بخش ۸۳ - در خاتمه کلام و تاریخ سال اتمام و اظهار عجز و ناتوانی و معذرت
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از سال ۵۸۴ هجری قمری صحبت میکند که در آن سال به سن بالایی رسیده و اعضای بدنش دچار درد و رنج است. او احساس میکند که باید نیکی را در زندگیاش به ثمر برساند و اثر خوبی در جهان بگذارد. شاعر در تلاش است که معانی عمیق را در کلامش بیان کند و از عیوب انسانی نمیخواهد که بگوید. او به دنبال بیان سخنانی است که از خود مینوشته و در نهایت از خداوند طلب رحمت میکند. آثارش را با امید به رحمت خداوند به پایان میرساند و با سلامی خداحافظی میکند.
اندر آن سالی که طبعم گشت یاربود سال پانصد و هشتاد و چار
هوش مصنوعی: در آن سالی که احساسات و روحیات من به عشق و دوستی گرایش پیدا کرد، سال 583 هجری بود.
سال عمر من ز صد بگذشته بودجمله اعضایم بدرد آغشته بود
هوش مصنوعی: سالهای عمر من از صد سال گذشته بود و همه اعضای بدنم به درد دچار شده بودند.
تخم نیکوئی بکشتم در جهانوین چنین مظهر نوشتم در جهان
هوش مصنوعی: من در این دنیا اقدام به کاشتن بذر کارهای خوب کردم و اکنون اینگونه نشانههای زیبایی را در جهان به جا گذاشتهام.
سرّ غیبی کردم از مظهر عیانختم کردم من سخن نعم البیان
هوش مصنوعی: من از حقیقتی پنهانی سخن میگویم که به وضوح نمایان شده است و سخنانم را به بهترین شکل بیان میکنم.
سال تاریخش چو کردم جستجویگفت جان سرّ عجایب را بگوی
هوش مصنوعی: وقتی به سال تاریخ نگاه کردم و جستجو کردم، گفتم ای جان، راز شگفتیها را برایم بگو.
گر بدی گفتیم عیبش را بپوشبلکه در اظهار عیب آن مکوش
هوش مصنوعی: اگر ما درباره کسی بدی گفتیم، بهتر است عیب او را بپوشانیم و به آن اشاره نکنیم، زیرا در اشاره به عیوب دیگران فایدهای نیست.
بود چون پیری و عجز و بیدلیدر گذر از سهو آن گر مقبلی
هوش مصنوعی: وقتی که شخص به پیری و ناتوانی و ناامیدی دچار میشود، اگر از اشتباهاتش بگذرد، ممکن است که سرنوشت مناسبی برایش رقم بخورد.
من سخن میخواستم سازم بیانسرّ معنی را کنم بر تو عیان
هوش مصنوعی: من میخواهم با کلامم چیزی را بسازم و راز معنای آن را به تو آشکار کنم.
هستیم گاهی که از خود میربودمینوشتم هرچه معنی مینمود
هوش مصنوعی: گاهی در حالتی قرار میگیرم که از خود بیخود میشوم و آن زمان هر چیزی را که به ذهنم میرسد، مینویسم.
من سخن گفتم فزون از صد هزارزآن سخنها را یکی تو پیش آر
هوش مصنوعی: من سخنانی به اندازهای زیاد گفتم که از حد و مرز گذشته است؛ حالا از بین آن همه سخن، تو یکی را انتخاب کن و در پیش بگذار.
گر یکی افتد قبولت از هزاریادگیر آن را و از من در گذار
هوش مصنوعی: اگر یک نفر از میان هزار نفر توجه و پذیرش تو را جلب کرد، تلاش کن تا از او بیاموزی و از من به راحتی بگذر.
گفت نا اهلم ببخشد رنجشیاز دعا یابم ولی آسایشی
هوش مصنوعی: اگر نااهل هم باشم، امیدوارم که با دعا و طلب بخشش، از رنج و زحمتی که دارم خلاصی یابم و آسایش پیدا کنم.
از خدا بر روح من رحمت بجوتا بیاید از خدا رحمت بتو
هوش مصنوعی: از خدا بخواه که بر روح من رحمت نازل کند تا این رحمت به تو نیز برسد.
چون کتاب من برحمت شد تمامختم بر رحمت نمودم و السّلام
هوش مصنوعی: زمانی که کتاب من بر اساس رحمت و محبت کامل شد، به پایان رساندم و با سلام و درود آن را ختم کردم.