بخش ۴۴ - در افعال شیطان و سخن گفتن ومکر او فرماید
هوش مصنوعی: این متن شعری عمیق و فلسفی است که به نقد صفات شیطان و خودبینی انسانها میپردازد. شاعر به بیان این نکته میپردازد که شیطان نماد کبر، وسواس و فساد است و انسانها باید از او و صفات او دوری کنند. او بر این باور است که خودبینی انسانها باعث میشود تا از حقیقت و معنای زندگی غافل شوند و به کژیها و اشتباهات دچار گردند.
شاعر به ما یادآوری میکند که در هنگام مواجهه با وسوسهها و شیطان، باید خود را از آنها دور کنیم و به نیکی و حقیقت نزدیک شویم. او تأکید دارد که انسانها باید به قدرت حق ایمان داشته باشند و از فریب شیطان و نفس دوری ورزند. در پایان، متن به انسانها توصیه میکند که از خودبینی پرهیز کنند و سعی کنند در جهت نور و حقیقت حرکت کنند تا از جنت و رحمت خداوند بهرهمند شوند.
حدیث خوش دمی شیطان نگویدهمیشه جمله را آزار جوید
هوش مصنوعی: شیطان هرگز در مورد خوبیها صحبت نمیکند و همیشه به دنبال آزار و اذیت افراد است.
چه گوید هرچه گوید ناصوابستهمه کارش در اینجا خورد و خوابست
هوش مصنوعی: هر چیزی که میگوید درست نیست و تمامی فعالیتهای او در اینجا تنها خواب و خوراک است.
بجز خمر و زنا کاری نداردکه او زین ذات خود عاری ندارد
هوش مصنوعی: جز نوشیدنی و گناه، او هیچ کار دیگری ندارد که از ذات خود خالی باشد.
ره فسق و فجورت او نمودستکه عین آتش او پر ز دود است
هوش مصنوعی: او راه فساد و گناه را نشان داده و مانند آتش، پر از دود و暗 است.
همیشه هست کارش بی نمازیچو آتش دارد اینجا سرفرازی
هوش مصنوعی: هرگز از کار او عاری از توجه به نماز نیست، زیرا او در این جا دارای شجاعت و افتخار است.
تکبّر دارد وسواس و فحّاشبود مغزش تهی مانند خفّاش
هوش مصنوعی: کسی که خودخواه و متکبر است، در درونش خالی از فهم و درک بوده و مانند خفاش که در تاریکی میماند، از حقیقت دور است و مدام به دیگران ناسزا میگوید.
چو آتش ذات او دارد ندیدیمیان آتشت خوش آرمیدی
هوش مصنوعی: اگر درون او شعلهای وجود دارد، تو در میان آتش او خوش و آسوده به سر میبردی را نمیدیدی.
بسوزد آتش اینجا هرچه بیندکسی هرگز در این آتش نشیند
هوش مصنوعی: هر کس که چیزی را ببیند که در اینجا در حال سوختن است، هرگز از آن آتش استفاده نخواهد کرد.
میان آتشی خوابت ببردهبمانی در درون هفت پرده
هوش مصنوعی: در میانهی آتش، خواب تو را میبرد و تو در عمق هفت پرده باقی میمانی.
ترا آتش درون پرده دریافتبسوزانید اینجا هرچه دریافت
هوش مصنوعی: در اینجا به کسی اشاره میشود که شعلههای عشق و احساسات عمیقاش، تمام آنچه را که در درونش جمع کرده، میسوزاند. این عشق و احساسات باعث میشود که او نتواند چیزی را که در دل دارد، نگه دارد و همه چیز را به آتش بکشد.
تو درخوابی چرا اینجا نداریکه آتش سوخت اینجایت بخواری
هوش مصنوعی: تو در خواب هستی، چرا متوجه نیستی که اینجا آتش سوزیده و تو بیخبر ماندهای؟
زخمر حرص و شهوت زار و مستیچنین چون کافران بت پرستی
هوش مصنوعی: از شراب حرص و شهوات به شدت زار و مست شدهاند، مانند کافران که به پرستش بتها مشغولند.
چو شیطان کافر است و بت پرستستز خمرو حرص جانش زار و مستست
هوش مصنوعی: شیطان کافر و بتپرست است و از شوق و حرص، جانش در عذاب و پریشانی است.
