید بود بودشاگرچه جملگی کرده سجودش
هوش مصنوعی: حقیقت آن است که وجود او را نشان میدهد، هرچند همه به او احترام میگذارند و در برابرش خضوع میکنند.
حقیقت خود شناسایست خود رابرش یکسانست اینجا نیک و بد را
هوش مصنوعی: حقیقت، خود را میشناسد و درک میکند که چگونه باید باشد. در این دنیا، خوب و بد به یک اندازه وجود دارند.
چو عشق خویشتن آورد با خویشحقیقت نوش خواهد کرد مرنیش
هوش مصنوعی: وقتی انسان عشق واقعی را با خود همراه کند، به حقیقتی خواهد رسید که از آن لذت میبرد و مرگ او را نمیترساند.
حقیقت حق ز خود آمد خبردارز عشق خویش این لحظه است بردار
هوش مصنوعی: حقیقت وجود حق به خود آگاه شد و از عشق خودش در این لحظه پرده برمیدارد.
منزه از وجود و از طبایعکه پیدا است او ز هر صنع و صنایع
هوش مصنوعی: او از هر گونه وجود و طبیعت پاک است، زیرا آشکار است که او فراتر از هر خلق و آفرینش است.
خدا بود و بود پیوسته هر جاکنون در ذات با امروز پیدا
هوش مصنوعی: خدا همیشه و در هر جا وجود دارد و حالا نیز در ذات خود با امروز آشکار است.
نه دیوانه بود او مر مرا اوکند اینجا بگفتاری جفا او
هوش مصنوعی: او نه دیوانه بود، بلکه در اینجا به من جفا میکند و این را با کلامش به من میگوید.
چو او در جان ماهمخانه باشدکجامنصور کل دیوانه باشد
هوش مصنوعی: وقتی که او در دل ما سکونت دارد، دیگر کجا میتواند منصور دیوانه باشد؟
بود دیوانه او کاینجا نداندنمود عشق ما دیوانه خواند
هوش مصنوعی: او دیوانه است؛ زیرا در اینجا نمیداند که عشق ما او را دیوانه خطاب کرده است.
جنید اینجا محمّد داند و بسبجز او مینداند نیز هر کس
هوش مصنوعی: جنید میگوید که فقط محمد (پیامبر اسلام) در اینجا دانش و حقیقت را میشناسد و هیچکس دیگری نمیتواند به این درک برسد.
تمامت کودکان دانند احمدحقیقت رهنمای نیک یا بد
هوش مصنوعی: تمام کودکان میدانند که احمد راهنمای درستی در انتخاب خوب و بد است.
همه ذرات عالم ناسپاساندمحمد را زجان و دل شناسند
هوش مصنوعی: تمامی عناصر و موجودات عالم، به طور ناخودآگاه به وجود محمد توجه دارند و او را از عمق جان و دل میشناسند.
ولی کنه محمد آن بدانندکه با او گویندو با او بخوانند
هوش مصنوعی: ولی کنه محمد کسانی هستند که او را درک کرده و با او صحبت میکنند و با او همراستا هستند.
محمد در درون ماست اینجاحقیقت رهنمون ماست اینجا
هوش مصنوعی: محمد در وجود ماست و اینجا حقیقتی وجود دارد که ما را هدایت میکند.
محمّد در عیان ماست بینشازو پیدا خدای آفرینش
هوش مصنوعی: محمد در برابر ما به وضوح قرار دارد و از او درک میشود خدای آفرینش.
محمد میزند در ما اناالحقهمی گوید دمادم سر مطلق
هوش مصنوعی: محمد با صدای بلند میگوید که من حقیقت را بیان میکنم و این سخنان را مداوم و پیوسته تکرار میکند.
محمد رهنمود اینجای حلاجنهادم عاقبت بر سر از این تاج
هوش مصنوعی: من به پیامبری و هدایت محمد (ص) رهنمود پیدا کردم و در انتها، بلاخره به این نتیجه رسیدم که سرم را بر اثر این تاج (قدرت و مقام) حاضر کنم.
چو من واصل ز ذات مصطفایمیقین با انبیا و اولیایم
هوش مصنوعی: من به مقام و ویژگیهای مقدس پیامبر گرامی و اولیای الهی رسیدهام و از آنها جدا نیستم.
مرا هم رهبر و هم رهنمایستحقیقت در درونم او خدایست
هوش مصنوعی: حقیقت در درون من وجود دارد و به من راهنمایی و هدایت میکند. این حقیقت همان خداوند است که مرا راهبری میکند.
مرا او کرد واصل نزد عشاقفکندم در نهاد جملگی طاق
هوش مصنوعی: او مرا به مقام و منزلتی رساند و در دل همه عاشقان، عشق و شوقی عمیق گذاشت.
ز وصل احمدم بردارماندهز عشق او چنین در کار مانده
هوش مصنوعی: من از وصال احمد سرشارم و به خاطر عشق او در این حالت باقی ماندهام.
وصال مصطفی در جان منصورچو خورشید است کل نور علی نور
هوش مصنوعی: نزدیکی و ارتباط با پیامبر مانند خورشید است که همه نورها از آن میتابد و در جان منصور حضوری درخشان و فراگیر دارد.
وصال مصطفی بخشید جانمکنون بنمود کل عین عیانم
هوش مصنوعی: من اکنون با رسیدن به وصال پیامبر، جانم در حال تجلی کامل است و همه چیز به وضوح برایم نمایان شده است.
چو از او واصلم اینجا حقیقتسپردم بیشکی راه شریعت
هوش مصنوعی: زمانی که از او به حقیقت رسیدم، فهمیدم که باید بیشتر به اصول و قوانین شریعت پایبند باشم.
