بخش ۵۲ - سؤال کردن شیخ جنید از منصور در حقیقت شرع
هوش مصنوعی: این متن به گفتگو و تجربه عرفانی جنید از علم و حقیقت میپردازد. او به معشوق الهی میگوید که با او به بحث و گفتوگو بپردازند تا دوا و درمان دردهایشان را پیدا کنند. جنید بر این باور است که همه چیز در حقیقت به ذات الهی برمیگردد و او را در هر جنبهای از وجودش میبیند. او از معشوق میخواهد تا اسرار وجود را به او بیان کند و بر این نکته تأکید دارد که حقیقت، نهتنها در ظاهر بلکه در باطن نیز وجود دارد. جنید از عشق خود میگوید و در عین حال به تعلیماتی که از قرآن و از معشوق الهی آموخته اشاره میکند. او در نهایت به جستجوی حقیقت و درک آن ادامه میدهد و از معشوق میخواهد که او را در این راه هدایت کند. متن سرشار از مفاهیم عرفانی و فلسفی است که به جستجوی معانی عمیق تر و ارتباط با خالق اشاره دارد.
بدو آنگه جنید پاک دین گفتکه ای ذات تو با عین الیقین جفت
هوش مصنوعی: جنید پاک دین به او گفت: «تو با یقین واقعی به حقیقت خود آشنا هستی و این دو همواره در کنار هم هستند.»
دمی بگذار تا با هم بگوئیمدوای درد خود از تو بجوییم
هوش مصنوعی: لحظهای وقت بگذار تا با یکدیگر صحبت کنیم و راه درمان دردهایمان را از تو بخواهیم.
دمی بگذار مستی ز آنکه دلدارتو میدانیم از این معنی خبردار
هوش مصنوعی: لحظهای به خود بیایید و از سرمستی لذت ببرید، زیرا ما میدانیم که محبوب شما از این موضوع باخبر است.
دمی هم گوش ما هاسوی ما کنپس آنگه هرچه خواهی پیشوا کن
هوش مصنوعی: لحظهای هم گوش ما را با خودت مشغول کن، سپس هر کاری که میخواهی انجام بده.
تو امروزی حقیقت رخ نمودهابا دمبدم پاسخ نموده
هوش مصنوعی: تو در زمان حال حقیقت را نشان دادهای و به طور مداوم پاسخ میدهی.
گمان برداشتی عین الیقینیمیان جملگی تو پیش بینی
هوش مصنوعی: شما تصور کردید که یقین کامل دارید، در حالی که دیگران نیز به درستی و از روی پیش بینی به این موضوع واقف هستند.
از آن در پیش بینی پادشاهیکه هم در عشق ذاتی تو الهی
هوش مصنوعی: این جمله به بررسی ویژگیهای پادشاهی میپردازد که به طور طبیعی و ذاتی در عشق تو وجود دارد. به نوعی به این نکته اشاره دارد که محبت و عشق در وجود او مانند ویژگیهایی الهی و والا جلوهگر است.
توئی اصل و منت هم اصل ذاتمحقیقت بود تو از وصل ذاتم
هوش مصنوعی: تو منبع و اساس وجود من هستی، حقیقت من از پیوند با تو شکل گرفته است.
بدین معنی ترادیدم دل و جانمرا در بود خوداکنون مرنجان
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که من به این نتیجه رسیدهام که دل و جانم در دستان توست و اکنون مرا نرنجان.
چو در بود توام معبود مائیدرین دنیا زبان و سود مائی
هوش مصنوعی: وقتی در کنار تو هستم، تو مانند معبودی برای من هستی و در این دنیا، تو زبان و منفعت من هستی.
زیان و سود ما اندر بر تستحقیقت ذات توهم درخور تست
هوش مصنوعی: زیان و سود ما وابسته به وجود توست و در حقیقت، حقیقت ما به تو بستگی دارد.
