بخش ۷ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، خواجهای دارای طوطی چالاک است که یک سال به او شکر میدهد تا بتواند صحبت کند. اما طوطی هیچگاه کلامی نمیگوید. روزی آتش در خانه خواجه میافتد و طوطی به خواجه هشدار میدهد که اگر او کاری نکند، خواهد سوخت. خواجه، با کنایه به طوطی میگوید که اکنون که در خطر است یاد او کردهاست، چرا که در طول یک سال هیچگاه از او یاد نکرده بود. او میفهمد که طوطی تنها به دلیل ترس از آتش صحبت میکند و حسی از خطر او را به چالش میکشد. در پایان، خواجه به طوطی یادآوری میکند که هیچکس در آتش همچون ابراهیم(خلیل) بیتوجه نمیسوزد و تأکید میکند که انسان باید از کارهایش آگاه باشد و از ضعف و تنبلی دوری کند.
خواجهٔ را طوطی چالاک بودزهر با سر سبزیش تریاک بود
هوش مصنوعی: خواجه یک طوطی چالاک و زنده دارد که رنگ سبز او مانند تریاک است.
مدت یکسال میدادش شکرتا بنطق آید شکر ریزد مگر
هوش مصنوعی: یک سال به او شکر میدادند تا زبانش باز شود و بتواند بگوید. اما به جای گفتن چیزهای خوب و شیرین، فقط شکر پاشید.
روز و شب در کار او دل بسته بودز اشتیاق نطق اودل خسته بود
هوش مصنوعی: روز و شب به خاطر او فکر و دل مشغول بود و از شوق سخن گفتن او، دلش خسته و ناراحت بود.
گرچه میدادش شکر سالی تماماو نگفت از هیچ وجهی یک کلام
هوش مصنوعی: هر چند که او به مدت یک سال، محبت و لطف بسیار به او میکرد، اما آن شخص هرگز حتی یک کلمه نیز در این باره صحبت نکرد.
عاقبت کاری قوی ناخوش فتاددر سرای آن خواجه را آتش فتاد
هوش مصنوعی: در نهایت، نتیجهی کار ناپسند و قوی، به بدی در خانهی آن شخص با مقام رسید و آتش برپا شد.
چون بگرد آن قفس آتش رسیدتفت آن در طوطی دلکش رسید
هوش مصنوعی: وقتی آن قفس دور شد، آتش به آن رسید و در طوطی زیبا نمایان شد.
گفت هین ای خواجه زنهار الامانورنه در آتش بسوزم این زمان
هوش مصنوعی: گفت: ای سرور، لطفاً مرا نجات بده، وگرنه همین الان در آتش خواهم سوخت.
خواجه گفتش چون چنین کاری فتادآمدت از من چنین در وقت یاد
هوش مصنوعی: خواجه به او میگوید: هنگامی که چنین اتفاقی برایت افتاد، به یاد من افتادی و به خاطر من این موضوع را به خاطر میآوری.
درکشیدی دم شبان روزی تماماز کجا آوردی اکنون این کلام
هوش مصنوعی: در روز و شب، با تأمل و کوشش میتوان به رازها و اندیشههای عمیق دست یافت. حالا سوال این است که از کجا توانستهای چنین سخنانی را مطرح کنی؟
چون ز بیم جان خود درماندیاز قصور عجز خویشم خواندی
هوش مصنوعی: زمانی که از ترس جان خود ناامید شدهای، به ضعف و ناتوانی خود اشاره کردهای.
از برای خویش پیشم خواندهٔدفع آتش را بخویشم خواندهٔ
هوش مصنوعی: من برای خودم دعای دفع آتش را خواندم، گویا این دعا را برای خودم آوردهام.
گرنکردی آتشت جان بی قراربا منت هرگز نبودی هیچ کار
هوش مصنوعی: اگر آتش تو جانم را بیقرار نکرده باشد، هرگز با منت هیچ کاری برای تو انجام نمیدهم.
یاد من پیوسته چون باد آمدتاین چنین وقتی ز من یاد آمدت
هوش مصنوعی: یاد تو همیشه مثل باد به من میرسد، وقتی که از من یادت میآید.
چون بکردی یاد من بیگانه وارتن کنون در سوز ده پروانه وار
هوش مصنوعی: زمانی که به یاد من به شکل بیگانه رفتار کردی، اکنون در سوز و گداز عشق مانند پروانهای در آتش میسوزی.
هرکه در آتش چو ابراهیم نیستگر بسوزد همچو طوطی بیم نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند ابراهیم در آتش صبر و شجاعت ندارد، اگر هم بسوزد، مثل طوطی که در آتش میسوزد، نگران نخواهد بود.
تانیفتد کار در کار ای پسرکی ز کار افتادگی یابی خبر
هوش مصنوعی: بگذار کارها به خوبی پیش برود، پسر! زمانی که از کار افتادی، دیگر از حال و روز خود خبر نخواهی داشت.
هست خلت عین کار افتادگیگر خلیلی کم طلب آزادگی
هوش مصنوعی: اگر انسان از درون خالی باشد، مانند کسی است که ناتوانی و ضعف در او نمایان است؛ پس اگر کسی کمی از خداوند آزادگی و بزرگی بخواهد، به او داده خواهد شد.
راه تو زیر و زبر افتادنستزآنکه بهبودت بتر افتادنست
هوش مصنوعی: مسیر تو در زندگی پر از نوسان و تغییر است، زیرا بهبودی تو از وضعیت فعلی ممکن است دشوار باشد.