ترا هر لحظه بفریبد بصد لونبرد بیرون ترا ناگاه از کون
هوش مصنوعی: هر لحظه ممکن است تو را به شیوههای مختلف فریب دهد و ناگهان از دنیا و زندگیات خارج کند.
بصد ره می ترا اینجا دواندولی چون در دل آید باز ماند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که با وجود اینکه انسان میتواند در بسیاری از مسیرها و با عجله حرکت کند، اما وقتی به عمق و حقیقت موضوعی میرسد و آن را در دل خود میپذیرد، دیگر نمیتواند به راحتی از آن دل بکند و فراموشش کند.
درون پردهٔ دل ره ندارداز آن اینجا دل آگه ندارد
هوش مصنوعی: درون دل، راهی به بیرون وجود ندارد و از اینجا دل هیچ اطلاعی ندارد.
ز خود بینی ره خود میسپارداز آن عمری بضایع میگذارد
هوش مصنوعی: هرگاه که به خودمشغولی و خودخواهی مشغول شوی، مسیر و راه خود را گم میکنی و در نتیجه مدت زیادی از عمرت را در امور بیارزش صرف میکنی.
ز خود بینی میان آتش افتادنهاد و بود او بس ناخوش افتاد
هوش مصنوعی: او که به خودبینى دچار شد، در میان آتش افتاد و وضعیت ناگواری را تجربه کرد.
ز خود بینی او اسرار آدمدر اینجا ماند اندر نیش ارقم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسان با توجه به خود و ویژگیهایش، میتواند به عمق اسرار وجودی و حقیقت آفرینش پی ببرد، اما در اینجا، دانشی که میتواند از آن دست یابد، تنها به صورت محدود و جزئی باقی مانده است. به عبارتی، انسان قادر است به شناختی عمیق دست یابد، اما همچنان با موانع و محدودیتهایی روبهرو است که او را از درک کامل حقیقت بازمیدارد.
ز خود بینی غرورش هست اینجاکجا گردد بذات حق هویدا
هوش مصنوعی: غرور و خودبینی انسان، مانع از درک حقیقت و حضور واقعی خداوند در وجود اوست. در واقع، هنگامی که فرد در خود غرق است، نمیتواند به ذات حق و فهم عمیق او دست یابد.
ز خود بینی برون در بماندستچوآبی عین در آذر بماندست
هوش مصنوعی: اگر از خودخواهی و خودبینی فراتر بروی، میتوانی به آرامش و ثباتی دست یابی که مانند آب در دل آتش میماند.
ز خود بینی شده مفلق ز حق اووگرچه برده بود از کل سبق او
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی فردی به خودخواهی و خود بینیش دچار میشود، از حقیقت عظیم و اصلی دور میشود. هر چند که او در ابتدا به خوبیها و دستاوردهای کلان دست یافته است، اما این خودبینی او را باطل کرده است.
ز خود بینی که کرد او دور شد بازستد او را ز جای عزّت و ناز
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن، او چگونه از تو فاصله گرفت و سپس تو را از مقام و جایگاه باعزت و بااحتشام خود دور کرد.
ز خود بینی بسر افتاد در چاهنمیدانست او افتاد ناگاه
هوش مصنوعی: انسان وقتی دچار خودپرستی و غرور میشود، ممکن است ناگهان به وضعیتی دشوار و نامناسب دچار شود و حتی از آن بیخبر باشد.
ز خود بینی دون چه بماندستچو عکسی بر سر اینره بماندست
هوش مصنوعی: وقتی انسان به خودبینی و خودخواهی دچار میشود، در واقع همانند تصویری است که بر روی آب باقی میماند و ارزش واقعی ندارد. تنها چیزی که از این خودبینی باقی میماند، تداوم همین تصویر و نداشتن ارزش واقعی است.
از اول بود در عزّت و نازمیان جزو و کل بودی سرافراز
هوش مصنوعی: از ابتدا در شکوه و زیبایی بودی، و همیشه در مقام برتر میان جزئیات و کلیات قرار داشتی.
سرافرازی او برتر ز جان بودبدست او همه کون و مکان بود
هوش مصنوعی: عزت و شرافت او بیشتر از جانش است و به دست او تمامی موجودات و جهان قرار دارد.
