بخش ۸۱ - تمثیل احوال آنهائی که به هر چه توجه پذیرند، رنگ آن گیرند و برای صورت میرند
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زندگی شیخی نیکو اشاره میکند که در بغداد میزیست و دارای بینش عمیق عرفانی و دینی بود. او ابراز میکند که این شیخ، با وجود زهد و دوری از دنیا، به عشق زیبایی دختری از طریق آبی که از او میگیرد، دچار شیدایی میشود. در ادامه، شیخ به خواجهاش پیشنهاد میدهد که دخترش را به همسری او درآورد و خواجه نیز با رضایت این موضوع را قبول میکند.
شاعر به بیان اهمیت نور باطن و عرفان نسبت به ظواهر دنیا میپردازد و میگوید که انسان باید با دعا و ذکر به حقیقت خداوند نزدیک شود و از دنیا و مادیات دوری کند. او همچنین تأکید میکند که هر کسی که در جستجوی حق باشد، باید به دل خود توجه کند و در پی عشق الهی باشد تا به سعادت واقعی دست یابد.
در نهایت، شاعر اهل علم و دانایی را ستایش میکند و از تکیه به ظواهر و دنیا پرستی انتقاد مینماید، و بر این باور است که انسان باید راه حقیقی را جستجو کند و از گمراهی پرهیز کند.
بود دربغداد شیخی نیک رایخلعت عرفان گرفته از خدای
هوش مصنوعی: در بغداد، شیخی با اندیشهای نیک وجود داشت که بخششی از عرفان را از خداوند دریافت کرده بود.
بود زاهد درورع پیچیده بودنقطهٔ دیدار معنی دیده بود
هوش مصنوعی: زاهد در ظاهر خیلی موقر و متین بود، اما در باطن و درک عمیق معنای زندگی، به نقطهچشمی رسیده بود که حقیقت را به خوبی میدید.
در علوم فقه و اندر علم حالبود سرور بر همه اهل کمال
هوش مصنوعی: در دانش فقه و در علم حال، او بر همه افراد دارای کمال برتری دارد و مافوق آنهاست.
گرچه دایم داشت درخلوت نشستناگه او را میل سیری داد دست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه او همیشه در تنهایی و خلوت خود نشسته بود، ناگهان تصمیم گرفت که بیرون برود و به جستجوی چیز جدیدی بپردازد.
اوبگرد شهر اندر سیر بودبر در یک خانهٔ بنشست زود
هوش مصنوعی: مردی گردشگر در شهر بود و در حین گشت و گذار، به سرعت در جلوی یک خانه نشسته بود.
خواست شیخ از مردم آن خانه آبپیشش آمد دختری چون آفتاب
هوش مصنوعی: شیخ از مردم آن خانه خواسته بود که آب برایش بیاورند و در این میان دختری که زیباییاش مانند آفتاب است، پیش او آمد.
همچو حوران بهشتی تازه رویجام آبی داشت در کف مشکبوی
هوش مصنوعی: زنی مانند حوران بهشتی و زیبا، در دستش جام آبی داشت که بوی مشک پخش میکرد.
آب را بستاند و بروی چشم دوختآب آتش گشت و او را زود سوخت
هوش مصنوعی: آب را از او میگیرد و به او نگاه میکند. آب به آتش تبدیل میشود و او را سریعاً میسوزاند.
رفت از دست و به عشقش عقل دادای مسلمانان ز روی خوب داد
هوش مصنوعی: او از دست رفت و برای عشقش عقل و فهمش را فدای زیباییاش کرد. ای مسلمانان، به خاطر چهره زیبا، عقلش را از دست داد.
گشت پیدا ناگه آنجا باب اوشیخ را چون دید گفتش کی نکو
هوش مصنوعی: ناگهان در آنجا شیخ را دید و به او گفت: «کی نکو» یعنی چه کسی نکو است؟
لطف کن در کلبهٔ روشن درآتا بگیرد کلبهٔ مسکین ضیا
هوش مصنوعی: لطفاً به کلبهٔ ساده و نورانی من بیا تا روشنیات باعث نورانیتر شدن این کلبهٔ فقیر شود.
شیخ با خواجه درون خانه شدرفتنش مقصود آن جانانه شد
هوش مصنوعی: شیخ درون خانه با خواجه نشسته است و رفتن او به جایی به خاطر آن محبوب و دوستداشتنی است.
شیخ از فرزند چون پرسید ازوخواجه گفت ای نیکخوی نیک جو
هوش مصنوعی: وقتی شیخ از پسرش پرسید، آن جوان به او گفت: ای نیکوکار، تو فرد نیکو و جستجوگری هستی.
دختری دارم که آورد آب رااو وداعی کرده شبها خواب را
هوش مصنوعی: دختری دارم که آب را به وداع میگیرد و شبها خواب را ترک کرده است.
ذوق ارباب صفا دارد بسیدر عبادت نیست مثل او کسی
هوش مصنوعی: ذوق و شوق کسانی که به خداوند عشق میورزند و در عبادت از خود احساس شادی و سرور میکنند، بسیار زیاد است و در این میان، هیچکس نیست که به اندازه آنها در عبادت لذت ببرد.
گفت شیخ ای خواجهٔ نیکو سرشتگر تو داری ذوق رضوان بهشت
هوش مصنوعی: ای شیخ، ای آقای با کمال و نیکو سرشت، اگر تو شوق و ذوق بهشت را در دل داری،
دخترت را در نکاح من کنیخانهٔ خود را بدین روشن کنی
هوش مصنوعی: اگر دخترت را به عقد من درآوری، خانهات را با حضور من روشن خواهی کرد.
گفت شیخا او ترا خود بنده استاوبنور معنی تو زنده است
هوش مصنوعی: شیخ گفت: او خود بنده توست و نور وجود تو موجب حیات اوست.
پس نکاحش کرد و تسلیمش نمودزانکه آن دختر دل ازوی برده بود
هوش مصنوعی: پس او را به عقد خود درآورد و تسلیمش کرد، چون آن دختر دلش را به او سپرده بود.
