بخش ۹۱ - حکایت در ادب و عزّت نگاهداشتن در حضرت باری فرماید
هوش مصنوعی: این متن به توصیف حقیقت و سیر و سلوک در زمینههای روحانی و معنوی پرداخته و به اهمیت پاکی باطن و تقوی در دستیابی به حقیقت اشاره میکند. شاعر از خواننده میخواهد که به درون خود بنگرد و با دوری از آلودگیها، به حقیقت وجود خود و جهان پی ببرد. همچنین، مفهوم تقوی را به دو دسته: ظاهری و باطنی تقسیم میکند و بر اهمیت درک باطنی از تقوی تأکید میکند. در انتها، به رازهای نهان و معرفت الهی پرداخته و خواننده را به جستجوی این اسرار و پیوند با جانان دعوت میکند. این متن اساساً به بیداری روحی و شناخت عمیقتر از وجود و ارتباط با خدا میپردازد.
حقیقت چون ز عزت دم نهانیز دید اینجا کمال جاودانی
هوش مصنوعی: حقیقت به خاطر عظمتش پنهانی سخن میگوید و در اینجا به کمالی که ابدی است، اشاره دارد.
مر ایشان گشت حاصل در یکی بازیقین دیدند هم انجام و آغاز
هوش مصنوعی: آنها در یک لحظه به درک کاملی رسیدند و متوجه شدند که هر آغاز و پایانی به هم مرتبط است و تمام چیزها در یک راستا قرار دارند.
در این دم چو تو در عزت درآئیحقیقت این گره را برگشائی
هوش مصنوعی: زمانی که تو با عزت و شوکت وارد میشوی، حقیقت این مشکل و گرهگشایی برطرف میشود.
یقین از عزت اینجا راز بین تویقین هم جان جان را بازبین تو
هوش مصنوعی: یقین و اعتماد در اینجا به خاطر عزت و احترام خاصی که دارد، به تو نشان میدهد که برای درک بهتر و عمیقتر خودت باید به عمق وجودت نگاهی بیندازی.
ترا جانان نموده روی بنگربجز نور حق از هر سوی منگر
هوش مصنوعی: به تو، ای محبوب، پیشنهاد میکنم که فقط به نور خداوند نگاه کنی و از هر چیز دیگر دوری کنی.
عیان ذرّات اینجا هست اظهارز چشم تو عیانی ناپدیدار
هوش مصنوعی: ذرات و حقیقتهای موجود در اینجا به وضوح وجود دارند، اما نمایان شدن آنها تنها از طریق چشمان تو امکانپذیر است و در غیر این صورت ناپیدا میمانند.
عیان ذات اینجا آشکارستاگر دانی همه دیدار یارست
هوش مصنوعی: اگر بدانید، جوهر حقیقت در این مکان پیداست و همه چیز به ملاقات یار و محبوب مربوط میشود.
عیان ذات بنگر در دل و جانکه از ذرّات آمد جمله پنهان
هوش مصنوعی: ظاهر و باطن خود را به دقت بررسی کن، زیرا تمامی وجود انسان از ذراتی آمده که در ابتدا پنهان بودند.
طلبکارند و تو این سر ببینیز من دریاب اگر صاحب یقینی
هوش مصنوعی: افرادی که نیازمند هستند، و تو تنها سر این ماجرا را ببینی. اگر به حقایق آگاه هستی، باید به من توجه کنی.
از این صورت گذر میکن دمادمحقیقت صبر میکن بر دو عالم
هوش مصنوعی: مدام در حال عبور از ظواهر و شکلها هستم و بر واقعیت صبر میکنم که به دو جهان توجه دارد.
درون خویش بنگر بین تو هم اواگر بینی چنین دانَمت نیکو
هوش مصنوعی: در درون خودت نگاه کن و ببین که آیا آنچه در جستجویش هستی، در خود تو وجود دارد یا نه. اگر چنین است، بدان که تو در مسیر درست و خوبی قرار داری.
دو عالم در تو و تو دردو عالمترا مخفی است اسرار اندر این دم
هوش مصنوعی: دو جهان در وجود تو وجود دارد و تو در این دو جهان پنهان هستی. رازها و اسرار در همین لحظه نهفته است.
