بخش ۷۸ - در حق بینی و آداب بجای آوردن فرماید
هوش مصنوعی: این متن شعری از عطار نیشابوری است که حول محور عشق، حقیقت و عرفان میچرخد. شاعر اشاره به درک عمیق از حقیقت و عشق الهی دارد و تأکید میکند که برای رسیدن به این حقیقت، باید از خودگذشتگی کرد و از قید و بندهای دنیوی رها شد. او به سرنوشت حلاج اشاره میکند که به خاطر عشق به خدا جان خود را فدای حقیقت کرد. همچنین، شاعر بر این موضوع تأکید دارد که درک عمیق از رازهای عشق و حقیقت فقط از طریق تجربههای درونی و اتصال به خداوند حاصل میشود. این شعر به روح جستجوگری و تصوف اشاره دارد که در نهایت به وحدت و حقیقت یگانه میانجامد. در انتها، عطار به این نتیجه میرسد که تنها از طریق عشق الهی میتوان به فنا و وصال دائمی با حضرت حق دست یافت.
همه حق بینی اینجا در یقین بازیقین بین اوّلین و آخرین باز
هوش مصنوعی: در اینجا همه چیز به وضوح و یقین مشخص است، و این یقین از ابتدا تا انتها قابل مشاهده است.
همه حق بینی و از حق طلب کنولیکن این همه از حق ادب کن
هوش مصنوعی: همه چیز را با دید انصاف و حقیقت ببین و از حقوق خود طلب کن، اما در این کار همیشه ادب و احترام را رعایت کن.
همه حق بین و آن با خویشتن داروگرنه ناگهانیات ابردار
هوش مصنوعی: همه باید به خود آگاهی داشته باشند و در درون خود حقایق را بررسی کنند، وگرنه ممکن است به ناگاه با واقعیتهای غیرمنتظرهای روبرو شوند.
کند اینجایگه مانند حلّاجقتیل عشق را کردی تو آماج
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی اشاره شده است که عشق مانند عمل حلّاج، که در آن زندگیاش را تقدیم عشق کرد، به شدت احساساتی و عمیق است. عشق میتواند سبب شود انسان به شدت در معرض خطر قرار گیرد و تمام وجودش را فدای این حس کند.
ز تیر عشقت اینجاگه بدوزدپس آنگه بودت اینجاگه بسوزد
هوش مصنوعی: عشق تو مانند تیر به قلبم نفوذ کرده و حالا در اینجا، برایم درد و آتش به وجود آورده است.
کجادانی تو مر این راز دانستکه کس این سرّ معنی مر ندانست
هوش مصنوعی: کجا آموختهای که این راز را بدانی، در حالی که هیچکس دیگری به این معنا پی نبرده است؟
نداند این بیان الّا ز دیداریقین صاحبدلی در سرّ این کار
هوش مصنوعی: فقط کسی که به حقیقت و واقعیت دست یافته است، میتواند عمق این موضوع را درک کند.
نداند این رموز الّا که واصلکند مقصود موجودات حاصل
هوش مصنوعی: تنها کسی میتواند به درک عمیق این رازها برسد که به هدف و حقیقت وجود موجودات نزدیک شود.
بهرزه چند کردی پیش و پس توسزد گر پود جانت بگسلی تو
هوش مصنوعی: اگر لحظههای بیهودهای را صرف کردی، جای شگفتی ندارد که جانت را به تاراج بگذاری.
از این اسرار دم کم زن چو مردانوگرنه همچو چرخ آئی تو گردان
هوش مصنوعی: سکوت را در مورد اسرار حفظ کن و مانند مردان عمل کن، وگرنه سرنوشتی شبیه به چرخ دوران خواهی داشت که مدام در حال چرخش است.
در این اندیشه جان دادی و مُردیتو چون مردان چنین گوئی نبردی
هوش مصنوعی: در این فکر، تو جانت را از دست دادی و مردی، اما مانند مردان نباید از خودت دفاع میکردی.
نبردی هیچ بوئی اندر این رازکه تا پیداکنی انجام وآغاز
هوش مصنوعی: در این جهان، هیچ نشانهای از نبرد در این راز وجود ندارد، به طوری که برای پی بردن به شروع و پایان آن، بایستی تلاش کنی و آن را کشف کنی.
نیاید این بیان بر مبتلا داشتترا بر دارِ دین باید بیاراست
هوش مصنوعی: این سخن به شما نمیرسد، زیرا شما باید خود را برای آزمونهای بزرگ آماده کنید و در مسیر دین و ایمان خود را زینت بخشید.
تو خود رادوست میداری حقیقتفتادستی چنین خوار طبیعت
هوش مصنوعی: تو خود را دوست میداری، اما حقیقتی که از آن غافل هستی، تو را به چنین ذلتی کشانده است.
ز آز طبع کی بگشایدت کاراز آن سرگشتهٔ مانند پرگار
هوش مصنوعی: از سختیها و دردهایی که به طبیعت انسان لطمه میزنند، نمیتوان انتظار داشت که او به راحتی از مشکلات رها شود، همچنان که یک فرد سرگشته نمیتواند مانند یک پرگار برای خود راهی پیدا کند.
شدستی اندر این راه از پی دلفروماندی میان راز مشکل
هوش مصنوعی: در این مسیر، به خاطر دل به مشکلهای پیچیدهای دچار شدهای و از ادامه راه بازماندهای.
بگو تاکی چنین خواهی بُدن توچه میدانی که گم خواهی بدن تو
هوش مصنوعی: بگو تا کی میخواهی اینگونه زندگی کنی؟ آیا میدانی که در نهایت ممکن است گم شده و دور از خودت باشی؟
بکن نامی که جمله ننگ ماندیچرادر بانگ همچون چنگ ماندی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر نامی که بر تو گذاشتهاند، باعث ننگ و عیب محسوب میشود، نباید مانند ساز چنگ که تنها صدا و آوای خود را پخش میکند، در سکوت بمانی و واکنشی نشان ندهی.
تو مانند دُهُل فریاد داریمیانت خالی و پُر باد داری
هوش مصنوعی: تو مثل دُهُل هستی که صدا دار، اما درونت خالی است و فقط پر از باد.
نگر همچون دهل مانندهیچیدر این معنی بگو تا چند پیچی
هوش مصنوعی: نگاه کن، مانند دهل که صدایش به وضوح شنیده میشود، در این موضوع چیزی بگو که تا چه زمانی پیچیده باقی بماند.
بفریاد این نیاید راست اینجانگیرد هیچ اینجا شور وغوغا
هوش مصنوعی: اینجا جایی نیست که درد و فریاد به طور واقعی بیان شود، و هیچ چیز در این مکان نمیتواند شور و شوقی واقعی ایجاد کند.
سرت باید بریدن پیش دلدارزمانی کرد از این معنی بر اسرار
هوش مصنوعی: برای دلباختگی و عشق، باید گاهی از خود گذشتگی کرد و حتی بهخاطر محبوب، باید به شدت و با جدیت عمل کرد. این نشان میدهد که در عشق، فداکاری و ایثار لازم است تا بتوان به رازهای عشق دست یافت.
سرت باید بریدن تا بدانیرموز عشق و اسرار معانی
هوش مصنوعی: برای آنکه به عمق عشق و رمز و رازهای معانی پی ببری، باید سختیها و آزمایشها را تحمل کنی.
سرت باید بریدن بر سر داروگرنه تن زن و سرّت نگهدار
هوش مصنوعی: باید با شجاعت و قاطعیت روبرو شوی وگرنه باید از جان و سر خود محافظت کنی.
سرت باید بریدن زار و مجروحکه تا تن گردد اینجا قوّت روح
هوش مصنوعی: برای اینکه روح به قوت بگیرد، باید سر را از بدن جدا کرد و دردی عمیق و شدید تحمل کرد.
چرا خود دوستی زان پوستی تووگرنه پای تا سر دوستی تو
هوش مصنوعی: چرا خودت را از دوستی دور میکنی؟ در حالی که اگر محبت و دوستیات را نگاه کنی، همه وجودت پر از عشق و دوستی است.
چرا خود دوستی از خویش بگذرنمود بود خود اینجا تو بنگر
هوش مصنوعی: چرا انسان به خاطر دوستی با دیگران خود را فراموش کند؟ خودت این موضوع را خوب نگاه کن.
حقیقت باز بین وگرد دلدارکه تا فارغ شوی از جمله اغیار
هوش مصنوعی: واقعیت را با دقت مشاهده کن و به محبوب خود توجه کن تا از همه چیز و همه کس رها شوی.
دمی داری که عالم جمله هیچ استچرا کین بود جسمت جمله هیچ است
هوش مصنوعی: لحظهای در زندگیات چیزی ارزشمند وجود ندارد، پس چگونه میتوانی بگویی که وجود تو دارای اهمیت است؟
دمی داری که آن دم دارد اینجاکه آدم هست اندر ذات یکتا
هوش مصنوعی: لحظهای که تو در آن هستی، این لحظه وجود دارد به خاطر اینکه انسان در وجود یکتای خداوند است.
دمی داری از آن دم در دل و جانکه بنماید در اینجا جان جانان
هوش مصنوعی: لحظهای داری از آن نفس در درون خود که میتواند در اینجا روح عاشق را نشان دهد.
از آن دم داری اینجازندگانیاز آن دم هست این شرح و معانی
هوش مصنوعی: از آن لحظه که اینجا هستی و زندگی میکنی، این توضیحات و معناها نیز از همان لحظه به وجود آمدهاند.
