بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
هوش مصنوعی: این متن شعری است درباره وجود خداوند، آفرینش و رابطه آن با انسان و عشق. شاعر در ابتدا به بیان عظمت و قدرت خداوند میپردازد و تمامی موجودات را نشانههای او میداند. سپس به توصیف آفرینش انسان از خاک و روح میپردازد و بیان میکند که عشق الهی و ارتباط با خداوند موجب شناخت واقعی میشود. شاعر اشاره میکند که تمامی انبیا و اولیا در مسیر عشق و نزدیکی به حق به انواع بلایا و مشکلات دچار میشوند ولی این دردها موجب نزدیکی بیشتر به خداوند است. در نهایت، شاعر از خداوند طلب رحمت و بخشایش میکند و به عشق و روشنایی آن اشاره میکند که انسان را از تاریکی به سوی نور رهنمون میسازد. این اثر شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی در ارتباط با وجود و عشق الهی است.
ابتدا برنام حی لایزالصانع اشیاء و ابداع جلال
هوش مصنوعی: آغاز کار آفرین جاویدان، خالق اشیاء و مبدع زیباییها است.
آن خردبخشی که آدم ذات اوستجمله اشیا مصحف آیات اوست
هوش مصنوعی: خرد و دانایی که ذات انسان را تشکیل میدهد، تمام اشیاء و موجودات، نشانهها و آیات آن خرد هستند.
خاک را بر روی آب او گستریدعقل و جان و دین و دل زو شد پدید
هوش مصنوعی: خاک را بر روی آب پخش کرد، و از او عقل، جان، دین و دل به وجود آمد.
کره چرخ فلک گردان بکردماه و خورشید اندرو تابان بکرد
هوش مصنوعی: کره زمین به دور خود و خورشید میچرخد و در این گردش، ماه و خورشید درخشان و روشن میشوند.
آفتاب روح را اطوار دادچار را شش داد و نه را چار داد
هوش مصنوعی: نور خورشید به روح انسان حال و ویژگیهای مختلفی عطا کرد. همچنین به عدد چهار، عدد شش و به عدد نه، عدد چهار بخشید.
جسم را از خاک و آب او آفریدروح را از باد و آتش پرورید
هوش مصنوعی: جسم انسان را از خاک و آب ساخته و روح او را از عناصر باد و آتش به وجود آورده است.
روح پنهان گشت و تن پیدا نموداز یداللّه او ید بیضا نمود
هوش مصنوعی: روح ناپیدا شد و بدن ظاهر شد، خداوند او را به قدرت خود نمایان کرد و او را چون دست سفید روشن ساخت.
اول وآخر نبد غیری وراهرچه بینی اوست این بس مر ترا
هوش مصنوعی: هیچچیز غیر از او وجود ندارد، اویی که در ابتدا و انتها قرار دارد. هرچه میبینی، همگی اوست، و این نکته برای تو کافی است.
آسمان شد خرقه پوش از شوق اودایما گردان شده از ذوق او
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر عشق و شوق او مانند یک پوشش رنگارنگ شده است و به طور مداوم به دلیلی که از خوشحالی او دارد، در حال تغییر و تحول است.
هرچه بینی ذات یزدانست و بسمیدهد بر این گواهی هر نفس
هوش مصنوعی: هر چیزی که مشاهده میکنی، تنها نشانهای از وجود خداوند است و هر آن نفس تو خود گواهی بر این حقیقت است.
اولین وآخرین ذات ویستنحن اقرب گفت آیات ویست
هوش مصنوعی: آغاز و پایان هستی اوست و ما نزدیکترین به او هستیم، همچنان که آیاتش بیان میکنند.
هرچه آورد از عدم پیدا نمودصورت جزوی همه اشیا نمود
هوش مصنوعی: هر چیزی که از عدم (نیستی) به وجود آمده، صورت و شکل خاصی به خود گرفته و همه اشیاء را نمایان کرده است.
آفتاب از نور او یک ذرّه دانپرده دار از نور او شد آسمان
هوش مصنوعی: آفتاب تنها یک ذره از نور اوست و آسمان به خاطر نور او به وجود آمده است.
