بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شخصی به نام غافل با مردی بزرگمرد در صحرا مواجه میشود که در حال پاشیدن دانه در برف است. غافل به او میگوید که در این فصل زمان کشت نیست و این کار دیوانگی است. اما مرد بزرگ پاسخ میدهد که کشت در این زمان ممکن است و او میداند که چه میکند، زیرا برای رشد دانهها به آب نیاز دارد و در نهایت در زمان مناسب برداشت خواهد کرد. او همچنین میگوید که کار نیک باید انجام شود و نباید به ظواهر بیفکری روی آورد. به طور کلی، شعر به اهمیت عمل و درک صحیح زمان و شرایط طبیعی اشاره دارد.
غافلی میشد بصحرا روز برفدید مردی را ز مردان شگرف
هوش مصنوعی: روزی در صحرا، برف را میدید که مردی از مردان بزرگ و برجستهای در آنجا حضور داشت. او غافل بود و توجهی به این دیدهبان خاص نمیکرد.
برف میرفت آن بزرگ و میگذشتدانه میپاشید در صحرا ودشت
هوش مصنوعی: برف به آرامی در حال رفتن بود و در عوض دانهها را در زمینهای باز و دشتها پخش میکرد.
برف در گرمی چو آتش میفشاندمرغکان را دانهٔ خوش میفشاند
هوش مصنوعی: برف در گرما مانند آتش رفتار میکند و پرندگان را با دانههای خوشمزه سیراب میکند.
غافل او را گفت ای بس بی خبرنیست وقت کشت این ناید ببر
هوش مصنوعی: ای بیخبر، نکند در این حال و هوای غفلت، وقت کشت را از دست بدهی و فرصت را نتوانی از آن خود کنی.
در چنین فصلی که کارد دانهٔور کسی کارد بود دیوانهٔ
هوش مصنوعی: در این فصل، که شرایط و وضعیت به گونهای است که هر کسی دچار دیوانگی و جنون شده، مشخص است که اوضاع بر هم ریخته و بیثبات است.
مرد گفتش این چه گویم زشت نیستکشت اینست و جزین خود کشت نیست
هوش مصنوعی: مرد گفت: این چیست که بگویم، ناپسند نیست. این تجربهای است که خود بر اثر آن به دست آمده و چیزی جز این تجربه وجود ندارد.
وقت کشت من کنونست ای پسرگر تو نشناسی جنونست ای پسر
هوش مصنوعی: حالا وقت کشت و کار است پسر، اگر تو این را درک نکنی، پس درست نمیفهمی.
این زمین کاین تخم افکندم درواز سرشکم آب میبندم درو
هوش مصنوعی: این زمین که من در آن بذر امید و آرزوهایم را کاشتهام، از رنج و دردهایم، آبی برای رشد آن میریزم.
آن درو چون وقتش آید من کنموآن زمین را گاو در خرمن کنم
هوش مصنوعی: زمانی که وقتش فرا برسد، من آن کار را انجام میدهم و آن زمین را با کمک گاو درو میکنم.
تا به کی از خام بودن سوز کوچند از تاریکی شب روز کو
هوش مصنوعی: برای چه مدت باید به نادانی و عدم آگاهی ادامه دهیم، در حالی که هنوز هم به خاطر تاریکی شب در کمبود روشنایی روز هستیم؟
ای نمازت نانمازی آمدهپاک بازی تو بازی آمده
هوش مصنوعی: ای نماز تو، همچون نان که برای زندگی لازم است، به تو فهم و معنای پاکی داده است. عبادت تو، همانند بازی و سرگرمی است که به روح و جانت نشاط میبخشد.
چون نماز تو چنین پرتفرقه ستترک کن کاین نیست ادا این مخرقه ست
هوش مصنوعی: اگر نماز تو اینقدر پراکنده و بینظم است، بهتر است آن را ترک کنی، چون این نوع عبادت، حقیقتاً معنا ندارد.