از آندم میشود اسرار کل فاشاز آن دم مینماید روی نقّاش
هوش مصنوعی: از آن لحظه که اسرار کامل آشکار میشود، چهره هنرمند نیز نمایان میشود.
از آندم این همه دم دم برآرنداز آن دم جملگی امّید دارند
هوش مصنوعی: از آن moment به بعد، هر یک از آنها به خاطر آن لحظهای که انتظارش را دارند، امیدوارند و از آن زمان مدام نفس میکشند.
از آندم جان جانم حاصل آمدوجود من در اینجاواصل آمد
هوش مصنوعی: از آن زمان که جانم در حقیقت عشق را درک کرد، وجود من در اینجا به نوعی ارتباط واقعی و عمیق با آن پیدا کرد.
از آندم جمله دمها شادمان استولیکن این دم اینجا بی نشانست
هوش مصنوعی: از آن زمان به بعد، همه نفسها خوشحال هستند؛ اما این نفس در اینجا بینشان و نامشخص است.
از آندم میزند عشق از عیان دمکه آندم برتر است از هر دو عالم
هوش مصنوعی: از آن moment که عشق به وضوح میتازد، میدانم که آن زمان برتر از هر دو جهان است.
دو عالم پیش این دم ناپدیداستاز این دم جملگی گفت و شنید است
هوش مصنوعی: در این لحظه، هر دو جهان به گونهای ناپدید شدهاند و تمام گفتوگوها و شنیدنیها به این لحظه مربوط میشود.
دو عالم زین دم آمد جمله پیداکه این دم هست اندر جمله اشیا
هوش مصنوعی: از این لحظه، دو جهان به ظهور آمدهاند و همه چیز در این لحظه وجود دارد و این لحظه در تمام اشیا قرار دارد.
همه اشیا از این دم پایدار استکه باشد کاندر ایندم پایدار است
هوش مصنوعی: تمام موجودات به دلیل وجودی که دارند، در این لحظه ثابت و برقرار هستند، زیرا آنچه که در این لحظه وجود دارد، پایدار خواهد بود.
کسی زین دم بیابد کام دل بازکه بگذارد حجاب وآب و گل باز
هوش مصنوعی: هر کسی که بتواند در این لحظه به آرزوی دل خود برسد، باید از موانع و حجابها عبور کند و به دنیای سرزندگی و زیباییهای طبیعی دست یابد.
نمیداند کسی اسرار این دمکه مخفی مانده است این سرّ به عالم
هوش مصنوعی: هیچکس از رازهایی که در این لحظه نهفته است آگاه نیست؛ این راز در جهانی پنهان مانده است.
دمی کاندم درون دل دم آنستدمی دارد نگه میکن دم آنست
هوش مصنوعی: مدتی در دل خود فکر میکنم، زیرا در هر لحظه فرصتی برای تأمل و اندیشه وجود دارد. در واقع، همان لحظهها هستند که میتوانند به ما آرامش و توجه بیشتری بدهند.
در این دم گر تو آن دم بازبینیچو آدم زینت و اعزاز بینی
هوش مصنوعی: اگر در این لحظه به آن لحظه گذشته نگاه کنی، مانند آدمی خواهی بود که زیبایی و ارج و مقام خود را میبیند.
دم رحمانست اینجاگه دمِ تودم تو آمد اینجاآدمِ تو
هوش مصنوعی: در اینجا، لحظهای خاص و بینظیر وجود دارد که با نفس رحمت و لطف تو پر شده است. تو به این مکان آمدهای و حضور تو معنادار و اثرگذار است.
از این دم آندم اینجاگه نیابیاگر بیخود شوی آندم بیابی
هوش مصنوعی: اگر در این لحظهی خاص، به خودت اجازه بدهی که بیخود شوی، در آن زمان میتوانی چیزی را که در این مکان وجود دارد تجربه کنی و پیدا کنی.
از آندم یافت اینجاگاه منصوراناالحق تا عیان نفخهٔ صور
هوش مصنوعی: از آن زمان که منصور گفت “من حق هستم”، اینجا را یافتیم تا زمانی که صدای نفخهی صور به وضوح شنیده شود.
از آندم یافت این دم کل فنا شدیقین میدان که اونزد خدا شد
هوش مصنوعی: از آن لحظه که به این حال رسیدم، تمام وجودم از بین رفت و مطمئن شدم که به سوی خدا نزدیک شدهام.
از آندم زد اناالحق اندر اینجایقین میدان که اوزد بر حق اینجا
هوش مصنوعی: از آن moment که حقیقت را شناختم و در اینجا به یقین رسیدم، بدان که او بر حق است و در اینجا نیز حضور دارد.
از آن دم یافت هم کون و مکان اوحقیقت دید اینجا جان جان او
هوش مصنوعی: از آن لحظه، هم وجود و هم مکان او را حقیقتی مییابیم که در اینجا روح اوست.
از آندم یافت سرّ لامکانییقین بنمود اسرار نهانی
هوش مصنوعی: از آن زمان به بعد، حقیقت وجودی که در مکان و زمان نمیگنجد را درک کردم و رازهای پنهان برایم آشکار شد.
از آندم دمدمه در عالم انداختوجود آفرینش جمله بگداخت
هوش مصنوعی: از آن لحظه که دمی در جهان دمیده شد، وجود آفرینش به کلی نابود شد.
از آندم گشت واصل در حقیقتولی بردار از آن شد کز شریعت
هوش مصنوعی: از آن لحظه که به حقیقت پیوستم، باید از ظواهر شریعت دست بردارم.
نمود عیانِ رازِ شرع اینجانمود آن واصلی در ذات یکتا
هوش مصنوعی: رازهای دین به روشنی در اینجا پیداست، و حقیقت اصلی در ذات خداوند تجلی یافته است.
چو سر ما همه اعیان ذاتستنموداری بذات اندر صفاتست
هوش مصنوعی: وقتی که روح و وجود ما به حقیقت خود میرسد، تمام ویژگیهای ما در وجود اصلیمان نمایان میشود.
صفات و ذات یکسان اوفتاد استولی فعل از دگرسان اوفتاد است
هوش مصنوعی: ویژگیها و ماهیت او یکسان است، اما رفتار و اعمالش از هم متفاوت است.
اگرداری عیان عشق بنمایگره از کار عالم جمله بگشای
هوش مصنوعی: اگر عشق را آشکار کنی، میتوانی مشکلات و گرههای زندگی را برای همه انسانی حل کنی.
وگر اینجا نداری هیچ تحقیقنخواهی برد اینجاهیچ توفیق
هوش مصنوعی: اگر در اینجا تلاشی کنه، نتیجهای نخواهد گرفت و بدین جا موفقیتی حاصل نخواهد کرد.
دمی از خویشتن کم گوی ای دلکه سرگردان شدی چون گوی ای دل
هوش مصنوعی: ای دل، لحظهای از خودت غافل نشو و سخن نران، زیرا که در این حالت، دچار سردرگمی و بلاتکلیفی میشوی، مانند گوی که هر طرفی پرت میشود.
دمی از خویشتن کلّی فنا گردکه مانند زنان هستی نه چون مرد
هوش مصنوعی: لحظهای از خودخواهی و خودبینی دست بردار و به فنا برگرد، چرا که وجودت شبیه به زنان است و نه مانند مردان.
زنان را این رموز اینجا شده فاشترا خود نیست چیزی جز که نقّاش
هوش مصنوعی: زنان در اینجا به رازهایی آگاهی پیدا کردهاند که فقط برای خودشان نیست. آنچه که وجود دارد، جز هنر و زیباییِ نقاشی نیست.
اگر نقّاش بشناسی ز اعیانکنی هم فاش اینجا سر جانان
هوش مصنوعی: اگر هنرمند نقّاشی را بشناسی، میتوانی به راحتی در اینجا زیباییهای جانان را ببینی و درک کنی.
اگر نقّاش بشناسی توئی کلچرا چندین کشی اینجایگه ذُل
هوش مصنوعی: اگر نقاشی را بشناسی، چرا اینقدر بد میکشی و به ذلت میافتی؟
اگر نقّاش بشناسی ز دیدارهموآید ترا اینجا خریدار
هوش مصنوعی: اگر نقاشی را بشناسی، به واسطه ملاقات با او، تو نیز به اینجا میآیی تا از او خرید کنی.
اگر نقّاش بشناسی یقینییقین دانم چو مردان پیش بینی
هوش مصنوعی: اگر نقاشی را بشناسی، مطمئناً میدانم که او مانند مردان بزرگ پیشگویی میکند.
اگر نقّاش بشناسی درونتبریزد ناگهی اینجای خونت
هوش مصنوعی: اگر هنرمندی را بشناسی که بتواند آنچه در درونت است را به تصویر بکشد، ناگهان احساسات و رازهای درونت را به نمایش میگذارد.
اگر نقّاش بشناسی چو منصورشوی در هر دوعالم دوست مشهور
هوش مصنوعی: اگر نقاشی را بشناسی، مانند منصور خواهی شد که در هر دو جهان معروف و محبوب است.
اگر نقّاش بشناسی در اینجانمود جملگی کردی تو پیدا
هوش مصنوعی: اگر نقاش ماهری را بشناسی، در اینجا تمامی آثار او را میتوانی مشاهده کنی.
