بخش ۸۸ - در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید
هوش مصنوعی: این متن که به زبان فارسی است، به موضوعات عرفانی و فلسفی میپردازد و در آن به مسائلی مانند محبت الهی، شناخت خداوند، حقیقت وجود و ارتباط با معشوق الهی صحبت میشود. گوینده به این نکته اشاره میکند که خداوند به بندگان خود رحیم و کریم است و هیچ کس را ضایع نمیگذارد. او همچنین از اسرار وجود و معرفت سخن میگوید و تأکید میکند که واقعیات از پیش بر او روشن بوده و همه چیز در علم الهی نهفته است.
در این شعر، به مقام و جایگاه انبیا و اولیای الهی نیز اشاره شده و آنها را به عنوان واسطههای معرفت و حقیقت معرفی کرده است. قائل به این است که هر کس به دنبال حقیقت و شناخت خود باشد، میتواند به آگاهی و رستگاری دست یابد. همچنین تأکید میشود که نیکی و حسنات در جهان باعث نزدیکی به خداوند میشود و در نهایت، او به کسانی که نیکی کردهاند، پاداش میدهد.
پیام کلی متن، دعوت به درک عمیقتر از وجود و انس با خداوند و همچنین دوری از بدیها و ناپاکیهاست.
یکی هاتف مر او را داد آوازکه اکّافی نکو گفتی ز آغاز
هوش مصنوعی: یکی به او خبر داد و گفت که از ابتدا سخن نیکو گفتی.
کریمیم و رحیم و بردباریمکجا مر بندگان ضایع گذاریم
هوش مصنوعی: ما بزرگوار و مهربان و صبور هستیم، پس چگونه میتوانیم بندگان خود را نادیده بگیریم؟
چو ما داریم حکم لایزالیهر آنچه اندیشه میدارند حالی
هوش مصنوعی: ما به دستورات ابدی و دائمی دسترسی داریم و هر چیزی که دیگران فکر میکنند، در این لحظه وجود دارد.
بدانیم آن همه از پیش اینجاکه هستیم بیشکی دانا و بینا
هوش مصنوعی: ما باید آگاه باشیم که همه چیز پیش از این، در اینجا وجود داشته است، و هیچ شکی نیست که ما با بصیرت و دانایی به آن پی میبریم.
نظر داریم ما در جان جملهکه مائیم این زمان پنهان جمله
هوش مصنوعی: ما در دل همه انسانها حضور داریم، اما در این لحظه خود را مخفی کردهایم.
نهان و آشکارا جمله مائیمکه دید خویش جمله مینمائیم
هوش مصنوعی: ما در خفا و در علن، همه ما هستیم و آنچه را که میبینیم، به نمایش میگذاریم.
نظر داریم بر نیکیّ هر کسکه شاهی در دو عالم مر مرا بس
هوش مصنوعی: ما به نیکی هر کسی نگاه میکنیم که در عالم هستی همچون پادشاهی برای ما از خود گذشتگی کند.
ز عدلم ظلم نبود گر بدانیدکه میدانم که جمله ناتوانید
هوش مصنوعی: از انصاف من ظلمی نمیشود اگر بدانید که من میدانم که همه شما ضعیف هستید.
نکردم ظلم هرگز کی کنم منچگونه عهد ایشان بشکنم من
هوش مصنوعی: من هرگز ظلم نکردم، پس چگونه میتوانم عهد و پیمان آنها را بشکنم؟
همه اندر ازل چون ذرّه بودندنه چون این دم بخودشان غرّه بودند
هوش مصنوعی: همه در ابتدا مانند ذرات ریز بودند و اینگونه نبود که حالا به خود ببالند و مغرور شوند.
همی دانستم اسرار تمامتنمود دادن و مرگ قیامت
هوش مصنوعی: من میدانستم که همه اسرار تو را فاش میکند و مرگ، روز حساب و قیامت را به دنبال دارد.
همه احوالشان نزدم یقین استکه ذاتم اوّلین و آخرین است
هوش مصنوعی: من همه حالات آنها را به خوبی میشناسم و از این رو میدانم که حقیقت وجود من از ابتدا تا انتها یکی است.
در آندم کز الست خویش گفتمعیان خویششان از پیش گفتم
هوش مصنوعی: در آن لحظهای که از وجود خودم در عالم الست صحبت کردم، به وضوح بیان کردم که چه چیزی را از قبل گفتهام.
نه صورت بُد نه جان جز جوهر منکه بُد در ذاتشان انوار روشن
هوش مصنوعی: هیچ یک از ظاهر و باطن نیستند، جز ذات من که در درون آنها نورهای روشنی وجود دارد.
الست و ربّکم گفتم همهشاندُرِ اسرار من سفتم همهشان
هوش مصنوعی: در آغاز آفرینش، از خداوند پرسیدم که آیا من پروردگار شما نیستم؟ و همه موجودات، پاسخ مثبت دادند و به من رازهایشان را آشکار کردند.
نمودمشان لقای خود در آن دمیقینشان مینمایم هم دمادم
هوش مصنوعی: در آن لحظه که آنها را به سوی خود میکشانم، به آنها نشان میدهم که در هر لحظهای از زندگی، به یقین به من نزدیک هستند.
همه قالو ابلی گفتند با ماکه امر ما بجا آرند اینجا
هوش مصنوعی: همه گفتند که شیطان با ما سخن گفته و دستوراتی که داده را در اینجا اجرا کنند.
چو حکم ما همه از پیش رفته استتمامت راز ما از پیش گفتهست
هوش مصنوعی: همه تصمیمات و فرامین ما از قبل مشخص شدهاند و تمام اسرار ما نیز قبلاً بیان شده است.
هر آنکو امر من نارد بجایممر او را بیشکی ذاتم نمایم
هوش مصنوعی: هر کسی که فرمان من را نپذیرد، خود را در نظر او به گونهای نشان میدهم که شایستهاش باشد.
در این قرآن سرش روزی کنم منعیانش جمله پیروزی کنم من
هوش مصنوعی: من در این قرآن سر و رازها را روشن میکنم و با آن به پیروزی خواهم رسید.
در این قرآن سرش بخشم تمامترهانم من ولی از هول قیامت
هوش مصنوعی: اگر تمام وجودم را فدای قرآن کنم، میتوانم تو را نجات دهم، اما از ترس روز قیامت نمیتوانم این کار را انجام دهم.
سوی جنّت برم بنمایمش دیدکه تا ما را یکی بیند ز توحید
هوش مصنوعی: به بهشت میروم و او را نشان میدهم، تا ببیند که ما چگونه به وحدت و یگانگی رسیدهایم.
نمود ذات خود او را نمایمکه من با جملگی مر آشنایم
هوش مصنوعی: من نشان میدهم که چگونه است، زیرا من با تمام وجود او آشنایی کامل دارم.
ولی باید که رمزم کار دارندنمود خویش در اسرار دارند
هوش مصنوعی: اما لازم است که راز من را مطرح کنند، زیرا آنها در دل خود اسراری دارند.
کسانی کاندر آن دم راز دیدندهمان دم اندر این دم باز دیدند
هوش مصنوعی: افرادی که در آن لحظه حقیقت را دیدند، در همان زمان دوباره به آن حقیقت نگاه کردند.
طلب کردند ما را اندر اینجایکی بینند معانی با مسمّا
هوش مصنوعی: در اینجا از ما خواسته شده که معانی را با واقعیتها مشاهده کنیم و درک کنیم.
هر آنکو طالب ما بُد در اوّلنگردانیم ما او را معطّل
هوش مصنوعی: هر کسی که در جستجوی ما باشد، در ابتدا او را معطل نمیکنیم.
هر آنکو طالب ما بد مرا یافتبوقتی کاندر این دیدار بشتافت
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال ما بود، در زمانی که به دیدارمان شتافت، به ما دست یافت.
هر آنکو طالب ما گشت از جاننمائیمش در آخر راز پنهان
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال ما باشد، جانمان را برای او فدای میکنیم و در نهایت رازهای پنهان را به او خواهیم revealed.
هر آنکو طالب ما بود از اولکنیمش مشکلات اینجایگه حل
هوش مصنوعی: هر کسی که از ابتدا خواهان ما بوده، باید مشکلاتش را در اینجا برطرف کنیم.
هر آنکو طالب ما بود مادیدمرا هم ابتداو انتها دید
هوش مصنوعی: هر کسی که خواهان ما باشد، ابتدا و انتهای وجود ما را میبیند.
کنم واصل مر او را آخر کاریکی گردانمش هم نقطه پرگار
هوش مصنوعی: من در نهایت او را به خودم متصل میکنم و او را چون یک نقطه در دایرهام قرار میدهم.
کنم واصل مر او را ناگهانیببخشم این جهان و آن جهانی
هوش مصنوعی: به ناگاه او را به سوی خود میکشانم و این دنیا و آن دنیا را به او میبخشم.
کنم واصل من از دیدار خویشمکه من از جملگی اینجای بیشم
هوش مصنوعی: میخواهم به خودم برسم و از دیدن خودم بهرهمند شوم، زیرا من از هر چیز دیگری که در اینجا هست، بیشتر خودم را میبینم.
کنم واصل هم اینجاگه ولیکننباید بود آخر ازمن ایمن
هوش مصنوعی: من اگرچه به اینجا میآیم و در اینجا حضور دارم، اما نمیتوانم از خطرات و مشکلاتی که وجود دارد، ایمن باشم.
که من دانم که راز جمله چونستکه دائم هم برون و هم درونست
هوش مصنوعی: من میدانم که حقیقت همه چیز چگونه است، زیرا همیشه هم در باطن و هم در ظاهر وجود دارد.
کسانی را که دیدم راز ایشانکه بد باشد ز شان اینجا پریشان
هوش مصنوعی: کسانی را که دیدهام، وقتی رازشان را فهمیدم، به خاطر بدی آن رازها، از جایگاه و شان آنها ناامید و پریشان شدم.
کنم اینجا سزاشان من دهم پاکبگردانم همه در خون و در خاک
هوش مصنوعی: من اینجا به آنها جزای خوب میدهم و همه چیز را تمیز میکنم، در حالی که آنها را در خون و خاک غوطهور میسازم.
ز ظالم داد مظلومان ستانمکه من با دوستداران دوستانم
هوش مصنوعی: من از ظالمین حق مظلومان را میگیرم، چون من در کنار کسانی هستم که به دوستانشان وفادارند.
قصاص جملگی اینجا برانمکه راز جملگی من نیک دانم
هوش مصنوعی: من در اینجا به همه کسانی که به من آسیب رساندهاند، پاسخ میدهم، زیرا به خوبی میدانم که راز هر یک از آنها چیست.
اگر اینجا بدیها کرده باشندبمانده دائم اندر پرده باشند
هوش مصنوعی: اگر در اینجا کارهای ناپسند انجام داده باشند، باید همیشه در خفا و پنهانی باقی بمانند.
عقوبتشان کنم در دوزخ ستانکه تا گویند دم دم آخ ایشان
هوش مصنوعی: من آنها را در دوزخ عذاب میکنم، تا زمانی که به آخرین نفسهایشان برسند و تنها بخواهند از عذاب نجات یابند.
ببخشم عاقبت او را بتحقیقدهم او را هدایت من ز توفیق
هوش مصنوعی: من در نهایت او را میبخشم و به یقین به او هدایت میدهم، این هدایت تنها از توفیق تو به دست میآید.
سوی جنّت برم او را بتحقیقببختش در رسانم من بتحقیق
هوش مصنوعی: من به حقیقت او را به بهشت میبرم و مطمئنم که به مدد بختش به این مقصد میرسانمش.
سوی جنّت برم او را بصد نازبتختش برنشانم من باعزاز
هوش مصنوعی: من او را به بهشت میبرم و با احترام و لطافت بر تخت خود نشاندنش میخواهم.
کسی کو بد کند مانندهٔ خونکنم خوارش در آخر بی چه و چون
هوش مصنوعی: کسی که کار بدی انجام میدهد، مانند خون میماند که در انتها بیاحترام و غیرقابل قبول است.
نمود او را کُشم من چند بارشدراندازم نهان در سوی دارش
هوش مصنوعی: من بارها او را پنهان میکنم تا اینکه او را از نظر دور کنم، اما به هر حال او را میکشم.
بسوزانم ورا اینجا بزارینمایم مرد را بسیار خواری
هوش مصنوعی: من او را به آتش میکشم و اینجا برایت نشان میدهم که مرد را تا چه حد خوار میکنم.
دگر خواهم ببخشم آخر کارچنین رفته است حکم ما بیکبار
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتهام که در پایان، با یک بار تصمیمگیری، همه چیز را ببخشم و دیگر ادامه ندهیم.
ولی احوال دزدان اینچنین استمرا راز همه عین الیقین است
هوش مصنوعی: احوال دزدان برای من به وضوح قابل درک و روشن است و من به خوبی به حقیقت آن پی بردهام.
بدی را هم بدیشان آورم پیشز نیکی نیکی آرم دیدن پیش
هوش مصنوعی: من بدی را هم پیش آنها میآورم، اما در مقابل نیکی، نیکی را نشان میدهم.
کنم روزی کسی کو نیک باشدکه قول من دروغ اینجا نباشد
هوش مصنوعی: روزی کسی را ملاقات میکنم که انسان خوبی باشد و در گفتهام دروغی وجود نداشته باشد.
همه در نّص قرآن بازگفتمیقین من جملگی در راز گفتم
هوش مصنوعی: من تمام یقینها و باورهایم را از قرآن بیان کردم و همه اینها در عمق راز و معرفتی نهفته است.
نمود جمله در قرآن نمودمکه تا دانی که من غافل نبودم
هوش مصنوعی: در تمام آیات قرآن را برایت به نمایش گذاشتم تا بدانی که من از موضوعات غافل نبودهام.
زهر کس راز جمله دیده ام منولیکن انبیا بگزیده ام من
هوش مصنوعی: من راز و رموز وجود هر کس را دیدهام، اما تنها از انبیا الهام گرفتهام و به آنها توجه کردهام.
کسی کو بر ره ایشان رود پاکنماند در حجاب صورت خاک
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر آنها قدم بردارد، دیگر از آلودگیهای دنیوی و ظواهر فانی دور نمیماند.
سلوک انبیا اینجا کند اوهمه عهد الستم نشکند او
هوش مصنوعی: سیر و سلوک پیامبران در اینجا به معنای پایبندی به پیمانها و عهدهاست و او هیچ وقت عهد و پیمان خود را نمیشکند.
بجای از دیر آن رازی که گفتمنه آخر گوید اینجا نه شنفتم
هوش مصنوعی: به جای آنکه در دیر (معبد) رازهایی را که گفتم، دوباره در انتها بگوید، اینجا چیزی نشنیدم.
بهانه نیست ما را آخرالامرمرا باید بجا آوردنت امر
هوش مصنوعی: بهانهای برای ما وجود ندارد؛ در نهایت، باید مرا بهجای خودت به سرانجام برسانی.
چنین است این نمود راز اینجاحقیقت باز گفتم راز اینجا
هوش مصنوعی: این حالت نشاندهندهی رازی است که در این مکان وجود دارد. حقیقت را با صدای بلند بیان کردم، و دوباره به راز این مکان اشاره کردم.
هر آنکو کرد امرم بیشکی ردّکنم با او بدی و من کنم رد
هوش مصنوعی: هر کسی که به من دستور دهد، به یقین من با او بدرفتاری میکنم و او را طرد میکنم.
مر او را شیخ دین اکّافی ماتوئی خود بیشکی کل صافی ما
هوش مصنوعی: ای شیخ دین، تو یکی هستی که ما به تمام خوبیها و پاکیها دست یابیم.
