بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، زنی گرفتار زنا شده و به شدت از این عمل پشیمان است. او به پیامبر (ص) میرود و از او درخواست سنگسار میکند، اما پیامبر به او میگوید که زمان مناسب برای این کار نیست و بهتر است صبر کند تا فرزندی که در رحم دارد به دنیا بیارد. زن بدون آرامش و در عذاب، فرزندش را به دنیا میآورد و بعد از آن دوباره به پیامبر برمیگردد و از او میخواهد که او را مجازات کند. پیامبر به او میگوید که در شرایطی که بچهاش هنوز کوچک است، نمیتوان او را سنگسار کرد. در نهایت، زن سنگسار میشود و پیامبر درباری آنچه که بر او رفته، تأمل میکند. در خواب، حضرت علی (ع) به وی خبر میدهد که حق با زن بوده و او به خاطر توبهاش مورد توجه خداوند قرار گرفته است، و این نشاندهنده رحمت و عدالت الهی است.
آن زنی اندر زنا افتاده بودوز ندامت تن بخون در داده بود
هوش مصنوعی: زنی گرفتار گناه شده بود و از شدت پشیمانی، تن خود را به خون آلوده کرده بود.
از پشیمانی که بود آن مستمندخویشتن میکشت و درخون میفکند
هوش مصنوعی: مستمند از شدت پشیمانی، خود را نابود میکرد و در دریایی از خون غوطهور میشد.
عاقبت شد سوی پیغامبر همیشرمناک از قصهٔ خود زد دمی
هوش مصنوعی: نهایتاً به سوی پیامبر رفت و از داستان خود با شرم سخن گفت.
سر بگردانید پیغامبر ز راهدر برابر رفت و گفت آنجایگاه
هوش مصنوعی: پیامبر مسیر خود را تغییر داد و به سمت دیگری رفت و گفت که آنجا محل مورد نظر است.
از دگر سو سر بگردانید بازاز دگر سو آمدش این زن فراز
هوش مصنوعی: او از طرفی سرش را برگرداند، اما دوباره از جانب دیگر همان زن به سویش آمد.
قصهٔ برگفت و بس بگریست زاروز نبی درخواست خود را سنگسار
هوش مصنوعی: چندین بار داستانی به زبان آمد و او به شدت گریست. او از پیامبر درخواست خود را کرد، ولی با سنگسار مواجه شد.
مصطفی گفتش که ای شوریده جاننیست وقت سنگسارت این زمان
هوش مصنوعی: مصطفی به او میگوید که ای مرد شگفتزده، اکنون زمان مجازات تو نیست.
تا بشوئی سر بپردازی شکمزانکه فرزندی تواند بود هم
هوش مصنوعی: برای اینکه به کمال برسی و از زندگی لذت ببری، باید از برخی خواستههای نفسانی خود بگذری، زیرا ممکن است ثمرههایی گرانبها مانند فرزند را به همراه داشته باشد.
رفت آن زن همچنان میسوخت زارتا شد آبستن بحکم کردگار
هوش مصنوعی: زن بیچاره همچنان با اندوه و درد زندگی کرد تا اینکه به خواست خداوند باردار شد.
آن بلا و رنج یک چندی کشیدتا که از وی گشت فرزندی پدید
هوش مصنوعی: مدتی از آن درد و مشکلات گذشت تا اینکه فرزندی به وجود آمد.
پیش سید برد طفل خویش راگفت برهان این زن درویش را
هوش مصنوعی: مردی فرزندش را به پیش پیشوای دین برد و از او خواست که دلیل و توجیهی برای وضعیت این زن نیازمند ارائه دهد.
مصطفی گفتش برو با صبر سازتاکنی این طفل را از شیر باز
هوش مصنوعی: مصطفی به او گفت: برو و با صبر و حوصله رفتار کن تا بتوانی این کودک را از شیر گرفتن و وابستگی به شیر دور کنی.
زانکه گر شیر دگر شکر بوداز همه شیر تو لایق تر بود
هوش مصنوعی: زیرا اگر شیر دیگری هم شکرین باشد، اما از بین همه شیرها، تو سزاوارترینی.
رفت آن زن با بلا دمساز شدتاکه آن کودک ز شیرش باز شد
هوش مصنوعی: زن رفت و در غم و اندوه و مشکلات تنها ماند، تا اینکه آن کودک از شیر مادرش محروم شد و بزرگتر شد.
باز برد آن طفل را آنجایگاهگفت برگیرید این زن را زراه
هوش مصنوعی: آن کودک را دوباره به آن مکان بردند و گفتند این زن را از راه دور کنید.
چند سوزم بیش ازین تابم نماندزآتش دل بر جگر آبم نماند
هوش مصنوعی: من به شدت دچار درد و سوزش شدهام و دیگر توان تحمل این آتش درون را ندارم؛ دیگر چیزی برای ریختن بر جگر آتشینم باقی نمانده است.
مصطفی گفتش که وقت کار نیستطفل را در جمع پذرفتار نیست
هوش مصنوعی: مصطفی گفت که اکنون زمان کار و تلاش است و جایی برای بازی و سرگرمی کودکانه وجود ندارد.