کجا ما در خور ذات تو باشیمبخاصه چونکه ذرات تو باشیم
هوش مصنوعی: ما چگونه میتوانیم در حد و اندازهی وجود تو باشیم، بهویژه اینکه خود ذرات و اجزای تو هستیم؟
تو در ذاتی و ما در عین افعالکه در افعال کی باشد یقین حال
هوش مصنوعی: تو در ذات خود هستی و ما در ظاهر کارهایمان. آیا در کارها یقین وجود دارد؟
حقیقت ذات تو در جمله پیداستنمودت درهمه چیزی هویداست
هوش مصنوعی: ذات واقعی تو در همه جا آشکار است و وجودت در هر چیزی به وضوح دیده میشود.
یقین دانم که موجودی نه باطلکه ازتو میشود مقصود حاصل
هوش مصنوعی: من به خوبی میدانم که وجودی که از تو ناشی میشود، واقعی و با ارزش است و نه بیمعنی، و میتوان به وسیلهات اهداف را به دست آورد.
حقت دانم که بر حقی تو بیچونکه کل میگوئی از کل بیچه و چون
هوش مصنوعی: من حق تو را میدانم و بر حق تو ایمان دارم؛ زیرا تو از کل جهان سخن میگویی و به حقیقت مطلق اشاره داری.
حقت دانم که بیچونی و مطلقدم کل میزنی اندر اناالحق
هوش مصنوعی: من حق را میدانم که تو چیزی نیستی و در عین حال تمام در خودت اشاره میکنی که من هستم.
حقت دانم که دیدار الهیحقیقت صاحب اسرار الهی
هوش مصنوعی: من تو را حقیقتی میشمارم که در ملاقات با خداوند، رازهای الهی را درک میکنی.
حقت دانم که گفتی راز سربازحقیقت با جنید خود سرافراز
هوش مصنوعی: من حق میدانم که تو گفتی راز را، چون جنید با افتخار از آن یاد کرد.
تو حقی و یقین اینجا حقی توبه معنی سر ذات مطلقی تو
هوش مصنوعی: تو حقیقت هستی و به طور قطع، اینجا حقیقت تو به معنای وجود کامل و بینقص تو است.
کنون ای سرور و سلطان عالمجوابی ده مرا ای جان عالم
هوش مصنوعی: اکنون ای پادشاه و سرور جهانی، به من پاسخ بده ای روح و جان جهان.
کنون ای سرور و سلطان اسرارجوابی ده مرا هان از سردار
هوش مصنوعی: اکنون ای بزرگ و فرمانروای رازها، پاسخ من را بده، ای سردار!
بگویم هان جواب از روی معنیکنون چون حاضری در کوی دنیا
هوش مصنوعی: بگویم که اکنون که در دنیای دنیا حاضر هستی، پاسخی را بر اساس مفهوم بیان کن.
بر تو جمله یکسانست دانممرا گوئی که تا راز است دانم
هوش مصنوعی: میدانم که همه چیز برای تو یکسان است، اما تو به من میگویی که تا زمانی که راز وجود دارد، من هم میدانم.
توئی در جمله پیدا و حقیقتتوئی بر جملگی دانا حقیقت
هوش مصنوعی: تو در همه جا وجود داری و حقیقت تو برای همه روشن و قابل درک است.
توئی در گفت وگوی جملگی دیدحقیقت در مکان عین توحید
هوش مصنوعی: تو در میان تمام گفتگوها و بحثها، حقیقت را در وجود خود، که نشاندهندهی یگانگی و توحید است، مشاهده میکنی.
تو هم جانی نمودی ساکن دلدرین آب و درین نار و در این گل
هوش مصنوعی: شما نیز روح و جانی به دل من بخشیدهاید و در این آب، آتش و گل زندگی کردهاید.