نمود ما تو دیدستی حقیقتسپردی نزد ما راه شریعت
هوش مصنوعی: شما صفات و ویژگیهای ما را مشاهده کردهاید و حقیقتی را که شناختید، به ما سپردهاید تا ما به آن پایبند باشیم و به رهنمودهای دین عمل کنیم.
توئی محبوب ما در سرّ معراجکه بر فرقت نهادستیم ما تاج
هوش مصنوعی: تو محبوب ما هستی در فضایی خاص و معنایی عمیق، و ما برای دوری از تو خود را به زحمت انداختهایم، چون تاجی که بر سر داریم.
توئی محبوب ما در وصل اولکه خود را مینکردستی معطّل
هوش مصنوعی: تو در آغاز وصل، محبوب ما بودی که خود را بیدلیل معطل میکردی.
براه شرع احمد داد دادیاز آن بر فرق تاجی بر نهادی
هوش مصنوعی: بر اساس قوانین و راهنماییهای پیامبر احمد، تو حقی را اعطا کردی و به این ترتیب بر سر تاجی گذاشتی.
منت اندر ازل بخشیده ام مندر اینجا خرقهات پوشیده ام من
هوش مصنوعی: من در ابتدا، از رحمت و بخشش برخوردار شدم و در این دنیا، سختیها و مشکلاتم را پنهان کردهام.
منت اندر ازل دلدار بودمترا هر جایگه من یار بودم
هوش مصنوعی: من از ابتدا و از آغاز آفرینش دل بر تو نهادهام و در هر مکان و زمان، همیشه یارت بودهام.
منت دادم در اینجا کامرانیحقیقت سرّ اسرار معانی
هوش مصنوعی: من در اینجا به خاطر شادی و خوشبختی، قدردانی میکنم و از ژرفای معانی و رازهای پنهان آگاهی پیدا کردهام.
منت اندر ازل کردم نمودارببخشیدم ترا معنیّ اسرار
هوش مصنوعی: در آغاز آفرینش، من لطف و مهری به تو بخشیدم و به تو مفاهیم عمیق و پنهان را عطا کردم.
نمود ما بجا آوردهٔ تونه همچون دیگران در پردهٔ تو
هوش مصنوعی: ما به خوبی نمایان کردهایم که تو کار خود را به درستی انجام دادهای و از دیگران متفاوت هستیم.
کنونت پرده اینجابرگرفتمنه همچون دیگرانت بر گرفتم
هوش مصنوعی: اکنون من پردهات را در اینجا کنار زدم، نه مانند دیگران که آن را کنار میزنند.
ترا بنموده ام اینجا نهانینمود خویشتن تا باز دانی
هوش مصنوعی: به تو نشان دادهام که چگونه باید خودت را پنهان کنی تا دوباره خودت را بشناسی.
که مائیم اندر اینجا دید دیدتبهر مجلس یقین گفت و شنیدت
هوش مصنوعی: ما در اینجا هستیم و در این مجلس، بینایی تو را به وضوح میبینیم و به صحبتهایت گوش میدهیم.
همه اسرار کاینجا گفتهٔ توز ما گفتی ز ما بشنفتهٔ تو
هوش مصنوعی: تمام اسراری که اینجا مطرح شده، تو از ما بیان کردی و ما هم به تو منتقل کردیم.
حقیقت در دل و جانت منم منکه بنمودم ترا اسرار روشن
هوش مصنوعی: حقیقت در قلب و وجود تو نهفته است، من همان کسی هستم که رازهای روشنی را به تو نشان دادم.
ره شرع محمّد چون سپردیحقیقت گوی از میدان تو بردی
هوش مصنوعی: وقتی که مسیر دین محمد را انتخاب کردی، حقیقتجو را از میدان خودتان دور کردی.
تو بردی گوی از میدان معنیکه داری سرّ شرع و راز تقوی
هوش مصنوعی: تو در میدان فهم و معنا پیروز شدهای و از آن خود داری دانش و رازهای دین و ارزشهای تقوی.
تو بردی گوی وحدت نزد عشاقتوئی مشهور اندر کلّ آفاق
هوش مصنوعی: تو مهرهای از وحدت را به دل عاشقان بردهای و در سراسر جهان به نام تو شناخته شدهای.
تو راز ما نهان کردی و گفتیحقیقت جملگی با ما نگفتی
هوش مصنوعی: تو اسرار ما را پنهان کردی و گفتی که تمام حقیقت را به ما نگفتی.
تو داری ملک و معنی اندر اینجاتوئی امروز اندر عشق یکتا
هوش مصنوعی: تو در اینجا سلطنت و معنا را داری، امروز به خاطر عشق تنها به تو مربوط است.
هر آنکو ما نظر داریم برویدهیم از خمّ وحدت مر ورا می
هوش مصنوعی: هر کسی که به چهره ما نگاهی کند، از حالت واحدی که داریم، بر او اثر خواهد گذاشت.
کنیمش مست همچون تو نهانیکه تا او دم زند اندر معانی
هوش مصنوعی: ما او را مانند تو به خلسه و سرمستی میبریم به گونهای پنهانی که هرگاه او سخن بگوید، به عمق مفاهیم منتقل شود.
دم معنی ترا بخشیدم از خَودکه تا بنمودی اینجانیک با بَد
هوش مصنوعی: من در زندگیام به تو بدم را به خاطر خودم نشان دادم، تا اینکه خودم را از نوعی خودشکنی رها کنم و تو را به آرامش واقعی برسانم.
همه در راه ما بنمودهٔ راههمه از سرّ ما گردی تو آگاه
هوش مصنوعی: همه چیز به نفع ما نشاندهندهی مسیر است و همه از راز ما و وضعیت تو آگاهی دارند.
همه با ما تو داری آشنائیز تاریکی بدادی روشنائی
هوش مصنوعی: همه با ما آشنایی دارند و از تاریکی به روشنایی رسیدهاند.
دمی دادم در اینجا داد معنیاز آن گشتی بکل آزاد معنی
هوش مصنوعی: لحظهای در اینجا فریاد زدم که نشان از آزادی عمیق معنای آن دارد.
تمامت مر ترا از جان مریدندکه همچون تو دگر عالم ندیدند
هوش مصنوعی: تمام وجود مرا فدای تو کردند، زیرا هیچ کس دیگری مانند تو در این دنیا دیده نشده است.
نباشد چون تو دیگر در خراسانکه دشوار تمامت کردی آسان
هوش مصنوعی: در خراسان هیچ کس دیگری مانند تو وجود ندارد، زیرا تو به راحتی کارهای سخت را آسان کردی.
نباشد چون تو دیگر پاک یاریکه بیند چون تو دیگر شاه یاری
هوش مصنوعی: هیچ یاری نیست که مانند تو پاک و خالص باشد، و هیچ شاهی نیست که مانند تو در دوستی و یاری کردن باشد.
نباشد چون تو دیگر صاحبِ دردکه افتادی میان عالمان فرد
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو در زخم و رنج نیست که در میان دانشمندان و اهل علم افتاده باشد.
نباشد چون تو دیگر صاحبِ اصلکه داری در نمود ما یقین وصل
هوش مصنوعی: دیگری مانند تو وجود ندارد که شخصیتی واقعی داشته باشد و بر پایه آن، عشق ما را به وضوح درک کند.
نباشد چون تو دیگر واصل اندر ایّامکه بردی گوی معنی نیز و هم نام
هوش مصنوعی: در میان روزگار کسانی مانند تو دیگر وجود ندارند، که تو تنها فهم عمیق را به دست آوردی و نامی جاودان از خود بر جای گذاشتی.
نباشد چون تو دیگر صاحب دردکه بردی گوی معنی تو در این درد
هوش مصنوعی: هیچ کسی به اندازه تو دردی که داری را تجربه نکرده است؛ تو تنها کسی هستی که میتوانی معنای این درد را به خوبی درک کنی.
براه شرع و تقوی پاکبازیکه اندر دید ما صاحب نیازی
هوش مصنوعی: در مسیر دین و پرهیزگاری، انسانهای نیکوکار و پاکدامن وجود دارند که در نظر ما، نیازمندان واقعی و حقیقی هستند.
براه شرع و تقوی بردهٔ گوییقین از عالمان اندر سخن گوی
هوش مصنوعی: در مسیر دین و پرهیزگاری، سخن مگو از عالمانی که به یقین رسیدهاند.
منت دادم منت گفتم کلاممدر این اسرار بشنو تو پیامم
هوش مصنوعی: من قدردانی کردم و با محبت گفتم که سخنانم را در این رازها بشنو و پیامی که دارم را درک کن.
پیامم بشنو و کل یاد میدارابا خود باش و ما را یاد میدار
هوش مصنوعی: پیام من را بشنو و به خاطر خودت به ما نیز فکر کن و ما را فراموش نکن.
پیامم بشنو ای اکّافی دینتوئی مانند آدم صافی دین
هوش مصنوعی: ای کسی که دیانت تو خالص و پاک است، پیام من را بشنو. تو همچون آدمی هستی که نیت و اندیشهاش صاف و روشن است.
توئی صافی ز تقوی و بمعنیگذشته از سر مُردار دنیی
هوش مصنوعی: تو پاک و بیآلایش از تقوا هستی و از دنیا و مشکلات آن کاملاً گذشتهای.
توئی صافی ز ظاهر هم ز باطنکه کردستی هزیمت از شرّ جن
هوش مصنوعی: تو پاک و بی آلایش هستی، هم از نظر ظاهر و هم از نظر باطن، که باعث شدی از شرّ جن شکست بخوردی.
توئی صافی درون و هم برونینه همچون دیگران اینجا زبونی
هوش مصنوعی: تو از درون و بیرون پاک و خالص هستی و مثل دیگران که در اینجا زبون و بیارادهاند نیستی.
توئی اسراردانِ ما ز قرآنکه مثلت نیست اندر نّص و برهان
هوش مصنوعی: تو رازهای ما را از قرآن میدانی، زیرا کسی مانند تو در متن و دلایل وجود ندارد.
توئی اسراردان ما و مائیکه این دم در عیان ما لقائی
هوش مصنوعی: تو رازدار ما هستی و ما هم که در این لحظه به وضوح با تو ملاقات داریم.
کسی که همچو تودادیمش اینجانمود علم و حکمت گشت دانا
هوش مصنوعی: کسی که مانند تو در اینجا علم و دانش را به نمایش گذاشت، به فردی دانا تبدیل شد.
در آن سر جملگی را خواستگاریمدر آخر جملهشان حاجت برآیم
هوش مصنوعی: در آنجا همه را خواستاریم و در پایان، نیازهایشان را برآورده خواهیم کرد.
در آن ساعت که ما دانیم اینجارهائی جمله را دانیم اینجا
هوش مصنوعی: در زمانی که ما آگاه باشیم، در این مکان آزادی را برای همه خواهیم شناخت.
بدادن هر کسی بر قدر وسعتنباشد هر کسی در عین قربت
هوش مصنوعی: هر فردی با توجه به تواناییها و ظرفیت خود، به دیگران نزدیک نمیشود و به آنها نزدیکتر نیست.
کسانی کاندر اوّل ذات ما راولیکن هست این معنی لقا را
هوش مصنوعی: افرادی هستند که در ابتدا با ذات ما آشنا شدند، اما این دیدار و شناخت فقط ظاهری است.
طلب کردن ز قومی دیدن ماکه تا گردند اینجاگاه یکتا
هوش مصنوعی: درخواست میکنم از مردمی که ما را ببینند تا اینجا تنها شوند.
نمودم دید خود دیدار ایشانکه من دانستهام اسرار ایشان
هوش مصنوعی: من تجربهام از دیدن چهره آنان را با شما در میان میگذارم، چرا که به خوبی از رازها و ویژگیهای آنان آگاه هستم.
ز من من را طلب کردند تحقیقبدادم جملگی را عزّ و توفیق
هوش مصنوعی: از من خواستند که خودم را بشناسم، و من به همه افراد نشان دادم که عزت و موفقیت را به دست آوردهام.
بما دیدند اینجا دیدن ماکه ما بودیم و ما باشیم یکتا
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی ما را دیدند، متوجه شدند که ما وجود داریم و همواره یکتایی وجود ما ادامه دارد.
نهان ما عیان آمد از ایشانکه ایشان گه بدند اینجا پریشان
هوش مصنوعی: آنچه که ما پنهان کرده بودیم، از آنها آشکار شد، زیرا آنها در اینجا به شدت در حال آشفتگی و سردرگمی بودند.
ابا ما خوش بدند و بر بلائیحقیقت نوش کرده هر جفائی
هوش مصنوعی: با ما خوش بودند و بر بلایی، حقیقت را نوشیده و هر گونه بیرحمی را تحمل کردهاند.
ره درد است راهِ ما نیازینداند این بیان هر کس ببازی
هوش مصنوعی: راه ما پر از درد و رنج است، اما هر کسی که این را درک نکند، نیازی به بیان آن ندارد و تنها به بازی با کلمات میپردازد.
ره درد است راه ما کسی راکه بتواند بریدن بی سر و پا
هوش مصنوعی: راه ما پر از رنج و مشکل است و تنها کسی میتواند از این راه عبور کند که بتواند به راحتی دست و پاهایش را از آن جدا کند.
مرا با صاحبانِ درد راز استگهی راهم نشیب و گه فراز است
هوش مصنوعی: من با کسانی که دردمندند، رابطهای خاص دارم. گاهی مسیر زندگیام پایین و گاهی بالا میرود.
کسی کو راهِ ما دیدست اینجانه بر تقلید بشنیدست اینجا
هوش مصنوعی: کسی که مسیر ما را دیده، اینجا فقط به خاطر تقلید نیامده است.
کنم آگاه هر کس را که خواهمبرانم آنچه آنجا مینخواهم
هوش مصنوعی: من هر کسی را که بخواهم آگاه میسازم و هر چه در نظر دارم، آن را از او پنهان میکنم.
کنم آگاه از خود مرد مؤمنکه من دانم حقیقت مرد مؤمن
هوش مصنوعی: من به خوبی از خود مرد مؤمن آگاه هستم، زیرا حقیقت او را میشناسم.
نه درد مؤمنان آگاه هستمکه من دیدارم و کل شاه هستم
هوش مصنوعی: من از درد و رنج مؤمنان آگاه هستم و همزمان خود را در مقام بزرگی مییابم.
در اینجا هر که باشد صاحب دردکنم در ذات خود او را یقین فرد
هوش مصنوعی: در اینجا هر کسی که دچار مشکل و رنج است، من به او توجه و محبت میکنم و به او ایمان دارم که او هم فردی خاص و منحصر به فرد است.
در اینجا هر که باشد صاحب اسرارکنم او را نمود خود نمودار
هوش مصنوعی: هر کسی که در اینجا باشد و اسرار را بداند، میخواهم او را به دیگران معرفی کنم تا شخصیت و وجودش نمایان شود.
در اینجا هر که باشد در بلایمنمایم عاقبت او را بلایم
هوش مصنوعی: هر کسی که در اینجا حضور دارد، عاقبت او را در مصیبت و رنجی که دارم، نشان میدهم.
در اینجا هر که باشد مر خوشی اونمایم دمبدم مر ناخوشی او
هوش مصنوعی: در اینجا هر کسی که باشد، من خوشیهای او را نشان میدهم و هر لحظه ناخوشیهایش را نادیده میگیرم.
در اینجا هر که ما را باز بیندز من هم عزّت و اعزاز بیند
هوش مصنوعی: هر کسی که ما را در این مکان ببیند، از من نیز احترام و بزرگمنشی را مشاهده خواهد کرد.
