بخش ۱۳ - در نکوهش مفتی میفرماید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقد قاضی میپردازد که با دریافت رشوه، عدالت را زیر پا گذاشته و به حقوق یتیمان تجاوز میکند. او نشان میدهد که قاضی به خاطر ترس از عواقب کارهایش، اموال یتیم را به نفع خود ضبط میکند و این موضوع را از مردم پنهان میسازد. یتیم به قاضی مراجعه میکند و از گمشدن اموالش شکایت میکند، اما قاضی به او پاسخ میدهد که او هیچ خطایی نکرده و در حقیقت خود را عادل میداند. شاعر با انتقاد از این رفتار، به اهمیت صداقت و پیروی از اصول اخلاقی و دینی تأکید میکند. او به خواننده توصیه میکند که از دنیای فانی و فساد آن دوری کند و به سوی عرفان و عشق الهی قدم بردارد تا به حقیقت و روشنایی دست یابد. در نهایت، از انسانها دعوت میشود که در پی حقیقت و محبت الهی باشند و به راه درست و راستین هدایت شوند.
من بگویم حالت قاضی تمامزانکه رشوت گیرد او از خلق عام
هوش مصنوعی: من میگویم قاضی چه وضعیتی دارد، زیرا او از مردم عادی رشوه میگیرد.
او همی بیند که دارد نام وننگدر شود در نار دوزخ بیدرنگ
هوش مصنوعی: او میبیند که چگونه نام و اعتبار او در دنیا به خطر افتاده و به سرعت به درک عواقب آن میرسد، که ممکن است او را به آتش جهنم بکشاند.
رشوت بسیار و زرهای یتیمدر نهانی گیرد او از روی بیم
هوش مصنوعی: او در خفا و به خاطر ترس، رشوههای زیادی میگیرد و پولهای یتیمان را تصاحب میکند.
پس یتیم بیکسی پیدا کندمال او در دفتر خود جاکند
هوش مصنوعی: اگر یتیمی در دنیای تیره و بی کسی خود به چیز با ارزشی برخورد کند، آن را در یادداشتهایش ثبت میکند.
قاضیی را یک ملازم بود فردضبط کردی مال ایتام از نبرد
هوش مصنوعی: قاضیای داشتیم که ملازمش فردی بود. او مال یتیمان را از طریق نبرد غصب کرده بود.
کرد پیدا او یتیمی بی سخنقاضیش گفتا که مالش ضبط کن
هوش مصنوعی: او یتیمی را بدون صحبت پیدا کرد و قاضی به او گفت که اموالش را ضبط کن.
شش هزاری داشت نقره آن یتیمگفت حق داده مرا خوان نعیم
هوش مصنوعی: یک یتیم شش هزار درهم نقره داشت و گفت که حق من به من داده شده و این ثروت در واقع بهرهمندی من از نعمتهای زندگی است.
پس گرفت آن زر بسوی خانه کردوز یتیم بی پدر بیگانه کرد
هوش مصنوعی: او آن طلا را به خانهاش برد و موجب شد که یتیم بیپدر احساس بیکسی کند.
برگرفت او یک هزار از بهر خودپنج دیگر را بقاضی کرد رد
هوش مصنوعی: او هزار را برداشت و برای خود، پنج دیگر را به قاضی رد کرد.
بیتکلّف بهر خود قاضی گرفتوین حکایت را ز مردم می نهفت
هوش مصنوعی: بدون زحمت و درگیر شدن، قاضی را برای خود انتخاب کرد و این داستان را از مردم پنهان نگه داشت.
گفت قاضی تو چه کردی وجه راگفت کردم خرج او بی ماجرا
هوش مصنوعی: قاضی پرسید که تو چه کردی با پول؟ او پاسخ داد که آن را صرف کردم بدون هیچ دردسری.
کرد قاضی یک هزاری قرض از اوگفت دیگر را نگه دار ای نکو
هوش مصنوعی: قاضی یک هزار تومان از او قرض گرفت و گفت: دیگران را نیز مراقب باش و خوب رفتار کن.
چون برآمد چند روزی زین سخنگفت با قاضی که با ما رحم کن
هوش مصنوعی: پس از گذشت چند روز از این موضوع، از قاضی خواست که با ما مهربان باشد.
وجه آن مسکین یتیم مستمندبرد دزد و اوفتادش در کمند
هوش مصنوعی: چهرهی آن یتیم نیازمند را دزد دید و به دامش گرفتار شد.
