بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این متن، داستان نوح پیغمبر روایت میشود که بعد از نجات از کفار، با چهل نفر بر کوهی نشسته است. یکی از آنها کوزهگری است که دکانش پر از کوزه است. جبرییل به نوح پیام میدهد که باید کوزهها را بشکند، اما نوح نمیتواند این کار را انجام دهد چون این کوزهها با زحمت زیاد درست شدهاند. جبرییل سپس به نوح میگوید که خدا از او میخواهد که به خاطر جانهای مردم توجه بیشتری داشته باشد و شکستن کوزهها در مقایسه با کشتن انسانها کم اهمیتتر است. نوح متوجه میشود که این کار چه عواقبی خواهد داشت و تصمیم میگیرد که به خاطر مردم و محبت خداوند، از حرص خود بر سر کوزهها بگذرد و به زندگی انسانها اهمیت بیشتری بدهد. داستان در نهایت به ماجرای کشتی نوح و نجات انسانها در فاجعه عذاب الهی ختم میشود.
نوح پیغامبر چو از کفّار رَستبا چهل تن کُرد بر کوهی نشست
نوح نبی پس از طوفان و غرقشدن کفّار، با چهل کُرد بر کوه جمع نشسته بودند.
بود یک تن زان چهل کس کوزهگربرگشاد او یک دکان پر کوزه در
هوش مصنوعی: یک نفر بود که از میان چهل نفر، کوزهگری را انتخاب کرد و مغازهای پر از کوزه داشت.
جبرئیل آمد که میگوید خدایبشکنش این کوزهها ای رهنمای
هوش مصنوعی: جبرئیل آمد و گفت که خداوند میخواهد این کوزهها را بشکند، ای راهنما.
نوح گفتش آن همه نتوان شکستکاین بهصد خون دلش آمد بهدست
هوش مصنوعی: نوح به آن شخص گفت که نمیتوان این همه تلاش را نادیده گرفت، زیرا این کار با زحمت و رنج فراوانی به دست آمده است.
گرچه کوزه بشکنی گل بشکنددر حقیقت مرد را دل بشکند
هوش مصنوعی: اگرچه کوزهای بشکند و گل نیز له شود، در حقیقت این دل انسان است که میشکند و آسیب میبیند.
باز جبریل آمد و دادش پیامگفت میگوید خداوندت سلام
هوش مصنوعی: جبریل دوباره آمد و پیامی آورد. او گفت خداوندت سلام میفرستد.
پس چنین میگوید او کای نیکبختگر شکستِ کوزهای چندست سخت
هوش مصنوعی: پس او میگوید، ای خوشبخت، اگر چندین بار کوزهای بشکند، چه بر سر تو خواهد آمد؟
این بسی زان سختتر در کل یابکز دعائی خلق را دادی بهآب
هوش مصنوعی: این بیشتر از همه چیزهای سختی است که میتوانی پیدا کنی، زیرا تو به دعای مردم، آنها را به آب دادی.
همّتی را بر همه بگماشتی«لاتذر» گفتی و کس نگذاشتی
هوش مصنوعی: تو به تلاش و عزم خود همت کردی و گفتی که هیچ چیز را رها نکن و هیچ کس را به حال خود نگذاشتی.
یک دکانِ کوزه بشکستن خطاستیک جهان پر آدمی کشتن رواست
هوش مصنوعی: شکستن یک سفالگر خطای بزرگی است، اما کشتن یک دنیا آدم، برای برخی قابل قبول است.
خود دلت میداد ای شیخ کبارزان همه مردم برآوردن دمار
هوش مصنوعی: ای شیخ بزرگ، خودت عامل مشکلات هستی؛ از میان همهٔ مردم، تو باعث زحمت و آزار آنها شدهای.
کز پی آن بندگان بیقرارلطف ما چندان همی بگریست زار
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و رحمت ما، آن بندگان نگران و بیقرار به شدت اشک میریزنند.
کاین زمانش در گرفت از گریه چشمتو مرو از کوزهٔ چندین بهخشم
هوش مصنوعی: این زمان به خاطر اشکهای تو ناراحت و غمگین است، بنابراین برای من از کاسهای پر از خشم فاصله بگیر.
یا رب این خود چه عنایتکردن استاین چه شکر اندر شکایتکردن است
هوش مصنوعی: ای خدا، این چه لطفی است که پیش آوردهای و این چه حالتی است که در عین نارضایتی، سپاسگزاری میکنم؟
که به جانها میکند چندین عتابگاه جانها میکند خون بیحساب
هوش مصنوعی: گاهی او به روحها سخت میتازد و گاهی جانها را به طور بیدلیل به عذاب میکشاند.
صد هزاران بیسر و بن را بخواندجمله را در کشتی حیرت نشاند
هوش مصنوعی: او میتواند صدها هزار افرادی را که بیسر و بیپایه هستند، به خود جذب کند و همه را در کشتی حیرت و شگفتی قرار دهد.
بعد از آن کشتی بهدریا درفکندصد جهان جان را بهغوغا درفکند
هوش مصنوعی: پس از آن، کشتی به دریا انداخته شد و صدها جان را در هیاهو و غوغا رها کرد.
بعد از آن باد مخالف روز و شبگرد کشتی میفرستاد ای عجب
هوش مصنوعی: پس از آن، باد مخالف روز و شب کشتی را به چرخش در میآورد، چه شگفتانگیز!
تا در آن دریای بیپایان همهسربهسر برخاستند از جان همه
هوش مصنوعی: در آن دریای بیپایان، همه افراد به یکباره از جان خود و از عمق وجودشان برخاستند.
جمله را بگسست در دریا نفساز همه با سر نیامد هیچکس
هوش مصنوعی: تمام افراد در دریا غرق شدند و هیچکس نتوانست با سر از آب بیرون بیاید.
گرچه فرض افتاد مردن پیشه کردمیندارم زهره این اندیشه کرد
هوش مصنوعی: هرچند که ممکن است مردن یک شغل و کار باشد، من جرات چنین فکری را هم ندارم.