ره شرعش بجان اینجا سپردماز آن گوی اناالحق بین که بردم
هوش مصنوعی: من به راه دین و آموزههای آن پایبند شدم و از آن گوی معروف که میگوید "من حقام" آگاه شدم و آن را با خود بردم.
از آن گوی اناالحق بردهام منکه نی چون دیگری پی بردهام من
هوش مصنوعی: من به حقیقتی عمیق دست یافتهام که دیگران قادر به درک آن نیستند، و این آگاهی ویژه مرا از دیگران متمایز میکند.
ره او کردم و منزل ندیدماگرچه هست منزل ناپدیدم
هوش مصنوعی: من در مسیری قدم گذاشتم که هیچ مقصدی ندیدم، هرچند که مقاصد پنهانی وجود دارند.
چو او دیدم چه خواهم کرد منزلچو جان دیدم چه خواهم کرد بادل
هوش مصنوعی: وقتی او را دیدم، نمیدانم باید چه کار کنم. وقتی جان را دیدم، نمیدانم با دل خود چه باید کرد.
چو او دیدم چه کارم با جنید استمرا سیمرغ قدرت جمله صید است
هوش مصنوعی: وقتی او را دیدم، متوجه شدم که کارم با جنید چیست. من مثل سیمرغ، قدرتی دارم که همه چیز را به دام میاندازد.
ز حق اندرز حق گویم همیشهز حق دانم همه اسرار و پیشه
هوش مصنوعی: من همیشه از حق نصیحت میکنم چون از حق همه رازها و حرفهها را میدانم.
ز حق گویم که چون احمد حق آمدز سرّ من رآنی مطلق آمد
هوش مصنوعی: من از حقیقت سخن میگویم که چگونه احمد (پیامبر اسلام) به درستی و به طور کامل ظهور کرد و از باطن من به وضوح دیده شد.
ورا این راز اینجا درعیانستاز این معنی به کل صاحب قرانست
هوش مصنوعی: این راز در اینجا به وضوح نشان داده شده است و اساساً این معنا متعلق به تمامی کسانی است که صاحب قرآن هستند.
از آن اینجا بگفت او همچو من رازکه دعوت خواست کرد آن سرافراز
هوش مصنوعی: او از اینجا اشاره کرد که مانند من راز و رمزهایی را افشا کرده است، زیرا دعوت او از آن سرافرازی بود که خواسته شده بود.
چو دعوت مرورا بد در شریعتاز آن مخفی نمود اینجا حقیقت
هوش مصنوعی: وقتی که دعوت تو را در شریعت بد دید، حقیقت را در اینجا پنهان کرد.
ز بهر دعوت خود او نهان کردحقیقت راه شرع اینجا بیان کرد
هوش مصنوعی: به خاطر دعوت خودش، حقیقت راه شرع را در اینجا پنهان کرد و بیان نمود.
بیان شرع کرد و راه بنمودحقیقت مر علی را شاه بنمود
هوش مصنوعی: با دستور دین، راه راست را نشان داد و حقیقت علی را به عنوان پادشاه معرفی کرد.
سخن بسیار از شیخ کبیر استمحمد در میانه بی نظیر است
هوش مصنوعی: شیخ بزرگ، محمد، در میان دیگران بینظیر و برجسته است و در گفتار خود بسیار سخن دارد.
هر آنکو راه او کرده است اینجاحقیقت در پس پرده است اینجا
هوش مصنوعی: هر کسی که بر شیوه او گام برداشته، بداند که در اینجا حقیقت در پس پردهای پنهان است.
اگر اینجا جنید پاک دینمبیابد یک زمان عین الیقینم
هوش مصنوعی: اگر جنید، یکی از بزرگترین عرفا و صوفیان، در این مکان حضور یابد، به یقین کامل به حقیقت پی میبرم.
نمایم مصطفی او را درین دمتمامت انبیا بادید آدم
هوش مصنوعی: در این لحظه، من تمام پیامبران را از طریق دیدن آدم به تصویر میکشم و نشان میدهم که پیامبر مصطفی چگونه است.
اگر آید دمی او بر سر دارکنم او را در این اعیان نمودار
هوش مصنوعی: اگر او یک لحظه بر من ظاهر شود، در این صورت او را در این زیباییها به تصویر میکشم.
ولیکن او بخود می باز ماندستچو گنجشکی بدست بازمانده است
هوش مصنوعی: اما او به خامی خود باقی مانده است، مانند گنجشکی که در دست کسی گرفتار شده و نمیتواند پرواز کند.
ندانست این دگر دم بر سرداربدین شکرانه گردانم خبردار
هوش مصنوعی: نمیدانم که این بار دیگر باید به سردار چه بگویم، اما به خاطر این نعمت، خود را از خواب بیدار میکنم و متوجه میشوم.
دگر از سر ذاتم در حقیقتکه حق بیند ز ذرّاتم حقیقت
هوش مصنوعی: من از اصل و ذات خود به این نتیجه میرسم که حقیقت الهی در جزئیات وجود من نمایان است.
مرا او در درون جانانست پیدانمیداند ورا با تست پیدا
هوش مصنوعی: من او را در درون وجود خودم میبینم، اما او نمیداند که منچقدر به او نزدیک هستم.
که هر انصاف ما اینجا دهد اوبجان خویشتن منت نهد او
هوش مصنوعی: هر کسی که در اینجا انصاف میدهد، بر خود اخلاق و محبت را مینهد.
که گفتارش ز نادانی بد از دوستسخن بیمغز اینجا گفت از پوست
هوش مصنوعی: کسی که از روی نادانی با دوستی صحبت میکند، تنها حرفهای بیمعنا و سطحی میزند و در واقع چیزی از عقل و درک نمیفهمد.