جمله را دزدان بدزدیدند و رفتجان از این آتش بوددر تاب و تفت
هوش مصنوعی: همه چیز را دزدان ربوده و فرار کردند و جان از این آتش در حال سوختن و تفت دادن است.
گفت رو چون برتو این دعوی کنندبا تو این دعویّ بیمعنی کنند
هوش مصنوعی: اگر کسی با تو به این موضوع بحث کند، آن بحث برای تو بیفایده و بیمعنی خواهد بود.
گوی زر را دزد از من برده استخاطر من زین سبب افسرده است
هوش مصنوعی: دزد، گوی زری را که متعلق به من بود، دزدیده و به همین دلیل دل من بسیار ناراحت و غمگین است.
من بحفظ آن بکردم جهد نیکجمله را محکم نهادم زیر ریگ
هوش مصنوعی: من تمام تلاشام را برای حفظ آن کردم و همه چیز را با دقت زیر پوشش قرار دادم.
من زرت را چون امینی بودهامکی بدان من دست خود آلودهام
هوش مصنوعی: من به گونهای رفتار کردهام که مانند یک نگهبان شریف بودهام، پس چگونه ممکن است که به خودم آسیب برسانم؟
هیچ بر تو مینیاید مرد باشوز غم واندوه عالم فرد باش
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتواند تو را به زانو درآورد؛ مرد باش و با مشکلات و غمهای دنیا بهتنهایی برخورد کن.
چون یتیم آن زر طلب کرد از امینپیش قاضی رفت نالان و غمین
هوش مصنوعی: بسیار ناراحت و گریان، مانند یتیمی که به دنبال گنجی از امین است، به قاضی مراجعه کرد و از وضعیت خود گلهمند بود.
ماجری گفتند با قاضی بهمکرد قاضی ناتوان را متّهم
هوش مصنوعی: داستانی میگویند که قاضی با شخصی ناتوان دچار اما و اگر شد و او را به اتهاماتی متهم کرد.
گفت قاضی با یتیم ای بوالعجیباین چنین در شرع ما نبود غریب
هوش مصنوعی: قاضی به یتیم گفت، ای شگفتانگیز! این مسئلهای که ما در حال بررسی آن هستیم، در قوانین ما چیز عجیبی نیست.
اویکی مرد امین عادل استسالها در محکمه دارد نشست
هوش مصنوعی: او مردی trustworthy و عادل است که سالها در دادگاهها به قضاوت و رسیدگی به امور مردم پرداخته است.
زو خیانت کی روا باشد روابر تو باشد زین حکایت حدّ روا
هوش مصنوعی: از خیانت چه انتظاری میتوان داشت وقتی که خودت از این داستان برحذر نیستی و به دیگران اجازه میدهی که مرتکب این فعل شوند؟
دیگر آنکه هیچ میناید بشرعبرامین تو برای اصل و فرع
هوش مصنوعی: دیگر اینکه هیچکس به قوانین تو نیازی ندارد، نه در اصول و نه در جزئیات.
چون یتیم از قاضی اعظم شنیداین سخن را گفت از شرع این بعید
هوش مصنوعی: یک یتیم زمانی که از قاضی بزرگ این سخن را شنید، گفت که این حرف با اصول قانونی و شرعی تناقض دارد.
کار قاضی این و کار مفتی آنکار ملاّی مدرّس را بمان
هوش مصنوعی: داستان این است که هر شخصی وظیفه خاص خود را دارد و باید به درست انجام دادن کارش بپردازد. قاضی باید به قضاوت بپردازد، مفتی وظایف خود را انجام دهد و معلم نیز کارش را ادامه دهد. هر کس باید در حوزه تخصص خود فعالیت کند و به کار دیگران دخالت نکند.
راه شرع اینست کایشان میرونداین همه دنبال شیطان میروند
هوش مصنوعی: راه درست و صحیح این است که انسانها باید بر اساس اصول و قوانین دینی حرکت کنند، اما در واقعیت، بسیاری از افراد به جای پیروی از این راه، به دنبال وسوسهها و فریبهای شیطانی میروند.
راه راه مصطفی و آل اوستچون بدانستی برو کاین ره نکوست
هوش مصنوعی: راه و مسیر، راه محمد و خاندان اوست. چون این را فهمیدی، به آن ادامه بده که این مسیر، مسیر خوبی است.
من بتو صد بار گفتم صد هزاردست از دامان حیدر بر مدار
هوش مصنوعی: من بارها به تو گفتم که از دامان حیدر (علی) دور نشو و به او وابسته باش.