درین صورت نمودی روی ما راحقیقت نیز از هر سوی ما را
هوش مصنوعی: اگر در این حالت چهرهات را به ما نشان دهی، حقیقت از هر طرف به ما نمایان خواهد شد.
یکی ذاتست با تو هرچه هستستدل وجانم ز دیدار تو مست است
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود دارد به نوعی با تو مرتبط است و دل و جان من از دیدن تو بسیار شاد و سرشار از عشق و شوق است.
ندانم هیچ بیروی تو اینجافتاده جمله در کوی تو اینجا
هوش مصنوعی: نمیدانم چه زمانی و چگونه در اینجا کنارت قرار گرفتهام، اما میدانم که همهچیز به تو مربوط میشود و در مکان توست.
تو خود آوردهٔ اینجا نمودتتو خود دانی حقیقت بود بودت
هوش مصنوعی: تو خود باعث آمدن به اینجا هستی و نشان میدهی. خودت میدانی که واقعیت وجودت چه بوده است.
تو اینجا دیدهٔ دیدار جاناندرین دیدار خود اسرار جانان
هوش مصنوعی: تو در اینجا دیدار معشوق را تجربه میکنی و در این دیدار، رازهای او را درک میکنی.
بدیدستی حقیقت کس نداندبجز تودیده خود میبس نداند
هوش مصنوعی: هیچکس جز خودت از حقیقت آگاهی ندارد و دیگران نمیتوانند آن را ببینند.
تو بنهادی تو میدانی بصد رازکجا یابد به جز تو سر تو باز
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که میدانی، و تنها خودت میدانی که کجا میتوانی به غیر از خودت، راز خودت را آشکار کنی.
تو دانای زمین و آسمانیتو مانی ذات و اینجاکس نمانی
هوش مصنوعی: تو عالم و آگاه به همه چیز هستی و در این جهان باقی میمانی، اما ذات تو فراتر و جاودانه است و در اینجا نمیتواند محصور شود.
ز دانائی خود بینا یقین استکه نور نور بودت پیش بین است
هوش مصنوعی: از دانایی، انسان به روشنی و علم میرسد و این روشنی، فرایند شناخت و آگاهی را تسهیل میکند. بنابراین، آگاهی و بینش به ما کمک میکند تا چیزها را بهتر درک کنیم.
طلبکارت بدم تادیدمت منمرا سر یقین از تست روشن
هوش مصنوعی: من برای دیدن تو به تو میطلبم؛ یقین دارم که روشنی و روشنایی از تو ناشی میشود.
ز توراهست روشن همچو خورشیدبتو دارم حقیقت جمله امید
هوش مصنوعی: از راه تو روشن شدهام مانند خورشید و به همین خاطر تمام امیدهای خود را به تو سپردهام.
ره از تو روشن است و چون تو نوریدرون جملگی دایم حضوری
هوش مصنوعی: راه تو روشن است و به خاطر وجود تو، همیشه نوری در زندگی همه وجود دارد.
حضور از تست و آسایش حقیقتکنی مان پاک از رنگ طبیعت
هوش مصنوعی: حضور تو در اینجا باعث میشود تا آسایش واقعی را تجربه کنم و از هرگونه آلودگی دنیوی دور شوم.
اگرچه رهنمون و آشنائیز عشق خویش درعین بلایی
هوش مصنوعی: هرچند که عشق و شناخت تو میتواند منجر به مشکلات شود، اما من هنوز به آن راهنمایی و آشنایی وابستهام.
یقین دانم که عشقت هست اینجانمودت نیز هم پاکست اینجا
هوش مصنوعی: من به خوبی میدانم که عشق تو در اینجا حضور دارد و همچنین حضورت نیز در اینجا پاک و بیآلایش است.
ز بهر عاشقان اینجا توئی شاهکه تا ایشان کنی از راز آگاه
هوش مصنوعی: به خاطر عاشقان، تو ای پادشاه، در اینجا حضور داری تا آنها را از رازها مطلع کنی.