ماه گشته سالکی این نور رامیدهد هر روز نور او حور را
هوش مصنوعی: ماه به عنوان یک سالک، هر روز این نور را میدهد و نور او به مانند حوری است.
اندرین ره سالها بگداختهمحو گشته راز او نشناخته
هوش مصنوعی: در این مسیر سالها تلاش کردهام، اما هنوز نتوانستهام به راز او پی ببرم و به طور کامل در آن غرق شدهام.
هر زمان در منزلی دیگر رودگاه بی پا و گهی بی سر رود
هوش مصنوعی: هر زمان در مکانی جدید قدم میگذارد، گاهی بدون پایی و گاهی بدون سری به آنجا میرسد.
کوکبان چرخ حیران گشته اندبا فلک در رقص گردان گشته اند
هوش مصنوعی: ستارههای آسمان به طرز شگفتانگیزی در حال حرکت و چرخش در دور فلک هستند.
چرخ میخواهد که این سر پی بردلیک هرگز ره بصنعش کی برد
هوش مصنوعی: جهان نیازمند چرخش و گردش است تا انسان به حقیقت و رازهای خود پی ببرد، اما هرگز نمیتواند به روش و ساختار آن راه یابد.
خاک را این سر مسلّم آمدستزانکه اندر راه او کم آمدست
هوش مصنوعی: خاک، به عنوان نشانهای از حقیقت، به وضوح مشخص شده است، زیرا در مسیر او (حقیقت) کمبود وجود دارد.
هرچه پنهان بود از وی فاش شدبود معنی نقش صورتهاش شد
هوش مصنوعی: هرچه در دل و نیت او پنهان بود، آشکار شد و معنا و مفهوم آن در چهرهاش نمایان گشت.
قرب خاک از بعد آن کامل ترستهر که او مهجورتر واصل ترست
هوش مصنوعی: نزدیکی به حقیقت و معنای واقعی، با دوری از دنیا و مادیات تقویت میشود. هرچه فرد به این حقیقت نزدیکتر باشد و از دنیا دورتر، ارتباطش با معنای عمیقتر زندگی بیشتر میشود.
باد خدمتکار کوی خاک شدروح مطلق گشت جان پاک شد
هوش مصنوعی: باد به عنوان خدمتکاری در کوی خاکی قرار گرفت و روح به حالتی مطلق و آزاد درآمد و جان پاک شد.
عقل آنجا چون نظر بر دل فکندعشق پیدا شد ز جان دردمند
هوش مصنوعی: وقتی عقل بر دل توجه کرد، عشق از جان بیمار نمایان شد.
آب شد آئینه کلی بدیدعلو و سفل از یکدگر شد ناپدید
هوش مصنوعی: آب به نوعی تبدیل به آینهای شد که عرش و فرش را از یکدیگر مشاهده کرد و در این فرآیند، آنها از یکدیگر ناپدید شدند.
هر چهار آمد پدید از هر چهارصدهزار آمد برون از صد هزار
هوش مصنوعی: هر چهار مورد به طور مشخص ظاهر شدند و از میان صد هزار نفر، صدهزار نفر به طور برجسته نمایان شدند.
عقل صورت بین بدو با عشق گفتکاین چه نقشی بود ز اسرار نهفت
هوش مصنوعی: عقل، با دیدی مادی و ظاهری به عشق گفت که این چه تصویری است که از اسرار پنهانی حکایت میکند.
عشق گفتا آنچه من دیدم ز توتو ندیدی سرّو من دیدم ز تو
هوش مصنوعی: عشق گفت: آنچه من از تو دیدم، تو هرگز آن را ندیدی و رازهایی را که من از تو کشف کردم، تو بیخبر هستی.
جمله ي ذرّات پیدا و نهاننقطه ي من گشت در هر دو جهان
هوش مصنوعی: تمامی ذرات جهان، هم شکل نمایان و هم شکل پنهان، همگی به نوعی به من و وجود من ارتباط دارند و هر نقطهای در این دو جهان به من مربوط میشود.
اولین و آخرین عشقست و بسعقل سودا میپزد در هر نفس
هوش مصنوعی: این رابطه تنها عشق واقعی است و هیچ چیز دیگری نیست. عقل همواره در هر لحظه به خیالپردازی درباره این عشق مشغول است.