در اینجا هر که رازم گوش داردمثال انبیاء کل هوش دارد
هوش مصنوعی: هر کسی که در اینجا به رازم گوش میسپارد، مانند پیامبران هوشمند و با درک کامل است.
من او را صاحب قربت کنم بازنمایم مر ورا انجام و آغاز
هوش مصنوعی: من او را به مقام closeness و نزدیکی میرسانم و به او نشان میدهم که چگونه از ابتدا تا انتهای مسیر را طی کند.
لقا بنمایم اینجاگه بدو منمثال آفتاب از چرخ روشن
هوش مصنوعی: در اینجا میخواهم به او نشان دهم که مانند آفتاب از آسمان میدرخشم.
لقا بنمایم و دیدار بیندمرا در جزو و کل اسرار بیند
هوش مصنوعی: بگذار تا با تو ملاقات کنم و تو مرا در تمام ابعاد و رازهای خود ببینی.
مر او را جاودانی نور بخشمز دید خویشتن منشور بخشم
هوش مصنوعی: من به او نور ابدی میبخشم و از دیدگاه خودم وسیع و روشنایی را به او هدیه میزنم.
دهم او را بهشت جاودانیکه تا بیند لقایم جاودانی
هوش مصنوعی: من به او بهشتی ابدی میدهم تا در آن جا بتواند رویایی ابدی از دیدار من را تجربه کند.
کنون ای خواجهٔ اکّافی مایقین بشناس و کل بنگر تو ما را
هوش مصنوعی: اکنون ای آقای بزرگ ما، به راستی ما را بشناس و تمام ویژگیهای ما را مورد توجه قرار بده.
مبین جز من که جز من هر چه بینییقین میدان که نی صاحب یقینی
هوش مصنوعی: جز من هیچکس را در عالم نبین که صاحب یقین باشد؛ هر چه میبینی، تنها ظاهری است و حقیقتی در آن نیست.
چو بر منبر روی منگر به جز منکه میگویم ترا اسرار روشن
هوش مصنوعی: به جای تمرکز بر من و صحبتهایم، به نکات عمیق و پنهانی که در کلامم نهفته است توجه کن.
منم حاضر ترا از شیب و بالانمودم لاالهم دان تووالا
هوش مصنوعی: من در اینجا حاضرم و از بالا و پایین به تو نگاه میکنم. ای پروردگار، تو را میشناسم و به قدرتت آگاه هستم.
منم حاضر منم ناظر بسویتمنم در حالت در های و هویت
هوش مصنوعی: من در اینجا حضور دارم و نظارهگر تو هستم. من در دوران و هویت تو، همیشه همراهت هستم.
منم اینجا ترا جویان ز اسرارهمی گویم دمادم سرّ اسرار
هوش مصنوعی: من در اینجا همواره در جستجوی تو هستم و از رازها سخن میگویم، هر لحظه از جنبههای پنهان این رازها پرده برمیدارم.
درون جانت اینجاهم برونمحقیقت من تراکل رهنمونم
هوش مصنوعی: در دل تو اینجا هم نهان است، اما من در بیرون به تو حقیقت خود را نشان میدهم و تو را به راهی هدایت میکنم.
بجزمن هیچ اینجاگه مبین غیرکه یکسانست پیشم کعبه و دیر
هوش مصنوعی: جز خودم هیچ کس را در این مکان نبین، زیرا برای من کعبه و معبد هیچ تفاوتی ندارند و هر دو یکسان هستند.
چنین بُد با تو ما را عشقبازیمدان زنهار ما را عشقبازی
هوش مصنوعی: با تو عشق بازی نکن، خواهش میکنم ما را در این بازی نیاور.
چنین بُد با تو ما را دوستداریکه دانستم که ما را دوستداری
هوش مصنوعی: دوستت داریم و میدانیم که تو نیز ما را دوست داری.
چنین بُد با تو ما را راز پنهانکه برگوئی تو ما را راز پنهان
هوش مصنوعی: ما را رازی پنهان بوده که تو باید بگویی.
چنین بُد با تو ما را خوش فتادهببین این رازها چه خوش فتاده
هوش مصنوعی: با تو چنین است که برای ما خوشایند بوده است، حالا ببین که این اسرار چه زیبا در هم تنیده شدهاند.
چنین بُد با تو ما را راز اوّلکه گفتم اندر اینجا راز اوّل
هوش مصنوعی: در ابتدا، ما را رازی بود که آن را با تو در اینجا در میان گذاشتم.
چنین بُد با تو ما را راز تحقیقکه بخشیدیمت اینجا راز توفیق
هوش مصنوعی: ما اینگونه با تو راز جستجو را در میان گذاشتیم، که به خاطر تو به ما اینجا نعمت موفقیت و پیروزی عطا شد.
بگو با اهل مجلس هر زمانیاز این معنی حقیقت راستانی
هوش مصنوعی: به دیگران بگو که هر وقت در جمع هستید، از حقیقتهای واقعی و عمیق صحبت کنید.
بگو با اهل مجلس راز ما رانمای اینجایگه سرباز ما را
هوش مصنوعی: بگو به افرادی که در مجلس نشستهاند، رازی از ما را بیان کن و اینجا نشاندهنده سرباز ماست.
بگو با اهل مجلس جمله مائیمکه خود را این چنین ما مینمائیم
هوش مصنوعی: بگو که ما نیز جزء اهل مجلس هستیم و خود را به این صورت معرفی میکنیم.
درون جانشان آگاه هستیمکه ما در جانتان سرّ الستیم
هوش مصنوعی: در درون دلهایشان آگاهیم که ما در وجود شما راز و حقیقتی نهفتهایم.
بجای آرید اکنون امر ما راکه تا شادان شوید امروز و فردا
هوش مصنوعی: اکنون پیروی کنید از دستورات ما تا امروز و فردا خوشحال و شاداب باشید.
بجا آرید آنچه اینجا بگفتمکه ما گفتیم و هم خود من شنفتم
هوش مصنوعی: به یاد داشته باشید آنچه را که اینجا گفتم، زیرا ما این موضوع را بیان کردیم و من نیز آن را شنیدم.
درون جملگی دانیم سرّتانکه بر رفعت برافرازیم سَرتان
هوش مصنوعی: ما همه به خوبی راز شما را میدانیم و برای شما افتخار و سربلندی بیشتری فراهم میکنیم.
کنون در امر ما پائی بداریدنمود امر ما را پایدارید
هوش مصنوعی: اکنون در کار ما همت کنید و تلاش خود را در استقامت و استمرار در این امر بگذارید.
که در آخر شما را من رهائیدهم از دوزخ و عین جدائی
هوش مصنوعی: من شما را از عذاب و جدایی نجات خواهم داد.
دهمتان جنّت و حور و قصورمبهشت جاودان ودید حورم
هوش مصنوعی: من به شما بهشت و زیباییهای جاودان و مکانهای دلچسب را میبخشم و از دیدن زیباییهای مخصوص لذت میبرم.
دهمتان جاودانی دیدن خَودکنمتان فارغ از هر نیک و هر بد
هوش مصنوعی: من شما را به دیدن جاودانگی می رسانم و از هر چیز خوب و بدی رهایتان می کنم.
بجا آرید ما را عین طاعتدر اینجاگه بقدر استطاعت
هوش مصنوعی: در اینجا از ما انتظار میرود که همانطور که میتوانیم و در حد توانمان، وظایف و اطاعتهایمان را به جا آوریم.
بجا آرید فرمان اندر اینجاکه از بهر شما کردیم پیدا
هوش مصنوعی: در این مکان از شما خواسته میشود که دستورات را به درستی اجرا کنید، زیرا به خاطر شما این همه تلاش و زحمت کشیدهایم.
ببینید این زمان اینجای ماواکه تا هر جمله را آریم پیدا
هوش مصنوعی: نگاهی به این زمان کن که اینجا جایی برای ماست و هر جملهای را که بیان کنیم، معلوم و مشخص خواهد شد.
ز بهر خود شما را آفریدیمز جمله آفرینش برگزیدیم
هوش مصنوعی: برای شما، ما را خلق کردیم و از میان همه موجودات، شما را برگزیدیم.
ز بهر خود شما را عزّت و نازببخشیدم حقیقت من دهم باز
هوش مصنوعی: من به خاطر شما به شما عزت و ارادت بخشیدم، ولی در واقعیت، خودم را به شما میدهم.
مکافاتی که اینجا جمله کردنداگر کردند نیکی گوی بردند
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا نیکی کنیم و اعمال خوب انجام دهیم، این کارها موجب پاداش و خوشیهای ما خواهند شد.
کسی کاسایشی اینجا رسانیدتن خود از عذاب ما رهانید
هوش مصنوعی: کسی اینجا آمد و به ما کمک کرد تا از عذابی که در آن بودیم رهایی یابیم.
کسی کاینجا نکوئی کرد از آغازعوض او رادهم اینجا لقا باز
هوش مصنوعی: هر کس در اینجا اعمال نیک انجام دهد، از ابتدا برای او پاداشی در اینجا خواهد بود.
همه نیکی کنید و نیک بینیدبصدر جنّتم نیکو نشینید
هوش مصنوعی: همه کارهای خوب انجام دهید و با دیدی نیک به زندگی نگاه کنید، تا در دنیای خوب و خوشایندی زندگی کنید.
همه نیکی کنید امروز اینجاکه تا باشید کل پیروز فردا
هوش مصنوعی: امروز در اینجا نیکی کنید، زیرا این کار باعث موفقیت شما در آینده خواهد شد.
همه نیکی کنید و وز بدی دورشوند اینجایگه کردن پر از نور
هوش مصنوعی: اگر همه به یکدیگر خوبی کنند و از کارهای بد دوری کنند، این محیط پر از روشنی و خیر خواهد شد.
حقیقت هر که ما را دید بشناختبجز نیکی نکرد و نیک پرداخت
هوش مصنوعی: هر کسی که ما را ببیند، به حقیقت ما پی میبرد و جز خوبی نمیکند و رفتار نیکی با ما دارد.
سرای آخرت بردار و خوش باشتو تخم نیکنامی در جهان پاش
هوش مصنوعی: به خانه و دنیای آخرت توجه کن و با خوشحالی زندگی کن. در این دنیا، کارهای خوب را انجام بده تا نام نیکی برای خود بر جای بگذاری.
تو تخم نیکنامی در بر افشانکه میداند خدا اینجا یقین دان
هوش مصنوعی: کاش که تو اقدام به پخش نیکنامی کنی، زیرا خداوند به درستی میداند که در اینجا حقیقت چه چیزی است.
رموزی بود این معنی حقیقتکه گفت اینجای آن پیر طریقت
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که در اینجا رازهای عمیقی از حقیقت وجود دارد که آن مرد باتجربه و دانا به ما منتقل کرده است.
ز وحدت این معانی گفت اینجادُرِ اسرار کلّی سفت اینجا
هوش مصنوعی: از ارتباط و یکپارچگی این مفاهیم، در اینجا گوهرهای اسرار بزرگ جمعآوری شدهاند.
ز وحدت کرد مر اینجا نمودارنداند این بیان جز صاحب اسرار
هوش مصنوعی: از یکپارچگی، اینجا نمایش داده شده است؛ کسی جز صاحب اسرار نمیداند این گفتار به چه معناست.
ز وحدت کرد اینجاگه بیانیحقیقت مؤمنان را شد نشانی
هوش مصنوعی: از یکپارچگی، اینجا توضیحی درباره حقیقت مؤمنان داده شده و نشانهای از آنها به نمایش گذاشته شده است.
هر آنکو رازدار کردگار استدر اینجا دائما او بردبار است
هوش مصنوعی: هر کسی که رازهای خدا را حفظ کند و به آنها احترام بگذارد، همواره در این دنیا فردی صبور و پایدار خواهد بود.
هر آنکو کرد نیکی دید شاهیدر اینجاگاه از فرّ الهی
هوش مصنوعی: هر کسی که کار نیکو انجام دهد، در این دنیا مقام و جایگاهی را از جانب خداوند خواهد یافت.
بجز نیکی مکن با خلق زنهارکه نیکی بینی از دیدار جبّار
هوش مصنوعی: فقط با مردم به خوبی رفتار کن و مراقب باش که نیکی را از دیدن افراد ستمگر و قدرتمدار دریافت نکن.
بجز نیکی مکن تا نیکیت پیشدرآید این معانیها بیندیش
هوش مصنوعی: فقط کار نیک انجام بده تا خوبیهایت به خودت بازگردد. به این مفهومها فکر کن.
رموز شرع را خوش یاد میداربیان عاشقان از یاد مگذار
هوش مصنوعی: احکام و اصول دین را به خوبی به خاطر بسپار و هیچگاه سخنان عاشقان را فراموش نکن.
کسی کو برد رنجی برد گنجینیابی گنج تو نابرده رنجی
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر چیزی سختی و زحمت میکشد، در نهایت به پاداش و ثمرهای دست مییابد. اگر به تلاشی دست نزنی، هیچگاه به آن پاداش نخواهی رسید.
تمامت اهل ما چو رنج دیدندحقیقت اندر آخر گنج دیدند
هوش مصنوعی: تمام اهل خانواده ما وقتی که به سختی و رنج دچار شدند، در نهایت به حقیقت و گنجی دست یافتند.
تمامت اهل دل خواری کشیدندکه در آخر بکام دل رسیدند
هوش مصنوعی: تمام کسانی که دلهای حساسی دارند، زحمتها و سختیهایی را متحمل شدند، اما در نهایت به خواستهها و آرزوهای خود رسیدند.
تمامت اهل دل در آخر کاربدیدند اندر اینجا روی دلدار
هوش مصنوعی: تمام کسانی که به عشق و محبت علاقهمند بودند، در پایان کار، چهره محبوبشان را در اینجا دیدند.
تمامت اهل دل گشتند واصلز عین شرعشان مقصود حاصل
هوش مصنوعی: همه کسانی که به دل و روحشان توجه دارند، به اصل و حقیقت رسیدهاند و از راه راست، به هدف خود دست یافتهاند.
شد اینجا در حقیقت حق بدیدندیقین هم ناپدید و هم پدیدند
هوش مصنوعی: در این مکان واقعاً حقیقتی وجود دارد که به انسانها داده شده است، به طوری که هم یقین، یعنی اطمینان، و هم ظهور و وجود چیزها قابل مشاهدهاند.
یقین سر چو دید اینجای منصوراز آن زد دم اناالحق دم که مشهور
هوش مصنوعی: سر، وقتی منصور را در اینجا دید، به یقین گفت که من حق را قضایم. این جمله به شهرتش رسید.
شد اندر آفرینش دمدمه اواز آن افکند اینجا زمزمه او
هوش مصنوعی: در فرآیند آفرینش، نفسی از او به اینجا فرستاده شده است که صدای او را به گوش میرساند.
دم مردان مزن چون سرندانیوگرنه در میان حیران بمانی
هوش مصنوعی: به سخن مردان نپرداز و خود را بیهوده معطل نکن، وگرنه در جستجوی حقیقت و روشنایی سردرگم و بلاتکلیف خواهی ماند.
دم مردان مزن اینجا تو زنهارکه تا آید نمود کل پدیدار
هوش مصنوعی: در اینجا به کسی هشدار داده میشود که نخواهد که در این مکان صحبت کند، زیرا در آینده حقایق و ویژگیهای واقعی همه چیز آشکار خواهد شد.
دم مردان مزن تادم بیابیچراچندین دمادم میشتابی
هوش مصنوعی: بهتر است هرگز در مورد مردان بیمورد صحبت نکنی تا زمانی که بفهمی چرا این همه بیملاحظه جلو میروی.