بقدر خویش ای دانای اکبرترا دانیم ای دانای سرور
هوش مصنوعی: به اندازه خودت، ای بزرگ دانا، تو را میشناسیم، ای دانای بزرگ.
جنید خویش را آزاد کن تواز این معنی مرا دلشاد کن تو
هوش مصنوعی: خودت را از این مفهوم آزاد کن، تا من با دل خوش شوم.
بگو با من که اینجا چون یقین بازهمه یکیسیت در انجام و آغاز
هوش مصنوعی: بگو با من که اینجا در اغاز و انجام، همه چیز به یک حقیقت واحد برمیگردد.
همه از اصل تست اینجا پدیداریقین هم زشت و هم زیبا پدیدار
هوش مصنوعی: همه چیز در این دنیا از یک منبع اصلی سرچشمه میگیرد و در نتیجه، هم چیزهای زیبا و هم چیزهای زشت در اینجا نمایان میشوند.
همه دیدار تست و غیر نبودهمه دیدار تو در سیر نبود
هوش مصنوعی: تمام ملاقاتها و دیدارها به خاطر تو بود و غیر از تو هیچ دیداری در سفر نبود.
توئی جمله عیان و هم نهانیتوئی فی الجمله راز کل تو دانی
هوش مصنوعی: تو تمامی وجود باقی را نشان میدهی و در عین حال در پس این ظاهر، اسرار زیادی نهفته است که تنها تو از آنها باخبری.
چرا هر یک نمودستی دگرسانحقیقت اندرین دیدار ایشان
هوش مصنوعی: چرا هر کس در این دیدار، حقیقت را به شکلی متفاوت میبیند؟
سخن ز انسانست نی حیوان درین رازبگو با من که تادانم ز سرباز
هوش مصنوعی: موضوع صحبت از انسان است، نه حیوان. در این موضوع با من صحبت کن تا من نیز از سربازان آگاه شوم.
یکی را انبیا ورده نمودیمرایشان را دل آگه نمودی
هوش مصنوعی: شما یکی را نشان دادی و دل او را با علم انبیا آشنا کردی.
اگر کافر وگر دیندار اینجامرا برگوی این اسرار اینجا
هوش مصنوعی: هرکس در اینجا، چه کافر باشد و چه دیندار، میتواند رازی را که در این مکان وجود دارد بگوید.
یکی را بت پرست خویش کردییکی را مؤمن و درویش کردی
هوش مصنوعی: یکی از افراد را به پرستش بت واداشتی و دیگری را به دینی درست و خضوع و فروتنی دعوت کردی.
دگر خونی و درزوداشت کرداربرآری همچو خویشش بر سردار
هوش مصنوعی: اگر بخواهی در کارهای خود به نیکی و خیر عمل کنی، باید مانند کسانی که به درستی پیشوای تو هستند، عمل کنی و در رفتار و کردار خود توجه به اصول صحیح داشته باشی.
یکی را معتکف در کعبه داریمراو را دمبدم پاسخ گذاری
هوش مصنوعی: شما در کعبه فردی را دارید که در حال عبادت است و به او پاسخ میدهید.
یکی دیوانه داری دایماً تونه بیند درجنون او جز ترا تو
هوش مصنوعی: تو یک دیوانهای داری که همیشه در حال جنون است و جز تو هیچکس را نمیبیند.
یکی را ره دهی در وصل اینجانمائی مرورادر اصل اینجا
هوش مصنوعی: اگر به کسی در رسیدن به وصال یاری کنی، او را در حقیقت به ذات خودت معرفی میکنی.
چو جمله خود توئی بس نیک و بد چیستچو تو عشقی حقیقت جز تو خود کیست
هوش مصنوعی: هر چیزی که هستی، خود تویی و بنابراین نیک و بد چه تفاوتی دارد؟ عشق حقیقی فقط تویی و جز تو هیچ حقیقتی وجود ندارد.