عشق جانان دید، عقل اشیا نمودعشق بر موسی ید بیضا نمود
هوش مصنوعی: عشق محبوب را مشاهده کرد و عقل، چیزهای دیگر را به نمایش گذاشت. عشق به موسی معجزه ید بیضا را نشان داد.
جوهر عشقست پیدائی حقراز پنهانست یکتائی حق
هوش مصنوعی: عشق، ذات و حقیقتی است که در وجود خداوند نمایان است، و راز یکتایی او در دلها پنهان مانده است.
عشق ظاهر کرد هر چیزی که بودعقل بود امابرین واقف نبود
هوش مصنوعی: عشق هر آنچه را که وجود داشت آشکار کرد. عقل وجود داشت، اما به این حقیقت پی نبرد.
عشق جانان دید و جانان گشت کلدر عیان عشق پنهان گشت کل
هوش مصنوعی: عشق محبوب خود را مشاهده کرد و محبوب به طور کامل در جلوهای ظاهر شد، در حالی که عشق خود را به گونهای پنهان کرد.
عقل اندر قل تعالوا باز ماندعشق سوی سرّ صاحب راز ماند
هوش مصنوعی: عقل در برابر عشق ناتوان است و نمیتواند به عمق اسرار عاشقانه پی ببرد، در حالی که عشق همواره به سوی رازها و معرفتهای عمیقتر جست و جو میکند.
گر ترا عشقست یک ذره درایتا درین ره بشنوی بانگ درای
هوش مصنوعی: اگر در دل تو یک ذره عشق وجود دارد، پس گوش کن تا صدای عشق را در این راه بشنوی.
چند خواهی ماند نه پخته نه خامنه بد و نه نیک نه خاص ونه عام
هوش مصنوعی: چند وقت دیگر میخواهی در حالت بلاتکلیفی بمانی؟ نه به کمال رسیدهای و نه در ابتداییترین حالت هستی، نه کارهای خوب انجام دادهای و نه بد، نه جزو خاصی هستی و نه عمومی.
اول آدم در فنای عشق بودگشت پیدا ظاهرش بود و نبود
هوش مصنوعی: در ابتدا، آدمی به خاطر عشق به فراموشی دچار شده بود، به گونهای که وجودش در حجاب عشق محو شده بود و تنها ظاهرش نمایان بود و باطنش ناپیدا.
خواست تا خود را بداند از یقینعقل او را رهنما آمد درین
هوش مصنوعی: او میخواست خود را بشناسد و از یقین به عقلش، که او را هدایت میکند، کمک بگیرد.
اول آدم سوی هر ذره شتافتتا بخود در ره نتافت او ره نیافت
هوش مصنوعی: آدم در ابتدا به هر چیزی روی آورد و تلاش کرد تا خود را پیدا کند، اما در این تلاش به نتیجهای نرسید.
بی خبر از نور جان پاک بودگرچه سر تا پای صورت خاک بود
هوش مصنوعی: انسان ممکن است که از نور حقیقت و معنای خالص بیخبر باشد، اما با وجود این، تمام وجود او از جنبههای ظاهری و مادی تشکیل شده است.
کرد جانان مر ورا تعلیم اسمتا عدو پیدا شود بر قسم قسم
هوش مصنوعی: محبوب به او آموزش میدهد که چگونه نام را بیان کند، تا دشمن به دست خود آشکار شود.
سوی ظلمت آشیان نور کردبعد از آن رو در بهشت و حور کرد
هوش مصنوعی: پس از آنکه به سمت تاریکی رفت، مکانی برای نور فراهم کرد و سپس به سمت بهشت و زیبایی ها روی آورد.
از سوی دنیا سوی جنت فتادتاج بر فرق خدا دانی نهاد
هوش مصنوعی: تاجی از طرف دنیا بر سر خداوند قرار گرفت که نشاندهنده جمال و عظمت او است.
نور عشق اندر رهش همراه بودپس سوی جانان ورا راهی نمود
هوش مصنوعی: نور عشق در مسیر او قرار داشت و این عشق او را به سوی محبوب راهنمایی کرد.