دم مردان در آن دم زن که ناگاهنماید رویت اینجا بی حجب شاه
هوش مصنوعی: زمانی که مردان در حضور تو، ناگهان با چهرهای بیپرده و بیحجاب خود را نمایان کنند، نشان از قدرت و اهمیت توست.
دم مردان در آندم زن حقیقتکه میبسپرده باشی تو شریعت
هوش مصنوعی: در آن زمان که انسانها به حقیقت واقعی دست مییابند، شریعت و قوانین را باید به خوبی رعایت کنند.
دم مردان درآندم زن که بیخویشحجاب جملگی برداری از پیش
هوش مصنوعی: در آن لحظهای که مردان واقعی وارد میشوند، زنان باید تمام حجابها و موانع را از خود بردارند.
دم مردان در آندم زن نهانیکه نی صورت بماند نی معانی
هوش مصنوعی: زمانی که مردان در لحظات خاص و مهم به سر میبرند، زنان نیز در پسزمینه حضور دارند، اما نه به صورت ظاهری و نه به لحاظ معانی واضح.
دم مردان در آندم زن که اینجانمودت سر بسر گردد هویدا
هوش مصنوعی: در لحظهای که مردان به کمال خود میرسند، زن نیز به خوبی و زیباییاش آشکار میشود.
دم مردان در آن دم زن یقین توکه بینی اوّلین و آخرین تو
هوش مصنوعی: زمانی که مردان در حال تلاش و کوشش هستند، تو به وضوح میتوانی ببینی که آنها در آن لحظه چه میکنند و آنها در واقع به اول و آخر خود هویدا میگردند.
دم مردان در آندم زن ز اعیانکه بنماید جمالت جان جانان
هوش مصنوعی: زمانی که مردان در آن لحظهای که زن، از اشراف و بزرگان، زیباییات را به نمایش میگذارد، در حرکتاند. در این جا، زیبایی تو جان و روح را زنده میکند.
چو بنماید جمالت ناگهان یاروجودت سر بسر بین ناپدیدار
هوش مصنوعی: وقتی زیباییات ناگهان ظاهر میشود، دوست واقعیات به طور کامل ناپدید میشود.
چو بنماید جمالت ناگهان دوستحقیقت مغز گردد جملگی پوست
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی تو ناگهانی نمایان شود، دوست، واقعیت به عمق وجودیاش تبدیل میشود و همه چیز ظاهری و سطحی به نظر میرسد.
چو بنماید جمالت یار اینجانبینی بیشکی اغیار اینجا
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی تو نمایان شود، دیگر هرگز در اینجا غریبهها را نخواهی دید.
چو بنماید جمالت ذات گردیز بود خویشتن آزاد گردی
هوش مصنوعی: وقتی جمال و زیبایی تو نمایان شود، از وجود خود رها میشوی و آزاد میگردی.
چو بنماید جمالت سرّ عشاقببینی و تو باشی در جهان طاق
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی تو به نمایش گذاشته شود، راز عشقورزان را خواهی دید، در حالی که تو در این دنیا بینظیری.
چو بنماید جمالت شاد گردیز بود خویشتن آزاد گردی
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی تو به نمایش درمیآید، شادی به سراغت میآید و از قید و بند خود آزاد میشوی.
جمال یار پنهانی نمایدترا از بود خود کلّی رباید
هوش مصنوعی: زیبایی محبوب، به طوری پنهان، تو را به گونهای تحت تأثیر قرار میدهد که تمام وجودت را از دست میدهی.
جمال یار پنهان نیست پیداستولیکن چون ببیند دل که شیداست
هوش مصنوعی: زیبایی محبوب به وضوح مشخص است، اما وقتی دل عاشق به آن نگاه میکند، دیگر نمیتواند خود را کنترل کند و دلش پر از عشق و شیدایی میشود.
ندارد این بیان تا باز بیندنمود خویش آنگه راز بیند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که انسان باید ابتدا خود را بشناسد و نقاط قوت و ضعف خود را ببیند. فقط وقتی که خود را به درستی درک کرد، میتواند به درک عمیقتری از رازهای زندگی و جهان دست پیدا کند.
دلم حیران شد از اسرار گفتناز آن کاینجا ز دید یار گفتن
هوش مصنوعی: دل من از گفتن رازها و اسرار عاشقانه گیج و سرگردان شده است، چون نمیتوانم از دیدن یارم صحبت کنم و این موضوع برایم سخت است.
بسی گفتهست و شیدا شد در آخراناالحق میزند رسوا شد آخر
هوش مصنوعی: بسیار گفتهاند و در نهایت، او دچار عشق و جنون شده و در آخر با گفتن حقیقتی نمایان و رسوا شده است.
همه مردان راهش منع کردندهمه ذرّات با او در نبردند
هوش مصنوعی: همه افراد او را از رفتن به این مسیر نهی کردند و تمام موجودات هم با او به مخالفت پرداختند.
که این اسرار کردی آشکارهبه یک ساعت کنندت پاره پاره
هوش مصنوعی: این رازهای پنهان را به راحتی در یک لحظه میتوانند بر ملا کنند و تو را خرد کنند.
نمیترسد زمانی کوست شیداولیکن دمبدم در دید آن را
هوش مصنوعی: کسی که عاشق است، در برابر مشکلات و چالشها ترسی ندارد، اما همیشه در فکر و نظر آن محبوب خود است.
بهوش آمد مصفّا گردد از نارنمیبیند یقین جز دیدن یار
هوش مصنوعی: آدم باهوش و هوشیار، از آتش به دور میماند و نمیتواند به جز دیدن معشوقش، به چیزی دیگر توجه کند.
بهوش آمد نمود جان به بیندبجز جان هیچ و جز جانان نبیند
هوش مصنوعی: آدم با هوش و زنده به حقیقت وجودش پی میبرد، که جز خودش هیچ چیزی نمیبیند و فقط به معشوق یا محبوبش توجه دارد.
ولیکن جان مر او را پایدار استکه دل در پایداری پایدار است
هوش مصنوعی: اما جان او همچنان پابرجاست، چون دلش در ثبات و پایداری است.
دل و جان هر دو دیدار خدایندنه پنداری ز یکدیگر جدایند
هوش مصنوعی: دل و جان هر دو به حضور خداوند نزدیکاند و نباید فکر کنیم که از یکدیگر جدا هستند.
دل و جان هر دو دیدارند اینجاولیکن ناپدیدارند اینجا
هوش مصنوعی: دل و جان در اینجا حاضرند و وجود دارند، اما به طور واقعی و محسوس قابل مشاهده نیستند.
یقین بشناس کاینجا دوست پیداستحقیقت مغز جان در پوست پیداست
هوش مصنوعی: به یقین میتوانی تشخیص دهی که در اینجا دوستی وجود دارد؛ زیرا حقیقت وجودی انسان، همچون مغز درون پوست، واضح و آشکار است.
یقین بشناس اینجا خویشتن تونمود روی اندر جان و تن تو
هوش مصنوعی: به یقین اینجا خودت را بشناس؛ تو در جان و بدن خود، جلوهای از وجودت را به نمایش گذاشتهای.
مبین جز او که او بنمود رویتدرونِ جانِ تو در گفتگویت
هوش مصنوعی: همانطور که در دل و جان تو، فقط اوست که حقیقت خود را به نمایش میگذارد، در صحبتهایت نیز فقط اوست که نمایان است.
همه گفت تو او باشد چو بینیولیکن او عیان اینجا نبینی
هوش مصنوعی: همه میگویند که او در اینجا است وقتی که او را ببینی، اما واقعاً او در اینجا به صورت آشکار دیده نمیشود.
همه دیدار او اینجاست بنگردرون جان و دل یکتاست بنگر
هوش مصنوعی: همهی دیدارهای او در اینجا وجود دارد، به درون جان و دل نگاه کن که او یکی است.
فروغش کاینات اینجای داردولیکن کس خبر اینجا ندارد
هوش مصنوعی: نور او در تمام جهان وجود دارد، اما هیچکس از وجود او در اینجا آگاهی ندارد.
تمامت دیدهها در دیده داردکه بینائی یقین در دیده دارد
هوش مصنوعی: همه چشمها به یک دیگر مینگرند و درک واقعی از بینایی دارند.
کسی داند که او اینجا چگونستکه بیرونش یکی با اندرونست
هوش مصنوعی: کسی هست که میداند حال این شخص در اینجا چگونه است؛ زیرا بیرون او با درونش یکی است و تفاوتی ندارد.
کسی داند که جانان دیده باشدکه سر تا پای خود او دیده باشد
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که بداند معشوق چگونه به تمام وجودش نگاه کرده است و خود را به طور کامل در او میبیند؟
اگر دیده شوی این دیده باشیوگرنه کی تو صاحب دیده باشی
هوش مصنوعی: اگر تو را ببینند، خود را در آن تصویر خواهی یافت و اگر نه، چگونه میتوانی خود را ناظر بر جهان بدانید؟
تو صاحب دیده شو در دیده بنگرجمال جاودان در دیده بنگر
هوش مصنوعی: به خودت توجه کن و در نگاهت زیبایی ابدی را ببین.
تو صاحب دیده شو در دیدن یاردرون دیده او را بین و بگمار
هوش مصنوعی: اگر میخواهی محبوبت را بهتر ببینی، به درون چشمانش نگاه کن و او را به درستی درک کن.
اگر صاحبدلی اینجانظر بازنظر تا روی او بینی نظر باز
هوش مصنوعی: اگر شخصی با دل و بصیرت در اینجا حضور داشته باشد، با دقت و توجه نگاه کن تا بتوانی چهره او را ببینی.
اگر صاحبدلی جز او مبین تودرون دیده در عین الیقین تو
هوش مصنوعی: اگر کسی به جز او را نبینی، در واقع در عمق ایمان و یقین خود، با چشمی روشن به حقیقت وجود او نگاه کن.
اگر صاحبدلی دل را نگهدارکه تا یابی در اینجا زود دلدار
هوش مصنوعی: اگر کسی دلسوز و مهربان باشد، باید دل خود را حفظ کند تا بتواند به زودی عشقی واقعی و پایدار پیدا کند.
چو دلدارت نظر دارد نظر کندلت ازدیدن رویش خبر کن
هوش مصنوعی: وقتی محبوبت به تو نگاه میکند، تو هم نگاهی به او بینداز و دل خودت را از دیدن زیباییاش مطمئن کن.
خبر کن دل که دلدارست آنجادرون جان شده تحقیق یکتا
هوش مصنوعی: به دل بگو که محبوب درون وجودش حضور دارد و به حقیقتی یگانه تبدیل شده است.
خبر کن دل که جان درتو پدیدستولیکن جان ابر گفت و شنیدست
هوش مصنوعی: به دل بگو که زندگی در تو نهفته است، اما جان فقط به حرفها و شنیدهها توجه کرده و از واقعیت غافل است.
خبر کن دل حقیقت جان شود دلیقین بیند عیان جانها شود دل
هوش مصنوعی: خبر بده که وقتی حقیقت را بشناسیم، دل به یقین میرسد و آن گاه واقعیات را با چشمان خود خواهیم دید و جانها نیز از آن دل بهرهور میشوند.
دلت جانست و جان یکتا و دل دوستیقین پیدا و پنهان جمله خود اوست
هوش مصنوعی: دل تو جان توست و جان تو یکتا است. محبت و دوستی هم کاملاً مشهود و هم پنهان، در حقیقت همهاش از آن یک وجود است.
دلت جانست و جان دل گشت آنجاچرا داری تو خود سرگشته اینجا
هوش مصنوعی: دل تو جان است و جان تو در عشق گم شده، پس چرا تو اینجا سرگردانی؟
دلت جانست و جان دل گشت ناگاهاگر یابی تو اینجا دیدن شاه
هوش مصنوعی: دل تو همان جان توست و ناگهان جان تو به دل تو تبدیل میشود. اگر تو در اینجا شاه را ببینی، این تغییر را خواهی یافت.
دلت جانست و جان و دل یکی بینرخ جانان در این دو بیشکی بین
هوش مصنوعی: در دل تو زندگی نهفته است و جان و دل هر دو یک حقیقت هستند. در چهره محبوب خود، این دو را فراتر از هر چیز دیگری ببین.
دلت جانست و جان و دل صفاتندحقیقت هر دو اینجانور ذاتند
هوش مصنوعی: دل تو جان است و جان و دل هر دو ویژگیها و صفات هستند، و واقعیت این است که هر دو از ذات این موجود نشأت میگیرند.
دلت جانست و جان ودل نموداریکی در ذات داند صاحب اسرار
هوش مصنوعی: دل تو مانند جان است و جان و دل در حقیقت خود یکی هستند و تنها کسی که به معرفت دست یافته، این را میداند.
که چون جان دل شود جانان بگیردنمود هر دوشان آسان بگیرد
هوش مصنوعی: وقتی دل به جان محبوب میپیوندد، هر دوی آنها به راحتی به هم میرسند و به هم متصل میشوند.
محمد(ص) چون دل و جان را یکی دیدخدا را در دل و جان بیشکی دید
هوش مصنوعی: محمد(ص) زمانی که دل و جان را یکی کرد، خدا را در دل و جان خود به روشنی مشاهده کرد.
دل و جانش یکی شد در حقیقتورا شد فاش در عین طبیعت
هوش مصنوعی: دل و جان او در واقعیت به هم پیوست و این حقیقت در ظاهر او به وضوح نمایان شد.
دل و جانش یکی بُد در دو عالماز آن میگفت او سرّ دمادم
هوش مصنوعی: دل و جان او در دو جهان یکی بود و او همواره از این راز سخن میگفت.
دل و جانش یکی گشت و خدا دیداز آن او ابتداو انتها دید
هوش مصنوعی: دل و جان او یکی شد و خدا به این حالت او نظر کرد و از این دید که او از ابتدا تا انتها را در وجود خود دارد.
دل و جانش یکی شد تا حقیقتورا شد فاش در عین شریعت
هوش مصنوعی: دل و جان او یکی شد و در نتیجه، حقیقت وجود او در عین حال که مطابق با شریعت است، آشکار گردید.
دل و جانش نمود کن فکان بودحقیقت او یقین خود جان جان بود
هوش مصنوعی: دل و جانش را به نمایش گذاشت، پس او واقعیات را به یقین دریافت. جان او، جان جانها بود.
دل و جانش نمود کائناتستیقین میدان که او دیدار ذاتست
هوش مصنوعی: دل و جان او در واقع نمایانگر تمام هستی است، به یقین میدانی که او حقیقت وجود خود را مشاهده کرده است.
دل و جانش چو در یکی لقا یافتاز آن اینجایگه عین بقا یافت
هوش مصنوعی: وقتی دل و جانش در یک دیدار به هم متصل شدند، از آن لحظه به بعد به حقیقتی جاودانه دست یافت.
دل و جانش چو در یکی قدم زدورای چرخ اعظم او قدم زد
هوش مصنوعی: وقتی دل و جانش یکجا جمع میشود، مانند این است که از مرزهای زمانی و مکانهای بزرگ فراتر میرود و به جایگاه بالایی قدم میگذارد.
دل و جانش چو در یکی بیان کرددرونِ جانِ من شرح و بیان کرد
هوش مصنوعی: وقتی دل و جان او به یکدیگر پیوند خوردند، در عمق وجود من نیز داستان و معانی او را بازگو کرد.
دل و جانش چو در حق گشت واصلهمه مقصود ما را کرد حاصل
هوش مصنوعی: وقتی دل و جانش به حقیقت پیوست، تمام خواستههای ما برآورده شد.