راه حیدر رو که اندر راه اونور حق بد از دل آگاه او
هوش مصنوعی: راه علی (حیدر) را دنبال کن، چرا که در این مسیر، نور حقیقت از دل او آگاه و روشن است.
راه راه اوست دیگر راه نیستگر روی جای دگر جز چاه نیست
هوش مصنوعی: راه تنها مسیر اوست و غیر از این، راهی وجود ندارد. اگر به سمت دیگر بروی، تنها در چالهای فرو میروی.
خویش را مفکن تو اندر چاه تنجهد کن تا تو برون آئی چو من
هوش مصنوعی: خودت را در چاه جسم محبوس نکن، تلاش کن تا مانند من از آن بیرون بیایی.
این همه درها که این عطّار سفتدر درون گوش او کرّار گفت
هوش مصنوعی: عطار درون خود را پر از درهای مختلف میبیند که بارها و بارها به او گفتهاند. این نشاندهندهی سفر درونی و جستجوی عمیقتر اوست. در واقع، او در تلاش است تا از طریق این درها به حقیقتی فراتر از آنچه که در بیرون وجود دارد، دست یابد.
گفت بشنو گیر درگوش این همهتا شود روشن شب تو زین همه
هوش مصنوعی: گفت: به دقت و با گوش جان بشنو تا روشنی شب تو از این همه مطالب روشن شود.
ز آنکه شب تاریک و ظلمانی بوددر درونش آب حیوانی بود
هوش مصنوعی: چون شب تاریک و غمانگیز بود، در دل آن زندگی و انرژی وجود داشت.
من بسی شبها بکنجی بودهامراه عرفان را بسی فرسودهام
هوش مصنوعی: من شبهای زیادی را در گوشهای نشستهام و در جستجوی حقیقت و شناخت عمیق مشغول بودهام.
گنج جانست و جواهر معرفتمن از اینها میکنم باتو صفت
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به اهمیت و ارزش درونی انسانها دارد. جان انسان گنجی باارزش است و معرفت و آگاهی، جواهرهایی هستند که از این گنج به دست میآیند. به عبارت دیگر، ما از ارزش و عمق وجود خود با آگاهی و شناختی که کسب میکنیم، ویژگیهای برجستهتری را در خود شکل میدهیم.
ای تو مغرور جهان و مال خودرحم میناید ترا بر حال خود
هوش مصنوعی: ای کسی که به دنیا و داراییات مغروری، بر حال خودت رحم کن و دل سوزان باش.
گر هزاران سال تو زحمت بریمال دنیا را همه جمع آوری
هوش مصنوعی: حتی اگر سالها تلاش کنی و ثروت دنیا را جمع کنی، باز هم به اندازه یک لحظه از زمان خودت ارزش نداشته و نمیتواند آرامش و خوشبختی واقعی را برایت به ارمغان آورد.
عاقبت بگذاری و بیرون رویخود یقین میدان که تو ملعون روی
هوش مصنوعی: اگر نهایتاً کناری بگذاری و بیرون بروی، مطمئن باش که عذاب و ننگی در انتظار توست.
هست دنیا پر ز آتش بهر کساوفتاده اندرو چون خار و خس
هوش مصنوعی: دنیا پر از مشکلات و سختیهاست و همه در این دنیای آتشین گرفتار شدهاند، مانند خار و علف هرز که در زمین پراکندهاند.
ای گرفتار عیال و زن شدههمچو حیوان در پی خوردن شده
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر خانواده و زن خود به زحمت افتادهای، همانند حیوانی که فقط در پی کار و تأمین خوراک است، گرفتار شدهای.
باتو کردم بارها این ماجراتا به کی تو پروری این نفس را
هوش مصنوعی: من چندین بار این تجربه را با تو داشتهام، تا چه زمانی باید این نفس را تحت پرورش خود قرار دهم؟
رو تو از دنیای دون بگذر چو منگر تو انسانی گذر زین انجمن
هوش مصنوعی: اگر تو انسان هستی، باید از دنیای پست و بیارزش فراتر بروی مثل من؛ فراموش نکن که این جمع و انجمن ارزش چندانی ندارد.
ای تودر بازار دنیا بس خرابمی نداری هیچ در عقبی ثواب
هوش مصنوعی: ای تو که در بازار دنیا و در این زندگی مشغول به کار و فعالیت هستی، توجه نکن که در آخرت چه اجر و پاداشی خواهی داشت.
