بخش ۳۱ - پسر در اعیان حقیقت کل گوید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر خود را به عنوان دریای اسرار و علم معرفی میکند که در آن تمامی حقایق وجود و معانی عمیق نهفت است. او با تشبیهاتی از دریا، وحدت و حقیقت را به تصویر میکشد و بر این نکته تأکید میکند که در این دریای بیپایان، او و خداوند یکی هستند. شاعر به این موضوع اشاره میکند که حقیقت و غیب درون خود او نهفته است و از طریق عشق و وصال به علم و دانش دست یافته است. او همچنین بر لزوم رهایی از قید و بندهای ظاهری تأکید میکند و میخواهد که پدرش نیز به این حقیقت پی ببرد. در نهایت، شاعر بیان میکند که در این دریا، هیچ چیزی جز عشق و حقیقت وجود ندارد و همه چیز در آن یکی است.
منم دریای لاهوتی اسرّارکه در دریا شوم من ناپدیدار
هوش مصنوعی: من همان دریا هستم که اسرار معنوی در آن نهفته است و وقتی به عمق این دریا میروم، خودم را ناپدید میبینم.
منم دریای علم وحکمت حقکه خواهم گفت اینجا راز مطلق
هوش مصنوعی: من مانند دریایی از دانایی و حکمت الهی هستم که میخواهم در اینجا از اسرار بینهایت سخن بگویم.
منم دریای دید جمله مردانکه از بهر من است این چرخ گردان
هوش مصنوعی: من همان دریای آگاهی هستم که همه مردان برای من زندگی و تلاش میکنند و این دنیا به خاطر من در حال چرخش است.
منم دریای بیچون و چگونهکه کردم جمله کشتی باژگونه
هوش مصنوعی: من مانند دریایی هستم که نه حدودی دارد و نه ویژگی خاصی، و همه کشتیها و و خود را درون او قرار دادهام.
منم دریای علم و بحر تنزیلکه صورت را کنم اینجای تبدیل
هوش مصنوعی: من همچون دریای علم و منبع الهام هستم که میتوانم به راحتی ظاهر را به معنای عمیقتری تبدیل کنم.
در این دریا منم بابا الهیگواهی میدهندم مرغ و ماهی
هوش مصنوعی: در این دریا، من مثل یک پدر هستم و خداوند گواهی میدهد که پرندهها و ماهیها هم به این موضوع شهادت میدهند.
در ین دریا منم اللّه بنگرنمود دید الا اللّه بنگر
هوش مصنوعی: در این دریا من فقط خدا را میبینم، و به جز او هیچ چیز دیگری نمیبینم.
منم بابا نمود دید اللّهدر این دریا منم عین هواللّه
هوش مصنوعی: من در این دریا تجلی خدا هستم و به نوعی نمایانگر وجود او هستم.
منم منصور وبنمایم ترا دیدکه میگوئی ابا من عین تقلید
هوش مصنوعی: من منصور هستم و وقتی تو مرا میبینی، میگویی که من مانند تو هستم و فقط تقلید میکنم.
پدر در بحر افکندیم خود راکنون بنگر مگو تو نیک و بد را
هوش مصنوعی: ما خودمان را به عمق بحران انداختیم، حالا باید ببینیم و درباره خوب و بد صحبت نکنیم.
منم اینجا خدای هر دو عالمدرون بحر من سرّ دمادم
هوش مصنوعی: من در اینجا، در بستر دریای وجود، خدای هر دو عالم هستم و رازهای درونم دائما در حال جوشش و تغییر است.
نمایم ای پدر در عین هستینخواهم همچو من در بت پرستی
هوش مصنوعی: ای پدر، در حالی که وجود دارم، نمیخواهم مانند دیگری به بتپرستی دچار شوم.
منم بابا در این بحر هدایتولیکن این زمان عین عنایت
هوش مصنوعی: من در دنیای راهنمایی و هدایت حضور دارم، اما در حال حاضر تنها خود را مشغول لطف و محبت میبینم.