اگر نقّاش اینجاگه بدانیتوئی ای بیدل اینجا حق عیانی
هوش مصنوعی: اگر هنرمند اینجا باشد، میدانی که تو، ای بیدل، در اینجا حقیقتی عینی و قابل مشاهدهای.
اگر نقّاش بشناسی فنا گردکه تا آئی در اینجا صاحب درد
هوش مصنوعی: اگر نقاش ماهری را بشناسی، خود را به او بسپار و از زحماتش بهرهمند شو؛ زیرا وقتی به این مکان نزدیک میشوی، درد و رنج را میفهمی و تحولی در وجودت رخ میدهد.
اگر نقّاش بشناسی تو درجانبگوید رازهات اینجای پنهان
هوش مصنوعی: اگر نقاشی را بشناسی، او میتواند از درون تو خبر دهد و رازهای پنهانت را نمایان سازد.
اگر نقّاش بشناسی تو در دلگشاید مر ترا او راز مشکل
هوش مصنوعی: اگر نقاش را بشناسی، او در دل تو را به رموز پیچیدهای آشنا میکند.
اگر نقّاش بشناسی خدا شوبمعنی بر ترا از هر دو سرا شو
هوش مصنوعی: اگر نقاش را بشناسی، به معنای این است که خود را در دو دنیا پیدا کن و به حقیقت نزدیکتر شو.
اگر نقّاش بشناسی همانیحقیقت مرخدای لامکانی
هوش مصنوعی: اگر نقّاش را بشناسی، درواقع او همان حقیقتی است که لامکان را ترسیم میکند.
رموز جمله میگویم دمادمولیکن ماندهٔ در نقش عالم
هوش مصنوعی: من هر لحظه رازهای زیادی را بیان میکنم، اما هنوز در ظاهر این دنیا گیر کردهام.
نباشی و نبینی دید نقّاشمکن اسرار اکنون بیش از این فاش
هوش مصنوعی: اگر تو نباشی و نقاش را نبینی، رازهای بیشتری را فاش نکن.
تو ای عطّار تا کی از نمودارکنی اینجایگه مرفاش دلدار
هوش مصنوعی: ای عطّار، تا کی میخواهی به این وضعیت ادامه بدهی و عشق محبوب را نشان دهی؟
چرا اینجا کنی مرفاش حق رازنی اینجا اناالحق دید حق را
هوش مصنوعی: چرا در این مکان به حق اعتراف نمیکنی و حقیقت را نمیبینی؟ اینجا به وضوح نشانههای حقیقت مشهود است.
تو دیدی در یقین او رامعیّنتو کردی راز کل اینجای روشن
هوش مصنوعی: تو به روشنی دیدی که در یقین، او را به شکل مشخصی نمایان کردی و این راز بزرگ را در اینجا روشن ساختی.
معین گفتی اینجادیده دیدکه دید اینجایگه یا خود که بشنید
هوش مصنوعی: معین گفت که اینجا چیزی مشاهده کرده است که موجب دیدن اینجا و شنیدن خود او شده است.
یکی مرموز توحید عیانینبگشاید کسی و هم تودانی
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند راز و حقیقت توحید را به آسانی درک کند و فقط خود تو هستی که به آن آگاهی داری.
تو بگشادی و شادی همچو مرداننمود معنی تو ذات سبحان
هوش مصنوعی: تو با گشایش خود، شادی را به شکل مردانگی نشان دادی و معنا و essence تو، همان ذات پاک و بینظیر خداوند است.
بود اینجا و آنجا گه همانستکه گفتار تو در عین العیانست
هوش مصنوعی: در این مکان و آن مکان، همان چیزی است که تو میگویی، در حالی که همه چیز به وضوح دیده میشود.
عیانست آنچه میگوئی در اسرارولی کس می چه داند سرّ گفتار
هوش مصنوعی: آنچه تو میگویی دربارهی رازها، برای خودت روشن و واضح است، اما هیچکس نمیداند چه حقیقتی در این سخنان نهفته است.
اناالحق حجّت تحقیق داریکه از حق این زمان توفیق داری
هوش مصنوعی: تو به حق رسیدهای و دلیل و مدرکی داری که در این زمان به حقیقت واقعی دست یافتهای.
ترا توفیق بخشیدند و معنیتو داری مخزن اسرار و تقوی
هوش مصنوعی: به تو موفقیت دادهاند و تو مصداقی از درک عمیق و نگهدارندهی رازها و تقوا هستی.
بعین راستی در راستی تونمود عشق را آراستی تو
هوش مصنوعی: واقعاً در حقیقت تو، عشق را به زیباترین شکل نمایان ساختی.
چو امر ذات پایانی نداردکه هر دم صد هزاران دُر ببارد
هوش مصنوعی: چون وجود واقعی هیچ گاه پایان نمیپذیرد، هر لحظه میتواند جواهرات و زیباییهای بیشماری را به وجود آورد.
از آن جوهر که دیدستی در اینجابسی دل آوری از گفت شیدا
هوش مصنوعی: از آن ویژگی خاص که در اینجا مشاهده کردی، خیلی دلنواز و زیباست که از زبان شیدا بیان میشود.
حقیقت جوهر معنی تودیدیدر این قعرِ بحار جان رسیدی
هوش مصنوعی: حقیقت در عمق وجود انسانها قرار دارد و به مانند جواهر ارزشمندی در اعماق روح و جان آنها پنهان است.
دمادم میکنی نقّاش را فاشدمادم می شوی در نقش نقّاش
هوش مصنوعی: هر لحظه به هنرمند میگویی که کارش را آشکار کند، و همزمان هر لحظه خود را در هنر او غرق میکنی.
بخواهد ریخت خونت ناگهانیکه اورا فاش کردی در معانی
هوش مصنوعی: اگر ناگهان کسی بخواهد خونت را بریزد، به خاطر اینکه رازهایش را در معانی افشا کردهای.
بخواهد ریخت خونت دوست اینجابگرداند بمغزت پوست اینجا
هوش مصنوعی: دوستت اگر بخواهد، خون تو را میریزد و پوستت را بر سر مغزت میکوبد.
بخواهد ریخت خونت همچو منصورکه در عالم توئی امروز مشهور
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد خون تو را بریزد، مانند منصور که در زمان خود مشهور بود، بدان که تو امروز در دنیا معروف هستی.
خراسان راتوئی امروز سرداراگر آئی چو او اندر سرِ دار
هوش مصنوعی: اگر امروز به خراسان بیایی، ای سردار، مانند او که در بالای دار است، باید به دقت و هوشیاری عمل کنی.
دم کل میزنی در دمدمه توعجب افکندهٔ این زمزمه تو
هوش مصنوعی: تو وقتی نفس میزنی، در حال دمیدن هستی و چقدر جالب است که این زمزمه تو این قدر تأثیرگذار است.
دم عیسی تو داری در حقیقتکه بسپردی ره شرع و طریقت
هوش مصنوعی: تو در حقیقت همان روح عیسی را داری که راه دین و سلوک را به دیگران آموختی.
دم عیسی تو داری در معانیکه میبخشی حیات جاودانی
هوش مصنوعی: تو در کلامت مثل روح خدایی، که با معانیات زندگی ابدی را به دیگران میبخشی.
دم عیسی تو داری در زمان بازکه گفتستی عیان اندر جهان باز
هوش مصنوعی: تو در زمان خود از ویژگیهای عیسی برخورداری، هنگامی که در دنیا حقیقتها را به وضوح بیان کردی.
دم عیسی تو داری راز بیچونحقیقت دم زدی در عین گردون
هوش مصنوعی: تو همانند عیسی، داری رمزی که حقیقتی بیچون و چرا در آن نهفته است و در دل آسمان و گردون آن را بیان کردی.
دم عیسی تو داری جان جانیعجایب آشکارا و نهانی
هوش مصنوعی: تو مانند عیسی جان تازهای داری که معجزات تو هم در آشکار و هم در نهان به وضوح دیده میشود.
دم عیسی تو زنی مرده ز زندهکنی اینجایگه هستی بسنده
هوش مصنوعی: با قدرت و توانایی تو، میتوانی کسی را که مرده است زنده کنی. در اینجا، وجود و حضور تو کافی و کافی است.
دمی کز جان جانان یافتستیاز آن در جزو و کل بشتافتستی
هوش مصنوعی: لحظهای که از عشق معشوق جان گرفتی، در آن لحظه به تمامی شوق و عشق خود پرواز کردی و از همه چیز گذشتهای.
ترا زیبد که هستی سالک کلشوی هم عاقبت تو هالک کل
هوش مصنوعی: شایستهی توست که به سمت کمال حرکت کنی، زیرا در نهایت، سرنوشت همه آدمها این است که به یک حقیقت بزرگ دست یابند.
ترا زیبد که گفتی راز اسرارکه جان کردی بروی دوست ایثار
هوش مصنوعی: تو شایسته هستی که راز و رموز را بیان کنی، زیرا که جانت را به خاطر دوستی فدا کردهای.
ترا زیبد که بود یار دیدیحقیقت در بصر دلدار دیدی
هوش مصنوعی: به تو میآید که دوست را ببینی، چون حقیقت را با چشمان دلدار خود مشاهده کردهای.
ترا زیبد که جانانی در اینجاشدی تو درحقیقت دوست یکتا
هوش مصنوعی: شایسته توست که در اینجا به عنوان محبوبی واقعی شناخته شوی.