دو عالم در تو و تو از دو بینیز من دریاب اگر صاحب یقینی
هوش مصنوعی: دو جهان در وجود تو نهفته است، اما تو به خاطر دوگانگی خود از آن غافل هستی. اگر به حقیقت آگاهی داری، از من درک کن.
دو عالم آن زمان بینی تو در خَودکه یکسانت نماید نیک با بد
هوش مصنوعی: وقتی در درون خود به تماشا بنشینی، میبینی که هر دو جهان، یعنی خوبی و بدی، به یک اندازه و به یک شکل خود را به تو نشان میدهند.
دو عالم آن زمان یکسان به بینیکه خود پیدا و هم پنهان به بینی
هوش مصنوعی: در آن زمان که دو دنیا را به یک شکل میبینی، در حقیقت هم چیزهای واضح را ملاحظه میکنی و هم چیزهای پنهان را درک میکنی.
بهر اندیشه کاینجاگه تو کردیرهی در سوی آن حضرت ببردی
هوش مصنوعی: به خاطر تفکری که در اینجا انجام دادی، به سوی آن مقام بلند و والایی رهنمون شدی.
ره آسانست لیکن بی تو دشواربکردستی در اینجاگه بیکبار
هوش مصنوعی: راه آسان است، اما بدون حضور تو سخت و ناهموار میشود. در این مکان، تنها یک بار این چالش را تجربه کردهایم.
ره آسانست دشواری هم از تسترها کن صورت و در راه او جست
هوش مصنوعی: راه رسیدن به مقصد آسان است، اما اگر با مشکلاتی روبرو هستی، بهترین کار این است که از ظاهر و صورت مسائل رها شده و به تلاش در مسیر اصلی ادامه دهی.
چو مردان باش و دم از لامکان زنکه این دم میزنند اینجای مر زن
هوش مصنوعی: انسانی نیکو باش و به جهان نامحدود فکر کن، زیرا افرادی که در اینجا به کلام میپردازند، همگی از مرزهای معمول فراتر رفتهاند.
زنان راه تو مردان بیابندچنان قربی که مر ایشان نیابند
هوش مصنوعی: زنان با سختی و تلاش راه تو را پیدا میکنند و به مقصدی میرسند که مردان به آسانی نمیتوانند به آن دست یابند.
زنان راه او را خاک شو توحقیقت از تمامت پاک شو تو
هوش مصنوعی: زنان به معنای خضوع و فروتنی در برابر او جادهاش را به خاک تبدیل کن، تا بتوانی حقیقت را به طور کامل از خود پاکسازی کنی.
ز آلایش برون آی و دم یاربپاکی زن اگر هستی خبردار
هوش مصنوعی: از آلودگیها دور شو و با صدای یار به پاکی رو بیا، اگر واقعا آگاه و هوشیار هستی.
بپاکی راه حق بیشک توان یافتبپاکی در مقام جان جان یافت
هوش مصنوعی: با پیروی از راه راست و درست، میتوان به حقیقت و هدف بزرگتری دست یافت. پاکی و صداقت در وجود انسان، او را به مقام والایی در هستی میرساند.
بپاکی میتوانی یافت حق توز مردان اندر اینجاگه سبق تو
هوش مصنوعی: اگر پاکی و خلوص در خود داشته باشی، میتوانی حق و حقیقت را از مردان عادل و درستکار در این مکان بیابی.
بپاکی میتوانی گر بری راهیقین اینجایگه تاحضرت شاه
هوش مصنوعی: اگر با خلوص نیت قدم در راه یقین بگذاری، میتوانی به حضور شاه برسید.
بپاکی روی او دانی توان یافتکه نتوان روی او هر ناتوان یافت
هوش مصنوعی: با دیدن چهرهی زیبا و پاک او، میتوان به حقیقتی دست یافت که در ناامیدی و ناتوانی دیگران نمیتوان آن را یافت.
بتقوی روی جانان میتوان یافتمر این دشوار آسان میتوان یافت
هوش مصنوعی: با پرهیزکاری و تقوا میتوان به محبوب حقیقی دست یافت، و این هدف که سخت به نظر میرسد، در واقع میتواند آسان نیز باشد.