منم این دم ز وصل خود عنایتکنم تحقیق بابا در پناهت
هوش مصنوعی: من در این لحظه از وصال خود بهرهمند میشوم و در سایهٔ محبت تو تحقیق و بررسی میکنم.
همه در من، من اندر جملگی گمشدستم همچو قطره بحر قلزم
هوش مصنوعی: من در وجود خودم تمام احوالات و جنبهها را احساس میکنم و تمامیت وجودم در آنها به گونهای غرق شده که مانند قطرهای در دریا ناپدید شده است.
منم بابا در اینجا عین توحیدمگو با من دگر از راه تقلید
هوش مصنوعی: من در اینجا به مفهوم واقعی توحید پی بردهام، پس دیگر به طور تقلیدی با من صحبت نکن.
همه خلقان کشتی مانده در ویدر آن دریا و آن مستی و آن می
هوش مصنوعی: تمام انسانها بهسان کشتیهایی هستند که در دریا گیر کردهاند و در آنجا در حال غرق شدن در مستی و لذت شراب هستند.
که بُودِ او از آن کشتی برون بودحقیقت آفرینش رهنمون بود
هوش مصنوعی: آن کس که از آن کشتی بیرون آمده، در واقع راهنمایی است برای درک حقیقت آفرینش.
همه دریا شده مستغرق اواگر تو واقفی این راز برگو
هوش مصنوعی: همه دریاها در او غرق شدهاند؛ اگر به این راز آگاه هستی، آن را فاش کن.
مدان این راحکایت جز معانیسزد گر این حکایت خود بخوانی
هوش مصنوعی: این داستان فقط شامل معانی عمیق نیست و اگر خودت این داستان را بخوانی، به نتیجه بهتری میرسی.
بپا برخواست آن قطب سرافرازکه او را بود کلّی عزّت و ناز
هوش مصنوعی: به پا خاست آن چهرهی بزرگ و باوقار که دارای تمام شرف و زیبایی بود.
نمود واصلان بودست منصورکجا همچون که او باشی تو مشهور
هوش مصنوعی: آدمهای واقعی و زنده، مانند منصور هندی، مشهور نیستند و مثل او نمیتوانند باشند.
چنین گفت ای پدر اکنون وداعستمرا زین دیدن دریا صداعست
هوش مصنوعی: ای پدر، اکنون زمان وداع من فرارسیده است. این دیدن دریا برای من مایهی رنج و درد است.
وداعت کردم و خواهم شدن زودز بهر شرع از من باش خشنود
هوش مصنوعی: من از تو خداحافظی میکنم و به زودی میخواهم از دنیای مادی جدا شوم؛ برای اینکه مورد رضایت قوانین الهی قرار بگیرم.
که ما را سرّ اسرارست اینجانمود من بسی کارست اینجا
هوش مصنوعی: اینجا رازهای بزرگ و مهمی برای ما آشکار شده است و در واقع کارهای زیادی در این مکان وجود دارد.
اگرچه در کتابم می تو کردیز حد شرع بر من سعی بردی
هوش مصنوعی: اگرچه در نوشتههایم تو به حیطههای غیرمجاز و مرتبط با دین نزدیک شدی، اما تو تلاش کردی بر من تأثیر بگذاری.
شدم من حافظ قرآن و اسرارنمود خود از آن دیدم سزاوار
هوش مصنوعی: من به حفظ قرآن مشغول شدم و از آنچه که در آن نهفته است، به چیزهایی با ارزش پی بردم.
بسی اسرار دانستم پدر منکجا یابم ز ذات خود خبر من
هوش مصنوعی: من اطلاعات زیادی دربارهٔ رازها دارم، اما نمیدانم چگونه میتوانم از ذات خودم آگاهی پیدا کنم.