ترا چون جوهر ذات و صفاتستاز آن معنی ترا آن در صفاتست
هوش مصنوعی: شما به عنوان یک موجود، در ذات و ویژگیهایتان دارای جوهری خاص هستید و این ویژگیها نشاندهندهی عمق وجود شما هستند.
که یک چیز است جمله در نهانیولی بر هر صفت اینجامعانی
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که در درون یک چیز، بسیاری از ویژگیها و صفات نهفته است. اگرچه این ویژگیها پنهان هستند، اما هر کدام به نوعی در آن چیز وجود دارند و به آن معنا و جامعیت میبخشند.
کند تقدیر یا تدبیر سازدعیان ذات را تفسیر سازد
هوش مصنوعی: تقدیر یا برنامهریزی باعث میشود که حقیقت وجودی فرد به وضوح مشخص شود و روشن گردد.
چو ذات کل ترا دادست مردادخدای پاک دائم این جهان باد
هوش مصنوعی: چون موجودی کامل به تو زندگی و هستی بخشیده است، خداوند پاک و پایدار، این دنیا همیشه برای تو برقرار باشد.
چو ذات پاکداری پاکدل باشحقیقت بی نهاد آب و گل باش
هوش مصنوعی: اگر دارای ذات پاکی هستی، دل پاکی هم داشته باش، زیرا حقیقت در بیپایه بودن آب و گل نهفته است.
توئی مرموز مردان حقیقتسپردی اندر اینجاگه طریقت
هوش مصنوعی: تو ای انسان عمیق و پیچیده، راز و رمزهای حقیقت را در این مکان به ما آموزش دادهای.
توئی مرموز اسرار الهیکه بر اسرار معنی جمله شاهی
هوش مصنوعی: تو رازهای نهفته الهی هستی که بر تمامی معانی پادشاهی تسلط داری.
توئی مرموز سرّ جوهر ذاتکه کردی آشکارا جوهر ذات
هوش مصنوعی: تو ای رازآلود، ذات حقیقت را در دل پنهان داری و آن را به روشنی در کارهای خود نمایان میکنی.
توئی مرموز اسرار حقیقیکه با روح القدس دائم رفیقی
هوش مصنوعی: تو رازهای عمیق و حقیقی هستی که همواره با روح والای الهی در ارتباطی.
توئی مرموز سرّ جمله اشیاکه پنهان میکنی امروز پیدا
هوش مصنوعی: تو راز و رمز همه چیزهایی و امروز چیزی را که پنهان کردهای، آشکار میکنی.
تو پنهان میشوی اینجا بتحقیقولی اسرار کل داری بتوفیق
هوش مصنوعی: تو در اینجا به طور پنهانی حضور داری، اما در عین حال، کل اسرار را به خوبی در اختیار داری و به لطف و ارادت خود به آنها آگاهی.
بخواهد ریخت خونت ذات اینجاکه گفتستی تمامت سرّ یکتا
هوش مصنوعی: اگر خونت در اینجا بریزد، این فقط بخاطر آن است که راز یکتایی را که گفتی، کامل افشا کردی.
توئی یکتا در این عصر و زمانهکه خواهی ماند با من جاودانه
هوش مصنوعی: تو در این زمان و روزگار، تنها کسی هستی که میخواهی به طور همیشگی و جاودانه کنارم بمانی.
توی یکتای بی همتا فتادیعجب در شور و در غوغا فتادی
هوش مصنوعی: تو در میان یکتای خود غرق شدهای، جالب اینکه در هیاهو و شلوغی نیز قرار گرفتهای.
در معنی ترا کردست حق بازنمودستی حقیقت دید حق باز
هوش مصنوعی: خداوند حقیقت تو را روشن کرده و به تو آگاهی داده است که حقیقت را ببینی و درک کنی.
در معنی برویت برگشادستدل عشاق از تو جمله شادست
هوش مصنوعی: رویا و زیبایی تو دل عاشقان را شاد کرده و باعث باز شدن درک و فهم آنها شده است.
در معنی ز حیدر داری اینجاکه از اسرار او برداری اینجا
هوش مصنوعی: در این مکان، تو به فیض و علم حیدر دسترسی داری و میتوانی به رازهای او پی ببری.
در معنی نگه میدار و خوشباشکه کردستی همه اسرارها فاش
هوش مصنوعی: در فهم و درک خود پیشرفت کن و شاد باش، زیرا همه رازها به تدریج آشکار خواهند شد.
تو داری ملک و معنی جاودانهزدی تیر معانی برنشانه
هوش مصنوعی: تو با قدرتی که داری، به دقت و مهارت به هدف معانی عمیق دست پیدا کردهای و به جاودانگی رسیدهای.
زدی تیری بر این آماج اینجانمود خویش را در پیش اینجا
هوش مصنوعی: تو با تیر خود به هدفی زدی که در اینجا، خودت را در مقابل آن نشان دادی.
نهادستی و فارغ ازوجودتکه پیدا شد در اینجا بود بودت
هوش مصنوعی: تو در اینجا به گونهای هستی که خود را از وجودت جدا کردهای و این تنها وجود تو در اینجا به وضوح نمایان شده است.
ز بود حق ترا اسرار جملهتو میبینی کنون اظهار جمله
هوش مصنوعی: به خاطر وجود خدا، تو تمام اسرار را میبینی و اکنون همه آنها را به نمایش میگذاری.
تو داری سلطنت در خیل عشاقفکندی دمدمه در کلّ آفاق
هوش مصنوعی: تو در دل عاشقان سلطنت میکنی و نفست در همه جا میپیچد.
تو کردی فاش فاشی نزد هر کسکه میگوید یکی اللّه خود بس
هوش مصنوعی: تو به طور واضح و آشکارا چیزی را بیان کردی که هر کسی که فقط بر وحدت خداوند تأکید میکند، میتواند آن را درک کند.
از این گفتار بگذر یک نفس توچو داری در میان حق نفس تو
هوش مصنوعی: از این صحبتها عبور کن و فقط یک لحظه به این فکر کن که تو وقتی در وسط حقیقت هستی، نفسکشیات چه معنا دارد.
از این گفتارها کاینجاتو گفتیدُرِ اسرار در معنی تو سُفتی
هوش مصنوعی: از آنچه که در اینجا گفتی، گوهرهای پنهان و اسرار در عمق معنی تو نهفته است.
تو برخور از نمود خویش اینجانمود خویش را در پیش اینجا
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تو باید از خودتان و ویژگیهایت آگاه باشی و آن را در این مکان به نمایش بگذاری. در واقع، تأکید بر اهمیت شناخت و نشان دادن خود در محیطی است که در آن حضور داری.
یقین بردار و در عین الیقین شوحقیقت اوّلین و آخرین شو
هوش مصنوعی: با اطمینان قدم بردار و به یقین واقعی دست پیدا کن، به حقیقتی که آغاز و پایان همه چیز است، برس.
چو اوّل اندر آخر یافتی بازسوی اسرار کل بشتافتی باز
هوش مصنوعی: وقتی در ابتدای کار به سرنخهایی دست یافتی، دوباره به جستجوی رموز و رازهای کل پرداختهای.
در آخر جوی اوّل ذات بیچونکه دیدستی خدا را بی چه و چون
هوش مصنوعی: در نهایت، وقتی به سرچشمهٔ وجود میرسی، به حقیقتی از خداوند میرسی که نه به چیزی نیاز دارد و نه بر چیزی متکی است.
خدا را دیدهٔ اینجا تو در ذاتشده واصل ابا تو جمله ذرّات
هوش مصنوعی: خداوند در اینجا به شکل و شناختی در عمق وجودت رسیده است و همراه با تو، تمام ذرات جهان را در برگرفته است.
خدا را دیدهٔ اینجا نهانیاز او داری تو اسرار و معانی
هوش مصنوعی: خدا را در اینجا به طور مخفی و پنهان میبینی و تو از او رمزها و مفاهیم عمیقی داری.
چو اسرارست و مر چیز دگر نیستدر این اسرار جز حق راهبر نیست
هوش مصنوعی: اینجا مقاصد و رازهایی وجود دارد که هیچ چیز دیگری در این اسرار نمیگنجد و تنها حقیقت است که ما را به اصل و ریشهی این رازها هدایت میکند.
ترا حق رهبرست و رهنمایستدر این اسرارها او جانفزایست
هوش مصنوعی: تو حق رهبری و راهنمایی برای این رازها هستی، و او باعث زندگی و افزایش جان است.
ترا حق رهبرست و جان جانستدرون جان تو عین العیانست
هوش مصنوعی: تو حقت بر رهبری است و درون جان تو حقیقتی وجود دارد که به وضوح دیده میشود.
درون جان تو باغ بهشتستکه عین طینت تو حق سرشتست
هوش مصنوعی: در دل تو بهشتی وجود دارد که حقیقت وجودت با آن پیوند دارد.
درون جان تو راز الهی استدر اینجا بیشکی راز الهی است
هوش مصنوعی: درون وجود تو چیزی عمیق و معنوی نهفته است که میتواند به درک و شناخت بهتر از حقیقت زندگی کمک کند. در این مکان قطعاً حقیقتی مهم وجود دارد.
درون را با برون هر دو یکی شدخداگشت و نمودت بیشکی شد
هوش مصنوعی: درون و بیرون انسان به یک واقعیت تبدیل شد و این نشاندهندهی یگانگی خداوند است.