بوقتی کین نهادت پاک گرددیقینت در نهاد خاک گردد
هوش مصنوعی: وقتی که دل و جانت از کینه و دشمنی پاک شود، مطمئناً ریشههای وجودت نیز به خاک و آرامش خواهد رسید.
تن و دل پاک دار اندر بر خاکحقیقت محو گردد تا شود پاک
هوش مصنوعی: برای اینکه به حقیقت واقعی دست یابی، باید جسم و دل خود را پاک نگهداری. زمانی که این پاکی را در خود پرورش دهی، خود را در دنیای واقعی ناپدید خواهی کرد و به حالت پاکی دست خواهی یافت.
وگرنه در عیان و زندگانییقین میدان که در پاکی بمانی
هوش مصنوعی: اگر در زندگی به وضاحت و حقیقت توجه کنی، مطمئن باش که در پاکی و درستی باقی خواهی ماند.
دو تقوی هست در معنی بگویموگر چاره در اینجا من بجویم
هوش مصنوعی: در معنا دو نوع تقوی وجود دارد که در اینجا بیان میکنم و اگر راه حلی در این زمینه بخواهم جستجو کنم.
ترا این سرّ معنی در نموداربس است این گر شوی از جان خبردار
هوش مصنوعی: این نکته عمیق را فقط در آنچه که مشاهده میکنی، پیدا کن و اگر از عمق وجودت آگاه شوی، به حقیقت نزدیکتر خواهی شد.
یکی تقوی و ظاهر امر فرمانکه بسپاری حقیقت راه جانان
هوش مصنوعی: بهترین کار این است که ظاهر زندگی را با تقوا و دیانت سپری کنی، زیرا اگر به حقیقت و باطن امور پیببری، میتوانی به درستی راه عشق و معصومیت را پیدا کنی.
بتقوی میتوانی یافت این سرکه بیشک انبیا تقوای ظاهر
هوش مصنوعی: با پرهیزکاری میتوانی به عمق این حقیقت دست یابی، چرا که البته پیامبران نیز دارای تقوای ظاهری هستند.
در اینجاگه نمودند وشدند دوستبیابد مغز آنگاهی یقین پوست
هوش مصنوعی: در این مکان، کسانی که به هم نزدیکی دارند و دوستی برقرار میکنند، با درک عمیق به صداقت و حقیقت میرسند؛ در حالی که ظواهر و سطح مسائل به هیچ وجه کافی نیستند.
دم تقوی بباطن گر توانیبری ره سوی جانان ناگهانی
هوش مصنوعی: اگر میتوانی، درونی پاک و با تقوا داشته باش و به سمت محبوب حقیقی خود به طور ناگهانی حرکت کن.
حقیقت تقوی باطن همی جویکه ناگاهی بری از وصل او گوی
هوش مصنوعی: تقوا را در باطن خود جستجو کن، زیرا ممکن است ناخواسته از ارتباط با حقیقت آن غافل شوی.
تو باطن پاک دار و کمترک خورکه ذرّه ناگهان آید سوی خور
هوش مصنوعی: خودت را پاک و بیآلایش نگهدار و از چیزهای نامناسب دوری کن، زیرا ممکن است یک لحظه کوچک و ناگهانی تو را به سوی چیزهای بد سوق دهد.
تو باطن پاک دارد از هر خیانتکه عرضاً عرضه کردم در امانت
هوش مصنوعی: تو دارای باطن پاکی هستی و از هر گونه خیانت به دوری، حتی زمانی که در مورد امانت صحبت میکنم.
تو باطن پاک دار و دوست دریاببمعنی تو توئی دوست دریاب
هوش مصنوعی: در درون خود پاکی را حفظ کن و مفهوم دوستی را درک کن، یعنی تو خود دوستی را در خود بیاب.
تو باطن پاک میدار از طبیعتبتقوی باش درعین شریعت
هوش مصنوعی: درون خودت را از هر آلودگی پاک نگهدار و در عین پایبندی به قوانین دین، به تقوا و پرهیزگاری ملتزم باش.
تو باطن پاک دار و خواب کم کنحقیقت خورد و خواب خویش کم کن
هوش مصنوعی: درون خود را پاک نگهدار و خواب و استراحت را کم کن تا به حقیقت نزدیکتر شوی و از زندگی واقعیتری بهرهمند گردی.