دل و جانش همه دلدار داردکسی داند که دل بیدار دارد
هوش مصنوعی: دل و جان او تماماً پر از عشق معشوق است، فقط کسی میتواند این را درک کند که دلش بیدار و آگاه باشد.
دل و جانش نمودِ عاشقانستمرا از جان و دل شرح و بیانست
هوش مصنوعی: دل و جان او، نمادی از عشق و عاشقان است و من از عمق وجودم در تأسیس این عشق، داستان و توضیحات زیادی دارم.
دل و جانش چودید اینجا یقین بازحقیقت یافت اینجا اولین باز
هوش مصنوعی: در اینجا، دل و جان او به شکل واقعی خود بیدار شده و به حقیقت پی میبرد. این اولین باری است که او به این شناخت عمیق دست مییابد.
دل و جانش همه اسرار برگفتهمه از دیدن دلدار برگفت
هوش مصنوعی: دل و جان او تمام رازها را فاش کرد و همه چیز را از دیدن محبوبش بیان کرد.
دل و جانش را تحقیق بنمودبیک دم جان من اینجای بربود
هوش مصنوعی: او با یک لحظه، تمام وجود و عشقش را به من نشان داد و جان من را در اینجا به خود گرفت.
دل و جانش یقین منصور بشناختدل و جان نزد او یکباره درباخت
هوش مصنوعی: دل و جان او را به خوبی شناخت و یکباره همه چیزش را به او سپرد.
دل و جانش چو دید اینجا یقین حقزد از دیدار جانان او اناالحق
هوش مصنوعی: دل و جانش وقتی اینجا را دید، به حقیقت پی برد و از دیدار معشوقش به حقیقت وجودش رسید.
دل و جانش نمود او نموداراز آن شد ناگهی منصور بردار
هوش مصنوعی: او با دل و جان خود نشان داد که ناگهان منصور را به دار میزنند.
دل و جانش هر آنکو میشناسددو عالم خصم باشد کی هراسد
هوش مصنوعی: هر که دل و جان خود را بشناسد، اگر دو عالم هم با او دشمن باشند، از هیچکدام نمیترسد.
دل و جانش یقین عطّار دارداز اینسان نافهٔ اسرار دارد
هوش مصنوعی: دل و جان او به طور قطع دارای زیبایی و عمق خاصی است که از رازها و اسرار درونی زندگی سرچشمه میگیرد.
دل و جانم فدای خاک پایشکه در جان و دلم زینجا صفایش
هوش مصنوعی: جان و دل من فدای خاک پای اوست، چون این مکان در دل و جانم صفایی دارد.
بجان بنمود اینجاگه نهانیکز او دارم همه راز معانی
هوش مصنوعی: در این مکان، جانم به وضوح نمایان شده است و از اوست که همه رازهای معانی را دارم.
دلم جان گشت و جان ودل حقیقتچو دیدم مرورا راز شریعت
هوش مصنوعی: وقتی حقیقت را دیدم، قلبم پر از عشق و جانم در حال پرواز شد. آن زمان راز دین و شریعت را درک کردم.
دلم جان گشت جان دل در لقایشچو دیدم ناگهی دید بقایش
هوش مصنوعی: دل من پر از عشق او شد و جانم در محبتش جان تازهای گرفت؛ هنگامی که ناگهان زیبایی او را دیدم، به بقا و دوام عشقش پی بردم.
دلم جان گشت جان دل در بر اوایا سالک کنون ره بر سوی او
هوش مصنوعی: دل من برای او جان گرفته و جان من به خاطر او عاشق شده است، ای سالک، اکنون راهت را به سوی او بگشا.
درون جمله جانها مصطفی بودکه او اینجایگه عین لقا بود
هوش مصنوعی: در دل هر جمله وجود جانها، پیامبر (مصطفی) حضور دارد و او در این مکان به وضوح و به طور آشکار حضور دارد.
ندانست این بیان جز مرد صدّیقنداند این رموز اینجا چو زندیق
هوش مصنوعی: کسی که به عمق این معانی پی نمیبرد، جز فردی راستگو و درستکار نیست. در اینجا، چون زندیق (کسی که به اصول دین اعتقاد ندارد) نمیتواند این رموز را درک کند.
کسی باید که او اینجا بداندکه جان و دل بروی او فشاند
هوش مصنوعی: کسی باید باشد که بداند جان و دل خود را برای او نثار میکند.
کسی باید که او را بیند اینجاکه باشد از نمود عشق اینجا
هوش مصنوعی: کسی باید باشد که عشق را در اینجا ببیند و درک کند.
کسی باید که صافی ذات باشدنمود جملهٔ ذرّات باشد
هوش مصنوعی: شخصی باید وجود داشته باشد که پاکی درونش تمام ویژگیها و جزئیات را به نمایش بگذارد.
کسی باید که در یکی نمودشببیند مر ورا اینجا سجودش
هوش مصنوعی: کسی باید باشد که در یک نگاه او را بشناسد و به خاطرش در اینجا سجده کند.
کنون چون آدم ار این سر بدانیشود فاشت همه سرّ معانی
هوش مصنوعی: اکنون اگر انسان از این سر (حقیقت) آگاه شود، تمامی اسرار معانی برای او روشن خواهد شد.
معانی مصطفی دان ای برادرز شرع مصطفی امروز بر خور
هوش مصنوعی: برادر، به معانی و آموزههای پیامبر (مصطفی) دقت کن و از قوانین و دستورات او در زندگی امروز خود بهره ببر.
که شرع مصطفی دیدت نمایدیقین اینجایگه رازت نماید
هوش مصنوعی: اگر شریعت پیامبر را ببینی، به یقین در این مکان، رازی از تو فاش خواهد شد.
محمد واصل هر دو جهانستبصورت برتر از کون و مکانست
هوش مصنوعی: محمد به مقام و جایگاهی دست یافته که فراتر از دنیای مادی و محدودیتهای آن است و به همین خاطر او برترین است.
محمد(ص) واصل آید اندر اینجامر او را حاصل آمد اندر اینجا
هوش مصنوعی: محمد (ص) در این مکان به کمال خواهد رسید و وجود او در اینجا به تمامیت خواهد رسید.
حقیقت جان جان بشناخت تحقیقکه او را بود این اسرار توفیق
هوش مصنوعی: حقیقتی که از جان انسان آگاه است، به خوبی به اسرار و موفقیتهای او پی برده است.
مر او را داده بُد یزدان بیچوندر اوّل تا بآخر بی چه و چون
هوش مصنوعی: خداوند از ابتدا تا انتهای وجود انسان، او را با لطف و رحمت خود حمایت کرده است، بدون هیچ قید و شرطی.
جمالش بود مکتوبات جملهاز آن بُد سرّ مصنوعات جمله
هوش مصنوعی: زیبایی او باعث شد که همه چیزهای نوشته شده از آن سرچشمه بگیرد و تمام آفریدهها تحت تأثیر او قرار گیرند.
چو مکتوبات عین او را عیان شددر اینجاگاه او جان جهان شد
هوش مصنوعی: وقتی نوشتههای او به وضوح دیده شد، او در این مکان جان و روح جهانی پیدا کرد.
جهان جمله جانها بود احمدکه پیدا کرد اینجا نیک از بد
هوش مصنوعی: همه انسانها در این جهان به نوعی به وجود احمد (پیامبر اسلام) وابستهاند و او در این دنیا به خوبی و نیکی از بدیها تمایز قائل شده است.
جهان جمله جانها بُد یقین اوکه بیشک بود در عین الیقین او
هوش مصنوعی: تمامی موجودات در جهان دارای روح و جان هستند و به طور قطع میتوان گفت که وجود واقعی و مطلقی در عمیقترین درک و یقین آنان وجود دارد.
از او شو واصل و تحقیق او یابهمی گویم یقین توفیق او یاب
هوش مصنوعی: از او متصل شو و حقیقتش را پیدا کن، زیرا من به یقین میگویم که موفقیت نیز از آن تو خواهد بود.
از او شو واصل ای سالک در اعیانکه او دارد حقیقت سرّ جانان
هوش مصنوعی: ای مسافر، به حقیقت رسیدن را از او بخواه، زیرا او دارای راز و عمق وجود محبوب است.
ندانم چون محمد(ص) صاحب رازکه او دیدم حقیقت عین اعزاز
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه محمد (ص) صاحب راز است، اما او حقیقت را به طور واضح و به روشنی مشاهده کرد.
ندانم چون محمد(ص) پیشوائیکز او دیدم یقین عین لقائی
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه است که محمد(ص) رهبر و پیشوایی است که من از او یقین را به وضوح مشاهده کردهام.
ندانم چون محمد واصلی منکز او دیدم حقیقت حاصلی من
هوش مصنوعی: نمیدانم چطور محمد (ص) را به حقیقت وصل شدم، اما از او حقیقتی را که به دست آوردم، احساس میکنم.
ندانم چون محمد دید اللّهنمود من رآنی کرد آن شاه
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه محمد (ص) خداوند را مشاهده کرد، اما وقتی که من را دید، آن پادشاه من را دید.
ندانم چون محمد دید جانانکه در جانست چون خورشید تابان
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه محمد معشوق را در حالی که در درونش است، دید؛ مانند خورشیدی که درخشان و تابان است.
درون جان برونم اوست اینجاکه بیشک جان جانان اوست اینجا
هوش مصنوعی: در دل من، او حضور دارد و در اینجا نیز همان طور که بدون شک جان من، وجود اوست.
مرا بنمود رخ در خواب و بیدارشدم دیدم وجودم ناپدیدار
هوش مصنوعی: در خواب چهرهای از محبوب را دیدم و وقتی بیدار شدم متوجه شدم که وجودم دیگر احساس نمیشود و ناپدید شده است.
همه اوبود چون دیدم یقین اوحقیقت اوّلین و آخرین او
هوش مصنوعی: وقتی به حقیقت وجود نگاه کردم، درک کردم که همه چیز از اوست و او آغاز و پایان همه چیز است.
همه او بود او گفتهست اسرارنداند این بیان جز مرد دیندار
هوش مصنوعی: او تنها خود اوست و گفتههای او را هیچکس جز مردان با ایمان نمیداند.
محمد(ص) دید در خود حق نهانیاز آن او دید او صاحب قرانی
هوش مصنوعی: محمد (ص) در درون خود نوری از حقیقت را مشاهده کرد و از آن نور فهمید که او صاحب قرآن است.
محمد(ص) دید راز قل هو اللهبطونش با ظهور اندر هو اللّه
هوش مصنوعی: محمد(ص) حقیقت و راز آیه "قل هو الله" را در وجود خود و با ظهور آن در وجودش مشاهده کرد.
یکی شد مینگفت اینجای بر کسبوقتی این بیان برگفت خود بس
هوش مصنوعی: شخصی در اینجا میگوید که در این زمان، در اینجا هیچکس حضور ندارد و خود او فقط سخن میگوید.
حقیقت دم زد و گفت از معانیبریاران حقیقت من رآنی
هوش مصنوعی: حقیقت سخن گفت و بیان کرد که از معانی و تفاسیر دور باشید؛ زیرا حقیقت خود را تنها در واقعیت میتوان مشاهده کرد.
چو حق بود او بصورت هم بمعنیببرد این گوی در دنیا و عقبی
هوش مصنوعی: اگر حق در ظاهر باشد، به معنای آن است که در دنیا و آخرت این موضوع را درک و تجربه میکند.
یقین بشناس اگر صاحب یقینیسزد گر جز محمّد کس نبینی
هوش مصنوعی: به یقین پی ببر، اگر کسی در درک یقین است، شایسته است که جز محمد (پیامبر اسلام) کسی دیگر را نبینی.
مبین جز مصطفی گر مرد راهیاز او یابی حقیقت پادشاهی
هوش مصنوعی: جز پیامبر (مصطفی) کسی را در مسیر حقیقت نمیتوان یافت که بتواند به درباره سلطنت و پادشاهی واقعی توضیح دهد.
مبین جز مصطفی ای دل در اینجاکز او شد این یقین حاصل در اینجا
هوش مصنوعی: ای دل، در اینجا جز پیامبر (مصطفی) را نبیند، زیرا این جا محلی است که یقین و یقینیت از او حاصل شده است.
مبین جز مصطفی چیزی تو ای جانکه دیدست او در اینجاگاه جانان
هوش مصنوعی: ای جان، جز پیامبر که در این مکان دلانگیز دیدهای، چیز دیگری را ناتوان از بیان مکن.
مبین جز مصطفی در هر دو عالمکز اودیدی حقایقها دمادم
هوش مصنوعی: جز پیامبر، هیچ کس در دو جهان قادر به نشان دادن حقیقتها نیست و همواره از او دانشهای عالی و واقعی جاری است.
مبین جز مصطفی اکنون خبردارکه او باشد ترا معنی خبردار
هوش مصنوعی: فقط نام محمد را ببر و بدان که او معنای واقعی آگاهی و آگاهیدهی است.
مبین جز مصطفی گر راز دانیکه بیشک او کند عین العیانی
هوش مصنوعی: اگر راز را بشناسی، جز مصطفی (پیامبر اسلام) را مبرم نخوان. چرا که او حقیقت را به وضوح نشان میدهد.
من از وی واصلم اینجا یقین استکه او در هر دو عالم پیش بین است
هوش مصنوعی: من از اینجا میدانم که او در هر دو جهان، همیشه آگاه و دانا است.
یقین دل چو از وی گشت حاصلمرا اینجایگه او کرد واصل
هوش مصنوعی: وقتی که دل من به حقیقت دست یافت، اینجا بود که او به من رسید و به حقیقت پیوستم.
بجز احمد مدان ای سالکِ جانکه برگوید ترا اسرار پنهان
هوش مصنوعی: به جز احمد، هیچکس را در این مسیر نپسند که بتواند اسرار نهان را به تو بگوید.
تو ای عطّار دیدی روی احمداز آن گشتی تو منصور و مؤیّد
هوش مصنوعی: ای عطّار، تو چهرهی احمد را دیدی و به همین خاطر به مقام منصور و مؤیّد رسیدی.
دم کل زن در اینجاگاه از اوکه داری در میان جان تو مینو
هوش مصنوعی: لحظهای را که در این مکان میگذرانید، به یاد بیاورید که وجود شما پر از زیبایی و روح الهی است.
دم کل زن حقیقت باز دیدیز احمد تو بکام دل رسیدی
هوش مصنوعی: در لحظهای که حقیقت را از زبان احمد شنیدی، به آرزوی دل خود رسیدی.
ز یکی مگذر اینجا ویکی باشحقیت راز جانان بیشکی باش
هوش مصنوعی: از یک مسیر عبور نکن و تنها به یک مقام دست نیاب، بلکه درک عمیقتری از حقیقت و رازهای وجودی معشوق داشته باش.
چنین معنی که اینجا یافتی توعجب اسرار کل دریافتی تو
هوش مصنوعی: اینجا معنایی را پیدا کردی که درک آن، نشاندهندهی شناخت عمیق و کشف اسرار بزرگ است.
نداری صورتی لیکن معانیهمی گوید دمادم در نهانی
هوش مصنوعی: هرچند که تو ظاهری نداری، اما معناهایی عمیقی در دل تو نهفته است که پیوسته در خفا بیان میشود.
دم منصور اینجا زد دمِ تویقین دیگر است اینجا غم تو
هوش مصنوعی: زمانی که دم منصور در اینجا به صدا درآمد، مطمئناً حال و هوای اینجا با غم تو متفاوت است.
دو عالم در تو حیرانست اینجاکه کردستی نمود حق هویدا
هوش مصنوعی: دو جهان در تو شگفتزدهاند، زیرا تو تجلی حقیقت را به نمایش گذاشتهای.