دهم با تو نشانی این زمان شادکه اسرار من اندر ملک بغداد
هوش مصنوعی: من در این زمان خوشی، نشانی از تو را میدهم، در حالی که رازهای من در سرزمین بغداد نهفته است.
شود پیدا زبعد شصت و یکسالمرا اینست اینجاگاه احوال
هوش مصنوعی: بعد از گذشت شصت و یک سال، حال و احوالم در اینجا به خوبی مشخص میشود.
کنون بر قدر سرّی میگشایمولی دیدار با تو مینمایم
هوش مصنوعی: اکنون به اندازهای از رازی پرده برمیدارم، اما همچنان تمایل دارم که تو را ببینم.
خدا بخشیده ما را هر دو عالمکه من دارم عیان عین آدم
هوش مصنوعی: خداوند به ما از هر دو جهان بخشش عطا کرده است و من به وضوح مانند آدم (انسان) هستم.
خدا بخشید وهم از حق شود راستبحکمت باز دید من بیاراست
هوش مصنوعی: خداوند بخشنده است و حقیقت همیشه به آرامی آشکار میشود. با حکمت و بینش که به من عطا کرده، میتوانم زیباییهای حق را ببینم.
ولیکن جرعهٔ خوردیم اینجاکه از مستی من حیرانست دریا
هوش مصنوعی: اما در اینجا جرعهای نوشیدیم که باعث شده من از شدت مستی در حیرت دریا بمانم.
همه هستی دریاهای عالمکجا گنجد که پیش ماست شبنم
هوش مصنوعی: تمام هستی و عظمت دریاهای جهان در مقایسه با نزدیک بودن و زیبایی شبنم در برابر ما، قابل نظر نیست.
مرا زان خمّ می جامی بدادندمرا از کان کُل کامی بدادند
هوش مصنوعی: مرا از چشمهی خوشی و لذت، جامی نوشاندند و از منبعی پر خیر و برکت، همهی آرزوهایم را به من عطا کردند.
ز جام عشق دل رفت وشدم جانز پیدائی خود هستیم پنهان
هوش مصنوعی: از عشق مشروب شدم و قلبم پراکنده گشت، به طوری که از وجود خودم پنهان شدهام.
خدا را عین جزو و کل بدیدمدر این دریا بدید حق رسیدم
هوش مصنوعی: در این دریا، خدا را به عنوان بخشی از کل هستی مشاهده کردم و به حقیقت واقعی دست یافتم.
در این دریا ببردم عین تحقیقکه جوهر یافتم از عین توفیق
هوش مصنوعی: در این دریا، با دقت و بررسی عمیق، به جوهر و حقیقتی رسیدم که از لطف و موفقیتی سرچشمه میگیرد.
پدر دریای وحدت جز یکی نیستمحقق را در این معنی شکی نیست
هوش مصنوعی: پدر دریای وحدت تنها یک وجود دارد و در این موضوع هیچ تردیدی برای عالمان وجود ندارد.
نخواندی سورة طلاه سراسرز موسی دار این معنی تو باور
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه از داستان موسی و فرعون در قرآن، درسی عمیق و عبرتآموز نهفته است. اگر به دقت به این داستان توجه کنی، میتوانی مفاهیم و درسهای ارزشمندی را از آن استخراج کنی که میتواند برای زندگیات آموزنده باشد.
درختی دید آن شب موسی از دورز صد ساله ره آنجا کُه پُر از نور
هوش مصنوعی: موسی در شب آن درختی را از دور مشاهده کرد که درخشش و نور خاصی داشت و گویی صد سال راه را طی کرده بود تا به آنجا برسد.
بیک جذبه بشد آن نیکبخت اوز قربت تا سوی نور درخت او
هوش مصنوعی: او با یک حالت خاص و مسئولیت، از دوری به سمت روشنی درخت خود حرکت کرد.