بدست او بُد اینجاهشت جنّتولیکن بیخبر از طوق لعنت
هوش مصنوعی: در دست او بود، اینجا را بهشتی میدانست، اما از لعنت و عذاب غافل بود.
که چون بر لوح لعنت دید اینجانمیدانست این تا آن شد او را
هوش مصنوعی: وقتی که او بر لوح سرنوشت نگاهی انداخت و دید که در اینجا چه تقدیری نوشته شده است، نمیدانست که این سرنوشت او تا آن زمان چگونه رقم خواهد خورد.
ز طوق لعنت اینجا بیخبر بودکه استاد ملایک سر بسر بود
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالتی میپردازد که دچار عذاب و لعنتی شدهایم، در حالی که موجودات پاک و فرشتهنما در اطراف ما هستند و از واقعیت ما بیخبرند. در واقع، شاعر به تضاد میان حالت دردناک خود و ناآگاهی دیگران اشاره میکند.
هم او را بود در عین حقیقتولیکن بیخبر بود از طبیعت
هوش مصنوعی: او در حقیقت وجود دارد و واقعی است، اما از ویژگیها و ماهیت خود بیخبر است.
چه نوری بود روحانی و ناریسزد گر این معانی پایداری
هوش مصنوعی: چه نوری از روح و صفات معنوی وجود دارد و چه دلیلی دارد که این معانی پایدار نباشند؟
چو نور و نار باهم متصّل شدنهاد صورت اندر آب و گل شد
هوش مصنوعی: زمانی که نور و آتش با هم ترکیب شدند، شکل و صورت در آب و گل به وجود آمد.
چه گویم شرح آن چون میدهد دستولیکن چون بگویم نکته بامست
هوش مصنوعی: چه بگویم از آن موضوع، زیرا که خود احساسش میکنم، اما زمانی که قصد بیان کردنش را دارم، به نکتهای عمیق و شگفتانگیز میرسم.
رسم اندر سلوک و شرح گویمکه این دم در عجب مانند گویم
هوش مصنوعی: در مسیر سلوک و سفر روحی، توضیحاتی را به میان میآورم که این لحظه، شگفتیهایی را به تصویر میکشد که به زبان میآورم.
چو در اوّل چنان اسرار حق دیدخود از جمله ببرده او سبق دید
هوش مصنوعی: در آغاز، او رازهای حقیقت را به گونهای مشاهده کرد که از تمامی دیگران پیشی گرفت و با دید خود، به این اسرار دست یافت.
چو لوح آنجا بخواند ودید لعنتنیندیشید کو را بود قربت
هوش مصنوعی: وقتی که آن لوح خوانده میشود و دیده میشود که لعنتی در کار نیست، کسی که به خدا نزدیک است دیگر نیازی به اندیشیدن به این مسائل ندارد.
بخود اندیشه کرد آیا که باشدکه او را این سزا اینجا بباشد
هوش مصنوعی: او به خود فکر کرد که آیا واقعاً شایستگی این را دارد که در اینجا باشد.
مگر جبریل باشد یا که دیگرنمیدانست سرّ ربّ داور
هوش مصنوعی: آیا ممکن است جبرئیل باشد یا اینکه کسی دیگر از اسرار پروردگار قضاوت آگاه نباشد؟
مکن اندیشهٔ بد نیک بیندیشبکس مپسند چو نپسندی تو بر خویش
هوش مصنوعی: بدفکری نکن و به خوبی فکر کن؛ چرا که آنچه را که تو نمیپسندی، دیگران هم ممکن است نپسندند.
دگر ره گفت این سرّیست اعظممگر باشد کسی اینجا بعالم
هوش مصنوعی: این شخص گفت که این یک راز بزرگ است، اما آیا کسی در اینجا وجود دارد که بتواند به این دنیا بیاید؟
مرا خود این نباشد هست مطلقکه نیکی داده است اینجا مرا حق
هوش مصنوعی: من خودم وجود مطلق ندارم، اما این حقیقت که من در اینجا نیکویی دریافت کردهام، از جانب حق است.
چو نیکم داد هرگز او کند بدچنین میگفت آن بیچاره با خود
هوش مصنوعی: وقتی که من کار نیکو انجام میدهم، او هرگز بدی نمیکند. این را آن فرد بیچاره در دل خود میگفت.