بود آن خواجه بسی منعم بدهرمال و نام او گرفته شهر شهر
هوش مصنوعی: آن بزرگ مرد در زندگی خود بسیار نعمت و ثروت داشت و مشهور بود و نامش در هر ناحیهای بر سر زبانها بود.
خانهها از بهر شیخ آباد کردشیخ را از جاه و دنیا شاد کرد
هوش مصنوعی: شیخ خانهها را برای خود آباد کرد و با ثروت و مقام، خودش را خوشحال ساخت.
گفت من دارم توّقع از کرمزود اندازی ز دوشت خرقه هم
هوش مصنوعی: گفت من از نیکوکاریت انتظار دارم که به زودی بار زندگی را از دوش من برداری و به من کمک کنی.
پس بپوشی خلعتی خوش با صفادوراندازی ز بر این ژنده را
هوش مصنوعی: پس باید لباستی زیبا و دلکش بپوشی و از این لباس کهنه و نامناسب دوری کنی.
چون شنید این شیخ گفتش مرحبارفت درحمّام و پوشید او قبا
هوش مصنوعی: وقتی این شیخ این حرف را شنید، با خوشحالی به حمام رفت و لباس مناسبی بر تن کرد.
چونکه شب آمد درون خانه شدبر سر مشغولی شیخانه شد
هوش مصنوعی: وقتی شب فرا رسید، درون خانه مشغول کار شد و سرگرمی برایش به وجود آمد.
گفت سویم آورید آن خرقه رازآنکه بی آن نیست ذکر از من روا
هوش مصنوعی: میگوید که خرقه (لباس مخصوص صوفیها) را به من بیاورید، زیرا بدون آن نمیتوانم نام و یادم را به درستی آورده و ذکر کنم.
ناگه آوازی شنید او از آلاهکی بیک دیدن برون رفته ز راه
هوش مصنوعی: ناگهان صدایی را شنید که از درختان میآید، مثل اینکه کسی به دیدن او آمده و از راه خارج شده است.
چون نظر کردی بسوی غیر ماخرقهٔ ظاهر کشیدم بر ملا
هوش مصنوعی: وقتی به غیر ما نگاه کردی، من ظاهرم را از خودم پنهان کردم.
گر بیندازی نظر دیگر نهفتخلعت باطن ز تو خواهم گرفت
هوش مصنوعی: اگر نگاهی دیگر به تو بیفکنم، پوشش باطنیات را از تو خواهم گرفت.
چون نظر افتاد سوی دیگرتخرقهات بیرون فکندم از برت
هوش مصنوعی: زمانی که نگاه من به تو افتاد، لباس عزلت و تنهاییام را از خود دور کردم.
گر کنی تو یک نظر دیگر به غیرمیفرستم زودت از مسجد به دیر
هوش مصنوعی: اگر تو فقط یک بار به کسی دیگر نگاه کنی، خیلی زود من از مسجد به دیر میروم.
از مقام آشنائی رانمتپس بدار بینوائی خوانمت
هوش مصنوعی: من تو را از مقام آشنایی دور میکنم، اما به یاد داشته باش که من تو را به خاطر نیازمندیات میخوانم.
گر نظر اندازی یکبار دگرمن روان اندازمت اندر سقر
هوش مصنوعی: اگر یک بار دیگر به من نگاه کنی، من را به دوزخ میفرستی.
هرکه او در غیر حق دارد نظراو به باغ خلد کی یابد مقر
هوش مصنوعی: هر کسی که توجهاش به غیر از حقیقت باشد، هرگز نمیتواند به نعمتهای بهشت دست یابد.
پس طلاقش داد و آمد در خروشگشت او بار دگر پشمینه پوش
هوش مصنوعی: او بعد از اینکه طلاقش را داد، احساس خشم و هیجان کرد و دوباره به لباس پشمی خود برگشت.
گر همی خواهی که ایمان باشدتبهرهای از نور عرفان باشدت
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که ایمانات قوی باشد و به درک عمیقتری از حقایق دست یابی، باید از نور معرفت و شناخت بهرهمند شوی.
تو نظر بر پشت پای خویش دارپس بذکر و فکر او دل برگمار
هوش مصنوعی: به جایی که ایستادهای نگاه کن و به یاد و فکر او مشغول باش.
تو بعزَّت نه قدم در کوی دوستتاکه ره یابی تو در پهلوی دوست
هوش مصنوعی: تو با عزت و مقام خود هرگز به کوی دوست پا نگذار، زیرا که در کنار دوست، راهیابی و هدایت نخواهی داشت.
تو نظر در روی درویشان فکنتا که مقبول نظر گردی چو من
هوش مصنوعی: به چهره و حالت درویشان توجه کن تا تو نیز مانند من مورد محبت و توجه دیگران قرار بگیری.
تو نظر داری خود از درّ یتیملیک اندازی نظر را تو ز بیم
هوش مصنوعی: تو از زیباییهای درون خود آگاه هستی، اما به خاطر ترسهایت، نمیگذاری دیگران به آن زیباییها پی ببرند.
بیم را بگذار و دل برکن زشرّتا شوی در ملک جان صاحب نظر
هوش مصنوعی: نگرانی را رها کن و از بدیها دوری کن تا در دنیای جانِ صاحبنظر، جایگاهی پیدا کنی.
عاشقان را خوف نبود در جهانچشم باطن برگشا این را بدان
هوش مصنوعی: عاشقان هیچ ترسی از دنیا ندارند، زیرا آنها توانایی دیدن حقیقت را با قلبشان دارند. این نکته را در نظر داشته باش.
پاکبازان را نباشد بیم جانمست جانان را نباشد بیم جان
هوش مصنوعی: پاکبازان از درد و خطرات جان نمیترسند و دوستداران حقیقی نیز برای جان خود نگرانی ندارند.