همی زد آن درخت انّی انااللّهکه واصل بود ای بابا در این راه
هوش مصنوعی: درختی که نشانهای از وجود خداوند را به نمایش میگذارد، به طرز عجیبی در این مسیر قرار دارد و به ما یادآوری میکند که در این راه باید به حقیقت متصل شویم.
از آنی در انااللّه بود پر نورکه حق کردست این آیات مشهور
هوش مصنوعی: این لحظهای که تو در آن قرار داری، مملو از نور الهی است و خداوند این آیات شناختهشده را از سر لطف و حکمت خود نازل کرده است.
درختی این چنین گوید انااللّهکه گردد از نمود شاه آگاه
هوش مصنوعی: درختی چنین میگوید که من نشانهای از خداوند هستم تا پادشاه از حقیقت وجودی من آگاه شود.
درختی این چنین واصل ببودستکه او را این شرف حاصل ببودست
هوش مصنوعی: درختی وجود داشت که به همین دلیل به این مقام و عظمت رسید.
درختی این چنین قربت بیابدکه در دیدار این وحدت بیابد
هوش مصنوعی: درختی به این اندازه به نزدیکی و محبت دست مییابد که در دیدار این یگانگی و وحدت تجربیات عمیقتری کسب میکند.
درختی این چنین گفتهست این رازبکرده پرده از اسرار کل باز
هوش مصنوعی: درختی با سخنانی معنادار، راز خود را فاش کرده و پرده از تمام اسرار برداشته است.
درختی این چنین مشهور بنمودکه موسی را عیان نور بنمود
هوش مصنوعی: درختی وجود دارد که به قدری معروف و شناخته شده است که مانند نور، حقیقت و روشنی را برای موسی نشان داد.
درختی این چنین در منزلاتستکه گفتارش گشود مشکلاتست
هوش مصنوعی: درختی که در اینجا قرار دارد، به قدری با ارزش و اهمیت است که میتواند مسائل و پیچیدگیها را حل و روشن کند.
درختی این چنین اسرار گفتهستروا باشد اگرچه در نهفتست
هوش مصنوعی: درختی که این همه اسرار را در خود دارد، اگرچه این رازها پنهان باشد، جایز است که آنها را بگوید.
درختی یافتست این قربت دوستکه میداند که بود بودش از اوست
هوش مصنوعی: درختی پیدا شده است که به خاطر نزدیکی به دوستش، میداند که زندگیاش از او ناشی میشود.
درختی یافتست اینجانمودارکه میگوید نمود سرّ اسرار
هوش مصنوعی: در اینجا درختی وجود دارد که به نوعی نشاندهنده و بیانگر اسرار عمیق و پنهان است.
رواست انّی انااللّه گفتن اوکه پنهان نیست گوهر سفتن او
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که گفتن «من خدا هستم» برای او اشکالی ندارد و این موضوعی نیست که پنهان باشد؛ چرا که ارزش والای او در دست یافتن به حقیقت وجودش نهفته است.
رواست انّی انااللّه از درختیز وصل اینجا نگوید نیکبختی
هوش مصنوعی: من در اینجا به خوشبختی اشاره میکنم، مانند درختی که از پیوندش خبر میدهد.
رواست انّی انااللّه گر بگوئیبوقتی کز خودی خود نکوئی
هوش مصنوعی: بهتر است اگر بگویی من خدا هستم، زیرا این بیان نشاندهنده فضیلت و خوبی در ذات خودت است.
چو حق دیدم پدر در عین تحقیقحقیقت حق شدم از سر توفیق
هوش مصنوعی: وقتی که حقیقت را درک کردم، پدر را در حال بررسی و تجزیه و تحلیل یافتم، و به خاطر براورده شدن شرایط مناسب، به درک واقعیات نائل شدم.
چو حق بودم من و واصل ببودمنمود ذات او حاصل نمودم
هوش مصنوعی: زمانی که من به حقیقت خود یا به حقیقت وجودم پی بردم، به شناخت ذات او رسیدم و به درک واقعی او نائل شدم.