عجب ماندستم ای جان من درین سرکه از هرگونه کردستی تو ظاهر
هوش مصنوعی: عجب میکنم ای جان من که در این سر، تو به هر شکل و صورتی خود را نشان میدهی.
عجب ماندستم اینجا در حقیقتکه در ظاهر بود این دید صورت
هوش مصنوعی: عجب است که من اینجا ماندهام؛ در حالی که در حقیقت این جلوهها و ظاهرها بود که مرا فریب دادهاند.
عجائب مختلف افتاد احوالکه میبینم همه در قیل و در قال
هوش مصنوعی: حال و روز عجیبی پیش آمده که میبینم همه در صحبت و جدل هستند.
بسی کردم ز تو در تو دمادمحقیقت سرّها با تو در این دم
هوش مصنوعی: من پیوسته به یاد تو هستم و در این لحظه، حقیقت رازها را با تو در میان میگذارم.
به هر نقشی که آمد در برم بازترا دیدم حقیقت ای سرافراز
هوش مصنوعی: در هر حالی که بودم و در هر وضعیتی که به سر میبردم، همیشه تو را جلوی خودم مشاهده کردم. تو حقیقتی هستی قابل احترام و بزرگ.
بگو تا سر این معنی چگونه استکه این یک ره روان این ره نکویست
هوش مصنوعی: بگو ببینیم دلیل این موضوع چیست که این راهی که در پیش داریم، راه خوبی است؟
که داند ذات تو از سر بگویمنمود باطن و ظاهر بگویم
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم دربارهی حقیقت وجود تو صحبت کنم، در حالی که نمیتوانم باطن و ظاهر تو را بهدرستی بیان کنم؟
ز ظاهر گویم اینجا چون تو دانیکه بیشک معنی بیرون تو دانی
هوش مصنوعی: من از ظاهر سخن میگویم، اما تو خود میدانی که حقیقت درون تو را بهتر میشناسی.
ز ظاهر گویم اینجا در حقیقتکه در ظاهر بود حکم شریعت
هوش مصنوعی: ظاهر را در اینجا به زبان میآورم، اما حقیقت آن است که در ظاهر، قانون شریعت وجود دارد.
بسی خون خوردهام شاها تودانیتو میگوئی مرا هان لن ترانی
هوش مصنوعی: من بارها جانم را به خطر انداختهام و تو از آن آگاه هستی، اما تو میگویی که مرا نخواهی دید.
بسی خون خوردهام اندر ره تواگر کلی شوم من آگه تو
هوش مصنوعی: من در راه تو خونهای زیادی ریختم، اگر به طور کامل شوم، تو از این موضوع آگاه خواهی شد.
بسی خون خوردهام در پاکبازیسؤالت کردهام از سرفرازی
هوش مصنوعی: من در زمینه پاکی و صداقت خیلی زحمت کشیدهام و گنجینهای از تجربیات تلخ را پشت سر گذاشتهام. حالا از تو میپرسم که آیا من لیاقت و سرافرازی دارم یا نه.
نداری از جنید پاکبازتکرم کن می بگوی اینجای رازت
هوش مصنوعی: اگر از جنید پاکباز، مهربانی یا بخشش نداری، لااقل بگذار بگوید که راز تو در اینجا چیست.
حقیقت سر ببازم در ره تواگر کلی شوم من آگه تو
هوش مصنوعی: اگر برای تو حقیقت را فاش کنم و تمام وجودم را در این راه بگذارم، آیا تو از من باخبری؟
چه باشدجان چو میدانی بگویمبزن شاها تو اینچوگان چو گویم
هوش مصنوعی: به چه درد و فایدهای است که بخواهم درباره جانم صحبت کنم، وقتی که تو میدانی؛ پس هر زمان که بگویم، تو اقدام کن و عمل کن.