دو عالم در تو حیران و ملایکهمی گویند در معنی ملایک
هوش مصنوعی: دو جهان در تو دچار شگفتی هستند و فرشتگان نیز در مورد تو سخن میگویند.
دو عالم در تو حیران و نظارهتو کردستی ز جمله مر کناره
هوش مصنوعی: دو جهان به خاطر تو متحیر و در حال تماشا هستند و از تمام چیزها فقط تو را مینگرند.
بجز جانان نمیبینی یقین تواز آنی اندر اینجا پیش بین تو
هوش مصنوعی: جز محبوب واقعی، در این مکان هیچ چیز دیگری را نمیتوانی با اطمینان مشاهده کنی.
چنانی پیش بین در آخر کارکه پرده برفکندسی بیکبار
هوش مصنوعی: تو چنان پیشبینی میکنی در نهایت کار که ناگهان همه چیز روشن و نمایان شود.
چنانی پیش بین در دید مردانتو کردی فاش مر توحید جانان
هوش مصنوعی: به گونهای که تو به این وضوح در دل مردان به تفسیر و بیان توحید معشوق پرداختهای، دیگران نیز از درک آن ناتوانند.
چنانی پیش بین در اصل ماندهکه حیرانی عجب دروصل مانده
هوش مصنوعی: تو آن چنان در درک حقیقت باقی ماندهای که شگفتی و سردرگمیات در ارتباط و پیوستگی به او واضح است.
چنانی پیش بین و دم زده توکه کام عشق هستی بستده تو
هوش مصنوعی: تو چنان درک و دانش داری که گویا همواره به رازهای عشق وآرزوها آگاهی و به آنها پرداختهای.
چنانی پیش بین و راز دیدهکه دلداری در اینجا باز دیده
هوش مصنوعی: تو به گونهای میاندیشی و اسراری را مینگری که در اینجا، آرامش و تسکینی مشاهده میکنی.
چنانی پیش بین اندر یکی توکه حق میبینی اینجا بیشکی تو
هوش مصنوعی: به گونهای به نظر میرسد که تو میتوانی در اینجا حقیقت را ببینی، بالاتر از آنچه که دیگران میبینند.
چنانی پیش بین و حق عیانتکه در یکی است این جمله بیانت
هوش مصنوعی: تو آنچنان دقیق و روشنعقلی که در حقیقت، این سخنِ تو و مشاهدهات یکی است.
چنان واصل شوی اینجا یقین بازکه دیدی رازهای ما یقین باز
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت و معنا برسید، به روشنی متوجه خواهید شد که رازهای ما چه هستند، و این آگاهی برای شما روشن خواهد شد.
چنان واصل شوی در حق بیکبارکه یکسانست پیشت نقش پرگار
هوش مصنوعی: به گونهای به حقیقت و اصل وجود نزدیک میشوی که مانند یک دایره، شکل و تصویر است، و هر نقطه آن برای تو یکسان خواهد بود.
چنان واصل شدی مانند منصورکه در آفاق خواهی گشت مشهور
هوش مصنوعی: تو به قدری به مقام و معرفت رسیدی که مانند منصور، در جهان شناخته خواهی شد و نامت بر سر زبانها خواهد افتاد.
تو مشهوری و آگاهی بعالمکه اینجا میزنی دم در یکی دم
هوش مصنوعی: تو معروفی و دنیا از کار تو خبر دارد، اما در همین جا که هستی، فقط صدایی از خودت بلند میکنی.
از آن دم یافتی سرّ اناالحقنه باطل میزنی این دم ابر حق
هوش مصنوعی: از آن لحظه که راز حق را شناختهای، دیگر نمیتوانی به باطل سخن بگویی. اکنون، ابر حقیقت بر تو سایه افکنده است.
زنی زیرا که بیچونی یقین یاریکی میبینی اینجا جمله اغیار
هوش مصنوعی: زنی که به خاطر نداشتن اطمینان نسبت به عشق و محبتش به او، تصور میکند که اینجا فقط بیگانگان و دیگران هستند.
ندیدی غیر جمله دیدهٔ تستکه میدانی که بیشک دیدهٔ تست
هوش مصنوعی: نیازی نیست که کسی چیز دیگری را ببیند یا بداند؛ فقط کافیست به چشمان تو نگاه کند، زیرا همه چیز از طریق چشمان تو درک میشود.
ندیدی غیر جمله یار دیدیحقیقت در وصال کل رسیدی
هوش مصنوعی: اگر در کنار معشوق قرار نگیری، حقیقت را نخواهی دید و به درک کامل از معاملات زندگی نخواهی رسید.
ندیدی غیر حق دیدی بر خویشمحمد(ص) دیدهٔ تو رهبر خویش
هوش مصنوعی: تو در زندگیات تنها حقیقت را دیدی و محمد (ص) را به عنوان راهنمای خود شناختهای.
ندیدی غیر دید مصطفی تواز آنی در میانه با صفا تو
هوش مصنوعی: تو در میانهٔ صفا و زیبایی، جز دیدن جمال مصطفی چیز دیگری نمیبینی.
وصال جاودانی یافتی توکه سوی مصطفی بشتافتی تو
هوش مصنوعی: تو به وصال ابدی دست یافتی چون به سمت پیامبر اکرم شتافتید.
وصال از اوست هر کس کاین نداندیقین میدان که جز حق بین نداند
هوش مصنوعی: هر کسی که بداند که وصال و نزدیکی به حقیقت تنها از اوست، به یقین میداند که تنها کسانی که به حق و حقیقت نگاهی عمیق دارند، این را درک میکنند.
زهی سرور، زهی مهتر، زهی جانتوئی بیشک مرا هم جان و جانان
هوش مصنوعی: تو همیشه مایهی خوشحالی و سرور منی، و به راستی که تو بزرگترین و عزیزترین هستی. بیشک تو جان من و محبوب من هستی.
مرا بنمودهٔ اسرار تحقیقز تو دریافتم دلدار تحقیق
هوش مصنوعی: معنای این بیت به این شکل است: من از تو رازهای جستجو و تحقیق را آموختم و از تو عشق و محبت را دریافت کردم.
اگرچه کس نمیداند که چونمتو میدانی که هستی رهنمونم
هوش مصنوعی: هرچند هیچکس از حال من با خبر نیست، تو به خوبی میدانی که من به تو نیاز دارم و راهنمای من هستی.
کسی کو رهنمونش می تو هستیبلندی یابد او از سوی پستی
هوش مصنوعی: کسی که راهنمایی شود، به کمال و موفقیت میرسد و از جایگاه پایین به ارتفاع و مقام بلند میرسد.
دوائی دردهای جان عشاقتوئی بیشک رسول اللّه در آفاق
هوش مصنوعی: تو Remedy دردهای عمیق عاشقان هستی، بدون شک تو پیامآور خداوند در جهان هستی.
دوای درد من کردی حقیقتنمیگردم زمانی از شریعت
هوش مصنوعی: تو با حقیقت به من درمان دادهای، اما من در زمانی از قوانین و مقررات دور نمیشوم.
ره شرع تو بسپردم یقین منکه تا کردی در اینجا پیش بین من
هوش مصنوعی: من اطمینان دارم که راه دین و شرع را به تو سپردم، چرا که تو در اینجا به نیکی آینده را پیشبینی کردی.
کسی کز شرع پاکت روی برتافتنمود عشق تو اینجا کجا یافت
هوش مصنوعی: کسی که از قوانین پاک تو سرپیچی کرد، عشق تو را در اینجا کجا پیدا کرده است؟
ره شرعت وصال جاودانیستخوشا آنکس که اندر شرع تو زیست
هوش مصنوعی: راهی که به وصال و پیوستگی ابدی میرسد، به خوبی و شادی است. خوشا به حال کسی که در پیروی از دستورات تو زندگی کند.
ره شرع تو آن عاشق که بسپردحقیقت در دو عالم گوی او برد
هوش مصنوعی: راه دین این است که عاشق، حقیقت را در دو جهان تسلیم کند و در این صورت او پیروز خواهد شد.
ره شرع تو آنکو دیده باشدیقین دانم که صاحب دیده باشد
هوش مصنوعی: کسی که با ایمان و یقین به مسیر دین گام بردارد، میدانم که بصیرت و درک عمیقی دارد.
ره شرع تودیده انبیااندحقیقت این سپرده اولیااند
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که راه و مسیر دین و شریعت از سوی پیامبران مشخص شده و در واقع، این حقایق و آموزهها به دست اولیا و بزرگان دین حفظ و منتقل شده است.
بجزشرع تو در جانم نگنجیدکه اندر او جمال جاودان دید
هوش مصنوعی: به جز قوانین و تعالیم تو، هیچ چیز دیگری در وجودم جا نمیگیرد، زیرا فقط در آن، زیبایی ابدی و بینظیر را مشاهده کردم.
ز شرعت گشتم اینجاگاه واصلهمه مقصودهایم گشت حاصل
هوش مصنوعی: به خاطر قوانین و اصولی که رعایت کردم، به این نقطه رسیدم و حالا تمام هدفهایم به نتیجه رسیدهاند.
ز شرعت این زمانم یافته رازشدستم در یکی انجام و آغاز
هوش مصنوعی: از قوانین این زمان به درک عمیقی رسیدهام که در آن به پیوندی میان آغاز و پایان دست یافتهام.
ز شرعت رخ نگردانم یکی دمکه به زین من ندیدم در دو عالم
هوش مصنوعی: من هرگز از اصول و قوانین دین خود دور نمیشوم، چرا که در هیچ دنیایی، آنچه را که از زیباییهای حقیقت میدانم، نمیتوانم فراموش کنم.
ز شرعت همچو دریا گشت جانمدمادم جوهر و در میفشانم
هوش مصنوعی: جانم همچون دریا وسعتی یافته و پیوسته در حال جریان و تلاطم است و من این جوهر وجودم را مانند شراب میریزم و به دیگران میدهم.
ز شرعت سالکان جان میفشانندحکیمان نیز هم حیران بمانند
هوش مصنوعی: دربارهی اصول و مسیرهای معنوی، کسانی که در این راه هستند، جان خود را فدای هدف میکنند و حتی حکیمان نیز در برابر این عمق حیرتانگیز باقی میمانند.
توئی اینجا حکیم درد عشاقتوئی اندر میان انبیا طاق
هوش مصنوعی: تو در اینجا حکیم عشقهای پر درد هستی و در بین پیامبران، تو بهترین هستی.
توئی دیده دمادم روی جانانفکنده دمدمه در کوی جانان
هوش مصنوعی: تو همیشه با چشمانت در حال تماشای محبوب خود هستی و در هر لحظه، در محله محبوب تو در حال عبور و مرور هستی.
توئی بیشک جمال یار دیدهز عزت سوی ذات کل رسیده
هوش مصنوعی: تو به راستی زیبایی یاری هستی که به خاطر بزرگی و شرافت، به مقام عالی و بینظیر رسیدهای.
مهین جملهٔ اینجا یقین توکه دیدستی خدا عین الیقین تو
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هر چیزی که در این مکان میبینی، یک حقیقت و واقعیت واضح است و تو خودت به وضوح وجود خدا را تجربه کردهای.
مهین انبیاء و اولیائینمیدانم دگر کلّی خدائی
هوش مصنوعی: من نمیدانم که دیگران چه کسانی هستند، اما تو را بزرگترین پیامبر و ولی خدا میدانم.
دلادرمدح او جان میفشانیکز او داری همه راز معانی
هوش مصنوعی: به هنگامی که در ستایش او جان میدهی، باید توجه داشته باشی که تمام اسرار و معانی را از او دریافت کردهای.
اگر تو مدح او گوئی همه عمرکجا در راه او پوئی همه عمر
هوش مصنوعی: اگر تو تمام عمر را صرف ستایش او کنی، در کدام مسیر به سوی او قدم برمیداری و چه فایدهای دارد؟
اگر صد سال مدحش گفته باشیز صد جوهر یکی ناسُفته باشی
هوش مصنوعی: اگر صد سال هم از او تعریف کنی، باز هم از صد ویژگیاش، یکی را هم نتوانستهای کامل بیان کنی.
چگوئی مدح او مدحش خدا گفتکه نام اوست با نام خدا جُفت
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی ستایش او را انجام دهی در حالی که خود خداوند او را ستوده و نامش با نام خداوند در کنار هم قرار دارد؟
علیه افضل الصلوات میگویوجود او حقیقت ذات میگوی
هوش مصنوعی: وجود او به معنای حقیقی خود، بهترین اشکال عبادت را میطلبد و برتر از همه نمازهاست.
ترا این بس بود در هر دوعالمکه میگوئی حقیقت این دمادم
هوش مصنوعی: این برای تو کافی است که در هر دو جهان بگویی حقیقت را به طور مداوم.
ز توحیدش نظر کن این زمان بازکه دیدستی جمال جاودان باز
هوش مصنوعی: به زیبایی و یکتایی او دقت کن، زیرا اکنون دوباره آن زیبایی ابدی را مشاهده میکنی که پیشتر نیز دیده بودی.
سوی حضرت شدی بیشک تو ساکنز هر تشویشها گشتی تو ایمن
هوش مصنوعی: به سوی خدا رفتی و یقیناً در آرامش و امنیت بسر میبری و از هر نگرانی و اضطرابی دور شدهای.
ترا چون حق نمود اینجا رخ خوددمادم دادت اینجا پاسخ خود
هوش مصنوعی: چون خداوند تو را در اینجا با چهرهی خود نشان داد، هر لحظه به تو پاسخ خود را میدهد.
کنون شو شاد در اسرار معنیکه هستی مرد برخوردار معنی
هوش مصنوعی: اکنون شاد باش در عمق اسرار و مفاهیم، زیرا تو انسانی هستی که از درک و فهم عمیق برخوردار هستی.
جهانِ جان تو داری این زمان کلیقین هستی بمعنی جان جان کل
هوش مصنوعی: این زمان، تو تمام هستی و روح جهان را در بر داری و این موضوع برایت کاملاً واضح و بدیهی است.
ترا بنمود اینجا ذات خود اوبکرده فارغت ازنیک و بد او
هوش مصنوعی: اینجا وجود تو به من نشان داده شد و او از نیک و بد آزاد است.
دم این سر تو داری کس نداردیقین جانان تو داری کس ندارد
هوش مصنوعی: تو نفسِ خود را داری، کسی به یقین نمیداند، جانانِ تو را هم کسی نمیشناسد.
همه دارند بقدر خویش جانانولی این راز افتادست پنهان
هوش مصنوعی: هر کسی به اندازه خودش محبوبیتی دارد، اما این موضوع همچنان یک راز باقی مانده است.
میانِ اهلِ دل چون فاش گشتییقینِ نقش وهم نقّاش گشتی
هوش مصنوعی: زمانی که در میان انسانهای با احساس و عمیق، رازها و حقایق روشن شدند، آثار و تصورات بیاساس و بیقاعده رنگ باختند و نمایان شدند.
از این مستی که داری در دل و جانز بهر راز هستی گوهر افشان
هوش مصنوعی: از این شوق و شور و حالتی که در دل و جانت وجود دارد، به خاطر راز زندگی و وجود، مانند جواهر بدرخش.
زهی گوهرفشانی که تو داریزهی راز معانی که تو داری
هوش مصنوعی: چقدر زیبا و گرانبها هستی که این همه معنی و نشانه در وجود تو نهفته است.
از اینسان کس ندارد هیچ اسرارکه داری این زمان زین شیوه گفتار
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه تو رازهایی ندارد، زیرا تو اکنون به این شیوه صحبت میکنی.