من نظر بازم بسوی یار خویشزآنکه این بینش ازو دیدم زپیش
هوش مصنوعی: من دوباره به معشوق خود نگاه میکنم، زیرا این دید و بینشی که دارم، از او الهام گرفته شده است.
هرنظر را بینش دیگر بودهر دلی را دانش دیگر بود
هوش مصنوعی: هر فردی دیدگاه و نگرش خاص خود را دارد و هر کسی دانش و تجربه متفاوتی را در دل خود جای داده است.
هرکسی را در نظر نوری دهندگر بهشتی شد باو حوری دهند
هوش مصنوعی: هر کسی را با یک نور خاصی میشناسند و اگر کسی به مقام بالایی برسد، به او نعمتهای ویژهای میدهند.
هرکه حق جوید بیابد دوست راغیر این معنی نباشد پیش ما
هوش مصنوعی: هر کسی که دنبال حقیقت و حقایق باشد، در نهایت دوست را خواهد یافت و غیر از این، معنای دیگری برای ما وجود ندارد.
رو تو بین حق را بچشم سرعیانتا شود روشن بتو سرّ نهان
هوش مصنوعی: به چشمان خود به حق نگاه کن تا راز پنهان برایت روشن شود.
رو تو حق بین باش و با حق گوی رازهمچو شمعی باش پیشش درگداز
هوش مصنوعی: نسبت به حق و حقیقت بیطرف باش و در گفتگو با آن، بهگونهای رفتار کن که مانند شمعی باشی که در برابر نور، ذوب میشود و درخشش پیدا میکند.
دیدهٔ خود را تو در معنی گشاتا شوی در معنی ما آشنا
هوش مصنوعی: چشمانت را به درک و معنی باز کن تا بتوانی با مفهوم ما آشنا شوی.
رو نظر را بر رخ دانا فکنو از زبان او شنو نطق سخن
هوش مصنوعی: نگاه خود را به چهرهی آگاه بچرخان و از کلام او، سخن را بشنو.
رو نظر را در حقیقت تو ببازتا شود باب ولایت بر تو باز
هوش مصنوعی: برای دستیابی به حقیقت و درک عمیقتر، باید دیدگاه و تصورات خود را کنار بگذاری تا دروازههای آگاهی و معرفت به رویت گشوده شود.
رو نظر بند از تمام خلق عامتا نیفتی همچو نادانان بدام
هوش مصنوعی: به دیگران توجه نکن و خود را درگیر نکن، تا اینکه در دام نادانی گرفتار نشوی.
دام نادانان تصرّف در جهاناین به پیش جمله دانایان عیان
هوش مصنوعی: دام نادانها در جهان، به معنای محدودیتها و مشکلاتی است که آنها ایجاد میکنند. اما آنچه برای دانایان و خردمندان آشکار و مشخص است، به وضوح در این موضوع مشخص میشود.
رو گذر کن تو ازین دام بلاتا شوی پاک و لطیف و با صفا
هوش مصنوعی: از این مشکلات و گرفتاریها عبور کن تا به آرامش و صفای درونی دست یابی و دلپاک شوی.
هرکه ازدام بلا پرهیز کرداو قلم را بهر مظهر تیز کرد
هوش مصنوعی: هر کسی که از مشکلات و خطرات دوری کند، قدرت و توانایی خود را در بیان و نمایش استعدادهایش افزایش میدهد.
او نوشت این مظهرم را بهر خودتا بگیرد در ولایت شهر خود
هوش مصنوعی: او این نماد و نشانه من را برای خود نوشت تا در سرزمین خود به قدرت و نفوذ برسد.
شهر ما را نام باشد علم دوستعلم یار ما چو روی او نکوست
هوش مصنوعی: شهر ما به علم و دانش شهرت دارد و دوستان علم نیز به خوبی و زیبایی آن شهر مرتبط هستند.
جوهر انسان رخ نیکو بودهرکه نیکو روست انسان او بود
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که زیبایی واقعی انسان در چهره نیکو و ظاهر دلنشین او نیست، بلکه در خوبی و نیکی درونی او است. به عبارتی، هر کس که چهرهاش زیبا باشد، در واقع به خاطر نیکویی و صفات اخلاقیاش انسان واقعی به شمار میآید.
روی نیکو باطن روشن بودخود بهشت دانشش گلشن بود
هوش مصنوعی: ظاهر زیبا و باطن پاک، مانند بهشتی است که دانشش مانند بستانی سرسبز و گلدار میباشد.
اصل معنی دوری خلقان بودهرکه جست از مردمان انسان بود
هوش مصنوعی: اصل این است که انسانیت در دوریگزینی از مردم نهفته است؛ هر کس از جمعیت دور شده و به جستجوی حقیقت و معنا پرداخته باشد، به واقع انسانتری است.
دوری خلقان ترا واصل کندنور عرفان در دلت حاصل کند
هوش مصنوعی: دوری از مردم باعث میشود که به نور شناخت و آگاهی حقیقی دست یابی.
دور از خلقان ببینی دوست راهمچو حبّه دور گردان پوست را
هوش مصنوعی: اگر انسان دور از دیگران باشد، میتواند دوست را به خوبی ببیند؛ مانند دانهای که از پوستش جدا شده و به دور میچرخد.
تو به دانایان قرین شو همچو منزآنکه بر دانا شود روشن سخن
هوش مصنوعی: به افراد با دانش و خرد بپیوند و ارتباط برقرار کن، زیرا گفتار درخشان و روشنی از آن دانایان ناشی میشود.
پیش دانا علم باشد صد هزارپیش نادان جهل باشد بیشمار
هوش مصنوعی: دانای واقعی دارای دانشی بسیار فراوان است، در حالی که نادانها از جهل و نادانی به تعداد زیادی رنج میبرند.
پیش دانا علم معنی خواندهامبر دو عالم اسب دولت راندهام
هوش مصنوعی: من از دانای واقعی، علم و دانش را آموختهام و در دو جهان، بر اسب موفقیت سوار شدهام.