گفت ای آدم تو هستی جزو و کلعزها کلی بدل کردی بذل
هوش مصنوعی: ای آدم، تو بخشی از کل هستی و در نهایت به مقام والایی میرسی. تمام تلاشهات را به نوعی فدا کردهای.
بندگی ما را تو مطلوب آمدیدر محبت عین محبوب آمدی
هوش مصنوعی: کار ما به شما وابسته است و در عشق، شما خود عین محبوبیتی که همیشه خواهان آن بودیم، جلوهگر شدهاید.
درید قدرت وجودت چل صباحداد ترکیبی مرورا روح راح
هوش مصنوعی: وجود تو قدرتی دارد که در هر بامداد هزار بار فراتر از آنچه هستی میدرخشد و روح را به سفری تازه میبرد.
هرچه بینی آن تویی خود را بدانظاهری و باطنی و جسم و جان
هوش مصنوعی: هر چیزی که میبینی، نشان دهنده خود توست؛ چه در ظاهر و چه در باطن، چه در جسم و چه در روح.
اولی بس بی نهایت گشتهٔپرتوی بی حدّ و غایت گشتهٔ
هوش مصنوعی: نخستین، به شدت بینهایت شده است، مانند نوری که هیچ مرزی ندارد و به بیپایانی میرسد.
عرش با کرسی ز ذاتت خواستندهر دو را از ذات تو آراستند
هوش مصنوعی: عرش و کرسی هر دو به خاطر وجود تو موجود شدند و از ویژگیهای تو آراسته شدند.
آسمان و عرش و عنصر ذات تستهر دو عالم نقطه ذرّات تست
هوش مصنوعی: آسمان و زمین و هرچیزی که وجود دارد، در حقیقت نشاندهندهی وجود تو هستند و هر دو جهان فقط ذرات کوچکی از هستی تو به شمار میروند.
آفرینش از تو بگرفته نظاماولین و آخرین را کن تمام
هوش مصنوعی: خالقیت و نظم جهان از تو نشأت گرفته است؛ تو همه چیز را به کمال برسان.
آدم آن دم گفت ای جان جهانای مرا نور دل و عین عیان
هوش مصنوعی: انسان در آن لحظه گفت: ای جان جهان، تو روشنی دلم و دیدهی منی.
ای بتو پیدا شده جان و تنمای ز نور تو شده ره روشنم
هوش مصنوعی: ای محبوب، وجود من از تو شکل گرفته و روح و جسمم به خاطر تو زندگی یافته است. هر چیز در وجودم به نور تو روشن شده و مسیر من را روشنایی بخشیدهای.
ای مه و خورشید عکس نور تومن ز تو میخواهم این منشور تو
هوش مصنوعی: ای ماه و خورشید، تصویر روشنی تو هستم. من از تو، این نور را میطلبم.
تا مرا راهی نمایی از رهتزانکه آدم هست خاک درگهت
هوش مصنوعی: لطفاً به من راهی نشان بده، چرا که من آدمی هستم که از خاک تو سرشته شدهام.
جزو و کل ذات تو میبینم همهدر دم آدم فکندی دمدمه
هوش مصنوعی: من در وجود تو، هم جزئیات را میبینم و هم کلیت را، به گونهای که همه چیز را در دم آدم مشاهده میکنم، همانطور که در دمی، نفس میکشی.
هفت گردون نقطه پرگارتستعرش و کرسی غرقه انوار تست
هوش مصنوعی: هفت آسمان به دور تو میچرخد و عرش و کرسی در نور و روشنایی تو غرق شدهاند.
ای بتو روشن تمام کایناتآدم مسکین شده گم در صفات
هوش مصنوعی: ای تو که با وجودت، تمام جهان روشن شده است، آدم بیچاره در ویژگیها و صفات خود گم شده است.
کمترین خاک کویت آدمستنور پاکت روشنی عالمست
هوش مصنوعی: کمترین خاک کوی تو بیانگر انسانیست، و نور خالص تو روشنیدهندهی کل جهان است.
آدم از تو راه عزت یافتهاز همه اشیا ترا دریافته
هوش مصنوعی: انسان از تو مسیر افتخار را پیدا کرده و از تمام موجودات، تو را شناخته است.