چو حق دیدم فنای خود گزیدمکه در عین بقای کل رسیدم
هوش مصنوعی: وقتی حق را شناختم، به نابودی خود تمایل پیدا کردم، تا در عین باقی ماندن کل هستی به آن برسم.
چو حق دیدم شدم با حق در آنجاستگواه مننمود حق ز دریاست
هوش مصنوعی: وقتی که حقیقت را دیدم، با آن یکتا شدم و در آن لحظه گواهی بر آن گرفتم که حقیقت از عمق دریا به وضوح نمایان است.
منم حق ای پدر بنموده رویمز شوق خویشتن در گفتگویم
هوش مصنوعی: من به تو میگویم که من حقیقت هستم، ای پدر؛ چهرهام از شوق خودم در حال نمایان شدن است و در این زمینه صحبت میکنم.
منم حق هیچ باطل نیست ذاتمببین اکنون تو اعیان صفاتم
هوش مصنوعی: من حقیقت هستم و هیچ بیارزشی در ذات من وجود ندارد. اکنون میتوانی صفات و ویژگیهای من را مشاهده کنی.
منم حق لیک تا وقتم درآیدنمودم سوی وصل کل درآید
هوش مصنوعی: من حقیقت هستم، اما تا زمانی که وقتش نرسد، به سمت وصال نمیروم.
ز حق در حق حقیقت من بگویماناالحق در میان مطلق بگویم
هوش مصنوعی: من از حقیقت حق سخن میگویم، و در میان حق مطلق، اعلام میکنم که من حقیقت هستم.
اناالحق گویم اندر ملک بغدادز عین عالم و معنی وهم داد
هوش مصنوعی: در شهر بغداد به حقیقت میگویم، که از چشمهی عالم و معنا، وهم و خیال نشأت میگیرد.
اناالحق گویم اینجا نیز من همنهم بر ریش و بر درد تو مرهم
هوش مصنوعی: من میگویم حقیقت را، و در این مکان، من هم برای تو تسکینی بر رنج و دردهایم.
اناالحق گویم و در حق شوم گممثال قطرهٔ در عین قلزم
هوش مصنوعی: من حقیقت را بیان میکنم و در این راه، خودم را در عمق آن گم میکنم، مانند یک قطره که در دریا ناپدید میشود.
اناالحق گویم و خواهم شدن منحقیقت کل خدا خواهم بُدن من
هوش مصنوعی: من به حقیقت میگویم و میخواهم به حقیقت تبدیل شوم، من تمام خداوند را میخواهم که باشم.
اناالحق گویم و در حق نمودمتو حق بین ای پدر گفت و شنودم
هوش مصنوعی: من حقیقت را میگویم و در مورد آن صحبت کردهام، ای پدر، تو حقنگر هستی و من سخنان تو را شنیدهام.
اناالحق گویم از دریای وحدتفرو نوشم کنون در عین قربت
هوش مصنوعی: من به حقیقت میگویم که از دریاچهی یگانگی نوشیدم و اکنون در حالی که به دور از آن هستم، این تجربه را دارم.
خدا با ماست با ما هیچکس نیستنمود عشق جز اللّه بس نیست
هوش مصنوعی: خداوند با ماست و هیچکس دیگری در کنار ما نیست. عشق و محبت فقط به خداوند تعلق دارد و بس.
خدا با ماست کن در ما نظر بازحجاب از پیش خود بابا برانداز
هوش مصنوعی: خداوند با ماست، پس در وجود ما نگاه کن و پردهها را کنار بزن تا آنچه مانع میشود از دیدن حقیقت، برطرف شود.
خدا با ماست بابا این زمان بینمرا در عین حق در آسمان بین
هوش مصنوعی: خدا در کنار ماست، پدر! در این موقع، مرا در حقیقت ببین، همانطور که در آسمان هستم.
