بخش ۷ - الحكایة و التمثیل
هوش مصنوعی: داستان درباره مجنونی است که در دشت پرسه میزند و گهگاه به شهر میآید. او در میان جمعیت زیادی که سرشار از آرزوها و هیجان هستند، ساکت و خیره میایستد. او با حیرت به این شور و شوق مردم نگاه میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که زندگی و فعالیتهای انسانی مانند دبه و زنبیل پر از تناقض و ناپایداری است. او کاربران را به کار کردن و درستکاری دعوت میکند و ابراز میدارد که بیفایده است که به دنبال چیزهایی بروند که در نهایت بیارزشند. در نهایت، او اشاره به آموزههای زرتشتی و دین دیگری میکند و میگوید که اینها با دین محمد متفاوت است.
بود مجنونی همه در دشت گشتگاه گاهی سوی شهر آمد ز دشت
هوش مصنوعی: مجنونی در دشت سیر و سفر میکرد و گاهی به سمت شهر میآمد.
چون رسیدی سوی شهر آن بیخبرخوش باستادی و میکردی نظر
هوش مصنوعی: زمانی که به آن شهر رسیدی، که اهالیاش از همه چیز بیخبر بودند، خوشحال و متوقف شدی و به اطراف نگاه کردی.
صد هزاران خلق بودی پیش و پسمیدویدندی همه سر پر هوس
هوش مصنوعی: هزاران نفر در گذشته و آینده وجود داشتند که همه به دنبال خواستهها و آرزوهای خود میدویدند.
او نظر میکردی استاده خموشخیره گشتی زآن همه جوش و خروش
هوش مصنوعی: او به آرامی به تو نگاه میکند و تو را متوجه خود میسازد. از شدت هیجان و شور و شوق، بیحرکت و خیره به او ماندهای.
چون باستادی چنان روزی تمامسیر گشتی هم ز خاص و هم ز عام
هوش مصنوعی: زمانی که تو به پا خواستی و قد علم کردی، روزگار تو فرمانروایی میکرد و تو در بین مردم خاص و عام به سفر و گشت و گذار مشغول بودی.
نعرهٔ کردی و در جستی ز جایوز سر حیرت بگفتی وای وای
هوش مصنوعی: صدای بلندی از تو بلند شد و ناگهان از جایت به سرعت بلند شدی و از روی شگفتی فریاد زدی: وای وای!
وای هم از دبه هم از دبه گرهست چندین دبه میآرد دگر
هوش مصنوعی: آه از دبه! اگر کسی چندین دبه دارد، باز هم دبه دیگری به همراه میآورد.
این چنین خواهد شدن گر حبهٔمیخرد آن را که باید دبهٔ
هوش مصنوعی: اگر کسی که شایسته است، حبهای میخورد، چنین خواهد شد که او در دبهای قرار میگیرد.
می مزن از دبه و زنبیل لافگر سلیمانی برو زنبیل باف
هوش مصنوعی: شراب را از دبه و زنبیل نریز و ادعا نکن که همانند سلیمان بزرگ هستی، برو و خودت برای خود وسایل درست کن.
کار کن مخلص شو از غش و عیوبزآنکه بر دبه نیاید درز خوب
هوش مصنوعی: تلاش کن و خود را از نفاق و نقصها پاک کن، زیرا نمیتوان در ظرف کهنه و خراب، چیز با ارزشی را نگهداری کرد.
تو شتر مرغ رهی نه بندهٔدبه در پای شتر افکندهٔ
هوش مصنوعی: تو مانند شترمرغی هستی که در حبس دبهٔ شتری افتاده و آزاد نیستی.
جملهٔ عالم پر از تعجیل تستدبدبه از دبه و زنبیل تست
هوش مصنوعی: تمام موجودات عالم در شگفتی و شتابزدگی قرار دارند و جلال و شکوه تو به خاطر اهمیت و بزرگیات است که در این دنیا دیده میشود.
نرسد از تو گردهٔ آسان به کسجان بدادی وندادی نان به کس
هوش مصنوعی: از تو به هیچکس آسانی و راحتی نمیرسد، چراکه جان خود را بخشیدی اما نانی به کسی نداددی.
گرچه از خود می نیاسائی دمیمی نیاسائی ز کار خود همی
هوش مصنوعی: هرچند از خودت خسته نشدی، اما از کارهای خودت هم لحظهای خسته میشوی.
دین زردشتی گرفتی پیش درنیست این دین محمد ای پسر
هوش مصنوعی: ای پسر! دین زردشتی را در نظر نگیر، زیرا دین محمد (اسلام) در پیش است و برتری دارد.