از این دم که تو داری در حقیقتمزن دم جزدمی اندر شریعت
هوش مصنوعی: از زمانی که تو در حال حاضر نفس میکشی، جز در مسیر حقیقی زندگی قدم نگذار و در اصول و قوانین دینی تنها به حقیقت پایبند باش.
در این اسرارها مردی کدامستدر اینجا صاحب دردی کدامست
هوش مصنوعی: در اینجا چه کسی میتواند رازها را بداند و چه کسی است که موضوعی برای دلنگرانی دارد؟
ندیدم صاحب دردی در اینجاکه باشد او یقین مردی در اینجا
هوش مصنوعی: در اینجا، هیچ فردی را نمیبینم که دچار درد و رنج باشد و اگر کسی باشد، مطمئناً باید مردی قوی و شجاع باشد.
ندیدم هیچ همدردی در اینجاکه تا یابم یقین فردی در اینجا
هوش مصنوعی: من در اینجا هیچ همدلی ندیدم و نمیتوانم به طور قطع کسی را پیدا کنم که همراهیام کند.
مرا یک همدم پر درد بایدکه همراهیم مرد مرد باید
هوش مصنوعی: من به یک همدم نیاز دارم که با درد و رنج من همراه باشد، زیرا برای همراهی من، کسی باید از جنس مردانگی و استقامت باشد.
در این ره هر که او صاحب قدم نیستره جانش باسرار قدم نیست
هوش مصنوعی: در این مسیر، هر کسی که تجربه و آگاهی لازم را ندارد، نمیتواند به عمق و حقیقت این راه دست یابد.
نمود درد مردان کیست مائیمکه اسرار عیانی مینمائیم
هوش مصنوعی: درد و رنج مردان مهمی را چه کسی نشان میدهد؟ ما هستیم که رازهایی را به وضوح و آشکار بیان میکنیم.
نمود درد مردانست عطّارکه او آمد حقیقت صاحب اسرار
هوش مصنوعی: عطّار نشان داد که درد و رنج مردان واقعی چیست و او به حقیقتی رسید که به رازها و معرفتهای عمیق دست یافته است.
بر او شد منکشف اسرار عشاقکه افتادست اندر جان ودل طاق
هوش مصنوعی: رازهای عاشقان بر او آشکار شد که عشق چگونه بر جان و دل انسان تاثیر میگذارد.
حقیقت یار دیدست اونهانیاز او میگوید این راز نهانی
هوش مصنوعی: حقیقت، دوست را دیده و از او سخن میگوید؛ این راز در دل نهفته است و به کسی نشان نمیدهد.
که حق دیدم حقیقت حق شدم منچو دیدم عاقبت مر حق بُدم من
هوش مصنوعی: وقتی حقیقت را شناختم، به آن حقیقت تبدیل شدم. هنگامی که به پایان سفرم نگاه کردم، متوجه شدم که از ابتدا در راه حق بودم.
همه جویای ما و ما فنائیمچنین در مانده در عین فنائیم
هوش مصنوعی: همه در پی ما هستند و ما در حال نابودی خود هستیم، به گونهای که در این نابودی، در عین حال فراموش شدهایم.
ز حق حق دیدم و اندر وصالمنمیداند کسی اینجای حالم
هوش مصنوعی: من از حقیقت حقّی را مشاهده کردم و در ارتباطم با آن، کسی حقیقت حال مرا نمیداند.
مرا مقصود حق بد هم بدیدمشدم واصل بکام دل رسیدم
هوش مصنوعی: من از خداوند خواستهام و همین را به من عطا کرد، و به هدف دل خود رسیدم.
مرا مقصود حق بُد از نمودارکه تاگردم ز خواب عقل بیدار
هوش مصنوعی: من تنها هدفم حق است، از نشانهای ظاهری. تا از خواب غفلت بیدار شوم و به درک حقیقت برسیم.
مرا مقصود بد جانان در اینجاحقیقت فاش کرد اسرار اینجا
هوش مصنوعی: عشق من در این مکان، رازهایی را که پنهان بود، به صورت روشن نشان داد.
نمودم عاقبت سرّ نهانیزدم دمدر عیان لامکانی
هوش مصنوعی: در نهایت، راز پنهانی را آشکار کردم و بهطور واضح و محسوس، وجودی بیمرز را نشان دادم.
مکان را محو گردانید پیشمنهاد او مرهمی بر جان ریشم
هوش مصنوعی: او مکان را از دیدم ناپدید کرد و در برابر من درمانی برای جراحت های روحیم قرار داد.
زمان را با زمین کلّی برانداختحقیقت جان نظر کرد او و بشناخت
هوش مصنوعی: زمان و مکان را نادیده گرفت و حقیقت وجود را دید و آن را شناخت.
که جانانست و خود چیز دگر نیستبجز او در دل و جان راهبر نیست
هوش مصنوعی: عشق تنها کسی است که در دل و جان وجود دارد و غیر از او هیچ چیز دیگری نیست که ما را هدایت کند.
چو او همره بود همراه باشدکسی باید کز این آگاه باشد
هوش مصنوعی: وقتی او در کنار باشد، باید کسی هم در کنار او باشد که از این موضوع آگاه باشد.
چو او رهبر بوددرعالم جانهمه پیدا کند مر راز پنهان
هوش مصنوعی: وقتی او رهبر و راهنمایی باشد، همه موجودات جاندار میتوانند رازهای نهفته را کشف کنند.
چو او رهبر بود عشاق از ایندستکند ذرات را از دید خود مست
هوش مصنوعی: وقتی او راهنمایی کند، عاشقان از این دنیا دیوانه میشوند و چیزها را از دید خود مشاهده نمیکنند.
از او ره یافتم او رهبر جانورامیجستم و اندر برم جان
هوش مصنوعی: من از او راهی پیدا کردم و او هدایتگر جان من بود، و در درون خود به دنبالش بودم.
ازاو ره یافتم بسیار اینجااز آن کردم بسی تکرار اینجا
هوش مصنوعی: از او راهی را پیدا کردم و در اینجا بارها تلاش کردم و تکرار کردم.
از او شد منکشف عین العیانمکه بیشک من نمود جسم و جانم
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که به وضوح و دقیقی احساس میکنم که او به من نشان داده است که وجود مادی و روحیام چگونه است.
از او شد فاش اسرار دل اینجاحقیقت هست او گفتار اینجا
هوش مصنوعی: از او رازهای دل برملا شد، در این مکان حقیقت وجود دارد و او این حقیقت را بیان کرده است.
از او شد منکشف هر دوجهانماز او دیدم یقین عین العیانم
هوش مصنوعی: از اوست که برایم هر دو جهان روشن شد و یقین را با چشم خود دیدم.
منم امروز در نزدیک جاناننمود هر دو عالم راز پنهان
هوش مصنوعی: امروز در نزدیکی محبوب، رازهای پنهان دو جهان را به نمایش گذاشتم.
منم امروز دم ازوی زده بازیقین از پرده بیرون برزده راز
هوش مصنوعی: امروز به یاد او صحبت میکنم و میدانم که رازی که در دل داشتم، اکنون آشکار شده است.
منم امروز صاحب درد آفاقبمن روشن شده اسرار عشّاق
هوش مصنوعی: امروز من صاحب درد و مشکلات جهان هستم و به من رازهای عشقورزی عاشقان روشن شده است.
منم امروز جان و تن یکی حقشده اینجایگه کل بیشکی حق
هوش مصنوعی: امروز من و وجودم یک نیروی واحد شدهایم، و در این مکان، همه چیز تنها به یک حقیقت مرتبط است.
منم امروز واصل در زمانهکه بردم گوی معنی جاودانه
هوش مصنوعی: من امروز به حقیقت و درک عمیق رسیدهام، در زمانی که به معنای پایدار و ابدی دست یافتم.
منم امروز واصل در نمودارکه کردم فاش اینجا سرّدلدار
هوش مصنوعی: من امروز به وضوح در حالتی هستم که راز عشق را برملا کردهام.
منم امروز دم از کل زده پاکبرافکنده نمود آب با خاک
هوش مصنوعی: امروز من سخن از کمال و تمامیت میزنم و هر گونه ناخالصی و آلودگی را از بین بردهام، مانند آبی که با خاک ترکیب نشده و صاف و پاک است.
منم امروز سرّ لایزالیعجائب جوهری بس لاابالی
هوش مصنوعی: امروز من رمز و راز جاودانهی شگفتیهای درونی را دارم که بسیار بیخیال و آزاد است.
رموز عشق بر من شد گشادهز بهر من همه معنی نهاده
هوش مصنوعی: رموز عشق برای من روشن شده است، و به خاطر من همه معانی در وجودم جای گرفتهاند.
یکی من یافتم اینجا حقیقتولیکن ره سپردم در شریعت
هوش مصنوعی: من اینجا حقیقت را یافتم، اما بر راهی که شریعت میگوید ادامه دادم.
شریعت مر مرا بنمود اسراروز او شد راز من کلّی پدیدار
هوش مصنوعی: طریقت به من اسراری را نشان داد و از آنجا تمامی رازهای من آشکار شد.
شریعت مر مرا آزاد کردستز غمهای جهانم شاد کردست
هوش مصنوعی: طریقت و دین مرا از دردهای دنیا آزاد کرده و به من شادی بخشیده است.
شریعت میکند تحقیق روشنخدا میگوید این اسرار بر من
هوش مصنوعی: قانون دین به بررسی عمیق و روشنی از حقیقت میپردازد و خداوند بیان میکند که این رازها بر من فاش شده است.
