بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به اهمیت علم و طاعت در زندگی اشاره میکند و میگوید که حتی اگر فردی در علم و کار مشغول باشد، اما اگر وابستگی به دنیا داشته باشد، از حقیقت فاصله گرفته و دچار عذاب خواهد شد. پیامبر در زمان عهد پیشین، وحی را دریافت کرده و به فردی که در دنیا مشغول است هشدار میدهد که دلبستگی به دنیا او را به جهنم خواهد کشید. شاعر دنیا را به عنوان دنیایی فانی و پر از فریب توصیف میکند و هشدار میدهد که انسان نباید به زودگذر بودن آن غفلت کند. در نهایت، تأکید بر دوری از دنیا و دوستی با حقیقت و علم به عنوان مسیر نجات است.
عهد پیشین را یکی استاد بودچارصد صندوق علمش یاد بود
هوش مصنوعی: در گذشته، معلمی وجود داشت که چهارصد صندوق علم و دانش او را به یادگار گذاشتهاند.
کار او جز علم و جز طاعت نبودفارغ او زین هر دو یکساعت نبود
هوش مصنوعی: کار او تنها در علم و اطاعت بود، و یک لحظه هم از این دو خالی نبود.
بود اندر عهد او پیغامبریوحی حق بگشاد بر جانش دری
هوش مصنوعی: در زمان او، پیامبری وجود داشت که وحی حق را بر دلش گشوده بود.
گفت با آن مرد گوی ای بی قرارگرچه هستی روز وشب در علم وکار
هوش مصنوعی: به او بگو ای ناآرام، هرچند که در علم و فعالیت خود مشغول هستی، اما هنوز هم دچار تلاطم هستی.
چون تو دنیا دوستی حق ذرهٔاز تو نپذیرد چه باشی غرهٔ
هوش مصنوعی: وقتی که تو به دنیای فانی وابستهای، حق از تو به اندازهٔ یک ذره هم چیزی قبول نخواهد کرد، پس تو چه چیزی هستی که خود را فریب میزنی؟
چون ز دل دنیات دور افکنده نیستجای تو جز دوزخ سوزنده نیست
هوش مصنوعی: وقتی که از دل و قلبت دنیای مادّی را دور کردهای، جایی برای تو جز آتش دوزخ وجود ندارد.
صد جهان با علم و با معنی بهمدوزخ آرد بار با دنیا بهم
هوش مصنوعی: یک دنیا با دانش و معانی عمیق میتواند برای انسان عذاب و رنجی بزرگ ایجاد کند، همانطور که دنیا و مسائل آن نیز میتواند بار سنگینی بر دوش انسان بگذارد.
تا بود یک ذره دنیا دوستیبا تن دوزخ بهم هم پوستی
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دل انسان کمی عشق به دنیا وجود دارد، رابطه او با جسم و دنیای مادی شبیه به دوستی با آتش جهنم خواهد بود.
میروی در سرنگونساری که چهدشمن مادوست میداری که چه
هوش مصنوعی: به جایی میروی که در آن خطر و مشکلات زیادی وجود دارد، در حالی که دشمنی که باید با او مقابله کنی، چیزی نیست که تو را نگران کند.
چند نازی زین سرای خاکسارهمچو مرداری و کرکس صد هزار
هوش مصنوعی: بیش از حد به زیباییها و جذابیتهای دنیای خاکی اینجا مینازیم، در حالی که مانند چیزی بیارزش و زشتی همچون لاشه و کفتار هستیم.
هست دنیا گنده پیری گوژپشتصد هزاران شوی هر روزی بکشت
هوش مصنوعی: دنیا مانند پیرمردی کجراست است که هر روز عدهای را به دلیل مشکلات و سختیهایش میکشد.
هر زمان گلگونهٔ دیگر کندهر نفس آهنگ صد شوهر کند
هوش مصنوعی: هر زمان که او چهرهای جدید و زیبا به خود بگیرد، هر لحظه مانند این است که دلها را به سوی خود جلب میکند و میتواند توجه بسیاری از مردان را به خود جلب کند.
از طلسم او نشد آگه کسیدر میان خاک و خون دارد بسی
هوش مصنوعی: هیچکس از راز او آگاه نشد، در حالی که در میان خاک و خون، نشانههای زیادی وجود دارد.