ز خورد و خواب اینجا تاتوانیگریزان باش تاگردی معانی
هوش مصنوعی: از خوراک و خواب در اینجا بپرهیز؛ تا از گرداب معانی دور بمانی.
ز خورد و خواب بگذر همچو مردانز بیداری نظر کن جان جانان
هوش مصنوعی: از خواب و خوراک بگذر و مانند مردان بیدار باش و به زندگی و حقیقت عمیقتر نگاه کن.
ز خورد و خواب تو چیزی ندیدیبجز رنج و غم و گند و پلیدی
هوش مصنوعی: به خاطر خوردن و خوابیدن، جز درد و ناامیدی و چیزهای ناپسند چیزی نمیبینی.
ز خورد و خواب تا بودی غمت بوددریغا خورد و خوابت زودتر بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که مشغول خوردن و خوابیدن بودی، نگرانیات وجود داشت. افسوس که خوردن و خوابیدنت زودتر از آنچه باید، پایان پیدا کرد.
ز خورد و خواب دیدی رنج بسیارغم و اندوه ماندستی گرفتار
هوش مصنوعی: از خوراک و خواب، تو رنج و درد زیادی را تجربه کردی و در نتیجه، اندوه و غم به دام تو افتاده است.
ز خورد و خواب مردان در گذشتندره جانان بیک ره در نوشتند
هوش مصنوعی: مردان به خاطر خوردن و خوابیدن از دنیا رفتهاند و در مسیر عاشقی، تنها یک راه برای رسیدن به محبوب باقی مانده است.
ز بی خوابی و کم خواری در اینجاکشیدند رنج و هم خواری در اینجا
هوش مصنوعی: در اینجا به خاطر بیخوابی و کمخوابی به سختی و رنج کشیدند و دیگران نیز دچار همین مشکلات شدند.
ز بیخوابی جمال یار دیدندز کم خواری بکام دل رسیدند
هوش مصنوعی: به خاطر بیخوابی، زیبایی محبوب را دیدند و از آنجایی که خوابشان کم بود، به آرزوی دلشان رسیدند.
ز بی خوابی نهانشان درگشودندنگه کردند بیشک دوست دیدند
هوش مصنوعی: از بیخوابی و شبزندهداری آنها به ناگاه چشمانشان را باز کردند و نگاه کردند، و بیتردید دوست خود را دیدند.
ز بیخوابی در اینجا قربت دوستگزیدند و برون رفتند از پوست
هوش مصنوعی: به دلیل بیخوابی، آنها در این مکان به خاطر دوری از دوست، به شدت درد و رنج کشیدند و از پوستهی خود رها شدند.
ز بی خوابی عیان ذات بیچونشدند اینجایگه خوش بیچه و چن
هوش مصنوعی: بخاطر بیخوابی و ناتوانی، حقیقت و ماهیت اصلی نمایان شد. در اینجا، خوشی و زیبایی مانند یک گل کوچک به نظر میرسد.
ز بیخوابی در اینجا راز مطلقشدند وآنگهی گفتند اناالحق
هوش مصنوعی: از کمخوابی، در اینجا به حقیقتی عظیم دست یافتند و سپس اعلام کردند که من حق هستم.
اناالحق آن زمان گفتند در ذاتکه بیشک جان جان شد جمله ذرّات
هوش مصنوعی: در آن زمان، وقتی حقیقت به زبان آمد، گفتند که به راستی روح، جان وجود همه موجودات شد.
اناالحق آن زمان گفتند بیخودکه یکسان گشت جمله نیک با بد
هوش مصنوعی: در آن زمان که حق را فاش گفتند، همه چیز به طوری شد که نیک و بد یکسان به نظر میرسیدند.
اناالحق آن زمان گفتند در رازکه یکی گشتشان انجام و آغاز
هوش مصنوعی: زمانی که به حقیقت رسیدند، گفتند: "من همان حق هستم." آن زمان، آغاز و پایان برای آنان به یک معنا تبدیل شد.
