بخش ۱ - المقالة الثانیة و الثلثون
هوش مصنوعی: در این متن، سالکی به نزد موسی ناصبور میآید و دربارهٔ مقام و ویژگیهای او سخن میگوید. او موسی را به خاطر دستیابیاش به حکمت و قدرتهای الهی تحسین میکند و به او میگوید که چگونه از شبانی به مقام سلطانی رسیده است. سپس پیر دیگری به سالک میگوید که عشق و فقر کلید آزادگی و دستیابی به کمال انسانی هستند. عشق را به عنوان منبعی از نیکی و پیشرفت معرفی میکند و تأکید میکند که باید از خودخواهی بگذرد و در مسیر عشق و بندگی حقیقی قدم بردارد. عشق و فقر به عنوان دو اصل مهم مطرح میشوند که برای رسیدن به حقیقت و کمال ضروریاند.
سالک آمد پیش موسی ناصبورموسم موسی بدید از کوه طور
هوش مصنوعی: سالک به سوی موسی سختگیر آمد و در زمان موسی، منظره کوه طور را مشاهده کرد.
گفت ای نور دو عالم ذات تونه فلک ده یک زنه آیات تو
هوش مصنوعی: گفت: ای نور دو جهان، تو همچون آسمان نیستی، بلکه تو نشانه و آیههای خاصی داری.
ای بشب گنج الهی یافتهاز شبانی پادشاهی یافته
هوش مصنوعی: ای کسی که در شب، گنجی الهی پیدا کردهای، از نقش شبانی به مقام پادشاهی رسیدهای.
در شبانی گر رمه کردی بدستبلکه در یک شب همه کردی بدست
هوش مصنوعی: اگر شبانی نتوانستی گله را به درستی نگهداری، حداقل در یک شب همه را یک جا جمع کن.
تو چه دانستی که با چندین رمهآن همه حاصل کنی با این همه
هوش مصنوعی: تو چه میدانی که با داشتن این همه گوسفند چقدر محصول میتوانی به دست آوری با این همه زحمت؟
از گلیمی آمدی بیرون کلیمدر شبانی پادشا گشتی مقیم
هوش مصنوعی: تو از یک فرش ساده و معمولی بیرون آمدی و در جهان شبانی به مقام پادشاهی رسیدی.
در همه آفاق روزان و شباناین چنین روزی نیابد یک شبان
هوش مصنوعی: در تمام نقاط دنیا، در روزها و شبها، هیچکس نمیتواند مانند این روز را پیدا کند که شبانی وجود داشته باشد.
روزیت چون در شبانی شد قویدر شبانی ختم کردی شبروی
هوش مصنوعی: اگر روزی تو در شب تن به کار دادهای، قوت و توانمندیات در شب به اوج میرسد و در این راه، شب را به خوبی به پایان میرسانی.
چون شنود انی انا اللّه گوش توهفت دریا خاست از یک جوش تو
هوش مصنوعی: زمانی که بشنوی که من هستم الله، گوش تو مانند هفت دریا به خاطر یک جرقه از تو به هیجان میآید.
آتش حضرت ز راهت در ربودکهربای حق چو کاهت در ربود
هوش مصنوعی: آتش الهی از مسیر تو (و محبت تو) کهربای حقیقت را به سویی میکشاند، همچنان که کاه را میبرد.
بود تا آتش ز تو صد ساله راهتو بیک جذبه شدی آنجایگاه
هوش مصنوعی: تا زمانی که آتش عشق تو وجود دارد، صد سال هم که بگذرد، تو به یک جاذبه خاص رسیدهای و در آن مقام قرار گرفتهای.
کرد آن آتش جهان بر تو فراخای همه سر سبزی آن سبز شاخ
هوش مصنوعی: آتش جهان به تو گشوده است و تو را به شادی میبرد، ای موجودی که همه جا سرسبز و پرطراوتی، مانند شاخی سرسبز.
چون شدی بیخود ز کاس اصطناعکرد جان تو کلام حق سماع
هوش مصنوعی: وقتی که از خود بیخود شدی، روح تو کلام حق را با شوق و شور میشنود.
از حجب چون آن کلام آمد بدرگشت یک یک ذره داودی دگر
هوش مصنوعی: از حیا و خجالت که آن سخن بیرون آمد، یکی یکی زرق و برقهای داوودی از بین رفت.
صد جهان پرعقل بایستی و هوشتا شدی آنجایگه جاوید گوش
هوش مصنوعی: برای رسیدن به آن مکان جاودان، باید عقل و هوش بسیار زیادی داشته باشی.
