بخش ۳ - در اثبات عین الیقین فرماید
هوش مصنوعی: این متن شعری است از عطار نیشابوری که در آن به بیان وحدت وجود و حقیقت عشق میپردازد. شاعر در این شعر از دیدار و ملاقات با حقیقتی یکتا صحبت میکند که در آن خود و عشقش پنهان و در عین حال نمایان است. او خود را جوهری میداند که در تمام عالم و در هر ذرهای از وجود، پنهان و آشکار است. عطار از ارتباط خود با حق سخن میگوید و این که هیچ کس نمیتواند به طور کامل جمال و وصف او را درک کند، مگر آن که از خود فارغ باشد. او تأکید میکند که همه چیز در جهان بازتابی از خودش است و در پایان مطرح میکند که برای دیگران نیز میتواند حقیقت را در دنیا بگشاید و آنها را به سفر معنوی و راه هدایت برساند.
زهی دیدار من دیدار یکتامنم پنهان ز عشق خویش و پیدا
هوش مصنوعی: چه خوشا دیدار من، که تنها دیداری است خاص و یگانه. من از عشق خود به دورم و در عین حال وجودم را نمایان میسازم.
زهی دیدار من در اوّل کارنموده در حقیقت عین پرگار
هوش مصنوعی: بسیار خوشا به حال من که در آغاز کار، آنچه را که واقعاً وجود دارد، به خوبی مشاهده کردهام.
زهی دیدار من جانِ کل نمودهدر آخر راز من کلّی فزوده
هوش مصنوعی: خوشا به حال من که در دیدار تو، تمام وجودم را فدای عشق کردهام و در پایان، راز من به طور کلی افزایش یافته است.
زهی وصف ثنایت برتر از جانمنم صورت منم تحقیق جانان
هوش مصنوعی: حمد و ستایش تو برای من از جانم ارزشمندتر است، من تنها یک شکل ظاهری هستم و حقیقت وجودم تویی.
زهی دیدار من در جزو و در کلنموده خویشتن هم رنج و هم ذل
هوش مصنوعی: به به! چه دیداری! من در جزئیات و کلیات زندگیام، خود را هم در رنج و هم در ذلت دیدهام.
کسی هرگز ثنائم چون تواندکه ایمن از خودی خود بمانده
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند شکرگزاری کند و از خود محافظت نماید، مگر اینکه در درون خود به آرامش و امنیت رسیده باشد.
کسی هرگز ثنای من کجا گفتچو من باشم حقیقت گفت و آشفت
هوش مصنوعی: هیچکس هرگز به بزرگی من در مدح و ستایش نمیپردازد، زیرا من خودم حقیقت را بیان کردهام و این کار، آشفتهام کرده است.
کسی هرگز ثنای من نگویداگر گوید منم از من بگوید
هوش مصنوعی: هیچکس هرگز در مورد من نیکی نمیگوید، اگر هم کسی بخواهد بگوید، باید در واقع از خودم صحبت کند.
منم آن جوهر پیدا نمودهکه این دریای پر غوغا نموده
هوش مصنوعی: من آن مادهای هستم که توانستهام در دل این دریای پر از هیاهو و آشفتگی، خود را نمایان کنم.
منم آن جوهر اسرار پیداکه بنمایم در این بازار خود را
هوش مصنوعی: من همان جوهری هستم که رازهایم را در این بازار به نمایش میگذارم.
منم آن جوهر راز حقیقتکه بنمودم عیان سر طریقت
هوش مصنوعی: من آن حقیقتی هستم که به وضوح مسیر واقعیات را نشان میدهم.
منم توحید خود گویان و جوهرنموده از نمود چرخ و اختر
هوش مصنوعی: من خود را در توحید و یگانگی معرفی میکنم و از ظاهر چرخ و ستارگان جوهر و حقیقت را استخراج کردهام.
منم آن جوهر توحید بیچونکه آوردم همه در هفت گردون
هوش مصنوعی: من همان حقیقت بیمانند توحید هستم که همه چیز را در هفت آسمان به وجود آوردهام.
منم آن جوهر لاء زمانینکه باشد پیش چشمم ذره کونین
هوش مصنوعی: من آننی هستم که در زمان و مکان پیش روی من، ذرات جهان را میبینم و درک میکنم.
منم آن جوهر دیدار جملهکه بنمایم ز خود اسرار جمله
هوش مصنوعی: من آن مادهای هستم که در دیدار همه چیز خود را نشان میدهد و از خود، رازهای بسیاری را نمایان میکند.
منم آن جوهر اعزاز گردونکه پیدا مانده و پنهان و بیچون
هوش مصنوعی: من همان عنصر ارزشمند و نایاب جهان هستم که در عین حال هم در دسترس است و هم در پس پردهها و بدون شکل و ظاهر مشخص.
منم آن گوهر افلاک و انجمکه بنمایم ره حکمت بمردم
هوش مصنوعی: من همان جوهری هستم که در آسمانها و ستارگان وجود دارد و به مردم راستی و دانایی را نشان میدهم.
منم آن جوهر بیحدّ و غایتکه بنمایم کسان را در هدایت
هوش مصنوعی: من آن حقیقتی هستم که بیپایان و بدون محدودیت است و به دیگران کمک میکنم تا راه درست را پیدا کنند.