من ز دانایان معنی بهرهمندمن به فتراک معانی در کمند
هوش مصنوعی: من از دانشمندان و خردمندان بهرهمند هستم، و معانی و مفاهیم را با دقت و تحلیل در دست دارم.
من ز دانا نور معنی دیدهامگل ز بستان معانی چیدهام
هوش مصنوعی: من از دانشمندان فهم و معرفت، روشنی را دیدهام و از باغ معانی، زیباییها و نکات ارزشمند را انتخاب کردهام.
پیش دانایم کتاب دید اوپیش دانایم همه توحید او
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که فردی به دانایی و دانش شخصی اشاره میکند و میگوید که درک و شناخت او از مفاهیم عمیق وجود دارد، به طوری که همه چیز را در قالب توحید میبیند. او به این باور است که دانش و فهم او تمامیت و یگانگی خدا را درک میکند.
پیش دانا علم پنهان خواندهامعلم صورت پیش نادان ماندهام
هوش مصنوعی: من علم و دانش پنهانی را که فقط افراد دانا میشناسند، درک کردهام؛ اما با وجود این، هنوز در برابر نادانیهایی که دارم، به شکل ظاهری علم و دانش محدود ماندهام.
پیش دانا نیک باشد قهر اوپیش دانا شهد باشد زهر او
هوش مصنوعی: مقابله با افراد دانا و آگاه، اگرچه در ظاهر سخت و خشن به نظر برسد، در حقیقت برای آنها مفید است. از طرفی، رفتار نیکو و مهربانانه این افراد، ممکن است مانند شهدی شیرین باشد، اما در برخی موارد نیز میتواند به مراتب مضرتر و خطرناکتر از زهر باشد.
پیش دانا در نظر باشد هم اوپیش نادان مختصر باشد هم او
هوش مصنوعی: دانای واقعی همه چیز را به روشنی و به طور کامل درک میکند، اما نادان فقط چیزهای ساده و مختصری از آن را میفهمد.
پیش دانا خود نظر بر او کنمپیش نادان خود حذر از او کنم
هوش مصنوعی: من در برابر افراد دانا با احترام و توجه به آنها برخورد میکنم، ولی با افرادی که دانش کمتری دارند، احتیاط میکنم و مراقب رفتارم هستم.
پیش دانا معنی قرآن عیانپیش نادان معنی قرآن نهان
هوش مصنوعی: معنی قرآن برای افراد با دانش و آگاهی روشن و واضح است، اما برای کسانی که دانش کمتری دارند، معنای آن پنهان و نامشخص باقی میماند.
پیش دانا صورت دلدار ماستپیش نادان خود همه انکار ماست
هوش مصنوعی: برای دانشمند و آگاه، چهره محبوب ما نمایان است، اما برای ناآگاهان، ما همه چیز را انکار میکنیم.
پیش دانا عزّت و شاهی بودپیش نادان جمله گمراهی بود
هوش مصنوعی: فرد آگاه و دانا دارای مقام و احترام است، در حالی که فرد نادان و بیخبر به بیراهه میرود و سرگردان میشود.
پیش دانا علم فقر است و فناپیش نادان جمله مکر است و دغا
هوش مصنوعی: دانای واقعی فقر و فنا را میشناسد، اما نادان فقط به فریب و نیرنگ دلخوش است.
پیش دانا گر روی انسان شویپیش نادان مردهٔ بیجان شوی
هوش مصنوعی: اگر به انسان دانا و با دانش نزدیک شوی، رشد و یادگیری خواهی داشت، اما اگر با نادانان همراه شوی، مثل یک انسان مرده و بیجان خواهی بود.
پیش دانا عشق رهبر آمدهپیش نادان عقل پی برآمده
هوش مصنوعی: عشق، که یک نیروی بلندمرتبه و آگاهانه است، به سوی کسانی که درک کمتری دارند، آمده تا آنها را هدایت کند، و در عوض، عقل که به نظر میرسد از دانش درست و منطقی ساخته شده، در تلاش است تا خود را برتر کند.
پیش دانا صورت دنیا هباپیش نادان حیفهٔ دنیا عطا
هوش مصنوعی: در نگاه دانایان، دنیا چیزی بیارزش و بیهوده است، اما برای نادانان، دنیا به عنوان نعمت و پاداش در نظر گرفته میشود.
پیش دانا قوت روح از ذکر حیپیش نادان نام آن کاووس کی
هوش مصنوعی: پیش دانا، نیروی روح و روانش از یاد خدا و ذکر او تأمین میشود، اما نادان به نام کسانی چون کاووس، پادشاهان و شخصیتهای بزرگ، دلخوش است.
پیش دانا خود شراب از عشق نوشپیش نادان روی خود در فسق پوش
هوش مصنوعی: پیش فرد عالم، عشق مانند شرابی خوشمزه است که نوشیده میشود، در حالی که فرد نادان به خاطر نادانیاش، خود را در کارهای ناپسند پنهان میکند.
پیش دانا جمله مشکل حل شودپیش نادان کار تو مهمل شود
هوش مصنوعی: اگر با فرد با دانشی مشورت کنی، تمام مشکلاتت حل میشود، اما اگر به فرد نادانی مراجعه کنی، کارهایت بیفایده و بینتیجه خواهد بود.
پیش دانا سر بنه تا سر شویپیش نادان چند بر منبر شوی
هوش مصنوعی: اگر با افراد دانا و عالم ارتباط برقرار کنی و از آنها یاد بگیری، به مرتبه بالاتری خواهی رسید. اما اگر مدام فقط در جمع نادانها باشی و خود را نمایش دهی، به جایی نخواهی رسید.
پیش دانا علم بهتر آمدهپیش نادان جهل سرور آمده
هوش مصنوعی: کسی که دانا و با علم است، درک و فهم بهتری از مسائل دارد، اما برای کسی که نادان است، جهل و نادانی به نوعی تسلط و برتری به نظر میرسد.
