بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، صوفی و نظام گفتوگویی درباره وفا و نیاز دارند. صوفی میگوید که هیچ چیزی از حق نمیخواهد و در نتیجه از نظام نیز چیزی نمیخواهد. نظام از او میخواهد که اگر نیازی دارد، آن را مطرح کند. اما صوفی تأکید میکند که اگر روحش با خداوند است، نباید به هیچ چیز دیگر فکر کند. او به این نکته اشاره میکند که در حضور خداوند، جایی برای دیگر نیازها نیست و حتی اگر بخواهد از خدا یاد کند، نمیتواند در آن فضا بگنجند. به نوعی، این گفتگو بر عمیقترین وابستگی انسان به خداوند و عدم نیاز به چیزهای دنیوی تأکید دارد.
صوفئی رادید یک روزی نظامدر وفا و عهد و در صفوت تمام
هوش مصنوعی: یک روز نظام به مردی صوفی برخورد که در وفاداری و پایبندی به عهد و همچنین در پاکی و خلوص کامل بود.
گفت از من هرچه میخواهی بخواهزآنکه تو محتاجی و من پادشاه
هوش مصنوعی: بگو هرچه از من میخواهی، زیرا تو نیازمندی و من در جایگاه قدرت هستم.
گفت چون از حق نخواهم هیچ چیزاز تو هم الحق نخواهم هیچ نیز
هوش مصنوعی: گفت اگر من از خدا چیزی نخواهم، پس از تو هم چیزی نمیخواهم.
گفت اگر چیزی نمیباید تراحاجتی کن آن من باری روا
هوش مصنوعی: اگر به چیزی نیاز نداری، پس هیچ انتظار و خواهشی از من نداشته باش.
آن نفس خالص که با حق باشدتکان نفس ملکی محقق باشدت
هوش مصنوعی: نفس پاک و خالصی که در ارتباط با خداوند قرار دارد، همچون نفس ملائکهای است که حقیقت را درک کرده و به آن دست یافته است.
آن نفس گر یاد آری از نظامآن نفس جاوید او را میتمام
هوش مصنوعی: اگر به یاد آن نفس بیفتی که جاودان است، در نظام وجود او را به کمال خواهد شناخت.
صوفیش گفت اینت مرد بی خبرآن نفس گر با خدای دادگر
هوش مصنوعی: صوفی به او گفت: تو مردی هستی که از حقیقت بیخبر هستی. اگر آن نفس (دل و روح) تو با خداوند دادگر (عادل) ارتباط داشته باشد، ماجرای دیگری خواهد بود.
نقد من گردد مرا بیرون کندآنکه نبود هیچ یادت چون کند
هوش مصنوعی: اگر کسی که هیچ یاد و خاطرهای از تو ندارد، نقد و بررسیام کند، من را از خود بیرون خواهد راند.
چون من آنجا در نگنجم بیشکیچون توانم رفت آنجا اندکی
هوش مصنوعی: وقتی من در آنجا جا نمیشوم، چطور میتوانم کمی به آنجا بروم؟
گنج موئی نیست کس را آن زمانگر همه موئی نگنجی در میان
هوش مصنوعی: هیچکس در آن زمان نمیتواند گنجی پیدا کند، حتی اگر همه موها را در کنار هم بگذارد و به جستجو بپردازد.
من چو برخیزم در آن ساعت ز راهدیگری را چون برم آنجایگاه
هوش مصنوعی: زمانی که من بلند میشوم، مسیر دیگری را در پیش میگیرم تا به آن مکان برسم.