اناالحق آن زمان گفتند با خلقکه فارغ آمدند از دام وز دلق
هوش مصنوعی: در آن زمان، زمانی که به مردم اعلام کردند که از بندها و زرق و برقهای دنیا آزاد شدهاند.
بدانستند چندی و بگفتنددَرِ این راز خود با کس نگفتند
هوش مصنوعی: آنها مدتی چیزی را درک کردند و گفتهاند که راز خود را با هیچکس در میان نگذاشتند.
بدانستند چندی راز تقلیدولی شان مینمود این سر توحید
هوش مصنوعی: آنها مدتی به عمق راز تقلید پی بردند، اما در ظاهر تنها پیام وحدت را نشان میدادند.
بدانستند چندی سرّ این رازحجاب انداختند از پیش خود باز
هوش مصنوعی: آنها فهمیدند که چه چیزهایی را باید پنهان کنند و به همین دلیل خود را از دید دیگران دور نگه داشتند.
بدانستند چندی در نهانیغلط کردند بی تو تا ندانی
هوش مصنوعی: آنها مدتی در خفا اشتباهاتی کردند که تو از آنها آگاه نشوی.
بدانستند چندی از شنفتهولی بیدار کی باشد چو خفته
هوش مصنوعی: میدانند که چیزهایی را شنیدهاند، اما کی بیدار خواهند شد زمانی که در خواب به سر میبرند؟
بدانستند چندی در نمودارشده آگه بکل از سرّ این کار
هوش مصنوعی: آنها مدتی در این موضوع آگاهی پیدا کردند و از راز این کار کاملاً مطلع شدند.
نهان گفتند با یکدیگر اینجاکه راز پادشه نارند پیدا
هوش مصنوعی: آنها در اینجا به طور پنهانی با هم صحبت کردند و گفتند که راز پادشاهان در این مکان مشخص نیست.
نهان گفتند با یکدیگر اینجاکه راز دوست را نارند پیدا
هوش مصنوعی: آنها به طور پنهانی با هم گفتند که نباید راز دوستی را در اینجا فاش کنند.
نه هر کس صاحب اسرار باشدنه هر سر لایق دیدار باشد
هوش مصنوعی: هر کسی که اسرار را میداند، لزوماً شایستهی دیدار و نزدیکی نیست و هر کسی که سر و صورت زیبایی دارد، لزوماً شایستهی مشاهده و شناخت نیست.
بقدر جمله دارم هم بگفتاربیانها مینمایم اندر اسرار
هوش مصنوعی: به اندازهای که دارم، در گفتگوها و بیانها مینمایانم، اما در درون اسرار و عمق مسائل سکوت میکنم.
کسانی کین طلب دارند در دلکه ناگه پی برند این راز مشکل
هوش مصنوعی: افرادی که در دل خواهان حقیقت هستند، ناگهان به درک این راز پیچیده دست پیدا میکنند.
ببازی نیست بخشایش حقیقتسپردن بایدت راه شریعت
هوش مصنوعی: بخشش و بخشایش به معنای تسلیم کردن حقیقت است و برای این کار باید راه درست و صحیح را در پیش بگیری.
ره اینجاگه سپاری دوست گرددحقیقت مغز هم بی پوست گردد
هوش مصنوعی: اگر مسیر خود را به دوست بسپاری، حقیقت به مانند مغزی خواهد بود که بدون پوست نمایان میشود.
ره جان کن که درجانست جاناندر اینجا جملگی اسرار جویان
هوش مصنوعی: به مسیر روح برو، زیرا در این مسیر حقیقت وجود دارد و محبوب در اینجا است، همه حقیقتجویان به دنبال او هستند.
وصالش جمله در جان باز دیدندچو فی الجمله بکام خود رسیدند
هوش مصنوعی: وقتی که به وصالش دست یافتند، همه چیز را در وجود خود احساس کردند و به خواستههای خود رسیدند.
در اینجاهیچ و جملهاند سرمستفتاده از بلندی در سوی پست
هوش مصنوعی: در اینجا هیچکسی نیست جز برخی افراد که به خاطر خوشحالی و سرخوشی از ارتفاعات به پایین افتادهاند.