من اندر وی گُمم چون قطره در بحربکرده جملگی تریاک را زهر
هوش مصنوعی: من در او غرق شدهام مانند قطرهای در دریا که تمام زهر را از تریاک گرفته است.
من اندروی نهانم دائما اوستمراهم مغز عشق و عقل با پوست
هوش مصنوعی: من همیشه در درون خودم یک وجود پنهان دارم که او تنها عشق و عقل من را تشکیل میدهد.
من آوردم طریقت عشقبازییقین بنمودم اینجا نی ببازی
هوش مصنوعی: من راه عشق را به دل فرمان دادم و به وضوح نشان دادم که اینجا جای بازی نیست.
من آوردم طریق جمله مردانحقیقت فاش کردم جان جانان
هوش مصنوعی: من راه و روش تمام مردان حقیقت را به ارمغان آوردم و روح جانان را آشکار ساختم.
من آوردم از اینسان شیوه عشقز باغ جان بدادم میوهٔ عشق
هوش مصنوعی: من از باغ جان خود، میوه عشق را به این شیوه به دست آوردهام و جانم را به خاطر عشق فدای آن کردهام.
بهرکس تاخورند اینجا از آن بارکه این شیوه به آید اندر اسرار
هوش مصنوعی: هر کسی که در اینجا چیزهایی را دریافت کند، به دلیل آن است که این روش در دل مسائل و رازها قرار دارد.
در ایثارم سخن قوّت گرفتستکه ذرّات دو عالم درگرفتست
هوش مصنوعی: در ایثار و فداکاری من، صحبتها به شدت قوت گرفته و گویی که ذرات تمامی جهان را دربرگرفته است.
نماندم عقل و هوش و صبر و آرامکه بنمودست خود رویم دلارام
هوش مصنوعی: دیگر هیچگونه عقل، صبر و آرامشی برایم نمانده است، چون وجه زیبای او جلوهگری کرده و تمام وجودم را تحت تأثیر قرار داده است.
نماند هیچ تا عاشق شدستمز دید عشق من لایق شدستم
هوش مصنوعی: دیگر هیچ چیزی باقی نمانده است، چون وقتی عاشق شدم، از دیدن عشق، لایق و شایسته شدم.
ز جوهرهای معنی در بحارمکه دارم بیعدد من در شمارم
هوش مصنوعی: من از depths مفاهیم و معانی سرشار هستم و به همین خاطر احساس میکنم که تعداد زیادی از ویژگیها و قابلیتها را در خود دارم.
نصیب عام وخاص اینجا بدادمکه در اسرار اینجا داد دادم
هوش مصنوعی: در اینجا، من برای همه، چه افراد عادی و چه خاص، چیزهای ارزشمندی را فراهم کردهام و در مسائل پنهان و رازهای این مکان هم اطلاعاتی را ارائه دادهام.
منم اینجای داده داد جانهاشده امروز اندر عشق تنها
هوش مصنوعی: من امروز در عشق، تنها و بییار، جانها را به یکدیگر میدهم.
در این تنهائی و اندوه جانمحقیقت درّ معنی میچکانم
هوش مصنوعی: در این تنهایی و غم عمیق وجودم، به عمق معانی و حقیقتها میپردازم و آنها را مانند جواهری با ارزش استخراج میکنم.
در این دنیا نه غم دارم نه شادیکه دیدم جملگی مانند بادی
هوش مصنوعی: در این دنیا نه غم و اندوهی دارم و نه شادی و خوشحالی، زیرا همه چیز را مانند وزش بادی میبینم که زودگذر و ناپایدار است.
گذر دارم ز دنیا هم ز عقبینه دعوی مینمایم این نه تقوی
هوش مصنوعی: من از دنیا و آخرت عبور کردهام، و نه به دنبال ادعای چیزی هستم و نه به تقوا تظاهر میکنم.
منزّه از همه از جان جانانشدستم درنمود ذات یکسان
هوش مصنوعی: من از همه چیز پاک و بینقص هستم و به وجود اصل و جوهر خودم پی بردهام.
نمودذاتم اینجا فاش گشتهنمود نقش من نقّاش گشته
هوش مصنوعی: این جا حقیقت وجودم به وضوح نمایان شده و تصویرم مانند نقشی به دست هنرمند درآمده است.
چو اصل اینجا بدیدم فرع بودمنظر کردم به جز من کس نبودم
هوش مصنوعی: وقتی به اصل و حقیقت اینجا نگاه کردم، متوجه شدم که من فقط یک شاخه بودم و هیچکس دیگری جز من وجود نداشت.
همه گفتار من سرّ اله استولی ذرّات از من عذر خواهست
هوش مصنوعی: همه صحبتهای من راز خداوند است، اما جزئیات از من درخواست عذرخواهی دارند.
نباشد هیچ خود بی راز اینجاهمه ذرات را پرداز اینجا
هوش مصنوعی: در این مکان، هیچ چیز بدون رمز و راز وجود ندارد و تمام اجزای اینجا دارای تفسیری خاص و غیرقابل مشاهدهاند.
چو مرغ است و یقین پر باز دارندچگونه خویشتن را بازدارند
هوش مصنوعی: چون پرندهای است که پرهایش را گشوده و به پرواز در آمده، چگونه میتواند خود را نگه دارد و به زمین برگردد؟
همه ذرّات در خورشید انورعیانی پای کوبانند یک سر
هوش مصنوعی: تمامی ذرات در نور خالص خورشید به طور نمایان در حال رقص و شادی هستند.
دو عالم غرق این نور است جاویدچگونه من شوم زین راز امّید
هوش مصنوعی: دو جهان در این نور جاویدان غرق شدهاند؛ چگونه من میتوانم از این راز امید دور شوم؟
دو عالم تابش خورشید دارددلم در سوی کل امید دارد
هوش مصنوعی: دل من مانند خورشید درخشان است که به هر دو دنیا نور میافشاند و به سوی هر امیدی که دارم، در حرکت است.
مرا امّید بر خورشید رویششوم کاینجا فتاده من بکویش
هوش مصنوعی: امید دارم که در آینده، نور زیبایی و گرما بخش وجود او نصیب من شود، چرا که اکنون در اینجا به او نزدیکتر شدهام.
چو خورشید است اینجاگاه تابانتمامت ذرّه رقصانندو تابان
هوش مصنوعی: در این مکان، همچون خورشید، روشنی فراوانی وجود دارد و تمام موجودات درخشان و شادمان در حال رقص و شادی هستند.
همه در سوی خورشیدند ذرّهشده اینجایگه بر خویش غرّه
هوش مصنوعی: همه به سمت خورشید حرکت میکنند و در این مکانی که هستیم، هر کس به خودش مغرور شده است.
نمیبینی تو مر خورشید اینجاکه چون عکس افکند در خانه تنها
هوش مصنوعی: تو در اینجا نمیتوانی نور خورشید را ببینی، چون وقتی که نورش در خانه میافتد، تنها و بیصداست.
بقدر روزنی اینجا نظر کندل خود زین معانی با خبر کن
هوش مصنوعی: به مقدار کمی که میتوانی، به اینجا نگاه کن و دل خود را از این موضوعات آگاه ساز.
همه ذرّات را بین پای کوبانشده در رفتن اینجا گاه تابان
هوش مصنوعی: تمام ذرات در حال حرکت هستند و در اینجا، جایی که نور میتابد، به وضوح قابل مشاهدهاند.
همه درگردش اندر سوی خورشیدکه میدارند مانند تو امید
هوش مصنوعی: همه به سمت خورشید در حال حرکت هستند زیرا مانند تو امیدوارند.
چگونه ناامید اینجابمانندکه پیدا گشته و آنگه نهانند
هوش مصنوعی: چطور میتوان ناامید بود در حالی که چیزی پیدا شده و سپس دوباره ناپدید شده است؟
همه سوی ویاند اینجا حقیقتحقیقت می سپارندش طریقت
هوش مصنوعی: همه به سمت او میآیند و حقیقت را به او میسپارند و او را در راهی که درست است هدایت میکنند.
شوند اینجایگه تا حضرت نوراگرچه ره کنند اینجایگه دور
هوش مصنوعی: در اینجا افرادی حضور دارند که به محض رسیدن به جایگاه نور، حتی اگر مسیری که طی کردهاند دور باشد، نزد آن نور خواهند آمد.
فتادست این ره اینجادور میدانحقیقت ذرّهها را نور میدان
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که در این مسیر، حقیقت به مانند نوری است که ذرات را روشن میکند و موجب پیدایش و شناخت آنها میشود. در واقع، حقیقت میتواند به ما کمک کند تا درک بهتری از جهان و موجودات اطرافمان پیدا کنیم.
تمامت ره روان و سالکاننددر این درگاه جمله هالکانند
هوش مصنوعی: تمام مسافران و جویندگان در این درگاه، در حال دگرگونی و تغییر هستند.
تمامت ره کنان درکوی معشوقنهاده جمله سر در سوی معشوق
هوش مصنوعی: تمامی راهنماها و همراهان، در مسیر محبوب خود، سر به سوی او نهادهاند.
تمامت ره کنان در سوی دلدارشده کل پایکوبان سوی دلدار
هوش مصنوعی: تمامی رهگذران به سوی محبوب روانه شدهاند و همه با شوق و ذوق به سمت او در حال رقص و پایکوبیاند.