جنیدت سر چو گوئی پیش داردکه ازتو عقل پیش اندیش دارد
هوش مصنوعی: جنید با اندیشه و تفکر خود، سرش را به سمت تو میآورد، بهطوری که عقل و خرد او از تو الهام میگیرد و پیشرفت میکند.
اگرچه عشق او دارد کمالیزند عقل از وصال تو مقالی
هوش مصنوعی: هرچند عشق او به کمال رسیده، اما از ملاقات تو، عقل دیگر چیزی نمیتواند بگوید.
در این قال تو اینجا عقل شاد استکه با گفتن ورا این سر فتاده است
هوش مصنوعی: در این محیط، عقل شاد و خوشحال است زیرا با صحبت کردن در این موضوع، این سر در دستان ما افتاده و به ما رسیده است.
از آن اینجا نمیبیند یکی اوکه دارد جز تو اینجا گه شکی تو
هوش مصنوعی: هیچ کس جز تو اینجا نمیبیند که دیگران چه چیزی دارند و چه تردیدهایی دارند.
نه شک دارد اگرچه در یقین استولی در کفر و دینت پیش بین است
هوش مصنوعی: هرچند که او به یقین اعتقاد دارد و شک ندارد، اما در مورد اعتقادات مذهبی و کفر، دیدگاه روشن و پیشبینی دقیقی دارد.
ره شرع تو بسپرده است عقلمز نور عقل دائم نور فعلم
هوش مصنوعی: عقل من تحت تأثیر راهنماییهای دین قرار گرفته است و از روشنایی عقل دائمی بهرهمند شدهام.
ز قرآن گوی تا گوئی زنم منز قرآن سیر این روشن کنم من
هوش مصنوعی: از قرآن بگو تا بگویم، من از قرآن سیر نشستهام و این نکته را روشنی میبخشم.
ز قرآنست اسرارم در اینجاز قرآن من خبردارم در اینجا
هوش مصنوعی: من از قرآن آگاهی دارم و رازهای آن را در این مکان میشناسم.
مراین معنی ز قرآنم بگو تودوای دردم از قرآن بجو تو
هوش مصنوعی: بیا و بگو این مفهوم را از قرآن، که من درمان دردهایم را از قرآن طالب هستم.
ز قرآن گوی تا تحقیق یابمبنورش شاه کل توفیق یابم
هوش مصنوعی: من از قرآن بگو تا به حقیقت برسم و با نور آن به موفقیت دست یابم.
ز قرآنم بگوی و جان ستانمتوباقی مان که من باقی نمانم
هوش مصنوعی: از قرآن بگو و جانم را بگیر؛ تو باقی هستی و من نخواهم ماند.
تو باقی باش هم ساقی مرا دوستکه قرآن در حقیقت مغز بر پوست
هوش مصنوعی: در اینجا پیام تو اشاره به این دارد که عشق و محبت واقعی باید در عمق وجود انسان باقی بماند. همچنین مانند قرآن که به ظاهرش توجه نمیشود بلکه معنای عمیق و حقیقت آن مورد اهمیت است، عشق نیز باید از ظواهر فراتر رفته و به عمق روح و جان انسان نفوذ کند.
تو بی منصور آنستی و گوئیکه در چوگان زلفش همچو گوئی
هوش مصنوعی: تو بدون منصور، در حالی که میگویی در بازی زلف او مانند یک مهره هستی.
تو بی منصور دانستی و دانیمرا زین گفتن اینجا گه رهانی
هوش مصنوعی: تو میدانستی که من بدون منصور چه احساسی دارم و اکنون از گفتن این موضوع در اینجا مرا آزاد کن.
مرا مقصود ازین گفتار آنستبدانم مختلفها کز چه سانست
هوش مصنوعی: من هدفم از این سخن این است که بفهمم تفاوتها از چه ناشی میشوند.
مرا مقصود ازین گفتار این بودکه تو گفتی منم در اصل معبود
هوش مصنوعی: من هدفم از این صحبت این بود که تو گفتی من در اصل معبود هستم.