بهر یک نان بیسر و سامان شدهدر میان مردمان حیران شده
هوش مصنوعی: هر کسی برای خودش به دنبال نان و زندگی بیخبر از خوب و بد میگردد و در میان مردم به confusion و سردرگمی دچار شده است.
گر تو صد اشتر پر از دیبا کنیوین جهان را جمله پرغوغا کنی
هوش مصنوعی: اگر تو صد شتر را با پارچههای گرانبها بپوشانی و این دنیا را پر از سر و صدا و زرق و برق کنی،
سقف و ایوان سازی و سلطان شویتاجدار ملک هندستان شوی
هوش مصنوعی: سقف و ایوان بساز و به مقام سلطنت برسی، چنانکه به تاج و تخت پادشاهی هند دست یابی.
ور چو اسکندر شوی با تاج و تختیا فریدونی شوی با حظّ و بخت
هوش مصنوعی: حتی اگر مانند اسکندر با تاج و تخت یا مانند فریدون با نعمت و خوششانسی شوی، ارزشهای درونی و منش واقعی انسان اهمیت بیشتری دارد.
عاقبت راه فنا گیری به پیشمی عدم بینی همه اعضای خویش
هوش مصنوعی: در نهایت، انسان باید به این حقیقت پی ببرد که راهی که در پیش دارد به نیستی و فنا میانجامد و در این مسیر، همهی بخشهای وجودش را از دست خواهد داد.
بعد از آن در خاک پنهانت کنندپس عزیزان ختم قرآنت کنند
هوش مصنوعی: پس از آن که در خاک به زمین سپرده میشوی، عزیزانت پایان قرآن تو را میخوانند.
این چنین ها بین و فکر خویش کنزاد راهت مظهر درویش کن
هوش مصنوعی: به این شکل نگاه کن و به اندیشههای خود توجه کن. راهی که انتخاب میکنی را مانند نمایی از زندگی درویشان قرار بده.
رو تو درویشی گزین و پاک باشدر میان عاشقان چالاک باش
هوش مصنوعی: به کسی که از زندگی ساده و بیپیرایهای برخوردار است، عشق و محبت را با تمام وجود تجربه کن و در جمع عاشقان با نشاط و پُر انرژی باش.
رو تو با حق باس و راز حق شنوتا بیابی سرّ عرفان نو بنو
هوش مصنوعی: برای درک معنای عمیق حقیقت و عرفان جدید، باید به قدرت شناخت و درک خود اتکا کنی و به رازهای معنوی گوش بسپاری. با این کار میتوانی به دانشی تازه و درکی جدید دست یابی.
تو نیابی بی ولی راه خداگر هزاران سال باشی رهنما
هوش مصنوعی: اگر تو از راهنمایی ولی و پیشوای حقیقی بهرهمند نشوی، هرچقدر هم که سالها راهنمایی کنی، باز هم نمیتوانی به درستی به راه خدا دست یابی.
بی دلیلی راه گم گردد تراخوش دلیلی هست شاه اولیا
هوش مصنوعی: بدون داشتن دلیل، ممکن است در مسیر زندگی گم شوی، اما خوشبختانه دلیلی وجود دارد که تو را به راه درست هدایت کند و این دلیل، عشق و محبت الهی است.
راه او راه محمّد دان و باشراه احمد دان ره یزدان و باش
هوش مصنوعی: راه او را به عنوان راه محمد بشناس و خود را در مسیر احمد قرار بده. این راه، راهی است که به خداوند منتهی میشود.
همچو عطّار اندر این ره زن قدمگر همی خواهی که یابی سرّ جم
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به رازهایی دست یابی، باید مانند عطّار با جدیت و احساس قدم در این راه بگذاری.
رو تو گردی باش اندر پای اوتادری یابی تو از دریای او
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که زمانی که به خدمت و دلباختگی او مشغول هستی و خود را در اختیار او قرار میدهی، میتوانی از نعمتها و بخششهای او بهرهمند شوی. در واقع، به زبانی سادهتر میتوان گفت که با خدمت به دیگران و فروتنی، از ثمرات و خوشبختیهای زندگی بهرهور خواهی شد.
گر بمعنیّم رسی انسان شویورنه میرو تا که چون حیوان شوی
هوش مصنوعی: اگر به معنی حقیقی زندگی برسی، انسان میشوی؛ وگرنه نرو که مانند حیوان خواهی شد.