همه ذرّات از گفتارت ای جانیقین هستند اندر هست پنهان
هوش مصنوعی: همه ذرات وجود از کلام تو، ای عزیز، به ایمان رسیدهاند و در واقعیت پنهان هستند.
چه گویم ای دل رفته ز پیشمکه این دم من ندارم هیچ پیشم
هوش مصنوعی: ای دل، چه بگویم از موضوعی که بگذشت و دیگر در کنارم نیستی، زیرا در این لحظه هیچ چیزی ندارم که از پیش بگویم.
دلا آخر کجائی باز پس آیوگر آمد گره زین عشق بگشا
هوش مصنوعی: ای دل، کجایی؟ برگرد و اگر عشق تو را به گره انداخته، آن را باز کن و راه حلش را پیدا کن.
دمادم عقل پیر اینجا بتدبیرمرا آنجاکشد بیشک بزنجیر
هوش مصنوعی: به طور مداوم، عقل من در اینجا با تدبیر و هوشیاری من را به سمت آنجا میکشاند و به طور قطع، مرا به زنجیر خواهد کشید.
جهانم میکند اینجای دربندکه ماندستم ز دستش سخت دربند
هوش مصنوعی: دنیا مرا به جایی محدود کرده است که نمیتوانم از چنگال او رهایی یابم و همچنان در این بند و زنجیر گرفتارم.
چنانم خوار میگرداند اینجاکه خواهد کردنم یکباره شیدا
هوش مصنوعی: این وضعیت به قدری مرا حقیر و ذلیل میکند که ممکن است یکباره دچار جنون و دیوانگی شوم.
گهی اندر گمان گاهی یقین استگهی افتاده گاهی پیش بین است
هوش مصنوعی: گاهی انسان در حالتی از شک و تردید قرار دارد و گاهی به یقین میرسد. گاهی در موقعیتی دچار شکست است و گاهی پیشرفت و موفقیت را تجربه میکند.
گهی اندر خراباتست ساکنگهی اندر مناجاتست ایمن
هوش مصنوعی: گاهی در مجالس با حال و هوای شاد و آزاد به سر میبرد و گاهی در خلوت و راز و نیاز به عبادت مشغول است.
گهی اندر نمود زهد افتدگهی یکبارگی پرده برافتد
هوش مصنوعی: گاهی انسان در ظاهر به دوری از دنیا و زهد متوجه میشود و گاهی ناگهان پردهها کنار رفته و حقیقت نمایان میشود.
دمادم مینماید هر صفت اوگهی در کفر و گه درمعرفت او
هوش مصنوعی: هر لحظه مشخصهای از او نمایان میشود؛ گاهی در کفر و گاهی در شناخت و معرفت او دیده میشود.
گهی در دین و گه کفر است کارشچنین افتاد اینجا کار و بارش
هوش مصنوعی: گاهی در مسیر دین قرار میگیرد و گاهی هم از آن منحرف میشود؛ سرنوشت او چنین رقم خورده است که اینجا در کار و زندگیاش گرفتار این دو وضعیت است.
ز دست دل شدم افگار اینجافروماندم شدم یکبار اینجا
هوش مصنوعی: از دل نگران و آشفتهام رها شدم و اکنون در اینجا ماندهام. دوباره و یک بار دیگر در این مکان توقف کردهام.
یقین از جان جان دارم حقیقتکه سودا میدهد هر دم طبیعت
هوش مصنوعی: من از عشق و حقیقت هستی آگاهی دارم که هر لحظه به من شور و هیجان میبخشد.
خور و خفت میکنم در سوی صورتپدیداریم بیشک در کدورت
هوش مصنوعی: من در کنار چهرهام، همواره روز و شب را میگذرانم، و حقیقتاً در دل تاریکیها زندگی میکنم.
چو دیگر باز میگردم سوی جانحقیقت روی بنمایند جانان
هوش مصنوعی: وقتی که دوباره به سوی حقیقت برگردم، معشوق خود را در آنجا نمایان میبینم.
از این پس سوی صورت مینیایمکه رنج خود ز صورت مینمایم
هوش مصنوعی: از این به بعد به زیباییها و جلوههای ظریف توجه میکنم، چرا که در کنار آنها درد و رنج خود را محسوستر احساس میکنم.
از این صورت به جز سودا ندیدمحقیقت جز دل غوغاندیدم
هوش مصنوعی: از این شکل و ظواهر، تنها جنون و شور و اشتیاق را دیدهام و حقیقت واقعی را جز در دل پر سر و صدا نیافتهام.
از این صورت چنان خوار و اسیرمکه جانانست بیشک دستگیرم
هوش مصنوعی: از این چهره و حال خود تا حدی ذلیل و گرفتار شدهام که به یقین محبوب من به کمکم خواهد آمد.
از این صورت بلا دیدم دمادمنگشتم زو زمانی شاد و خرّم
هوش مصنوعی: مدام در حال تحمل درد و رنج هستم و هرگز نتوانستهام از آن جدا شوم، هیچگاه برای مدتی طولانی شاد و خوشحال نبودهام.
از این صورت ندیدم هیچ راحتبجز رنج وبلا و حزن و محنت
هوش مصنوعی: من از این دنیا هیچ راحتی ندیدم جز رنج، درد و غم و سختی.
از این صورت همه مردان عالمبلا دیدند اینجاگه دمادم
هوش مصنوعی: تمام مردان دنیا در این مکان دچار درد و رنج شدهاند و به همین خاطر همیشه در حال ناله و فریاد هستند.
از این صورت نه اوّل آدم اینجابلا و رنج دید او دم دم اینجا
هوش مصنوعی: از این چهره، نه تنها آدم اول در اینجا رنج و سختی را تجربه کرد، بلکه او هر لحظه در اینجا درگیر مشکلات است.
بجز معنی ندارم راحت خویشکه معنی مینماید قربتم بیش
هوش مصنوعی: به جز معنا و مفهوم واقعی زندگیام، هیچ آرامشی ندارم، و این معناست که باعث میشود نزدیکی به محبوبم را بیشتر احساس کنم.
بجز معنی نخواهم اندر اینجاکه معنی کرد جان جانم اینجا
هوش مصنوعی: به جز مفهوم، در اینجا چیز دیگری نمیخواهم، زیرا که جان من تنها در معنای حقیقی خود اینجا حضور دارد.
چو معنی متّصل با ذات افتادرموز عشق اینجاگاه بگشاد
هوش مصنوعی: وقتی که مفهوم به ذات و حقیقت نزدیک شد، رازهای عشق در این مکان روشن و آشکار شد.
چو معنی پیشوای عاشقانستحقیقت درگشای سالکانست
هوش مصنوعی: معنی عشق، به عنوان رهنما و هدایتگر عاشقان، در واقع حقیقت را برای سالکان و جویندگان راه روشن میکند.
یقین از دید معنی میتوان یافتکه بی معنی نشاید جان جان یافت
هوش مصنوعی: به یقین میتوان دریافت که بیمعنی بودن در زندگی، باعث نمیشود که به حقیقت وجودی خود و معنای جان نزدیک شویم.
یقین معنی است اسرار دل و جانکه از صورت شدست اینجای پنهان
هوش مصنوعی: یقین، مفهوم عمیق و پنهانی است که در دل و جان ما وجود دارد و از ظاهر و ظواهر دنیای بیرون فراتر میرود.
چو معنی همچو جانان بی نشانستولی صورت در اینجا با نشانست
هوش مصنوعی: معنا مانند محبوبی است که نشانی ندارد، اما چهره و ظاهر آن در اینجا قابل مشاهده است.
ز معنی و ز صورت بازگفتندبسی تقلید با هم باز گفتند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در مورد مفهوم و ظاهر چیزها، بسیار صحبت و تبادل نظر شده است. افراد به بررسی و تقلید از یکدیگر پرداختهاند و در مورد این موضوع به شیوهای مشترک بحث کردهاند.
کسانی کاندر این صورت بمانندنمود عشق و معنی کی بدانند
هوش مصنوعی: کسانی که در چنین حالتی باقی بمانند، نمیتوانند عشق و معنای واقعی آن را درک کنند.
نمود عشق و معنی بی نشانی استبَرِ عشاق این راز نهانی است
هوش مصنوعی: عشق در ظاهر خود را نشان میدهد، اما در باطنش نشانهای ندارد. برای عاشقان، این یک راز عمیق و پنهان است.
نمود عشق صورت سالکانندکه ایشان راز نیکِ هر دو دانند
هوش مصنوعی: عشق در چهره کسانی که در راه سیر و سلوک هستند، نمایان است، زیرا آنها به راز خوب هر دو عالم آگاهند.
نمود عشق صورت یافت منصورز صورت گشت او یکبارگی دور
هوش مصنوعی: عشق به شکل و جلوهای درآمد که منصور از آن صورت جدا شد و به یکباره از آن گذشته و دور شد.
بمعنی زد اناالحق اندر اینجاولی صورت شدش اینجا بمعنی
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی اشاره میشود که حقیقت عمیق و واقعی به صورت ظاهری و ملموس در آمده است. به عبارتی، حقیقتی که باید درک شود، حالا به شکلی قابل مشاهده در دنیا وجود دارد.
تنش جان کرد و جان در تن نهانیبگفت آنگاه او راز نهانی
هوش مصنوعی: بدن جان را رنج داد و وقتی که جان در درون بدن آرامی یافت، رازهای ناگفتهای را بیان کرد.
تنش جان کرد و جان در تن بقا شدبه یک ره صورت اندر جان فنا شد
هوش مصنوعی: تن انسان جانش را پذیرا شد و جان در این بدن دوام یافت. به یک راه، شکل ظاهر در جان، زوال پیدا کرد.
تنش جان کرد اندر دیده دلداربه یک ره هر دو گشته ناپدیدار
هوش مصنوعی: جان فردی در چشمان محبوبش با شدت و غم پنهان شده و هر دو به یکباره ناپدید میشوند.
تن و جان هردو محو یار گشتندحقیقت درنهان دلدار گشتند
هوش مصنوعی: تن و جان هر دو در عشق محبوب غرق شدند و راز عشق در دل محبوب پنهان شد.
تن و جان هردو روی دوست دیدندتن و جان روی جانان بازدیدند
هوش مصنوعی: تن و روان هر دو به تماشای معشوق خود پرداختند و دوباره جان و تن به یادآوری زیباییهای محبوبشان مشغول شدند.
تن و جان هر دو یکی گشت در ذاتفقالوا ربّنا ربّ السّموات
هوش مصنوعی: تن و جان در حقیقت یکی شدند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمانهاست.
مر ایشانرا یکی دیدار بنمودنمود هر دوشان کل ذات بنمود
هوش مصنوعی: دیدار یکی از آن دو موجب شد که هر دو تمام وجود خود را نشان دهند.
شدند ایشان بیک ره جوهر کلبرستند از جفای و رنج وز ذلّ
هوش مصنوعی: ایشان در یک مسیر قرار گرفتند و از زحمات و رنجهایی که کشیدند، به جوهر حقیقی خود رسیدند و از ذلت و سختیها عبور کردند.
دم دلدار چون یکی عیان شدتن و جان بیشکی در حق نهان شد
هوش مصنوعی: زمانی که حضور دلدار بهوضوح نمایان شد، جان و تن انسان بهطور پنهانی در عشق و محبت او غرق شدند.
نهان شد جان و تن اندر برِ یارنمود عشق جانان شد پدیدار
هوش مصنوعی: جان و جسم من در آغوش محبوب پنهان شد و عشق محبوب به وضوح آشکار گردید.
نهان شد جان و تن جان با عیانستولی این راز هر کس میندانست
هوش مصنوعی: جان و تن از هم جدا شدهاند و حقیقت در دسترس همه نیست. فقط عدهای به این راز پی بردهاند.
چو منصور آنچنان شد در حقیقتبرفتش ازمیان دید شریعت
هوش مصنوعی: چنانکه منصور به حقیقت رسید، قوانین و ظواهر شرع را از میان برداشت و از آنها فراتر رفت.
طبیعت محو شد آنجا بیکبارنمود عشق جانان شد پدیدار
هوش مصنوعی: در آن مکان، طبیعت ناگهان ناپدید شد و عشق معشوق به وضوح نمایان گردید.
نبُد منصور حق دیدار بنموددرون و هم برون اسرار بنمود
هوش مصنوعی: منصور حق، حقیقت و اسرار را هم در درون خود و هم در بیرون به نمایش گذاشت و نمایان کرد.
اناالحق زد همی جمله شنودندکسانی کاندر این واقف نبودند
هوش مصنوعی: همه کسانی که در این موضوع آگاهی نداشتند، به محض شنیدن این جمله که "من حق هستم"، به آن واکنش نشان دادند.
مر او رامنع کردند از شریعتنمیدیدند اسرار حقیقت
هوش مصنوعی: او را از پیروی قوانین منع کردند و نتوانستند رازهای حقیقت را ببینند.
چنان مغرور بودند اندر اینجاکه او رادر جنون دیدند و سودا
هوش مصنوعی: آنها آنقدر در خود غرق و مغرور بودند که او را در حالی که دچار جنون و افکار پریشان بود، مشاهده کردند.
مر او را میندانستند تحقیقکه حق میگفت اناالحق بهر توفیق
هوش مصنوعی: در مورد او نمیدانستند که حقیقت چه میگوید، زیرا حقیقت میگوید من همان حق هستم، برای همین توفیق به تو داده شده است.
که ایشان را کند واقف ز اسرارچنان بودند در صورت گرفتار
هوش مصنوعی: این افراد به رازها و نکتههای پنهان واقف بودند، اما در ظاهر به گونهای دیگر به نظر میرسیدند و در ظواهر دنیوی گرفتار شده بودند.
نمیدیدند راز حق درونشهمی گفتند کافتادش جنونش
هوش مصنوعی: آنها نمیدیدند که حقیقتی درون او وجود دارد و فقط میگفتند که او دیوانه شده است.
جنونست آنچه او میگوید از خودنه نیکست این بیان و هست این بد
هوش مصنوعی: آنچه او میگوید، حرفی دیوانهوار است و نشاندهنده نیکویی او نیست؛ بلکه بیان او زشت و ناپسند است.
جنونست اندر اینجا در دماغشدرون دل فرو مانده چراغش
هوش مصنوعی: این جا حالت عجیبی وجود دارد؛ در درون ذهن او، شعلهای از احساسات و افکار در دلش خاموش شده است.
جنونست اوفتاده در سر اوبَد است این حال و اکنون نیست نیکو
هوش مصنوعی: دیوانگی او سبب شده که حالتی ناخوشایند را تجربه کند و این وضعیت لحظهای که در آن به سر میبرد، مناسب نیست.
بیانش سخت بد افتاد اینجامر او را هست بیشک رنج وسودا
هوش مصنوعی: او به سختی میتواند خود را بیان کند و در اینجا به وضوح میگوید که رنج و اندوه بسیاری دارد.
دماغش او خلل کرد است از جهلشد اکنون او در اینجا خوار و نااهل
هوش مصنوعی: او به خاطر جهل و نادانی خود به حالتی خوار و ناچیز رسیده است.
نگوید هیچکس او کو چنین گفتیقین دانیم کو نِی از یقین گفت
هوش مصنوعی: هیچکس نمیگوید کسی که این گونه سخن میگوید، باید مطمئن باشیم که او از روی یقین و آگاهی صحبت میکند.
چنین علمی که او را بود اینجاجنونش ناگهی بر بود زینجا
هوش مصنوعی: این شخص با دانشی که دارد، ناگهان به حالت دیوانگی درآمد و از اینجا رفت.
جنونش ناگهی از ره بیفکندبسر او رادرون چه بیفکند
هوش مصنوعی: ناگهان دیوانگی او را به زمین میزند و در درونش چه چیزی را بیفکند.