این چنین دولت که جاویدان تراستخاص سلطانی و خود سلطان تراست
هوش مصنوعی: اینگونه سعادت که همواره پایدار است، مخصوص مقام پادشاهی است و خود تو نیز همان پادشاهی.
گر کنی یک ذره دولت قسم مندر دو عالم با سر آید اسم من
هوش مصنوعی: اگر اندکی از خوشبختی را به من ببخشی، قسم به خدا در دو جهان با افتخار نام من بر زبانها جاری خواهد شد.
موسی عمرانش گفت ای سوختهتانگردی آتشی افروخته
هوش مصنوعی: موسی به آن شخصی که سوخته و در آتش قرار گرفته بود گفت: ای کسی که در آتش هستی، تو در حال تجربهای سخت و داغ هستی که ناراحتی و رنج را به همراه دارد.
جان نسوزی تن نفرسائی تمامره نیابی سوی جانان والسلام
هوش مصنوعی: اگر برای جان خود دلسوزی نکرده و از تن خود مراقبت نکنید، هیچگاه نخواهید توانست به معشوق برسید و ارتباطی برقرار کنید. پایان کلام این است که باید به خود اهمیت دهید تا بتوانید به عشق واقعی دست یابید.
اول از هستی خود بیزار شوپس بعشق نیستی در کار شو
هوش مصنوعی: ابتدا از وجود خود دل بکن و سپس به عشق آنگونه از بودن خود بپرداز.
گر شوی در نیستی صاحب نظردر جهان فقر گردی دیده ور
هوش مصنوعی: اگر در بیوجودی به درستی نگاه کنی، در دنیای فقر به روشنی مینگری.
فقر کلی نقد خاص مصطفاستبی قبول او نیاید کار راست
هوش مصنوعی: فقر کلی به معنای ناداری و کمبود است که فقط منحصر به ویژگیهای خاص خود مصداق میشود و بدون پذیرش او، هیچ کار درستی انجام نخواهد شد.
چون بدیدم فقر و صاحب همتیشخواستم از حق تعالی امتیش
هوش مصنوعی: وقتی فقر را دیدم و همت بلند او را، از خداوند خواستم که او را به نعمت و برکت برساند.
چون تو هستی امت او شاد باشبندگی او کن و آزاد باش
هوش مصنوعی: تو که پیرو او هستی، خوشحال باش و اطاعتش را بکن، زیرا در این حالت آزاد خواهی بود.
راه او گیر و هوای او طلبدر رضای حق رضای او طلب
هوش مصنوعی: به راه او گام بگذار و در پی حال و هوای او باش؛ در رضایت حق، رضایت او را جستجو کن.
مرده دل مردی تو و راهیست دورزنده کن جان از دم صاحب زبور
هوش مصنوعی: دل مردی بیروح است و راهش طولانی است. جان خود را با دم خداوندی که زبور را نازل کرده، زنده کن.
سالک آمد پیش پیر پاک ذاتشرح دادش آنچه بود از مشکلات
هوش مصنوعی: سالک نزد پیر یگانه رفت و مشکلاتی که بر او حادث شده بود را برایش توضیح داد.
پیر گفتش جان موسی کلیمعالم عشق است و دریای عظیم
هوش مصنوعی: پیر به او گفت که جان موسی، نمایانگر عشق و معرفت است و همچون دریایی وسیع و عمیق میباشد.
در جهان عشق او دارد سبقعشق را او میسزد الحق بحق
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، او جلوتر است و واقعاً عشق را به حق میسازد.
عشق دولت خانهٔ هر دو جهانستهرکه عاشق نیست داوش در میانست
هوش مصنوعی: عشق، یک گنجینه است که در زندگی این جهان و آن جهان ارزش دارد. هرکس که عاشق نیست، در حقیقت در گرداب مشکلات و ناامیدیها گیر افتاده است.
روی میباید بخون خویش شستتا بود در عشق مرغ جانت چست
هوش مصنوعی: برای اینکه در عشق، جانت سرزنده و پرنشاط باشد، باید روی خود را با خون خویش شستشو دهی.
عاشقی در عشق اگر نیکو بودخویشتن کشتن طریق او بود
هوش مصنوعی: عشق واقعی اگر به خوبی مورد توجه قرار گیرد، راهی است که انسان باید خود را فدای آن کند.
هر کرا با عشق دمسازی فتادکمترین چیزیش جانبازی فتاد
هوش مصنوعی: هر کس که با عشق همدل و همنوا شود، حتی کمترین چیزش هم به خاطر عشق فدای آن میشود.