نداند اوّل و آخر تمامتنمودند بازمانده در ملامت
هوش مصنوعی: او نمیداند که از ابتدا تا انتها چه بر سر او آمده است و فقط در این میان باقی مانده و به ملامت دچار شده است.
اگرچه بازگوید همچنانستولیکن در جنون راز نهان است
هوش مصنوعی: هرچند او سخنانش را تکرار میکند، اما در دیوانگی او، رازی پنهان وجود دارد.
بهر نوعی یقین بسیار گویندهمه از دیدن دلدارگویند
هوش مصنوعی: هر کس به نوعی از عشق و محبت سخن میگوید، چون همه به تماشای محبوب نشستهاند.
ولیکن کس نمیداند یقین رازکه شرحی گویم از انجام و آغاز
هوش مصنوعی: اما کسی بهطور قطع نمیداند چه رازی در دل نهفته است که بخواهم دربارهی شروع و پایان آن صحبت کنم.
همه حیران و گویا در خموشندچو دیگی اندر این سودا بجوشند
هوش مصنوعی: همه گیج و بهتزدهاند و به نظر میرسد که هیچ حرفی نمیزنند، مانند دیگی که در حال جوشیدن است و در آن اتفاقاتی در حال رخ دادن است.
در این سودا فتادستند بسیارنیامد هیچ اینجایگه پدیدار
هوش مصنوعی: در این وضعیت، بسیاری درگیر شدهاند و هیچکس به اینجا نیامده و در نظر نمیرسد.
که تا برگوید اینجا راز جانانببازد اندر اینجا گوهر جان
هوش مصنوعی: هر کس که در اینجا به بیان راز دل محبوب بپردازد، در واقع جان خود را در این مسیر فدا میکند.
سر و جان هر دو دربازد بپایشبیابد ابتدا و انتهایش
هوش مصنوعی: هر دو وجود انسان، چه جسم و چه روح، در برابر او قرار میگیرند و انسان به دنبال درک آغاز و پایان وجودش میباشد.
سر و جان گر ببازی این بود رازحجاب افتد ز رویش بیشکی باز
هوش مصنوعی: اگر جان و سر خود را در راه عشق فدای او کنی، راز و رمز حجاب از چهرهاش کنار میرود و حقیقت بر تو آشکار میشود.
بدانی و بگوئی بعد از این توچو بردی ره سوی عین الیقین تو
هوش مصنوعی: بدانی و بگویی که بعد از این، زمانی که به حقیقت روشن و آشکار رسیدهای، تو به کدام سمت میروی.
رهی نابردهٔ در پردهٔ رازکه تا بینی حقیقت ناگهی باز
هوش مصنوعی: هر کسی که بدون تحمل سختیها و تلاشهای لازم به سراغ حقیقت برود، نمیتواند آن را به درستی درک کند؛ زیرا برای درک حقیقت نیاز به تجربه و کشف عمیقتر وجود دارد.
رخ معشوق تا چندی از این دردشوی از بود اشیا جملگی فرد
هوش مصنوعی: چهره محبوب تا چه زمانی به این درد میخندد و از وجود تمام موجودات جداست.
چراگفتار بیهوده درآئیکه در گفتارمانند درائی
هوش مصنوعی: چرا سخن بیهوده میگویی در حالی که گفتار همچون دمی است که در آن نفس میکشیم؟
چرا گفتار بنمودی تو چندیناز آن داری تو در اسرار حق بین
هوش مصنوعی: چرا تو این همه از اسرار حق را آشکار کردی؟ چه مقدار از آن را در دل خود داری؟
از آن کین جاتو گفتی پیش هر کسنمود دوست آخر چند از این بس
هوش مصنوعی: اگر به یاد داشته باشی، در جمع هر کسی در مورد دوستت صحبت کردی، حالا میخواهی ببینی در نهایت چند نفر از این صحبتها با تو همعقیده هستند.
بگوی و خوف جان از پیش برداربیک ره دل ز جان خویش بردار
هوش مصنوعی: بگو و به ترس از جان خود پایان بده. با دل شجاع، از جان خود و مشکلاتش فاصله بگیر.
به یک ره دل ببر از عالم دونکه تا آخر نماید دور گردون
هوش مصنوعی: به یک مسیر دل را از این دنیا و پایینتر از آن ببر، تا اینکه در پایان، چرخش دنیا را به تو نشان دهد.
