بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، مصطفی پس از بازگشت از معراج، برای قوت و غذا از یک یهودی درخواست میکند، اما او به جای جو، خواستار گندم میشود. این شعر به یک بینش عمیق اشاره دارد که نشان میدهد همه چیز زیر یک نظام و فرمان قرار دارد و فقر و ضعف ایمان از نشانههای ناتوانی انسان است. در نهایت، اشاره میشود که جان آدمی نیز در جستجوی فقر سوخته و برای به دست آوردن بهشت، حتی به قیمت چیزهای کمارزشتر، آماده است.
مصطفی چون آمد از معراج دروام میخواست از جهودی جومگر
هوش مصنوعی: زمانی که مصطفی از معراج بازگشت، از یک یهودی وام خواست.
از برای قوت جو میخواستشوان جهود سگ گرو میخواستش
هوش مصنوعی: او به دنبال قوت و نان جو بود و آن یهودی هم از او خواهان سگ گرو بود.
هر دو عالم دید آن شب ارزنیروز دیگر جو نبودش یک منی
هوش مصنوعی: هر دو جهان شاهد بودند که در آن شب، ارزنی برای روز بعد نبود، و کسی نبود که یک منی (وزن، یا مقدار کم) از آن را داشته باشد.
لاجرم چون این و آن یکسانش بودهر دو عالم زیر یک فرمانش بود
هوش مصنوعی: از آنجا که این و آن به یک شکل بودند، هر دو جهان تحت کنترل یک نیروی واحد قرار داشتند.
ضعف ایمان باشدت ای ناتوانتو چه دانی سر فقر شب روان
هوش مصنوعی: ای ناتوان، تو به ضعف ایمانت آگاه نیستی. چه میدانی از درد و فقر شبهایی که برای دیگران سپری میشود؟
جان آدم نیز سر فقر سوختهشت جنت را بیک گندم فروخت
هوش مصنوعی: جان انسان به خاطر فقر و تنگدستی در آتش میسوزد، به طوری که انسان میتواند به راحتی بهشتی را که دارد، با ارزش ناچیزی چون یک دانه گندم معامله کند.