ز سّر حق کس آگاهی نداردکسی دیگر کجا این سر بخارد
هوش مصنوعی: هیچکس از راز حقیقت باخبر نیست، و کسی دیگر نمیداند که این راز کجا خودش را نشان میدهد.
که نالی و اگرنه کار رفتستهمه نقشی از این پرگار رفتست
هوش مصنوعی: اگر گریه کنی یا نه، دیگر کاری از دست رفته است و همه چیز به مانند نقشی که این پرگار کشیده، از بین رفته است.
قضا بنوشته بد اینجا یکایکبیاید بر سر جمله یکایک
هوش مصنوعی: سرنوشت و تقدیر هر شخص به تدریج و به ترتیب بر او آشکار میشود و در نهایت همه افراد با شرایط و وقایع زندگی خود روبرو خواهند شد.
تو از پیش قضا چون میگریزیکه با حق این زمان برمیستیزی
هوش مصنوعی: تو از قضا و تقدیر فرار میکنی، اما در این لحظه به حق و حقیقت مقابله میکنی.
قضای حق همه بر سر نوشته استعزیزاندر همه طینت سرشتست
هوش مصنوعی: سرنوشت هر انسان بر اساس نوشتهای از قبل تعیین شده است و این سرنوشت در ذات و سرشت او نهفته است.
قضای نیک و بد کل از خدایستولیکن قول ما بر انبیایست
هوش مصنوعی: سرنوشت خوب و بد همه از خداوند ناشی میشود، اما سخن ما بر عهده پیامبران است.
براه انبیا رو از بدی دوربشو ای جان که مانی غرقه در نور
هوش مصنوعی: ای جان، از راه پیامبران پیروی کن و خود را از زشتیها فاصله بده، چون که در این صورت در نور و روشنی قرار خواهی گرفت.
رضا ده بر قضا گر حق شناسیمکن اینجای جانا ناسپاسی
هوش مصنوعی: اگر واقعا به حقایق و واقعیتها آگاه هستی، زمان آن است که در برابر تقدیر و سرنوشت تسلیم باشی و از نارضایتی و ناسپاسی خودداری کنی.
ز فعل بد تو کاری کن ز هر کارتو این هر بیت را یک یک بکار آر
هوش مصنوعی: از کارهای ناپسند خود اجتناب کن و به گونهای عمل کن که از هر حرکتی که انجام میدهی، نتیجهای خوب و شایسته حاصل شود.
بفعل بد مرو نیکی گزین توبجز نیکوئی اینجاگه مبین تو
هوش مصنوعی: بدی نکن و نیکی را انتخاب کن، غیر از خوب بودن در این مکان ننگر.
بفعل بد نظر اینجا مکن هاندل خود را ز دست دیو برهان
هوش مصنوعی: به کار بد اینجا توجه نکن و مراقب باش که دل خود را از دست شیطانی که در کمین است نجات دهی.
چرا مغرور دیوی رفته از دستاگر بر خود بگیری جای آن هست
هوش مصنوعی: چرا باید به خودت مغرور باشی وقتی که دیو بدی از دلت دور شده؟ اگر به خودت تکیه کنی، میتوانی بر آن غلبه کنی.
ترا شیطان ببرد از ره ندانیکه همچون او تو در لعنت بمانی
هوش مصنوعی: شیاطین تو را به راهی میبرند که خودت نمیدانی، و مانند آنها تا همیشه در عذاب و بدبختی باقی میمانی.
بکس اندیشهٔ کژّی مکن توبرو استاد خود کن این سخن تو
هوش مصنوعی: بهتر است که در اندیشههای نادرست غرق نشوی و به استاد خود مراجعه کنی تا از او راهنمایی بگیری.
بد از خود بین و نیکی هم زخود بیندرون جان و دل دید اَحَدبین
هوش مصنوعی: انسان وقتی به خود نگاه میکند، هم میتواند بدیهای خود را ببیند و هم خوبیهایش را. در درون دل و جانش، حقیقت وجودش را درک میکند.
منی را دور ساز و من مگو تومنی را کم شمر نیم من بجو تو
هوش مصنوعی: من را از خود دور کن و به من نگو که من چقدر کم هستم. در واقع، من را در جستجوی خود فراموش نکن.
تو خود را خفته دان و بلکه کمترکه تا اینجا نمانی تو در آذر
هوش مصنوعی: خودت را خوابزده و کمتر از آنچه هستی تصور کن تا اینکه نتوانی در این آتش بمانی.