نخواهد مانددور آفرینشتو بگشا این زمان اسرار بینش
هوش مصنوعی: زمانی که آفرینش تو به پایان میرسد، این زمان است که باید اسرار و رازهای بینش خود را بگشایی و آشکار کنی.
بیک ره کن مبدّل صورت جانفنا کن هر دو اندر ذات جانان
هوش مصنوعی: راهی را بیاب و تغییر صورت را به کار ببر تا جان را از بین ببری و هر دو را در ذات معشوق غرق کنی.
نداری هیچ باید اندر این راهبماندستی چو موری در بن چاه
هوش مصنوعی: اگر چیزی نداری، باید در این مسیر بمانی؛ مثل موری که در انتهای چاه گرفتار شده است.
قدم در راه نه میرو یقین توچو مردان باش اینجا پیش بین تو
هوش مصنوعی: در اینجا به تو میگویند که وقتی قدم در راهی گذاشتی، نباید بیملاحظه و بیفکر حرکت کنی. باید با ایمان و اراده قوی مانند مردان عمل کنی و با توجه و شناخت درست، جلو بروی.
قدم اینجا نه و این سر تو دریابکه مقصودت شود حاصل از این باب
هوش مصنوعی: در اینجا سعی کن قدم نگذاری و به عقل و درایت خود توجه کن تا به هدف و خواستهات دست یابی.
از آن درهر چه جوئی میدهندتیقین میدان که منّت مینهندت
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جستجوی آنی، به تو داده میشود، بدان که این از روی لطف و کمک دیگران است.
نباشد منّت اینجا هرچه دارندهمه از بهر تو اینجا بکارند
هوش مصنوعی: اینجا هیچ کس انتظار قدردانی ندارد، هر چه که در این مکان وجود دارد، همه به خاطر تو است و برای تو به کار گرفته شده است.
در اینجا هر چه دادند کی ستانندازآن می هیچ کس این سر ندانند
هوش مصنوعی: در اینجا هر چه که به انسان داده میشود، در نهایت از او چه میگیرند؟ هیچکس نمیداند که پایان کار چیست.
که دل باید که با جان همدم رازبود تا این بیابد بیشکی باز
هوش مصنوعی: دل باید همواره با جان همراه و همراز باشد تا بتواند به حقیقت و شناخت عمیقتری دست یابد.
چو جان و دل ابا هم یار باشندیقین توحید هم اینجا بباشند
هوش مصنوعی: وقتی جان و دل با هم همراستا و در کنار یکدیگر باشند، یقیناً توحید و یکتاپرستی نیز در این حالت وجود خواهند داشت.
نمود هر دو با رفعت شود بازبود تا این بیابد بی شکی باز
هوش مصنوعی: هر دو با بلندی خود را نشان میدهند و این امکان وجود دارد که دوباره به یکدیگر برسند و بدون تردید به نتیجهای روشن دست یابند.
بوقتی جان شود تن اندر اینجاکه گردد باطنت کلّی مصفّا
هوش مصنوعی: زمانی که روح انسان به کمال برسد و از جسم خود آزاد شود، باطن او به طور کامل پاک و روشن خواهد شد.
بوقتی جان شود جان حقیقتکه بسپارد بکل سرّ شریعت
هوش مصنوعی: زمانی که روح به حقیقت خود برسد، تمام اسرار شریعت را در اختیار خواهد گذاشت.
بوقتی جان شود جانان در این رازکه محو آید ورا انجام و آغاز
هوش مصنوعی: زمانی که جان محبوب به این راز پی ببرد، هرچه که هست در عشق او محو میشود، نه آغاز و نه انجام برایش معنایی خواهد داشت.
بوقتی جان شود جانان در اینجاکه پنهانی شود ناگاه پیدا
هوش مصنوعی: زمانی که جان به عشق و محبوب نزدیک شود، در اینجا ناگهان به صورت پنهانی نمایان میشود.
بوقتی جان شود جانان یقین دانکه گردد جسم از دیدار پنهان
هوش مصنوعی: وقتی که روح به محبوب برسد، به یقین میتوان فهمید که جسم از دیدار او پنهان میشود.