پیش دانا صورت زیبا نکوستپیش نادان جیفهٔ دنیا نکوست
هوش مصنوعی: برای فرد دانا، زیبایی و خوشکلاسی مهم است، اما برای کسی که نادان است، ارزشها و زیباییهای ظاهری به هیچ وجه اهمیت ندارد و به چیزهای بیارزش دنیا توجه میکند.
پیش دانا جمله مشکل حل شودپیش نادان کار تو مهمل شود
هوش مصنوعی: اگر کسی دانا باشد، همه مسائل به راحتی برای او حل میشود، اما اگر فرد نادانی باشد، کارهای تو بیثمر و بیفایده خواهد بود.
پیش دانا علم سبحانی بودپیش نادان ظلم سلطانی بود
هوش مصنوعی: در حضور فرد دانا، علم و دانش به جایگاه والایی میرسد، اما در کنار فرد نادان، به جای علم، ظلم و ستم حاکم میشود.
پیش دانا عدل و انصاف کرمپیش نادان بخل باشد محترم
هوش مصنوعی: خداوند عالم و حکیم، کسانی را که علم و دانش دارند با عدل و انصاف مورد خطاب قرار میدهد. اما در مقابل، افرادی که دانش کمتری دارند یا نادان هستند، حتی اگر بخیل باشند، در نظر دیگران محترم و با ارزش تلقی میشوند.
پیش دانا دین حق باشد تمامپیش نادان خود نباشد جز ظلام
هوش مصنوعی: به کسانی که دانش و آگاهی دارند، حقیقت دین به وضوح روشن است، اما برای افرادی که نادان هستند، جز ناامیدی و سردرگمی چیزی وجود ندارد.
پیش دانا خوان تو مظهر را بدهرپیش نادان رو تو بردارش بقهر
هوش مصنوعی: با فرد دانا و آگاه، ارتباط برقرار کن و از او یاد بگیر، اما با نادانان درگیر نشو و از آنها فاصله بگیر.
پیش دانا جوهر ذات آمدهپیش نادان شعر و ابیات آمده
هوش مصنوعی: دانای واقعی به حقیقت و ماهیت خود رسیده، اما نادان تنها به الفاظ و شعرها توجه دارد.
هرکه مظهر را بخواند در بلاآن بلا گردد به پیش او هبا
هوش مصنوعی: هر کسی که به مظهر (نماینده یا نشانهای از حقیقت) توجه کند و او را بخواند، در هنگام مشکلات و بلاها، آن مشکلات به سادگی و بدون پیش آمدن برای او حل میشود.
هرکه دارد مظهرم همراه خوداوشود منعم زجود شاه خود
هوش مصنوعی: هرکس که تجلی و نمای من را در کنار خود داشته باشد، به او مستمندی و بخشش شاه خود را هدیه میدهم.
هرکه خواهد پیر و شیخ راهبرجوهر و مظهر بجوید در بدر
هوش مصنوعی: هر کسی که میخواهد به یک راهنما و استاد در مسیر حقیقی و معنوی دست پیدا کند، باید به دنبال جوهر و عمیقترین نمودهای آن باشد.
چون بیابد باب جنّت یافتهمعنی قرآن بعصمت یافته
هوش مصنوعی: وقتی انسان به درک حقیقی و عمیق از قرآن برسد، انگار که دروازههای بهشت را یافته و به معصومیت خود نزدیک شده است.
معنی قرآن احادیث نبیجملگی ثبت است دروی بس جلی
هوش مصنوعی: معانی قرآن و احادیث پیامبر به وضوح نگارش شده و به آسانی قابل دستیابی است.
پیش دانا مرتضی باشد امامپیش نادانان چگویم والسّلام
هوش مصنوعی: باید به کسی که دانا و با تجربه است، مانند امام علی(ع) احترام بگذاریم و او را الگو قرار بدهیم. اما وقتی در جمع افرادی هستیم که از دانش کمتری برخوردارند، چه باید بگوییم؟ فقط سکوت میکنم و حرفی نمیزنم.
پیش دانا او امام راستیپیش نادان دون نوخواستی
هوش مصنوعی: کسی که دانا و حکیم است، در مسیر راست و صحیح قرار دارد، اما فردی بیخبر و ناتوان، خواهان چیزی است که درخور او نیست.
پیش دانا مرتضا ایمان بودپیش نادان غیر او آنسان بود
هوش مصنوعی: ایمان و یقین در دل دانایان مانند مرتضی است، اما کسانی که دانایی ندارند، باور و اعتقادشان به گونهای دیگر است.
پیش دانا صورت و معنی ازوستپیش نادان حیرت این گفتگوست
هوش مصنوعی: افراد دانا به خوبی هم ظاهر و هم باطن موضوعات را درک میکنند، اما افراد نادان در مورد این مسائل دچار سردرگمی و ابهام هستند.
پیش دانا خرقه مستی بودپیش نادان دیدن هستی بود
هوش مصنوعی: در نظر افراد آگاه، نشانهٔ چیزی فراتر از دنیا و مادیات وجود دارد، در حالی که افراد نادان تنها به ظواهر و تجربیات سطحی اکتفا میکنند.
راهبر در راه احمد مرتضی استغیر او رهبر نمیدانم کجاست
هوش مصنوعی: راهنمای من در مسیر زندگی، علی(ع) است و به جز او هیچ رهبر دیگری را نمیشناسم.
گر توداری غیر این ره بیرهیهمچو حیوان اوفتاده در چهی
هوش مصنوعی: اگر تو به غیر از این راه پیش بروی، مانند حیوانی در چاه افتاده خواهی شد.
جمله یاران دیدهاند این راه راخواندهاند ایشان کلام الله را
هوش مصنوعی: تمام یاران این مسیر را دیدهاند و آیات الهی را خواندهاند.
تا کلام الله را دانستهایممعنی آن را بجان پیوستهایم
هوش مصنوعی: ما وقتی که معنای کلام خدا را فهمیدیم، به آن به هر دو بدن و روح پیوستیم.