من به صنعت سحر دارم در سخنمن هم از حق دارم این سرّکهن
هوش مصنوعی: من به توانایی جادو و سحر در کلامم اشاره دارم و در حقیقت از رازهای قدیمی نیز با خبرم.
من ز دریاها جواهر آرمتوندر او سرّها بظاهر آرمت
هوش مصنوعی: من از دریاها برای تو جواهرها میآورم و رازهای عمیق آنها را در ظاهر برایت نمایان میکنم.
اهل دل آگه شوند از رمز منعارفان کردند فهم این سخن
هوش مصنوعی: افراد با دلهای حساس و آگاه از رمز و رازهای من باخبر میشوند، و عارفان توانستهاند این سخن را درک کنند.
فهم من در جان عاشق نور شدزین سخن دانای مامستور شد
هوش مصنوعی: با شنیدن این سخن از استاد، درک و فهم من در دل عاشق روشن و جاننواز شد.
هر که او مستور شد در راه عشقهست او از جان و دل آگاه عشق
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر عشق پنهان شود، از عمیقترین احساسات و آگاهیهای جان و دل خود باخبر است.
عشق سرگردان او در کلّ حالحال او معشوق داند چون زلال
هوش مصنوعی: عشق او همیشه در حال و هوای مختلف به سر میبرد و محبوبش، به خوبی حال او را میشناسد و میداند که در درون او چه میگذرد، مانند آبی زلال و روشن.
هر که او همرنگ یار خویش بوداز جهان گوی معانی را ربود
هوش مصنوعی: هر کسی که با دوستان و همرازانش همسو و همرنگ باشد، در دنیا به معنی و ارزشهای عمیقتری دست مییابد.
ای تو در راه خدا یکرنگ نهوز درون و وز برون جز رنگ نه
هوش مصنوعی: ای تو که در راه خدا مروت و درستی داری، نه تنها ظاهر تو یکرنگ است، بلکه باطن تو نیز جز از رنگهای بد به دور است.
زنگ دل را برتراش و پاک شوو آنگهی در راه حق چون خاک شو
هوش مصنوعی: دل خود را از غم و کینه پاک کن و سپس در مسیری درست و صحیح مانند خاک تسلیم باش.
هر که چون دانه بیفتد سرکشدخم معنی را به یک دم درکشد
هوش مصنوعی: هرکس که مانند دانهای به زمین بیفتد، باید تلاش کند تا مفهوم زندگی را در یک لحظه بفهمد و درک کند.
سرفرازی حقّ درویشان بودآه و سوز و درد هم ز ایشان بود
هوش مصنوعی: سرافرازی و بزرگی به حق درویشان تعلق دارد و احساسات همچون آه و سوز و درد نیز از آن ها نشأت میگیرد.
گر تو میخواهی که یابی دولتیوارهی بی شبهه از هر ذلّتی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به قدرت و کامیابی برسی و از هر نوع ذلتی رهایی یابی، باید تلاش کنی و به هدفهایت توجه داشته باشی.
رو طریق و راه درویشان بگیرهمچو ایشان باش و با ایشان بگیر
هوش مصنوعی: راه و روش درویشان را در پیش بگیر، مانند آنها رفتار کن و با آنها همراه شو.
هست شرع احمدی راه درستهر که جز این راه رفت او رنج جست
هوش مصنوعی: راه درست پیروی از دین پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، است و هر کسی که از این مسیر منحرف شود، به دردسر و رنج خواهد افتاد.
هر که در الطاف سرمد باشد اوپیرو شرع محمد باشد او
هوش مصنوعی: هر کسی که از نعمتهای همیشگی و رحمتهای بیپایان برخوردار باشد، پیرو قوانین و آیینهای حضرت محمد (ص) خواهد بود.
گر تو یک دم همنشین جان شویهمچو ناصر سرور ایمان شوی
هوش مصنوعی: اگر تو به مدت یک لحظه با جان و دل همراه شوی، مانند ناصر، که سرور ایمانداران است، به مقام رفیع دست مییابی.
ناصر خسرو بحق چون راه یافتهمچو منصور او نظر در شاه یافت
هوش مصنوعی: ناصر خسرو با شناخت درست و عمیق به حقیقت، مانند منصور که در کنار شاه بود، به مقام و موقعیت ویژهای دست پیدا کرد.
تو یقین میدان که شه بیراه نیستگر روی راه دگر شه راه نیست
هوش مصنوعی: تو به خوبی میدانی که پادشاه در مسیر نادرستی نیست، اگر به راه دیگری بروی، دیگر پادشاهی وجود ندارد.