چو بیچونم ز خود توحید گویمکه جز دیدار خود چیزی نجویم
هوش مصنوعی: وقتی که از خودم خالی باشم و به وحدت برسم، تنها چیزی که میخواهم دیدار تو است و هیچ چیز دیگری نمیطلبم.
همه دید منست ارباز دانیچرا چندین ز ما حیران بمانی
هوش مصنوعی: همه چیز در عالم تحت نظر من است. آیا میدانی چرا همچنان از ما شگفتزده و متعجب میمانی؟
منم گویای خویش و سرّ اسرارکه میگوید در این گفتار عطّار
هوش مصنوعی: من خودم را بازگو میکنم و اسرار درونم را با شما در میان میگذارم، همانطور که عطّار در سخنانش بیان میکند.
منم عطّار او را رخ نمودهابا او رازها گفت و شنوده
هوش مصنوعی: من عطّار او هستم، که به او روی آوردهام و رازهایش را با او گفته و شنیدهام.
نمودم راز خود او را ز آغازدگر در پرده خواهم بردنش باز
هوش مصنوعی: من از ابتدا راز خود را به او نشان دادم، اما اکنون قصد دارم دوباره او را در پرده ابهام نگه دارم.
بسی با او عیان و راز گفتمحقیقت مر ورا گفت و شنفتم
هوش مصنوعی: من بارها با او درباره مسائل آشکار و پنهان صحبت کردم و او حقیقت را برایم بیان کرد و من نیز شنیدم.
بر آن سرّی که او اینجا نمودستز ذات ما ورا گفت و شنودست
هوش مصنوعی: آن راز و حقیقتی که او در اینجا نشان داده، از ذات ما فراتر است و فقط گفت و گو دربارهاش کافی نیست.
کنون حیران ما اندر جلالستچو ما گوئیم نطقش گنگ و لالست
هوش مصنوعی: اکنون ما در شگفتی و حیرت هستیم، چرا که وقتی راجع به جلال او صحبت میکنیم، احساس میکنیم که کلام ما نمیتواند به درستی آن را بیان کند.
چو ماگفتیم هم ما بازگوئیمنمودِ راز ما ز آغاز گوئیم
هوش مصنوعی: وقتی ما چیزی را گفتیم، بار دیگر آن را بیان خواهیم کرد. راز ما از ابتدا تا کنون آشکار شده است.
کنون حیران خود ماندست عطّارمنم گویندهٔ این سرّ و گفتار
هوش مصنوعی: اکنون عطّار در شگفتی و حیرت باقی مانده و من، سخنگوی این راز و بیان هستم.
به عون خود وِرا دادم وصالشبرون آوردم از رنج و وبالش
هوش مصنوعی: من به یاری خود به او وعده دادهام که از رنجها و مشکلاتش رهایی مییابد و به وصالش میرسانم.
چو او جز ما دگر غیری ندیدستهمه من گفتم و او در شنیدست
هوش مصنوعی: او جز ما کسی دیگر را ن دیده است، بنابراین هرچه من گفتم، او فقط شنیده است.
عنان را بازکش از راه اسرارکه هرکس نیست خود آگاه اسرار
هوش مصنوعی: بهتر است که در مسیر دانش و فهم خود، از دستاوردهای پنهان و اسرار زندگی به آرامی عبور کنیم. زیرا هر کسی به تنهایی قادر نیست به تمامی رازها پی ببرد.
که میداند که این اسرار چونستکه حق میگوید وحق رهنمونست
هوش مصنوعی: کسی که از این رازها آگاه است، میداند که حق چه چیزی را بیان میکند و حق خود راهنمایی است.
کنون عطّار ما با هوشت آریمکنم گویا ز پس خاموشت آریم
هوش مصنوعی: اکنون با هوشمندی عطّار، ما میخواهیم تو را بیدار کنیم و نشان دهیم چگونه میتوانیم از پس لایههای پنهان تو برآییم.
چو گنج راز دادیمت نهانیببخشم جوهرت تا برنشانی
هوش مصنوعی: وقتی که راز گرانبهایی را به تو سپردم، اکنون به تو اجازه میدهم تا ارزش واقعیات را نشان دهی.
چو در بیرون و در جانت عیانیمهمت ما در زبان جوهر نشانیم
هوش مصنوعی: زمانی که در دنیای بیرون و درون خود میبینی که ما نمایان هستیم، نشاندهنده تلاش ماست که در سخن و کلام به وضوح قابل مشاهده است.
چو کردی ذات ما را در عیان فاشندیدی غیر ما این جا تو ما باش
هوش مصنوعی: زمانی که وجود ما را به وضوح مشاهده کردی، هیچکس غیر از ما اینجا را ندیدی و ما همان وجود بودیم.
منم اوّل منم در آخر کاربفضل خود ترا بخشم بیکبار
هوش مصنوعی: من اولین هستم و آخرین نیز، با لطف خودم یک بار به تو هدیه میزنم.
چو من باشم بیامرزم تمامتبجنّتشان رسانم در قیامت
هوش مصنوعی: اگر من در آن دنیا باشم، تمام شما را به بهشت میرسانم و در قیامت شما را آمرزیده میدانم.
حقیقت فاش گردانم حقیقتترا عطّار سازم در شریعت
هوش مصنوعی: من حقیقت را برای تو روشن میکنم و به تو کمک میکنم که در راه دین و شریعت به درستی گام برداری.