تناجی
عطار نیشابوری

بخش ۶ - الحكایة و التمثیل

صوفئی میرفت و جانی پرغمشپای بازی زد قفائی محکمش
چون قفای سخت خورد آنجایگاهکرد آن صوفی مگر از پس نگاه
مرد گفت از چه ز پس نگرندهٔکاینت باید خورد تا تو زندهٔ