بوقتی جان شود جانان که بینییقین این سر اگر صاحب یقینی
هوش مصنوعی: وقتی جانت به عشق و معشوق پیوند میخورد که به طور قطع این سرای وجود را بخواهی و به حقیقتی عمیق دست یابی.
که پنهان گردد این صورت عیانتشود بیشک حقیقت جان جانت
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که اگر ظاهری از عشق یا زیبایی پنهان شود، در واقع حقیقت واقعی و عمیقتری از وجود انسان نمایان میشود. در این شرایط، عمق وجود و جوهر روح فرد بیشتر نمایان میگردد.
چو صورت از میان برخواست جانستپس آنگه دیدن جان جهانست
هوش مصنوعی: وقتی که ظاهر و شکل از میان رفت، در واقع جان و روح نمایان میشود و درک حقیقت زندگی به همین معناست.
چوصورت از میان برخواست بیشکسراسر بینی اینجا در یکی یک
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهای زیبا و دلربا ظاهر میشود، حتماً میتوانی زیبایی آن را در هر جایی ببینی و احساس کنی که زیبایی تمامنشدنی است.
بود یکی شده صورت عیان گمجهان اندر وی و وی در جهان گم
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که یک شخص، به وضوح و به شکل ملموسی، در جهان حضور دارد، اما در عین حال، دنیای بیرون در او گم شده است و او نیز در دنیای بیرون ناپدید شده است. به نوعی او به یک وحدت رسیده و مرزهای بین خود و جهان در هم فرو ریختهاند.
بسی راهست در گم بودن اینجارهی نیکو طلب ای مرد دانا
هوش مصنوعی: در اینجا راههای زیادی وجود دارد و ممکن است گمراه شوید. ای مرد دانا، سعی کن راه درست و نیکو را پیدا کنی.
رهت آخر فنای جاودانستدر آخر کار بی نام ونشانست
هوش مصنوعی: راهی که در پیش داری، در نهایت به نابودی بیپایان میرسد و در پایان، هیچ اثری از نام و نشانی نخواهد بود.
در آخر کار بیکاریست تحقیقنهان گشتن پس آنگه راز توفیق
هوش مصنوعی: در پایان کار، بیکاری میآید و تلاشهای پنهانی به فراموشی سپرده میشود و سپس راز موفقیت پیدا میشود.
نهان خواهی شدن ای دل نهانینمیدانم ولی دانم که دانی
هوش مصنوعی: ای دل، اگر میخواهی در خفا باشی، نمیدانم چگونه این کار را انجام دهی، اما میدانم که تو خودت این موضوع را میدانی.
در آخر رازت اینجاگه نهان استترا پیدانمودن جان جانست
هوش مصنوعی: راز تو در اینجا پنهان است و یافتن تو برای جان، مانند جان بخشیدن است.
در آخر میشوی اینجا فنا توکه تا یابی یقین دید بقا تو
هوش مصنوعی: در پایان، تو به نابودی میرسی، تا زمانی که حقیقت و اطمینان وجود پایدار را درک کنی.
در آخر میشوی مر ناپدیداردر آنسو میشوی کلّی پدیدار
هوش مصنوعی: در پایان، تو به گونهای محو میشوی که دیگر دیده نمیشوی، اما در آن سوی دیگر، به طور کامل نمایان خواهی شد.
در آخر اصل او گر باز جوئیسزد این سر که با هر کس نگوئی
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت وجود او بازگردی، سزاوار است که این راز را با هر کسی در میان نگذاری.
ولیکن چون کنی در عین گفتارکه حق گویاست اندر کلّ اسرار
هوش مصنوعی: اما وقتی که در دل سخن بگویی، حقیقت خودش در تمام رازها نمایان است.
چو حق گویاست حق میگوید این رازبگو تاکه در اینجا بشنود باز
هوش مصنوعی: وقتی که حق سخن بگوید، حقیقت را بیان میکند. این راز را بگو تا کسی در اینجا آن را بشنود و دوباره به آن توجه کند.
یقین دریاب این اسرار بنگرنظر کن زود این گفتار بنگر
هوش مصنوعی: به یقین به این رازها توجه کن و به دقت به این سخنان نگاه کن.