گر تو غیر از وی بگیری رهبریدر جهان باشی تو کمتر از خری
هوش مصنوعی: اگر تو غیر از او رهبری را در دست بگیری، در جهان هرچقدر هم مقام بالایی داشته باشی، ارزشت نسبت به او کمتر از یک الاغ خواهد بود.
گر همی خواهی که معنی دان شویدر معانی جامع قرآن شوی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به درک عمیقتری از معانی دست پیدا کنی، باید به فهم جامع قرآن بپردازی.
رو براه حیدر کرّار توتا شوی از عمر برخوردار تو
هوش مصنوعی: به سمت حیدر کرّار برو تا از عمر طولانی و بهرهمندی از آن بهرهمند شوی.
رو براه مرتضی کو رهنماستدر معانی مظهر نور خداست
هوش مصنوعی: در مسیر راهی که راهنمای آن مرتضی است، در معنای آن، تجلی نور خداوند مشاهده میشود.
او بحکم حق ترا باشد ولیگر ندانستی تو بیشک جاهلی
هوش مصنوعی: اگر او به حق وظیفهاش را انجام میدهد، ولی اگر تو این را درک نکرده باشی، بدون شک نادانی.
او تمام اولیا را سر بوداو بشهر علم احمد در بود
هوش مصنوعی: او برترین و پیشوای تمام اولیا و بزرگان است و در شهر علم و دانش، همچون احمد (پیامبر) حضور دارد.
خود از او اسرار گشته آشکارخود از او عطّار گشته راز دار
هوش مصنوعی: من از او به دانش و اسرار دست یافتهام و اوست که به من قدرت حفظ رازها را بخشیده است.
خود ازو عطّار این اسرار یافتخود ازو عطّار این گفتار یافت
هوش مصنوعی: عطار به واسطه او به این رازها و داناییها دست پیدا کرد و از او الهام گرفت تا این سخنان را بیان کند.
خود ازو عطّار گشته سربلندخود ازو عطّار صید این کمند
هوش مصنوعی: خودت را از او به موفقیت رساندی و در واقع، تو خودت به واسطهی او به اینجا رسیدهای و این دستاوردها حاصل تلاش و راهنمایی اوست.
خود ورا عطّار مدّاح آمدهاو درین کشتی چو ملّاح آمده
هوش مصنوعی: عطار به عنوان یک مداح و شاعر، در زندگی خود به مانند یک ملّاح (قایقران) در این کشتی (دنیای هستی) ظاهر شده است. او به خوبی با هدایت و معرفت دیگران را به سمت مقصد نیک هدایت میکند.
ای ترا عطّار سلطان خواندهدر معانی تاج ایمان خوانده
هوش مصنوعی: ای کسی که عطّار تو را به عنوان سلطان در معانی معرفی کرده و تو را دارای تاج ایمان دانسته است.
ای ترا عطّار مظهر خواندهدر معانی سرّجوهر خوانده
هوش مصنوعی: ای عطّار! تو به عنوان تجلی و نشانهای از معانی عمیق و اسرار در نظر گرفته شدهای و به این دلیل تو را به عنوان جوهر و اصل درک کردهاند.
ای تو را عطّار دیده در یقینای ترا عطّار خوانده علم دین
هوش مصنوعی: تو را به یقین میبینم و میشناسم، و همانطور که عطّار به تو اشاره کرده است، در علم دین هم نامت آورده شده است.
ای ترا عطّار جان بازآمدهدر حقیقت صاحب راز آمده
هوش مصنوعی: ای کسی که جان تو مانند عطر است، در واقع به حقیقت، صاحب اسرار و رموز هستی برمیگردی.
ای ترا عطّار منصور دومگشته در جویائی ذات تو گم
هوش مصنوعی: ای عطار، تو مانند منصور به جستجوی ذات خود رفتهای و در این مسیر گم شدهای.
ای ترا عطّار جویا آمدهاز عدم بهر تو پیدا آمده
هوش مصنوعی: تو که مانند عطار (دارای دانایی و حکمت) هستی، از ناشناختهها و عدم به سوی وجود آمدهای تا به جستجوی تو و شناخت تو بیایم.
تا بگوید آنچه او نشنیده استتا بگوید آنچه در دین دیده است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که فردی باید درباره تجربیات و مشاهدات دینی خود صحبت کند، حتی اگر دیگران قبلاً درباره آن چیزی نشنیده باشند. او به تبادل نظرات و گفت و گو در مورد اعتقاداتش میپردازد.
تا بگوید آنچه از حق آمده استدر معانی عین مطلق آمده است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آنچه از حقیقت وجود دارد، در مفاهیم به صورت کامل و بیقید و شرط بیان شده است.
تا نماید راه حق را از عیانتا دهد او سوی معنی ها نشان
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که حقیقت و راه درست را به وضوح نشان دهد و به افراد کمک کند تا به عمق معانی دست یابند. در واقع، هدف آن است که روشنایی به مسیر حق افزوده شود تا انسانها بتوانند به درک بهتری از مفاهیم برسند.
خود ترا عطّار در توحید دیداز تو او اسرار معنیها شنید
هوش مصنوعی: عطار در توحید به شناخت و درک عمیق شما رسید و از شما اسرار و معانی را دریافت کرد.
تا نماید راه احمد را بخلقاو برد زنّار ما را زیر دلق
هوش مصنوعی: برای اینکه راه احمد (پیامبر) به مردم نمایان شود، او (خداوند) بر ما زنجیری را زیر لباس پوشانده است.
او درآرد روح و معنی را بجاناو دمد صور حیات جاودان
هوش مصنوعی: او روح و معنا را به وجود میآورد و به جان انسان میدمد تا زندگی جاودانه را به او عطا کند.
