بخش ۱ - المقالة الخامسة و العشرون
هوش مصنوعی: در این متن، سالک (جستجوگر حقیقت) به نزد حیوانات و ددان میرود و از آنها میپرسد که چگونه میتواند راه را پیدا کند. او متوجه میشود که همه مشغول خود هستند و در واقع در جستجوی همدیگرند، بدون اینکه به حقیقت و جوهر وجود خود توجه کنند. گفتوگو به این سمت میرود که هر یک از موجودات تنها در پی منافع خود هستند و در عالم، هیچ کس به دنبال حقیقت نیست. پیر خردمند نیز به سالک میگوید که آتش نفس و سرکشی نفس نیاز به کنترل و ادب دارد و تأکید میکند که نباید غذای کافر (نفس سرکش) را فراهم کنیم، زیرا این باعث میشود تا پشیمانی و ناخوشی عمیقتری بوجود آید. در نهایت، پیامی از خودنگری و پرهیز از پیروی از خواستههای نفس به ما منتقل میشود.
سالک آمد پیش حیوان دردناکنه امید امن ونه بیم هلاک
هوش مصنوعی: سالک (مسافر روحانی) به موجودی دردآور نزدیک میشود، در حالیکه نه به آیندهاش امیدوار است و نه از خطرات در امان است.
طالب اوحی شده دل پر شعاعسبع هشتم باز میجست از سباع
هوش مصنوعی: دل پر از نور و اشتیاقی که در جستجوی حقایق الهی است، همچنان به دنبال وجودی الهی و برتر میگردد، حتی اگر در حال تلاش با موانع و چالشها باشد.
گفت ای جویندگان راهبردر رکوع استاده جمله کارگر
هوش مصنوعی: بگو ای کسانی که در جستجوی راهنمایی هستید، بدانید که در حالت رکوع، همگان در حال تلاش و کار هستند.
از چرا و چند معزول آمدهدر چرای خویش مشغول آمده
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد به دنبال دلایل و پاسخها هستند و در تلاشاند تا درگیر مسائل زندگی خود شوند.
در زمین گاو سیاهی از شماستزیر بار گاو ماهی از شماست
هوش مصنوعی: در زمین، یک گاو سیاه از شماست و زیر بار، یک گاو ماهی نیز متعلق به شماست.
بر فلکتان گاو و ماهی نیز هستدب و شیر و هرچه خواهی نیز هست
هوش مصنوعی: در آسمان شما حیوانات زیادی وجود دارد؛ از جمله گاو، ماهی، شیر و دب، و هرچیزی که بخواهید نیز در آنجا پیدا میشود.
زیر و بالا سر بسر بگرفته ایدکوه و صحرا خشک و تر بگرفته اید
هوش مصنوعی: شما در هر طرف و در هر نقطهای که نگاه میکنید، کوه و دشت را در اختیار دارید و همهی جا را پر از زیباییهای طبیعت مشاهده میکنید.
گه شما را نیز ظاهر یک خلفناقة اللّه بس بود در پیش صف
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، تنها دیدن یک نشانه یا علامت کافی است تا شما را به یاد یک واقعیت بزرگتر بیندازد.
خود مپرسید از سگ اصحاب کهفزانکه جانی دارد او بر عشق وقف
هوش مصنوعی: از سگ اصحاب کهف نپرسید که چطور است، چون او هم جان دارد و همه وجودش وقف عشق است.
از شما پیغامبری را اینت نامگوسفندی میشود قایم مقام
هوش مصنوعی: پیامبری از شما به ظهور میرسد که در واقع مانند گوسفندی آرام و ساکت خواهد بود.
وز شما یک ماهی پاکیزه جاییونسی را میشود خلوت سرای
هوش مصنوعی: از وجود شما یک موجود شفاف و خوب میتواند در خلوت خانهی یونسی جایگزین شود.
وز شما بزغالهٔ بریان به زهرمیکند آگاه احمد را ز قهر
هوش مصنوعی: بزغالهٔ بریان به زهر به او آسیب میزند و احمد را از خشم آگاه میکند.
شاخ دولت از شما بر میدهدمشک آهو گاو عنبر میدهد
هوش مصنوعی: شاخِ دولت از سمت شما رشد میکند و نعمتهای فراوانی مانند عطر مشک و عنبر از شما جاری میشود.