خدا با ماست جز من کس نبیندکسی باید که همچون من ببیند
هوش مصنوعی: خدا همیشه با ماست، اما کسی جز من نمیتواند این را درک کند. تنها کسی که مثل من نگاه کند، میتواند این حقیقت را ببیند.
خدا با ماست در دریا و کشتیپدر اکنون نظر کن تا چه کشتی
هوش مصنوعی: خداوند همیشه با ماست، حتی در سختیها و مشکلات. پس با دقت به وضعیت کنونی بنگر و ببین که چه اندازه سختیها را پشت سر گذاشتهایم.
خدا با ماست و اندر گفتگویستهزاران سر در این دریا چو گویست
هوش مصنوعی: خداوند همیشه همراه ماست و در هر لحظه در حال گفتگو با ماست. در این دریای بزرگ، مانند گویهای متعددی هستیم که در حال جستجو و کشف هستیم.
در این دریا منم اللّه مطلقزده دم همچو مردان از اناالحق
هوش مصنوعی: در این دریا من به شدت احساس وجود و قدرت میکنم، همانند مردان بزرگ که با گفتن «من حقیقت هستم» به حقیقت وجودشان پی بردهاند.
اناالحق میزنم بابا و گفتمجواب خود زحق کلّی شنفتم
هوش مصنوعی: من حق را به پا میزنم و با صدای بلند میگویم که از حقیقت کلی چیزی شنیدهام.
اناالحق میزنم در عین دریانخواهیدم دگر دیدن در اینجا
هوش مصنوعی: من حقیقت را به وضوح بیان میکنم، در دل دریا حضور دارم و دیگر نخواهم داشت که در اینجا دیده شوم.
اناالحق میزنم بر جوهر بحرکه کردستم حقیقت لطف را قهر
هوش مصنوعی: من با قدرت و جدیت به عمق دریا میزنم، چرا که توانستم حقایق محبت را به صورت جدی و قهری درک کنم.
اناالحق میزنم و اندر بیانمچو دریا من ابا نام و نشانم
هوش مصنوعی: من حق را فریاد میزنم و در سخن گفتنم مانند دریا هستم، بی آنکه نام و نشانی داشته باشم.
اناالحق میزنم چون جمله دیدماگر بینی مرا هم ناپدیدم
هوش مصنوعی: من حقیقت را فریاد میزنم، زیرا وقتی همه چیز را میبینم، اگر تو مرا ببینی، در واقع من را نمیبینی.
اناالحق حق ز دست ای باب دریابدر این دریا چو کشتی عین غرقاب
هوش مصنوعی: حق را بشناس و آن را درک کن، ای دروازهبان، زیرا در این دریا که به شدت طوفانی و خطرناک است، مانند کشتیای خواهی بود که در حال غرق شدن است.
در این کشتیِ تن دریا نظر کنپس آنگه این تن شیدا نظر کن
هوش مصنوعی: به این بدن مثل یک کشتی نگاه کن که در دریای زندگی در حال حرکت است، سپس به خودِ این بدن با تمام زیباییها و خواستههایش توجه کن.
در این کشتی تویی جان و دل منکه بنمودستی این آب و گل من
هوش مصنوعی: در این کشتی تویی روح و دل من که به خاطر تو این وجود و هستیام را نشان دادهام.
در این کشتی بماندی و بمانیکه از رمزم پدر موئی ندانی
هوش مصنوعی: در این کشتی بمان و به مسیر خود ادامه بده، چون از اسرار و رازهای من چیزی نمیدانی.
حقیقت گر تو خواهی آمدن بینمرا بنگر کنون و کل مرا بین
هوش مصنوعی: اگر حقیقت را میخواهی، به من نگاه کن و همهی وجودم را درک کن.
بیا تا همسفر باشیم با همچو من شو تا شوی در عشق محرم
هوش مصنوعی: بیایید با هم سفر کنیم و در عشق به یکدیگر بپیوندیم. با من همراه شو تا به رازهای عشق نائل شویم.