جنونش در دل و جان زور کردستدو چشم ظاهرش راکور کردست
هوش مصنوعی: عشق و جنون او در دل و جانش چنان قدرتمند است که دو چشمش را به حالت کوری کشانده است.
جنونش بیخبر کردست در خویششده دیوانه و لایعقل از خویش
هوش مصنوعی: او از حالت طبیعی خود بیخبر شده و به خاطر عشقش به دیوانگی و بیعقلی دست زده است.
بباید ره گرفتن تا دوائیکنیم او را که باز آید صفائی
هوش مصنوعی: برای بهبود وضعیت او، باید مسیری را در پیش بگیریم تا بتوانیم به درمانش بپردازیم و او را به روزهای خوب و خوش بازگردانیم.
دل او را از این سودای علّتکه افتادست اندر رنج و محنت
هوش مصنوعی: دل او به دلیل این خیال و فکر، دچار رنج و سختی شده است.
از این سودا مر او را وارهانیمکه ما احوال این شه نیک دانیم
هوش مصنوعی: ما او را از این فکر و خیال رها خواهیم کرد، زیرا که ما به خوبی از وضعیت این پادشاه آگاهیم.
همی گفتند از این شیوه سخنهاهمی دانست منصور آن بیانها
هوش مصنوعی: آنها میگفتند که منصور از این نوع سخن گفتن، اطلاعات زیادی به دست میآورد.
حقیقت بایزید او را چو بشناختحجاب از پیش روی خود برانداخت
هوش مصنوعی: وقتی بایزید حقیقت را شناخت، موانع و حجابها را از جلوی چشمان خود کنار زد.
جمال بی نشان را یافت منصورکه سر تا پای او پاره شده نور
هوش مصنوعی: منصور زیبایی خاصی را مشاهده کرد که تمام وجود او با نور احاطه شده بود و نمود این زیبایی به گونهای بود که نمیتوانست آن را با گفتار بیان کند.
چنانش عاشق و سرمست کل یافتنظر میکرد و او را هستِ کل یافت
هوش مصنوعی: او به شدت عاشق و خوشحال بود و با تمام وجود به او نگاه میکرد و در آن لحظه او را کامل و بینقص میدید.
حقیقت دید او را فرّ اللّهکه پیدا گشته بود آنجای آن شاه
هوش مصنوعی: حقیقتی که او مشاهده میکرد، به گونهای نمایان شده بود که گویی آن پادشاه در آن مکان وجود دارد.
حقیقت یافت با او آشنائیکه دیدش بیشکی سرّ خدائی
هوش مصنوعی: حقیقت را تنها کسی درک میکند که به او نزدیک شود و در او نشانههای الهی را ببیند.
حقیقت چون نظر میکرد او دیدنمیزد دم ز سبحانی و توحید
هوش مصنوعی: حقیقت وقتی به تماشای خود پرداخت، متوجه شد که هیچ نشانهای از صفات الهی و یگانگی در خود ندارد.
حقیقت دید او را لامکانیکه دم میزد در آن راز نهانی
هوش مصنوعی: او به حقیقتی دست یافته بود که در مکانی نامشهود و پنهان، در حال بیان رازهایی عمیق و نهانی بود.
حقیقت دید او را آشنا یافتعیانش دید دید مصطفی یافت
هوش مصنوعی: حقیقتی که در چشم او نمایان بود، او را با واقعیت آشنا کرد و با دیدن آن حقیقت، شناختی از مصطفی به دست آورد.
حقیقت یافت او را صاحب اسراربخود میگفت ما را هست دلدار
هوش مصنوعی: او که دارای اسرار و معرفت است، به خودش میگوید که دلدار و یار ما نیز موجود است.
یقین دلدار این دیدست در خویشحجاب اینجایگه برداشت از پیش
هوش مصنوعی: عشق واقعی را میتوان در دل معشوق یافت، اما باید موانع و حجابهای ذهنی را کنار زد تا این دید روشن شود.
یقین خویش آنجا مینمایددل و جان عزیزان میرُباید
هوش مصنوعی: مطمئن شو که در آنجا دل و جان عزیزان خود را نشان میدهی و از آنها محافظت میکنی.
یقین او واصل است و آمده کلکه بیرون مان کند از رنج وز ذلّ
هوش مصنوعی: اطمینان او به حقیقت رسیده و به تمامیت رسیده است، به طوری که ما را از رنج و ذلت رها میکند.
یقین اوواصل است اندر نهانیحقیقت حق او اندر نهانی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که یقین و دانش واقعی، در عمق و پنهان حقیقت وجود دارد. حقیقت حق نیز به طور باطنی و نه آشکار در درون وجود انسان نهفته است.
اناالحق میزند اندر دل اوگشادست اندر اینجا مشکل او
هوش مصنوعی: دل او از حقیقت پر شده و اینجا برای او مشکلی وجود ندارد.
اناالحق میزند در جان او حقمر این باشد حقیقت راز مطلق
هوش مصنوعی: حق در وجود او تأثیر میگذارد و این حقیقت، کلید راز مطلق است.
از او اصل شوم اینجا مگر مناز او یابم در اینجاگه خبر من
هوش مصنوعی: من اینجا به دنبال خبر خودم هستم، مگر اینکه از او سرنخی پیدا کنم.
از او واصل شوم بیشک من اینجاکه برگوید مرا سر روشن اینجا
هوش مصنوعی: به خاطر او به مقام وصال میرسم، مطمئناً من در اینجا هستم که او به من میگوید: "سرنوشت روشن تو اینجاست."
از او واصل شوی کین راز جانستخداوند زمین و آسمانست
هوش مصنوعی: اگر به او متصل شوی، این راز در عمق جانت نهفته است؛ او صاحب زمین و آسمان است.
درون جان او گویا شده یارولیکن ازتمامت ناپدیدار
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در دل او عشق و یاری پیدا شده، اما در واقع آن یار از همه جا غایب است.
درون جان او میگوید این سرببینم مر ورا صورت بظاهر
هوش مصنوعی: در دل او میگوید که من این سر را ببینم، اما او را فقط به صورت ظاهری میشناسم.
بطون اوست جانان رخ نمودهبیک ره صورت او در ربوده
هوش مصنوعی: دلها و جانها در برابر معشوق جلوه کردهاند، و به یک طریق، چهره او دلها را تسخیر کرده است.
اناالحق گوی صورت در میان نیستکه این گفتار او جز جان جان نیست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی کسی به حقیقت عمیق و ژرفی میرسد، دیگر ظاهر و صورت ظاهری مهم نیست. سخن او تنها از عمق وجودش سرچشمه میگیرد و بیانگر حقیقتی بزرگتر از شکل و صورت است.
حقیقت جان جانانست این مرددرونش در اناالحق هست او فرد
هوش مصنوعی: این مرد حقیقتی عمیق و روحانی دارد که در درون او حقیقت وجود او را شکل داده است. او یک فرد خاص و برجسته است که با این درک عمیق از وجود، جان جانان را در خود دارد.
حقیقت جان جان گوید درونشکه او بودست اینجا رهنمونش
هوش مصنوعی: وجود حقیقی انسان، در درونش صدایی دارد که او را به سمت حقیقت راهنمایی میکند.
یقین بشناختم اکنون ورا بازمن این اسرار میگویم کرا باز
هوش مصنوعی: اکنون که به حقیقت و شناختی عمیق دست یافتهام، این رازها را فقط به کسی میگویم که شایستهی شنیدن آنها باشد.
کنم پنهان و با شبلی بگویمدرون جان و دل با خود بگویم
هوش مصنوعی: من رازهای خود را پنهان میکنم و در دل و جانم با خود حرف میزنم و به شبلی میگویم.
که خواهندم بکردن بر ملامتگرفتست این زمان بیشک قیامت
هوش مصنوعی: بر این کار که میخواهم انجام دهم، برای سرزنش و ملامت آماده شدهام و این زمان بهروشنی نشاندهندهی قیامت است.
عوام الناس نادان و خرانندجز او اسرار او بیشک ندانند
هوش مصنوعی: مردم عادی نادان و بیخبرند و جز او هیچکس از اسرار او آگاهی ندارد.
کجا داند کسی معنی این مردکه هست او اندر اینجا صاحب درد
هوش مصنوعی: کسی نمیداند که این مرد چه معنایی دارد، چون او در اینجا در حال تجربهی درد و رنج است.
هر آنکو صاحب دردست داندکه او این صورت حرف از که خواند
هوش مصنوعی: هر کسی که درک و احساس عمیقتری دارد، میداند که این سخن به چه چیزی اشاره دارد.
هرآنکو صاحب دردست دیدستکه بیشک حق در او گفت و شنید است
هوش مصنوعی: هر کسی که در زندگی مشکلات و دردهای زیادی را تجربه کرده باشد، به یقین میتوان گفت که او حقایق را درک کرده و فهمیده است.
مر این اسرار او را منکشف شدنمود او بجانان متّصف شد
هوش مصنوعی: این رازها برای او آشکار شد و او با ویژگیهای جانان توصیف گردید.
یکی میبیند این منصور اینجاسراسر در عیان نور اینجا
هوش مصنوعی: کسی در اینجا منصور را میبیند که تمام وجودش پر از نور است و آشکارا در این مکان حضور دارد.
یکی میبیند آن از جان شده پاکحقیقت محو کرده آب با خاک
هوش مصنوعی: کسی که حقیقت را به طور واقعی درک کرده، به قدری از دنیا و مادیات فاصله میگیرد که به نوعی مانند آب و خاک در هم میآمیزد و در این اتحاد، خود را از سر و صداها و زواید دنیوی آزاد میسازد.
یکی میبیند و اندر یکی استیقین دارد حقیقت بیشکی است
هوش مصنوعی: یک نفر حقیقت را در یک چیز میبیند و مطمئن است که حقیقت فراتر از آنچه که میبیند وجود دارد.
یکی دیدست در توحید اینجاگذرکرد است ازتقلید اینجا
هوش مصنوعی: کسی در اینجا به درک و فهم توحید رسیده و دیگر از تقلید و پیروی از دیگران عبور کرده است.
یکی دیدست کلّی بی نشان استز دید خویش بی نام و نشان است
هوش مصنوعی: شخصی را دیدهام که تمام وجودش بدون علامت و نشانه است، و او از نگاه خود به دنیا بینام و بینشان به نظر میرسد.
یکی دیدست و یکرنگ است اینجایقین بی نام و بی ننگ است اینجا
هوش مصنوعی: اینجا کسی وجود دارد که فقط یک بار دیده میشود و همواره در یک شکل و شمایل است. در این مکان، بیهیچ نام و نشانی، همه چیز به روشنی و صداقت است.
یکی دیدست صورت ناپدید استحقیقت این زمان در دید دیدست
هوش مصنوعی: کسی تماشا کرده که چهرهای ناپیداست، و واقعیت این زمان در دیدگاه او آشکار است.
یکی دیدست بیشک جمله را دوستشدست اینجای مغزش جملگی پوست
هوش مصنوعی: یکی از افراد به وضوح متوجه شده است که همه چیز را باید دوست داشت، اما در عمق فکرش تنها سطحینگر است و از حقیقت غافل است.
یکی دیدست و در یکی قدم زدوجود بود خود جمله عدم زد
هوش مصنوعی: کسی وجود خودش را در وجود دیگری مشاهده کرد و از این طریق گفت که وجود تنها صفتی از عدم است.
یکی دیدست و دم زد در یکی اوفدا گشتست اینجا بیشکی او
هوش مصنوعی: یک نفر چیزی را مشاهده کرده و در مورد آن صحبت کرده است، در حالی که خود را فدای آن چیزی کرده است که آنجا وجود دارد.
یکی دیدست و سلطان گشت دایمز ذات کل شدست اینجای قائم
هوش مصنوعی: کسی که به حقیقت وجودی دست یافته و به مقام سلطنت رسیده، همیشه از ذات بیکران الهی واصل شده و در اینجا به مقام ثابت و پایدار خود رسیده است.
چو او یارست گفتارش خدایستحقیقت این زمان عین لقایست
هوش مصنوعی: وقتی او همراه است، سخنانش مانند کلام خداست، زیرا در این زمان، حقیقت به وضوح دیده میشود.
کنون تحقیق میدانم که یار استولیکن چون کنم چون بیشمار است
هوش مصنوعی: حالا خوب میدانم که او محبوب من است، اما نمیدانم چگونه این را بفهمم، چرا که او به اندازهای زیاد است که نمیتوان به راحتی به او رسید.
عوام الناس در غوغا فتادندبیک ره سوی او سرها نهادند
هوش مصنوعی: مردم در هیاهو و شلوغی به سر میزنند و همه به یک سمت روانه شده و به او احترام میگذارند.
نمیدانم کنون تا چون کنم منکه این غوغای تن بیرون کنم من
هوش مصنوعی: نمیدانم اکنون چگونه باید عمل کنم تا این آشفتگی و هیاهوی درونم را آرام کنم.
درون خانقه باید ببُردنبدست این مریدانش سپردن
هوش مصنوعی: در دل خانقاه باید زندگی را به دست پیروان آن سپرد و به آنها واگذار کرد.
عوام از هر طرف آواره سازمپس آنگه درد خود را چاره سازم
هوش مصنوعی: مردم عادی را از هر سو به این سمت و آن سمت میرانم، سپس به فکر درمان درد خود خواهم افتاد.
بسوی خانقه بردش نهان اوبکنجی در نشاندش جان جان او
هوش مصنوعی: او را به سمت خانقاه بردند و در گوشهای پنهانش کردند که روحش را آرامش بخشد.
مریدان بانگ زد با خلق بسیاراز اینجاگاه گشتند جمله آوار
هوش مصنوعی: دوستان و پیروان به آواز درآمدند و با جمعیت زیادی به این سو و آن سو رفتند و همه به هر طرف پراکنده شدند.
سوی منصور شد در خانقه اوزمانی در نشستش پیش شه او
هوش مصنوعی: به خانقاه منصور رفت و مدتی در حضور او نشست.
چنان منصور بد از شوق دلداراناالحق گوی اندر ذوق دلدار
هوش مصنوعی: منصور به قدری از عشق محبوبش شگفتزده و شادمان بود که با شجاعت تمام، جمله "من حق هستم" را بر زبان آورد.
که از هر دو جهان او بیخبر بودکه یارش جملگی اندر نظر بود
هوش مصنوعی: او از هر دو دنیا بیخبر بود، زیرا همهی توجهش به معشوقش بود.
بجز جانان اباکس مینپرداختبیک ره ازنظر برقع برانداخت
هوش مصنوعی: به جز محبوب، چیز دیگری را نپرستیدم و فقط با یک نگاه، حجابها را کنار زدم.
اناالحق میزد اندر بایزید اودمادم میشد اینجا ناپدید او
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که در حالی که بایزید (یک عارف معروف) در حال گفتن "من حق هستم" بود، این صدا و ادعا به طور مداوم شنیده میشد و به همین دلیل او به نوعی ناپدید میشد یا از دیدهها پنهان میگردید. این به نوعی نشاندهنده عمیقتر شدن در تجربههای روحانی و معنوی است.
دگر پیدا نمیشد در بر دوستیکی بُد مغز او تحقیق با پوست
هوش مصنوعی: در بند دوستی، دیگر کسی همچون او پیدا نمیشد، او مغز و جانش را در دل داشت و تنها ظاهری از خود به نمایش نمیگذاشت.
یقین چون بایزید آنجا چنان دیدمر او را در میان راز نهان دید
هوش مصنوعی: یقین او را مانند بایزید دید که در جایی خاص و پنهان، رازهای عمیقی را آشکار کرده است.