آنچه او گفته است تو کی گفتهٔره که او رفته است تو کی رفتهٔ
هوش مصنوعی: آنچه او بیان کرده، تو چه زمانی گفتهای؟ و اینکه او چه زمانی رفته، تو چه زمانی رفتی؟
سالک واصل که باشد یار اوهر دو عالم نقطهٔ پرگار او
هوش مصنوعی: در مسیر الهی، عارفی که به حقیقت رسیده باشد، در کنار او، محبوبی است که همهٔ جهان در دایرهٔ محبت او میچرخد و او محور آن دایره است.
یار معنیّش محمد آمدهغیر شرع او همه رد آمده
هوش مصنوعی: دوست و محبوب ما معنیاش «محمد» است و هر چیزی که مخالف با اصول او باشد، رد شده و پذیرفته نیست.
خود زآدم تا بایندم مثل اومن ندیدم سالکی در گفتگو
هوش مصنوعی: من هیچ سالکی را ندیدهام که مانند آدم، در گفتگو با من باشد.
گفت این مظهر که تا واقف شویبر طریق راستان منصف شوی
هوش مصنوعی: این شخص به من گفت که تا زمانی که در راه درست و حقیقت آگاه نشوی، نمیتوانی واقعاً عادل و منصف باشی.
هرکه او منصف بود شرع آن اوستعلم معنی نامهٔ دیوان اوست
هوش مصنوعی: هر کسی که انصاف داشته باشد، شریعت او همان چیزی است که خودش تعیین میکند. دانشی که به او داده شده، مانند نامهای از دیوان اوست که نشاندهنده فهم و علم اوست.
در طریقت خواندهام آن نامه رادر حقیقت راندهام آن خامه را
هوش مصنوعی: در مسیر سیر و سلوک، من نوشتهای را مطالعه کردهام، اما در واقع به قلم آن متن بیاعتنایی کردهام.
خود حقیقت سرّ درویشان بودخود طریقت شیوهٔ ایشان بود
هوش مصنوعی: حقیقت واقعی در وجود درویشان نهفته است و راه و روش آنها نیز نشاندهنده این حقیقت است.
رو بکن بر شاه درویشان سلامتا بگیرد علم معنیات نظام
هوش مصنوعی: به سوی پادشاه درویشان سلام کن تا درک عمیق معنای تو را ترتیب دهد و به نظم درآورد.
ظاهر و باطن به شاهت راست کننورایمان را ز حق درخواست کن
هوش مصنوعی: ظاهر و باطن خود را به درستی و صداقت بپوشان و نور ایمان را از حق طلب کن.
نور ایمان روی اودیدن بودصدق ایمان کوی او رفتن بود
هوش مصنوعی: نور ایمان به نوعی روشنایی و روشنگری است که از ایمان حاصل میشود، و این روشنایی باعث میشود که فرد حقیقتها را ببیند. در عین حال، راستگویی و صداقت در ایمان، فرد را به سفر در راه حق و حقیقت هدایت میکند. به عبارتی، ایمان واقعی باعث میشود که انسان به سمت حقیقت حرکت کند و در این مسیر به درک عمیقتری از زندگی و وجود خود برسد.
چون نداری صدق ایمان نیستتخود طریق شاه مردان نیستت
هوش مصنوعی: اگر صداقت و ایمان را نداری، راه و مسیر رادمردان و بزرگان به تو نمیرسد.
از جهان آزاد و فردند ای پسردستشان باشد بمعنی در کمر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که از قید و بندهای دنیایی آزاد بوده و باید به خودت افتخار کنی و به فکر پیشرفت و موفقیتهای خودت باشی. در واقع، به توجیه قدرت و اعتماد به نفس اشاره دارد و میگوید که باید دست به کار شوی و از امکانات و منابعی که داری، به بهترین نحو استفاده کنی.
چون نیابی پیش مقبولان قبولچند گردی گرد هر دربوالفضول
هوش مصنوعی: زمانی که نتوانی از جانب افرادی که مورد قبول هستند، تاییدیهای دریافت کنی، چه فایدهای دارد که به هر کسی و هر درباری سر میزنی و به دنبال جلب توجه و پذیرش آنها هستی؟
گرد درها خود همی گردی چو سگتا بگیری لقمهٔ نانی به تک
هوش مصنوعی: مثل سگی دور درها میچرخید تا بتوانی لقمهای نان بهدست بیاوری.
خود زبهر دانشت این سیر نیستاصل معنیّت یقین برخیر نیست
هوش مصنوعی: این سفر به خاطر دانش تو نیست و اصل معنا در یقین و یقینپذیری است.
علم بهر منصب و مالت بودنه ز بهر عقبی و حالت بود
هوش مصنوعی: علم برای رسیدن به مقام و ثروت است، نه برای آخرت و نجات روح.
علم بهر آنکه بالا بگذرییا ز اوقاتی ته نانی خوری
هوش مصنوعی: علم برای آن است که به بلندای مقام و منزلت برسی، و یا در برخی از زمانها از آن استفاده کنی و از آن بهرهمند شوی.
بهر این مردود گشتی ای فقیهاسم تو در ملک عقبی شد سفیه
هوش مصنوعی: ای فقیه، به خاطر این که تو مورد قبول واقع نشدی، نامت در سرای آخرت به عنوان بیخود و نادان ثبت شده است.
ای ز بهر لقمهای بیجان شدهدر تمام عمر سرگردان شده
هوش مصنوعی: تو به خاطر به دست آوردن لقمهای نان، تمام عمرت را بیهدف و آواره شدهای.
ای ز بهر لقمهای سر باختهبهر دنیا دین خود در باخته
هوش مصنوعی: ای کسی که برای یک لقمه نان جان خود را به خطر میاندازی، در واقع دین و ایستان را برای دنیا از دست میدهی.
ناتوانی کو بدنیا دل نهاددنیی وعقبیّ خود بر باد داد
هوش مصنوعی: کسی که در زندگی به خاطر ناتوانیاش امیدوار به دنیا و آخرت نباشد، همه چیزش را از دست میدهد.