نیست کس تا هفت سال اینجایگاهکو ز آب و آتشش دارد نگاه
هوش مصنوعی: هیچ کس را نمیتوان یافت که به مدت هفت سال در این مکان بماند و بتواند در برابر آب و آتش آن ایستادگی کند.
هم تو اولیتر چو او بی کس بودهفت سالش چون بداری بس بود
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به این که وقتی کسی در مشکلی تنها و بیکس باشد، به حدی میتواند صبر کند که درد و رنج او به مدت هفت سال ادامه یابد، و در این میان تو نیز در موقعیت مشابهی قرار داری که باید او را درک کنی و با او همدردی تعمیم دهی.
بود شخصی در پی آن کار شدطفل را برداشت و پذرفتار شد
هوش مصنوعی: یک شخصی در پی انجام کاری بود، کودک را به آغوش گرفت و او را پذیرفت.
مصطفی را سخت ناخوش آمد آنزانکه کاری بس مشوش آمد آن
هوش مصنوعی: مصطفی از این موضوع بسیار ناراحت شد، زیرا کار به شدت آشفته و ناپایدار بود.
چون کسی شد طفل را پروردگارشد بشرع آن لحظه بروی سنگسار
هوش مصنوعی: زمانی که کسی کودک را تربیت و پرورش میدهد، در حقیقت او در آن لحظه طبق قوانین و اصول به سمت صحیح و درست هدایت میشود.
مصطفی فرمود تا مردم بسیبرگرفت از راه سنگی هر کسی
هوش مصنوعی: مصطفی (پیامبر) دستور داد تا مردم از راه سخت و سنگی (کار دشوار) قدم بردارند و هر کسی به جمعآوری ماجراها و انجام کارها بپردازد.
عاقبت کردند زن را سنگسارتا گرفت آن تایب صادق قرار
هوش مصنوعی: در نهایت، زن را به اتهاماتی مجازات کردند و به سنگسار رساندند تا اینکه آن فرد با صداقت و راستگویی متعهد به کمک به او شد.
از پس تابوت زن آن رهنمایگام میزد برسر انگشت پای
هوش مصنوعی: پس از آنکه تابوت زنی را حمل میکردند، آن مرد رهنما با احتیاط و آرام بر روی انگشت پایش قدم میزد.
گفت غوغای ملک بگرفت راهگام می نتوان نهاد اینجایگاه
هوش مصنوعی: ملک خبر داد که در این مکان شلوغی و آشفتگی بر پا شده و هیچکس نمیتواند به آرامی قدم بردارد.
کس نکرد این توبه اندر روزگاربود آن زن در حقیقت مردکار
هوش مصنوعی: هیچکس در این زمان توبه نکرد، اما آن زن در واقعیت مانند مردان کارآمد بود.
عاقبت چون کرد پیغامبر نمازدفن کرد آن کشته راو گشت باز
هوش مصنوعی: زمانی که پیامبر (ص) نماز را برگزار کرد و آن شهید را دفن نمود، آن فرد دوباره زنده و حیات دوبارهی خود را به دست آورد.
مرتضی دید آن شب آن زن را بخوابگفت هان چون کرد حق با تو خطاب
هوش مصنوعی: مرتضی در خواب آن زن را دید و گفت: "خب، حالا که حق با تو است، صحبت کن."
گفت حق گفتا ندانستی مگرکانبیا را زان فرستادم بدر
هوش مصنوعی: خداوند به پیامبر گفته است که تو تا زمانی که این فرستاده را فرستادم، چیزی از حقیقت را نمیدانستی.
تا شریعت را اساس ایشان نهندآنچه چندان گفتم آن چندان نهند
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به تلاش برای ایجاد پایه و اساس جدیدی در دین یا شریعت دارد. از زمانی که چیزهایی را بیان کردهام، آنها به اندازهای به آن توجه نکردهاند که نیاز است.
چون محمد بود امین روزگارترک نتوانست کردن سنگسار
هوش مصنوعی: چون محمد (ص) فردی راستگو و معتمد بود، کسی نتوانست او را سنگسار کند.
ای ز بی انصافی خود خورده سنگبا خدای خویشتن بودی بجنگ
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر نداشتن انصاف به خود آسیب زدهای، باید با خود واقعیات بجنگی.
سوی او ده بار رفتی وانگهیسوی ما گفتی ندانستی رهی
هوش مصنوعی: تو ده بار به سوی او رفتی و سپس به ما گفتی که راهی را نمیدانی.
گر نهان یکبار با ما گشتئیاز گناه خود مبرا گشتئی
هوش مصنوعی: اگر یکبار به طور پنهانی با ما ملاقات کردهای، از گناه خود آزاد شدهای.
جبرئیل آنگاه بفرستادمیتا ابد منشور عفوت دادمی
هوش مصنوعی: اگر جبرئیل را میفرستادم، تا همیشه از تو عذرخواهی میکردم و بخشش تو را طلب میکردم.