همه در راه و فارغ گشته از راهبرامیّدی که آید تا برِ شاه
هوش مصنوعی: همه در تلاشند و از مسیر خود جدا شدهاند، امیدوارند که کسی بیاید و به نزد پادشاه برسد.
همه در راه قدر خود ندانندولی چندی در اینجا باز دانند
هوش مصنوعی: همه انسانها نمیدانند که چه سرنوشتی دارند، اما برای مدتی کوتاه میتوانند در این دنیا به درکهایی از آن برسند.
همه در راه تادلدار یابندچو مرغان سوی خانه میشتابند
هوش مصنوعی: همه به سمت معشوقشان حرکت میکنند، مانند پرندگانی که به سمت لانه خود میروند و شتابان هستند.
همه در راه و فارغ ازتن خویشهمی بینند راه روشن خویش
هوش مصنوعی: همه در مسیر زندگی بدون توجه به جسم خود، تنها به روشنایی و هدف خود مینگرند.
بسوی نور کل گشته شتابانگه تا ناگه ببینند روی جانان
هوش مصنوعی: به سوی نور، همه شتابان حرکت میکنند، تا ناگهان چهره محبوب را ببینند.
سوی جنت شده شوریده و مستشده فارغ همه ازنیست وز هست
هوش مصنوعی: به سمت بهشت رفته و دیوانه و شاداب شده است و همه چیز را از دست و وجود خود غافل شده است.
امید جملگی خورشید آمدهمه رهشان چنین جاوید آمد
هوش مصنوعی: همه منتظر بودند که خورشید اففتد و راهی را که برایشان نجاتبخش است، پیدا کنند و بر این باور بودند که این راه همیشه باقی خواهد ماند.
همه در سوی آن حضرت شتابندکه تا مرقوب آن حضرت بیابند
هوش مصنوعی: همه به سمت آن شخص بزرگ میشتابند تا مقام و ارزش او را به دست آورند.
چوشان رقصی کنند اینجای در خویشنمود جملگی برخیزد از پیش
هوش مصنوعی: در اینجا افرادی در حال رقص و شادی هستند و این لحظهی شادابی و نشاط، همه را به حرکت و برخواستن از جای خود وامیدارد.
بقدر خود کنند اینجایگه راهولی بینی تو این اسرار ناگاه
هوش مصنوعی: به اندازهی خودشان در اینجا راه و رسمهایی را میگذارند، اما تو ناگهان از این رازها آگاه میشوی.
برخورشید آیند و بسوزندچو شمعی هر یکی رخ برفروزند
هوش مصنوعی: ابرها به خورشید نزدیک میشوند و مانند شمعی خواهند سوخت، هر یک از آنها نور خود را میتابانند.
بسوزند جملگی در حضرت خَورشوند آنگاه سوی ذات رهبر
هوش مصنوعی: همه باید در محضر خورشید بسوزند تا به سوی ذات رهبر راه یابند.
چوسوی ذات آیند از نهانیشوندآنگه عیان اندر عیانی
هوش مصنوعی: زمانی که حقیقتها از پنهان به ظهور میرسند، سپس در نمایان بودن خود آشکار میشوند.
نمیبینی که چون پروانه ناگاهشوند از شمع اودیوانه ناگاه
هوش مصنوعی: شاید متوجه نباشی که چطور پروانهوار ناگهان به سمت شمع میروند، در حالی که دیوانگی در وجودشان موج میزند.
چونور شمع بیند روشنائیشود حیران از آن داغ جدائی
هوش مصنوعی: زمانی که شمع روشنایی را مشاهده میکند، از درد جدایی دچار شگفتی و حیرت میشود.
شود دیوانه سوی جمع آیدبنزد روشنی چون شمع آید
هوش مصنوعی: دیوانه در کنار دیگران جمع میشود و مانند شمع، که در هنگام روشنایی خود را نشان میدهد، به روشنی و توجه جلب میکند.
درآید پرزنان اینجای پرتابزند خود را بر آن شمع جهانتاب
هوش مصنوعی: زنی که با شوق و شور وارد میشود، خود را به سمت آن شمعی که دنیا را روشن میکند، پرتاب میکند.
ز عشق شمع او نابود گرددزیانش جملگی با سود گردد
هوش مصنوعی: از عشق او، شمع میسوزد و از بین میرود، اما همه خسارتها در این عشق به نفع او تبدیل میشود.
چنان خود را زند بر شمع زود اوکه چون خورشید تابان برفزود او
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که فردی چنان درخشان و برجسته است که مانند شمعی میدرخشد و دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد، به طوری که همچون خورشید در اوج خویش، در زندگی آنها روشنی و نورافشانی میکند.
نماند بال و پر اینجا شود گممثال قطرهٔ در عین قلزم
هوش مصنوعی: بال و پر اینجا نمیماند و مانند قطرهای در دل دریا گم میشود.
شود گم اندر او نور نهانیکه تا سرّ فنا را بازدانی
هوش مصنوعی: در او نور پنهانی وجود دارد که با درک آن میتوان به اسرار وجود و فنا پی برد.
همه آفاق خورشید است و تو کورچو چشمه میزنی جوش و عجب شور
هوش مصنوعی: هر چیزی در دنیا مانند خورشید درخشان و روشن است، اما تو به خاطر ناآگاهی خود چیزی از آن نمیفهمی. در حالی که همه جا روشنایی و زندگی وجود دارد، تو به صورت بیخبر و کنجکاو به دنبال هیجان و شور و شوق هستی.
چو دریا شو اگر دریا شوی توز عشق دوست ناپروا شوی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به بزرگی و عمق دریا دست یابی، باید عشق دوست را بیپروا و بیفکر از هر چیزی در دل داشته باشی.
چو دریا شو که دریای صفاتیدر اینجاگه عیانِ نور ذاتی
هوش مصنوعی: بهمانند دریا باش، که دریا بودن یعنی مشهود بودن ویژگیهای نیکو و قابلیتهای عالی در این مکان.
چو دریا شو که دُر بخشی و جوهرز دریاگر تو غوّاصی بمگذر
هوش مصنوعی: به مانند دریا باش و گرانبها و با ارزش باش، زیرا اگر توانایی غواصی داشته باشی، میتوانی از عمق دریا چیزهای با ارزشی پیدا کنی.
چو دریا شو تو اندر شور و مستیکه دُر داریّ و دریا میپرستی
هوش مصنوعی: به خودت جرات بده و مثل دریا با شوق و هیجان زندگی کن، زیرا تو دارای گنجینهای ارزشمند هستی و باید آن را ارج نهی.
چو دریا باشی تو دایم پر از شورمیندیش اندر اینجاگه شرو شور
هوش مصنوعی: اگر مانند دریا باشی، همیشه پر از شور و هیجان خواهی بود. بنابراین به این مکان فکر نکن که باعث بر هم زدن آرامش تو شود.
چو دریا باشی و دُر بخش اندر او توبجز دیدار یار ازآن مجو تو
هوش مصنوعی: اگر چون دریا باشی و گوهرهایی درون خود داشته باشی، تنها چیزی که ارزش دیدن دارد، دیدار یار است؛ جز این، چیزی دیگر را طالب نباش.
یکی جوهر در این بحر دل تستکه برتراز دوعالم مشکل تست
هوش مصنوعی: در این دل، جوهری وجود دارد که از هر دو جهان بالاتر و عزیزتر است.
اگر آن جوهر آری هم بکف توزنی تیر مردای بر هدف تو
هوش مصنوعی: اگر تو آن ویژگی و استعداد را داشته باشی، میتوانی به راحتی به هدف خود برسی و موفق شوی.
از آن جوهر ترا آمد شعاعیدرون دل ترا دارد وداعی
هوش مصنوعی: جوهر تو، نوری را به دل تو هدیه داده است که از آن جدا نمیشود.
که چون جوهر رسیدت بشکن اینجاصدف بنمای بی ما و من اینجا
هوش مصنوعی: وقتی که حقیقت و جوهر حالت را درک کردی، اینجا لازم نیست که خود را متمایز کنی؛ به ما و منی که دست میزنند نیاز نیست. در واقع به آنچه که درونت است توجه کن و خود را از حواشی و تفاوتها رها ساز.
دریغا عمر همچون باد بگذشتدر این دریا بیک ره جمله پیوست
هوش مصنوعی: افسوس که عمر انسان مانند باد به سرعت سپری میشود و در این دریای زندگی، همه چیز به یکباره به هم پیوسته و از دست میرهتد.
ولیکن جوهر اینجا باز دیدمچو دریا یک زمانی آرمیدم
هوش مصنوعی: اما جوهر حقیقت را در اینجا دیدم، مانند دریا که زمانی آرام و ساکن بود.
بآرام این همه جوهر ز دلدارحقیقت یافتم ازدید دیدار
هوش مصنوعی: با آرامش و سکون، از دلدار واقعی به همه این گنجینهها و زیباییها دست یافتم، از طریق مشاهده و دیدار او.
ایا دل جوهر ذات و صفاتیدر اینجاگه عجایب بی صفاتی
هوش مصنوعی: آیا دل، خود گوهر حقیقی و ویژگیهای درونی است، و در این مکان، شگفتیهایی وجود دارد که بینظیر و فارغ از هر صفتی هستند.
صفات ذات داری و جواهرچنین دریافتی در عین خاطر
هوش مصنوعی: شما دارای ویژگیهای خاصی هستید و این ویژگیها به نوعی در درک شما از جهان تاثیرگذارند.