منی شیطان سزد تو آدمی هاناز آن ای آدمی تو آدمی هان
هوش مصنوعی: ای انسان، تو باید مراقب باشی؛ زیرا در وجود تو هم وجهی از شیطان است و هم از انسان. پس به خود بیا و به حقیقت انسانیتات توجه کن.
تو برتر ز آدمی گر گوئی اسرارتو داری نور حق اینجا مکن خوار
هوش مصنوعی: اگر برتر از انسان هستی و ادعا میکنی که اسرار عظیمی داری، پس نور الهیات را در اینجا کوچک نکن.
بترس از حق بقدر خود دمی زنکه هرگز مینباشد مرد چون زن
هوش مصنوعی: از حقیقت به اندازهی خودت بترس و هرگز به اندازهای که زن هستی، در این دنیا نمان. به عبارت دیگر، مراقب باش که شناخت و احساسات خود را در دنیای واقعی فراموش نکنی و خود را دست کم نگیری.
ولی فعل بد و باطل پدید استز عین حق عیان دل ندیدست
هوش مصنوعی: اما اعمال نادرست و بیارزش از حقیقت وجود پیدا شده، که دل هیچگاه نتوانسته به طور واضح آن را ببیند.
بترس ازدوست هرگز مینیندیشوگرنه از منی گردی تو دلریش
هوش مصنوعی: از دوستت بترس و هرگز به او اعتماد نکن، وگرنه ممکن است دلت را بشکند و غمگینت کند.
منی شیطان بگفت و در منی شدبگردن طوق لعنت صدمنی شد
هوش مصنوعی: شیطان به من گفت و من هم به او پیوستم، و به همین خاطر طوق لعنت به دور گردن من افتاده است.
منی دیوست تو فرزند آدمچرا مانندهٔ دیوی دمادم
هوش مصنوعی: من موجودی هستم که از جنبهی انسانی دور شدهام، چرا همچنان به خصوصیات ناپسند خود ادامه میدهم؟
منی دورت کند از عین هستیترا اندازد اندر بت پرستی
هوش مصنوعی: وجود تو از واقعیت دور میشود و به سمت پرستش بتها میافتد.
منی دورت کند از خانهٔ دلشود اینجایگه بیگانهٔ دل
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر خود را از عشق و محبت دور بکنی، در حقیقت از خانه و مکان اصلی قلب خود فاصله گرفتهای و در آنجا به یک بیگانه تبدیل میشوی. در واقع، دوری از عشق، انسان را از هویت واقعیاش دور میکند.
منی دورت کند از سرّ مردانازین معنی دلت آگاه گردان
هوش مصنوعی: تو را از راز و رمزهای مردان دور میکند، پس دلت را از این معنا آگاه کن.
منی دورت کند از سِرّ اسرارکند از ناگهانت عشق بردار
هوش مصنوعی: عشق تو میتواند انسان را از اسرار پنهان دور کند و ناگهانی او را تحت تاثیر قرار دهد.
منی دورت فکند از هر دو عالمشدی دور از همه سّر دمادم
هوش مصنوعی: تو را از هر دو جهان دور کردهام، و اکنون از تمام رازها و اسرار به دور هستی.
منی دورت فکند از خانهٔ انسفروماندی میان نور جان قدس
هوش مصنوعی: من از لحاظ روحی و احساسی به دور از محیط آرامش و دوستی قرار گرفتهام و در میان نور روحانی و مقدس تنها ماندهام.
طبیعت رهزنت شد در وجودتطبیعت کی کند اینجای سودت
هوش مصنوعی: طبیعت تو را در وجودت فریب داد، اما آیا طبیعت میتواند در اینجا به تو سودی برساند؟
طبیعت میکند مر سجده اینجاکه او دیو است دائم خوار و رسوا
هوش مصنوعی: طبیعت در اینجا به حالت سجده در آمده است، زیرا این موجود که در حال حاضر در اینجا هست، همیشه خوار و رسوا خواهد بود.
طبیعت رهزنست و راه گم کرداز آن آدم فتاد اینجای در درد
هوش مصنوعی: طبیعت به گونهای است که انسان را به بیراهه میبرد و به همین خاطر آدمی به این درد و رنج دچار شده است.