تو معبودی یقین در آفرینشتمامت دادهٔ در عین بینش
هوش مصنوعی: تو خالق و معبود هستی که در تمام آفرینش، به وضوح و بصیرت دیده میشوی.
بگو اسرارم و برقع براندازجنید امروز با عشاق بنواز
هوش مصنوعی: بفرما رازهای دل را بگو و پرده را کنار بزن، امروز با عاشقان همنوا شو.
بگو اسرارم اینجادوست اینجاکه تا بیرون شوم از پوست اینجا
هوش مصنوعی: بگو که رازهایم را اینجا با تو میگویم، تا زمانی که از این دنیا و جسمم جدا شوم.
بگو اسرارم ای پاکیزه گوهرمرا گوهر نما ای بحر اکبر
هوش مصنوعی: ببخشید که اسرار من را برایت بازگو کنم، ای موجود باارزش. مرا مانند دریا پر از گوهر کن.
بگو اسرارم ای سلطان حقیقتکه تا بشناسم این برهان حقیقت
هوش مصنوعی: ای سلطان حقیقت، بگو به من اسرار وجودم را تا بتوانم برهان حقیقت را درک کنم.
جنید اسرار میجوید در امروزتوئی هم تو بتو میگوید امروز
هوش مصنوعی: جنید در جستجوی اسرار است و در این لحظه تو نیز همانند او هستی، این بیان به خود تو میگوید که در همین امروز قرار داری.
چه فرقست از میان ما حقیقتکه ماندستم در او شیدا حقیقت
هوش مصنوعی: بین ما چه تفاوتی وجود دارد، در حالی که من به شدت به حقیقتی که باقی مانده وابسته هستم.
من این دانم بسی و می ندانمولیکن درس در پیش تو خوانم
هوش مصنوعی: من اطلاعات زیادی دارم و چیزهای زیادی میدانم، اما هنوز هم نمیدانم. با این حال، در حضورت تو، درسی را میآموزم.
تو استاد تمامت کاملانیکه درس عشق نیکوتر تو دانی
هوش مصنوعی: تو از همه کسانی که در آموختن عشق مهارت دارند، به بهترین شکل آگاهی و دانش بیشتری داری.
تو استادی و ما هستیم مزدوریقین نزدیک نی از صحبت دور
هوش مصنوعی: تو در دانش و علم ماهر هستی و ما به نوعی در خدمت تو قرار داریم. یقیناً به تو نزدیک نیستیم و از گفتگو و صحبت با تو دوریم.
تو استادی و تلقین ده بیادمپس آنگه ده ز عشق خود ببادم
هوش مصنوعی: تو معلمی و باید به من یاد بدهی، بعد از آن عشق خود را به من بسپاری.
تو استادی کنونم نکتهٔ گویکه سرگردانم ای استاد چون گوی
هوش مصنوعی: ای استاد، تو هنرپیشهای با دانش و تجربه، من اکنون در حالتی سرگردان و گیج هستم. میخواهم از تو نکتههای ناب بیاموزم تا بتوانم مثل تو در مسیر درست حرکت کنم.
تو استادی و ما را رهنمونیگرفته هم درون و هم برونی
هوش مصنوعی: شما معلم و راهنمای ما هستید، و ما از آموزشهای شما هم در درون خود و هم در ظاهرمان بهره میبریم.
درون آگاهی و بیرون حقیقتیکی دید است در دیدار دیدت
هوش مصنوعی: آگاهی و واقعیت در درون و بیرون، به یک شکل دیده میشوند و این به تجربه و مشاهدهی تو بستگی دارد.
بگو اکنون مرا این راز مطلقاگر بر راستی گوئی اناالحق
هوش مصنوعی: بگو اکنون اگر صداقت را بگویی، این راز مطلق چیست؟ من حق را بیان میکنم.