بیا تا بگذریم از عین دریاز دریای دگر گردیم یکتا
هوش مصنوعی: بیایید از مرزها و تفاوتها عبور کنیم و به یک وحدت و هماهنگی در کنار هم دست یابیم.
در آن دریا که این دریا از آنستکه این یک قطره زان عین العیانست
هوش مصنوعی: در آن دریایی که این دریا بخشی از آن است، این یک قطره به وضوح از همان آب است.
در آن دریا قدم زن با من ای بابنمود عشق من اینجا تو دریاب
هوش مصنوعی: در آن دریا با من قدم بزن، ای پدر! عشق من را در اینجا درک کن.
در آن دریا قدم زن تا شوی گلرهی یکبارگی از رنج وز ذل
هوش مصنوعی: در آن دریا قدم بزن تا به یکباره از رنج و ذلت رها شوی و به رستگاری برسی.
در آن دریا قدم زن تا الهیشوی بیشک یکی در ماه و ماهی
هوش مصنوعی: در آن دریا قدم بزن تا به مقام والایی دسترسی پیدا کنی، قطعا تو هم مانند یک ماه در دل دریا میدرخشی.
در آن دریا قدم زن در قدم تواگر داری نمود دم بدم تو
هوش مصنوعی: اگر در آن دریا قدم بگذاری، قدم به قدم با تو همراهی میکنم، اگر نشانهای از تو داشته باشم.
در آن دریا قدم زن تا شوی یارپدر یکی شهر اینجای بسیار
هوش مصنوعی: به آن دریا برو و راه برو تا یار پدر شوی و شهری بزرگ در اینجا پیدا کنی.
در آن دریا ترا یکی نمایندترا عین نمود کل فزایند
هوش مصنوعی: در آن دریا، تو را به شکلی زیبا نشان میدهند و همین باعث میشود که همه چیز بیشتر و کاملتر شود.
در آن دریا نبینی دید کشتیبوقتی کز صور اندر گذشتی
هوش مصنوعی: در آن دریا نمیتوانی کشتی را ببینی وقتی که از تصویر آن عبور کردهای.
در آن دریا منم حق الیقینمنمود اوّلین و آخرینم
هوش مصنوعی: من در آن دریا حقیقت را با تمام وجود خود میشناسم، من اوّلیم و آخری.
در آن دریا یکی دیدم سراسرنهاده جان و دل او را برابر
هوش مصنوعی: در آن دریا، فردی را دیدم که تمام جان و دلش را در برابر من قرار داده بود.
در آن دریا شدم بیخود ابا خودنمیگنجد در آن دریا چرا بد
هوش مصنوعی: در آن دریا غرق شدم و از خود بیخبرم، اما نمیدانم چرا در آن دریا جا نمیشوم.
در آن دریا همی یکسان نمودماز آن دریا من این برهان نمودم
هوش مصنوعی: در آن دریا همه چیز را یکسان دیدم، و از آن دریا به این نتیجه رسیدم.
در آن دریا نمودندم همه رازبدیدم اندر او انجام و آغاز
هوش مصنوعی: در آن دریا، همه اسرار را به من نشان دادند و در آنجا پایان و آغاز هر چیز را درک کردم.
در آن دریا همه جانست و جاناننمودش عین پیدایست و پنهان
هوش مصنوعی: در آن دریا، همه موجودات زندهاند و محبوب در عین اینکه آشکار است، به نوعی پنهان نیز هست.
در آن دریا حقیقت نور دیدمنظر کردم به کل معبود دیدم
هوش مصنوعی: در آن دریا حقیقت را مانند نوری دیدم و وقتی به آن نگاه کردم، همه نمونههای معبود را مشاهده کردم.
در آن دریا نمیگنجد سر و پایکجا باشد در آنجا بود دنیای
هوش مصنوعی: در آن دریا نمیتوان سر و پای خود را پیدا کرد. آنجا دنیایی وجود دارد که از فهم خارج است.