طبیعت نزد آدم گشت گندمکه آدم میکند اینجایگه گم
هوش مصنوعی: طبیعت به آدم گندم میدهد، اما آدم در این دنیا گم است و نمیداند چه کند.
طبیعت عین شیطانست دریاباز این معنی مکن تو نیز اشتاب
هوش مصنوعی: طبیعت همانند شیطان است؛ پس این نکته را درک کن و از آن غافل نشو.
طبیعت راه دارد در صفت اوزند دستان تو در معرفت او
هوش مصنوعی: طبیعت به شکل و ویژگیهای او توجه دارد، در حالی که شناخت و آگاهی تو از او نیازمند تلاش و پیگیری است.
بپرهیز از طبیعت در خدا شوز بود فعل بد اینجا جدا شو
هوش مصنوعی: از طبیعت دوری کن و به خداوند نزدیک شو، زیرا اعمال ناپسند را باید از خود دور کنی.
بپرهیز از طبیعت گر تو رازیمدان اسرار من اینجا ببازی
هوش مصنوعی: احتیاط کن از طبیعت؛ اگر چیزی را نمیدانی، بهتر است در اینجا اسرار من را فاش نکنی.
ببازی نیست اسرار شریعتبپرهیز از پلیدیّ طبیعت
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده است که اسرار دین را باید با احتیاط و دور از آلودگیهای طبیعی بررسی کرد. به عبارتی دیگر، برای درک عمیقتر آموزههای دینی، باید از زشتیها و ناپاکیهای دنیوی دوری کرد.
ببازی نیست اسرار خداوندکه با شیطان بگیری خویش و پیوند
هوش مصنوعی: اسرار خداوند آنقدر ارزشمند و با اهمیت هستند که نمیتوان آنها را با شیطان و وسوسههایش معامله کرد یا ارتباط برقرار کرد.
تو بازی میکنی ای دوست بازیکه با اسبان تازی لاشه تازی
هوش مصنوعی: ای دوست، تو در حال بازی هستی، بازی که در آن با اسبهای تازی سر و کار داری و این بازی مانند شکنندگی و زوال است.
تو بازی دان که کار کودکانستکناری گیر کاینجا خوف جانست
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که بازی را میدانی، پس دور و بر اینجا را بگیر؛ زیرا اینجا کارها برای جوانان و بیتجربههاست و ممکن است جانت در خطر باشد.
ببازی نیست اسرار دو عالمکه تا بازی شماری سّر آدم
هوش مصنوعی: در این دنیا، اسرار زیادی وجود دارد که اگر به دقت نگاه کنی، میتوانی درک کنی که انسان چطور در این دنیا عمل میکند و به چه چیزی پی میبرد.
همه ذرّات در بازی فتادنداز آن در راه کلّی سر نهادند
هوش مصنوعی: تمام ذرات و موجودات در این دنیا به نوعی در حال بازی و تلاش هستند و همه در مسیر اصلی و کلی خود قرار گرفتهاند.
چو ذرّه باش اینجا پای کوبانز عشق دوست خود جان تو خندان
هوش مصنوعی: مانند یک ذره در اینجا با عشق به دوستت پایکوبی کن، تا جان تو پر از شادی و خنده باشد.
ز ابلیس و ز ابلیسان بیندیشهمان زنهار اندر گفت و در کیش
هوش مصنوعی: بهتر است درباره ابلیس و پیروان او فکر کنی و در گفتار و شخصیت خود احتیاط کنی.
بجز جانان مجوی و هرچه دیدینداد آن کز خوشی خوش آرمیدی
هوش مصنوعی: جز معشوق خود کسی را جستجو نکن و هر چه دیدی اگر شادی نمیآورد، ارزش نخواهد داشت.
چو حق باشد نگنجد مگر و تلبیسرها کن مکر را اینجا به ابلیس
هوش مصنوعی: هرگاه حقیقت وجود داشته باشد، نمیتوان آن را پنهان کرد. پس فریبکاری را کنار بگذار و نیرنگ را مانند ابلیس فراموش کن.
جهان بر نام حق اِستاد قائمنماند مکر شیطان نیز دائم
هوش مصنوعی: دنیا بر اساس نام و حقیقت الهی پایهگذاری شده است و هرگز بر عکس آن، که فریب و نیرنگ شیطان باشد، دوام نخواهد آورد.