خویش را از بهر منصب خوار کردباطن خود را چو سگ مردار کرد
هوش مصنوعی: انسانی برای رسیدن به مقام و مرتبه، خود را کوچک و بیارزش کرده و در واقع حقیقت وجودیاش را همچون موجودی بیارزش و پست به نمایش گذاشته است.
کوش در ابیات من گر واقفیعاقبت را کن نظر گر عارفی
هوش مصنوعی: اگر به معانی اشعار من توجه داشته باشی و درک عمیقی از آنها پیدا کنی، در نهایت به نتیجهای روشن و نیکو خواهی رسید، به ویژه اگر اهل معرفت باشی.
شرم از حق دار ای رسوای دینتا بکی باشی چو گربه در کمین
هوش مصنوعی: شرم کن از خدا ای که در دین رسوا شدهای، تا کی میخواهی مانند گربهای در کمین بمانی؟
شرم دار از فشّ و دستار بزرگدر جهان تا کی دوی مانند گرگ
هوش مصنوعی: از بزرگنمایی و خودپسندی در جامعه شرم کنید، چرا که مانند گرگ فقط در پی منافع خود هستید.
گشتهای مانند گرگان پنجه زنتا خوری مرداری ای پرورده تن
هوش مصنوعی: شما مانند گرگهایی که به شکار میپردازند، شدهاید تا از لاشهها تغذیه کنید، ای کسی که بر روی بدن خود تربیت شدهاید.
چند بهر خانهٔ تن در جهانزار گردی گه به این و گه به آن
هوش مصنوعی: چند بار به خاطر جسم خود در دنیا سرگردان خواهی بود، اینجا و آنجا به دنبال چیزی میگردی.
سودی کی باشد ترا زین ای پسرعاقبت ازخانه گیری راه در
هوش مصنوعی: ای پسر، از این کار چه فایدهای به تو میرسد، وقتی که در پایان به خانه بر میگردی و راهی پیش رو نداری؟
خود از آن در سوی گورستان رویبیشکی درگور بی ایمان روی
هوش مصنوعی: به خاطر خودت به سمت گورستان نرو، زیرا در آنجا فقط بیایمانان قرار دارند.
هرکه او در گور بی ایمان رودبی شکی او در وادی شیطان رود
هوش مصنوعی: هر کسی که با عدم ایمان از دنیا برود، به یقین در مسیر گمراهی و شیطانی قرار خواهد گرفت.
جای شیطان در سقر باشد بداندر سقر او را مقرّ باشد بدان
هوش مصنوعی: جایگاه شیطان در جایی به نام سقر است و با این وجود، او در آنجا اقامت دارد و نشیمنش همان جاست.
هر که این قول صوابم بشنودیا باین اسرار نیکو بگرود
هوش مصنوعی: هر کسی که این حرف درست من را بشنود یا به این رازهای خوب توجه کند،
او ز شیطان و جهنّم فارغ استزندهٔ باشد که از غم فارغ است
هوش مصنوعی: کسی که از غم و اندوه رها باشد، از وسوسههای شیطان و عذابهای جهنم نیز دور است.
او وجود خویش را احیاء دهدخویش را بر تخت جنّت جا دهد
هوش مصنوعی: او وجود خود را زنده میکند و خود را در بهشت قرار میدهد.
او بشرع مصطفی کامل شوداو بنور اولیا قابل شود
هوش مصنوعی: انسان زمانی به کمال میرسد که طبق دستورات پیامبر اسلام عمل کند و با هدایت اولیای الهی، نورانی و شایسته گردد.
او بفرقان معانی سر شوداو ز اکسیر ولی چون زر شود
هوش مصنوعی: او در روز قیامت برتر از همه معانی خواهد بود و مانند طلا ارزشمند و با ارزش میشود.
او درآید در طریق انبیاراه بین گردد بنور اولیا
هوش مصنوعی: او در راه پیامبران وارد میشود و با نور دوستان خدا، بینایی و بصیرت پیدا میکند.
در طریق اولیا او رهرو استراه تقلیدی به پیشش یک جواست
هوش مصنوعی: در مسیر اولیا، او شخصی است که به راه خود ادامه میدهد و تقلید از دیگران برایش ارزشی ندارد.
راه تقلیدی به پیش شیخ مانتو براه عارفان رو در امان
هوش مصنوعی: به جای پیروی از روشهای تقلیدی و بیمعنی، بهتر است که به سمت راههای عارفانه و عمیقتر پیش بروی تا در امنیت و آرامش باشی.
شیخ ظاهربین چو خودبین گشته استاز قدم تا فرق سرگین گشته است
هوش مصنوعی: روحانی ظاهرگرا، به خودپرستی دچار شده است و از سر تا پا به خودخواهی آلوده است.
شیخ ظاهربین که چَهها ساختهجمله خلقان رادر آن انداخته
هوش مصنوعی: شیخ ظاهربین، که فقط به ظاهر چیزها نگاه میکند، باعث شده است که همه مردم در دام باورهای سطحی و ظاهری گرفتار شوند.
شیخ صورت بین که او اندر جهانساخته ویران هزاران خانمان
هوش مصنوعی: به شیخ نگاهی کن که او در دنیا هزاران خانه و زندگی را خراب کرده است.
خویش را در زهد داند کاملیتا بدام او در افتد جاهلی
هوش مصنوعی: انسانی که خود را در زهد و پارسایی کامل میبیند، ممکن است ناخواسته به دام نادانی و ignorance بیفتد.
حیله و مکر و دغا در شأن اوستجیفهٔ دنیا همه ایمان اوست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فریبکاری و نیرنگ در شان کسی است که به دنیا وابسته است و درواقع همهی ثروت و زیباییهای دنیا برای او اهمیت دارد. به نوعی، اشاره دارد که این فرد در پی دنیای فانی است و تنها به ظاهر و منافع دنیوی خود میاندیشد.
رو اگر مردی تو ترک این بکنغیر اینم نیست در معنی سخن
هوش مصنوعی: اگر مرد واقعی هستی، این کار را ترک کن؛ غیر از این چیزی در گفتهها وجود ندارد.