نظر داری سوی کون و مکان تویقین می باز بینی هر زمان تو
هوش مصنوعی: اگر به مناظر و محیط اطرافت توجه کنی، هر لحظه میتوانی از یقین و حقیقتی که در آنها نهفته است، باخبر شوی.
سوی دلدارنام تست دل هانممان اینجایگه در آب و گل هان
هوش مصنوعی: به سوی محبوب خود برو و دل را به دست او بسپار، اما در اینجا در دنیا و مادیات نباش.
سوی دلداری و جان در بر تستحقیقت یار اینجا رهبرتست
هوش مصنوعی: به سمت دلدار و کسی که جانم در آغوش اوست میروم، حقیقت دوست همینجا راهنمای من است.
ترا دردی است آن در درد جانانکه داری از همه ذرات پنهان
هوش مصنوعی: تو دردی داری که ناشی از عشق محبوب است و این درد از تمامی موجودات پنهان است.
ترادردیست همچون درد عشاقنواها میزنی اینجا ز عشاق
هوش مصنوعی: دردی که تو داری، مانند درد عاشقان است. تو در اینجا آوازهایی از عاشقان میزنی.
ترادردیست ازدلدارماندهکه درمان وی آمد یار خوانده
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که دلش به یاد عشقش پر از درد است، در انتظار است که درمان این دردش با آمدن یار میسر شود. به عبارتی، انتظار و امید به دیدار محبوب میتواند مرهمی برای دردهای دل باشد.
ترا اندر بر خود ناگهانیبدان میگویمت تاخوش بدانی
هوش مصنوعی: من ناگهان به تو میگویم تا بدانی که چقدر خوشحال هستم.
بدان این سرّ که جان خواهی شدن دلز ناگاهی نهان خواهی شدن دل
هوش مصنوعی: بدان که اگر میخواهی جانت را به حقیقتی برسانی، باید دل خود را از نادانی و ناشناسی رهایی بخشی و به شناخت برسانی.
نهان خواهی شد ای دل تا بدانیهمی گویم ترا راز نهانی
هوش مصنوعی: ای دل، اگر بخواهی در درون خود پنهان شوی، به رازهای نهفتهای پی خواهی برد که در دل دارم و در اینجا به تو میگویم.
نهان خواهی شد اینجاگاه در جانشوی اینجا حقیقت جان جانان
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به طور عمیق و واقعی در این مکان وجود داشته باشی، باید در قلب و روح خود درک عمیقتری از حقیقت وجود داشته باشی.
نهان خواهی شدن ناگاه در خَودکه تا رسته شوی از نیک و ز بد
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به طور ناگهانی به درون خود بروی، باید از خوبیها و بدیها رهایی یابی.
نهان خواهی شدن در کوی دلدارکه تا پیدا شوی در سوی دلدار
هوش مصنوعی: اگر بخواهی در دل محبوب پنهان شوی، باید در این مسیر گام برداری تا نهایتاً خود را به او نشان دهی.
نهان خواهی شدن همچون چراغیترا خواهد بدن از حق فراغی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی در دل خود پنهان بمانی، مانند چراغی خواهی شد که از روشنایی و خیر خداوند بینیاز است.
نهان خواهی شدن مانندخورشیددگر آئی ز نور قدس جاوید
هوش مصنوعی: اگر میخواهی پنهان شوی، مانند خورشید ظهور کن و از نور جاودان الهی بهرهمند شو.
نهان خواهی شدن آنگه بمانیبجز یکی سزد گر خود ندانی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی پنهان شوی، تنها چیزی که باقی میماند، این است که خودت را بشناسی و بدان که باید به خودت توجه کنی.
نهان خواهی شدن در جوهر دوستحقیقت مغز گشتت جملگی پوست
هوش مصنوعی: اگر بخواهی در ماهیت دوست پنهان شوی، باید بدانی که باطن تو به اندازهی مغز مهم است، در حالی که همهی وجودت ممکن است فقط پوستهای باشد.
نهان خواهی شد اینجا گاه ناچارکه بیرون آئیش از پنج وز چار
هوش مصنوعی: جایی که هستی ممکن است ناگزیر از آن خارج شوی و به طور ناگهانی به دلیل شرایط، پنهان شوی.
نهان خواهی شدن در بحر اعظمنماند این دمت اینجا دمادم
هوش مصنوعی: اگر بخواهی در depths of the ocean بزرگ پنهان شوی، این نفس و دم تو در اینجا به حال خود باقی نخواهد ماند.
نهان خواهی شدن مانند ماهیکه ناید هیچت اینجا از تباهی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی پنهان شوی، مانند ماهیای خواهی بود که از اینجا هیچ چیزی برایت نمیماند و همهچیز نابود میشود.
دلاداری امیدی سوی جانانبسی گردیدهٔ در کوی جانان
هوش مصنوعی: دل من پر از امیدی است که به سوی محبوب میرود و در خیابانهای او تمرین کردهام.
امیدی بسته بودی هم برآمدغم و اندوه تو یکسر سرآمد
هوش مصنوعی: تو امیدی برای خود رقم زدی و حالا غم و اندوهت به پایان رسیده است.
امیدی بسته بودی در طریقتسپردی هم عیان راز شریعت
هوش مصنوعی: تو در راهی امیدی داشتهای و به طور آشکار، رازهای شریعت را سپردهای.
نمودت روی دلدارت چو از جامطلب کن این زمان آخر سرانجام
هوش مصنوعی: اگر چهره محبوبت را در این زمان با جام عشق بنگری، به زودی به نتیجهای خواهی رسید.
سرانجامت ببین اینجا یقین بازچو مردانِ جهان مر راه بین باز
هوش مصنوعی: در نهایت، جایی که تو هستی را ببین؛ قطعاً مانند مردان بزرگ جهان، راه درست را پیدا کن.
رهت کردی و دروی چون رسیدیرخ جانان در این منزل ندیدی
هوش مصنوعی: تو در مسیر خود حرکت کردی و وقتی به مقصد رسیدی، نتوانستی چهره محبوب را در این مکان ببینی.
در این منزل همه ذرّات عالمقدم اینجا نهادستت دمادم
هوش مصنوعی: در این مکان، تمامی موجودات و ذرات جهان بهطور مداوم در حال آمدن و رفتن هستند و حضور دارند.
در این منزل یقین اندر یقین استکسی یابد که اینجا پیش بین است
هوش مصنوعی: در این مکان، یقین و باور راستین وجود دارد و تنها کسی میتواند به آن دست یابد که در پیشبینی و درک امور توانمند باشد.
ز من گر بینش این راز دانیحقیقت دید این ره بازدانی
هوش مصنوعی: اگر بتوانی به این راز پی ببری، حقیقت را خواهی شناخت و در این مسیر راه خود را پیدا خواهی کرد.
همه چون ذرّه و خورشید باشدولیکن رفتنش جاوید باشد
هوش مصنوعی: همه افراد مانند ذرات کوچک و خورشید هستند، اما رفتن و سفر کردن آنها همیشه ماندگار و جاویدان خواهد بود.
ترا جاوید در این راه کار استکه در این ره عجائب بیشمار است
هوش مصنوعی: تو در این مسیر وظیفهای همیشگی داری، چرا که در این راه شگفتیهای فراوانی وجود دارد.
ترا جاوید باید شد در این راهکه تاگردی از این منزل تو آگاه
هوش مصنوعی: برای تو باید در این مسیر ماندگار شد، تا اینکه از این مکان به خوبی آگاهی یابی و به مراحل بعدی سفر خود پی ببری.
ترا جاوید اینجاگاه ای دلبباید ماند اندر راز مشکل
هوش مصنوعی: ای دل، باید در این مکان باقی بمانی و به رازهای دشوار پرداخته و آنها را درک کنی.
دریغا راه دور و عمر کوتاهکز این اندیشهها استغفراللّه
هوش مصنوعی: ای کاش راهی که در پیش داریم دور نیست و عمرمان هم کوتاه نیست، زیرا از این تفکرات باید به خدا پناه ببریم.
از این اندیشه جز خون جگر نیستدر این دریا مرا راهی بدر نیست
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز اندوه و درد از این تفکر نصیبم نمیشود و در این دریا، هیچ راه نجاتی برای من وجود ندارد.
از این اندیشه دلها غرق خونستکه میداند که سرّ کار چونست
هوش مصنوعی: این فکر باعث شده که دلها در غم و اندوه غرق شوند، چرا که از راز و حقیقت کار آگاه هستند.
از این اندیشه بس جانها برآمدبسی حکم سلاطینان سرآمد
هوش مصنوعی: بدانید که از این تفکر، جانهای زیادی رنج کشیده و بسیاری از فرمانروایان به پایان خط رسیدهاند.
همه غرقاب در دریا بماندندعجائب خوار و ناپروا بماندند
هوش مصنوعی: همه در دریا غرق شدهاند و در عجایب و شگفتیها غوطهور ماندهاند و از خود بیخبر و بیپروا به سر میبرند.
در این دریا شدند و غرقهٔ آزکه پیدا مینشد مر تختهٔ باز
هوش مصنوعی: در این دریا، به خاطر طمع و آز، غرق شدند چون تختهای مناسب برای نجات پیدا نمیشد.
در این دریا شمار هیچکس نیستهمه غرقند و کس فریادرس نیست
هوش مصنوعی: در این دریا هیچکس را نمیتوان شمارش کرد؛ همه در غرقاب هستند و هیچکس نیست که به کمک دیگران بیاید.