چو باشد مکر شیطان مکر اللّهنظر کن تا شوی زین راز آگاه
هوش مصنوعی: وقتی فریب شیطان وجود دارد، لطف خداوند هم در کار است. توجه کن تا به این راز پی ببری.
ز دست نفس و شیطان کن کنارهمکن در فعل او هرگز نظاره
هوش مصنوعی: از دست نفس و شیطان دوری کن، و هرگز در اعمال آنها دقت نکن.
ز آدم دم زن ای آدم بچه دمکه این دم جز تو آدم نیست آدم
هوش مصنوعی: ای آدم، از روح خودت دم بزن و به فرزندانت بگویید این نفس و روحی که دارند، فقط متعلق به تو است و هیچ کس دیگری مانند تو وجود ندارد.
ز آدم دم زنی وز دید آن دمکه بنماید ترا رخساره دم دم
هوش مصنوعی: به محض اینکه به آدم اشارهای میکنی و از آن لحظه که چهرهات را به او نشان میدهی، جلوهای دلنشین و دلربا خواهی داشت.
دم توحید آدم جوید اینجاحکایت باز کن تا گوید اینجا
هوش مصنوعی: آدم در جستجوی وحدت و یگانگی به اینجا آمده است تا داستانی بگوید و دیگران را از حال خود آگاه کند.
در ایندم ماندهٔ از حق توغافلنهاده نام خود اینجای عاقل
هوش مصنوعی: من از حق تو غافل ماندهام و همین باعث شده که نام و یاد خود را در اینجا بگذارم.
در این دم در فنا و در بقائییقین میدان که در عین لقائی
هوش مصنوعی: در این لحظه، در حالی که به زوال و نابودی نزدیک میشوم، به بقا و حیات واقعی مطمئن باش که در عین ملاقات و دیدار، به حقیقتی پی خواهی برد.
تو درعین بقائی و بهشتیچو آدم تو بهشت جان بهشتی بهشتت
هوش مصنوعی: تو در حالی که وجود داری و بهشتی هستی مانند آدم، جان تو بهشت است و بهشت تو نیز برتر از بهشتهای دیگر است.
بهشتت حاصلست ای آدم جانز دوری دور مانده از تو شیطان
هوش مصنوعی: بهشت تو، ای آدم عزیز، ناشی از دوری و جدایی تو از شیطان است.
ندارد نزد تو ابلیس راهیگرفته در درختت او پناهی
هوش مصنوعی: ابلیس نمیتواند به تو نزدیک شود و در سایه درخت تو پناهی برای خود پیدا کند.
امید بسته کآید او به جنّتبرحمت اوفتد از عین لعنت
هوش مصنوعی: امید دارم که او به بهشت بیاید و رحمت او شامل حالش شود، نه اینکه از چشم لعنت دور باشد.
ز عین لعنت آید تا بر توبگندم خوردن آید رهبر تو
هوش مصنوعی: از چشمهی نفرین بر تو، بدم برسانم، که برایت بد افتاده است رهبر تو.
کند تا از بهشت جاودان دورتراگرداندت در خویش مغرور
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی هشدار میدهد که اگر کسی به غرور و خودپسندی دچار شود، ممکن است از سعادت و آرامش دور شود و به بیراهه برود. در واقع، این موضوع نشاندهنده این است که غرور میتواند فرد را از نعمتهای بزرگ زندگی دور کند.
تو در جنّت حذر کن شاد بنشینز ابلیس صور آزاد بنشین
هوش مصنوعی: در بهشت مراقب باش و با آرامش زندگی کن، از وسوسههای شیطان دوری کن و خودت را در آرامش نگهدار.
مجو هم صحبتی با او تو بشنوباین نصّ کلام حق تو بگرو
هوش مصنوعی: با او همصحبت نشو و از کلام حق گوش کن و آن را بپذیر.
مخور گندم بدان کین سرّ تمامستمرا سرّ با خواص آمد نه عامست
هوش مصنوعی: گندم را نخور، زیرا این راز فقط برای من است و به افراد عادی نمیرسد. این موضوع خاص است و فقط برای کسانی که درک عمیقتری دارند، قابل فهم است.
خواص اینجا نماید این نمودارکسی کز عشق باشد راز دلدار
هوش مصنوعی: کسی که به عشق دلبسته باشد، میتواند احساسات و رازهای دل محبوبش را در اینجا نشان دهد.