چون کسی در راه دولت یار گشتدیگری را هم تواند یار گشت
هوش مصنوعی: وقتی کسی در مسیر دستیابی به موفقیت و ثروت قرار میگیرد، شخص دیگری هم میتواند به او بپیوندد و مسیر مشابهی را دنبال کند.
هست روی دولت از سوی شمادولتی میخواهم از کوی شما
هوش مصنوعی: من از طرف شما دولت و خوشبختی را میخواهم و در پی آن هستم که از نزدیک با شما ارتباط برقرار کنم.
چون شنید این حال مشکل جانورشد زخود زین حال حالی بیخبر
هوش مصنوعی: زمانی که این وضعیت را شنید، جانور از خود بیخود شد و از این حال، خبری نداشت.
گفت ای هم بی خبر هم بی ادبکس ز گاو و خر گهر دارد طلب
هوش مصنوعی: گفت: ای کسی که نه از حال دیگران خبر داری و نه ادب را رعایت میکنی، هیچ کس از گاو و خر چیزی نمیخواهد.
ما همه دزد ره یکدیگریمیکدگر را میکشیم و میخوریم
هوش مصنوعی: ما همه در زندگی به گونهای از یکدیگر بهرهبرداری میکنیم و هر کدام به نحوی به دیگری آسیب میزنیم و از مزایای آن استفاده میکنیم.
سر بعالم در نهاده بیقرارنیست ما را جز خور و جز خفت کار
هوش مصنوعی: ما سر خود را در این دنیا گذاشتهایم و بیقرار نیستیم، زیرا جز خوردن و خوابیدن هیچ کار دیگری نداریم.
آنچه میجوئی تو اینجا آن مجویگوهر دریائی از صحرا مجوی
هوش مصنوعی: آنچه که به دنبالش هستی در اینجا نخواهی یافت، پس مرو به دنبال چیزهایی که ارزششان به اندازهی گوهرهای دریا است، چرا که آنها را نمیتوان در بیابان یافت.
صد هزار از ما بمیرد زار بارتا شود یک ره براقی آشکار
هوش مصنوعی: اگرچه صد هزار نفر از ما به شدت رنج بکشند و بمیرند، ولی شاید یک بار فرصتی پیش بیاید که حقیقتی روشن و آشکار شود.
گر بلندی یافتست از ما کسیحکم نتوان کرد بر نادر بسی
هوش مصنوعی: اگر کسی به بلندای مقام و منزلتی دست یافته باشد، نمیتوان به راحتی او را با کسی که کمتر از اوست مقایسه کرد.
از خر و از گاو نتوان یافت رازپس سر خود گیر زود ای سرفراز
هوش مصنوعی: از خر و گاو نمیتوان به راز و رمز زندگی پی برد، پس سریعتر به فکر خود باش و بر خود مسلط باش، ای شجاع و سرافراز.
سالک آمد پیش پیر بخردانقصهٔ بر گفتش از خیل ددان
هوش مصنوعی: سالک به نزد حکیمانی با تجربه رفت و داستانی از گروهی از دزدان برایشان نقل کرد.
پیر گفتش هست حیوان و سباعز آتش نفس مجوسی یک شعاع
هوش مصنوعی: پیر به او گفت که در بین حیوانات و درندهها، نشانههایی از آتش وجود دارد که به همان اندازه میتواند خطرناک باشد. این نشانهها مانند شعاعی از نفس مجوسیه است.
نفس کافر سرکشی دارد مدامگر سر اندازیش سر بنهد تمام
هوش مصنوعی: نفس کافر همیشه شورشی و نافرمان است و اگر او را کنترل کنی، تمام مشکلات و دردسرها را برطرف کردهای.
گه مسلمانی دهی گه زر دهیتا که یک لقمه بدین کافر دهی
هوش مصنوعی: گاهی به یک مسلمان کمک میکنی، گاهی به کسی پول میدهی، تا اینکه در نهایت یک لقمه به این کافر بدهی.
گر طعام نفس خوش گر ناخوشستچون گذر بر نفس دارد آتشست
هوش مصنوعی: اگر خوراک جان خوش باشد یا ناخوش، وقتی بر جان میگذرد، مانند آتش است.
خوش مده نفس مجوسی را طعامتا نبینی ناخوشی او تمام
هوش مصنوعی: به او اجازه نده که از غذاهای لذتبخش بهرهمند شود، زیرا نتایج ناخوشایند آن را به زودی خواهی دید.