بخش ۵۸ - راز گفتن شیخ کبیر با شیخ جنید(قس) از هواداری منصور
هوش مصنوعی: شخصی به نام جنید، پیر و سرافراز، با شیخی صحبت میکند و از او میخواهد که رازی را که شنیده بیان کند. او به شهباز و معنای عمیق آن اشاره میکند و میگوید که این شهباز نشان از حقیقتی دارد. او به زیبایی وصال و فراق عشق و اسرار وجود اشاره میکند و به این نکته میپردازد که تمام گفتار جانان از دل و احساس عمیق نسبت به معشوق است. همچنین اشاره دارد که این شخص خاص، حقیقت وجود و عشق را به تصویر میکشد و به عشق و شیدایی اشاره میکند که در واقع نمایانگر حیات جاودان است. در نهایت، او از جنید میخواهد که تجربیاتش را از این شخص خاص بیان کند و بر راز عشق و حقیقت وجود تأکید میکند.
چو شیخ این راز بشنید از خدابازجُنید پیر را گفت ای سرافراز
هوش مصنوعی: زمانی که شیخ این راز را از خداوند شنید، به پیر جُنید گفت: ای بزرگوار و سربلند.
چنین افتاد اینجا آنچه بینیشنیدی جمله و صاحب یقینی
هوش مصنوعی: در اینجا آنچه را که میبینی و میشنوی، به راستی واقعاً اتفاق افتاده و کسانی که دارای یقین هستند این را تصدیق میکنند.
عجب حالیست در عین زمانهکه این شهباز آمد نشانه
هوش مصنوعی: در این زمانه، وضع عجیبی پیش آمده که این پرنده شگفتانگیز به عنوان نشان و علامت حاضر شده است.
نه آن مرغست این کز دانه گرددهمی خواهد که دامش در نوردد
هوش مصنوعی: این مرغ نیست که به خاطر دانه به دنبال فرار از دام باشد.
ندیدم مثل این و کس نه بیندبجز عین زمانه گر نه بیند
هوش مصنوعی: من هیچکس را مانند او ندیدهام و کسی جز خود زمانه نیز نمیتواند او را مشاهده کند، اگر زمانه او را نبیند.
وصالش اندر اینجا دست دادستاز آن در کشتن اینجاگاه شاد است
هوش مصنوعی: اتصال به او در اینجا موجب شده که از آن در، کشتن ما باعث شادیاش شود.
وصالش از تجلی جلالستفراقش در میانه دید وصالست
هوش مصنوعی: دستیابی به او از طریق زیبایی و جلال او امکانپذیر است و جدایی از او در میانهی مشاهدهی وصال و نزدیکی به او به چشم میخورد.
چنان مستغرق اسرار آمدکه بیخود جملگی بردار آمد
هوش مصنوعی: او به قدری در عمق اسرار غرق شده بود که تمام افراد پیرامونش تحت تأثیر قرار گرفتند و خودشان را نیز فراموش کردند.
سراپایش همه دیدارداردچنین شرح و بیان گفتار دارد
هوش مصنوعی: تمام وجود او شگفتیها و زیباییهایی دارد که هر کدام داستان و توصیف خاص خود را بیان میکند.
تودیدی هر صفاتی عین گفتارکه میگوید حقیقت او ز دلدار
هوش مصنوعی: شما در هر ویژگیای که داشته باشید، حقیقت شما همان چیزی است که از درون شما میجوشد.
همه گفتار او از جان جانستدر این سرش حیات جاودانست
هوش مصنوعی: همه سخنان او از روح و جان او سرشار است و در درونش زندگی ابدی وجود دارد.
همه گفتار او از دید دید استابا جانان درین گفت و شنید است
هوش مصنوعی: هرچه او میگوید ناشی از نگاهی است که به جانان دارد و آنچه در این گفتوگو حاصل شده، نتیجهی همان دیدگاه است.
همه گفتار او از بهر مرگ استکه این شاه جهان خود کرده ترکست
هوش مصنوعی: تمام صحبتهای او درباره مرگ است؛ زیرا این پادشاه جهان خود به نوعی آن را رها کرده است.
همه گفتار او در کشتن آمداز آنش در جهان برگشتن آمد
هوش مصنوعی: همه سخنان او درباره کشتن است و به همین دلیل در دنیای انسانها به عقب برگشته است.
نه صورت لیک جان جان جانستحقیقت ذات او کل جاودانست
هوش مصنوعی: او تنها ظاهر ندارد، بلکه جان و حقیقت او زنده و جاودانه است. ذات او در هر جا وجود دارد.
ز عهد آدم ای شیخا تودیدیچنین شخصی بگو از که شنیدی
هوش مصنوعی: ای شیخ، از زمان آدم تا کنون، آیا تا به حال چنین فردی را دیدهای؟ بگو این را از چه کسی شنیدهای؟
چنین شخصی کجا آوازه داردکه جان عاشقان او تازه دارد
هوش مصنوعی: چنین شخصی کجا برای خود نام و نشانی دارد که عشق ورزیدن به او برای عاشقان تازه و زنده کننده است؟
حقیقت فتنهٔ روی زمین استکه از عشاق این کس پیش بین است
هوش مصنوعی: حقیقت همان آشوب و زلزلهای است که در دنیا به وجود میآید و فقط عاشقان این شخص میتوانند آن را پیشبینی کنند.
ندیدم فتنهٔ چون او بعالمکه میگوید یقین این سردمادم
هوش مصنوعی: من در دنیا فتنهای چون او ندیدهام که به وضوح میگوید این لحظههای سرد و دلگیر را یقین دارم.
دمادم راز میگوید عیان بازکه خواهم کشتن اندر عین سرباز
هوش مصنوعی: همواره در حال صحبت کردن است و به وضوح میگوید که قصد دارد سرباز را در مقابل چشمانش بکشد.
تو چوندیدی مر او را باز گو توبه پیش من حققت راز گو تو
هوش مصنوعی: اگر تو چیزی از او شنیدهای، آن را به من بگو و حقیقت را برای من بیان کن.