مر مرا راهی سوی جانان نمایاین گره از جسم آدم برگشای
هوش مصنوعی: مرا به سوی محبوبم راه نشان بده و این گره را از جسم آدمی باز کن.
نور پیغمبر یقین راه اوگشته پیوسته سوی درگاه او
هوش مصنوعی: نور پیامبر به یقین راهی شده که همیشه به سمت نزدیکی و ارتباط با پروردگار است.
دید آدم عالم از بهر فناانبیا و اولیا و اصفیا
هوش مصنوعی: انسان دانا میبیند که با وجود پیامبران، دوستان خدا و افراد صالح، همه چیز در نهایت به فنا میرسد.
گفت احمد کاین همه ذرّات تستنقطهای صفحه آیات تست
هوش مصنوعی: احمد گفت که همهی ذرات وجود تو، نشانههایی از معنای آیات الهی هستند.
از میان جمله مقصودش منمزانکه من نور تمامت آمدم
هوش مصنوعی: من هدف اصلی او هستم، زیرا من تمام نور و روشنایی او را به همراه دارم.
انبیا از نسل تو پیدا شوندهر یکی سر فتنهٔ غوغا شوند
هوش مصنوعی: پیامبران از نسل تو برمیخیزند و هر کدام به نوعی مبدل به منبعی از آشوب و هیاهو میشوند.
آنچه اسرارست ماداناتریمجمله از خود دیده بر دید آوریم
هوش مصنوعی: تمام اسرار و رازهایی که وجود دارد، ما آنها را از خودمان مشاهده کرده و به آنها فکر کردهایم.
آنچه ما دانیم آن ظاهر کنیمگاه مومن گاهشان کافر کنیم
هوش مصنوعی: ما آنچه را که میدانیم، آشکار میسازیم و در بعضی مواقع میتوانیم به کسی ایمان بیاوریم و در مواقع دیگر او را کافر خطاب کنیم.
آنچه ما دانیم پیدا آوریمنیک و بدهاشان تمامت بنگریم
هوش مصنوعی: ما آنچه را که میدانیم، به خوبی نمایش میدهیم و به طور کامل نیک و بد آنها را بررسی میکنیم.
آنچه ما دانیم از نیک و بدیحکم کرده در ازل الّا الذی
هوش مصنوعی: آنچه ما درباره خوب و بد میدانیم، بر اساس حکمهایی است که در ابتدا تعیین شدهاند، جز آنچه خداوند بخواهد.
آنچه ما دانیم از اسرار کلبگذرانیم از همه از عزّ و ذل
هوش مصنوعی: ما تنها بخشی از رازهای بزرگ را میدانیم و باید از تمام مسائل زندگی، چه در حالت عزت و چه در حالت ذلت، عبور کنیم.
بر سر هر یک قضایی آوریمبر تن هر یک بلایی آوریم
هوش مصنوعی: ما برای هر موضوعی یک داستان داریم و بر هر شخصی یک مصیبت وارد میکنیم.
چرخ را دور شبانروزی دهمشب برم روز آورم روزی دهم
هوش مصنوعی: من شب را میبرم و روز را میآورم، و در هر روز به گردشی تازه میپردازم.
یفعل اللّه ما یشاء از حکم ماستهر که جز این بنگرد عین خطاست
هوش مصنوعی: خداوند هر کاری را که بخواهد انجام میدهد و این بخشی از حکمت اوست. هر کس به جز این نگاه کند، در اشتباه است.
چشم بگشای ای امین راه برکار عالم را تمامت در نگر
هوش مصنوعی: ای کسی که به مسیر راه نمایی میکنی، چشمانت را باز کن و تمام کارهای عالم را به دقت زیر نظر داشته باش.
این همه بند ره سالک شدستجملگی تقدیر از مالک شدست
هوش مصنوعی: تمام مشکلات و موانع پیش روی راهی که سالک در آن گام برمیدارد، همه و همه به اراده و تقدیر خالق وابسته است.
هر که او در قید چندین پیچ پیچچون بمیرد در نیابد هیچ هیچ
هوش مصنوعی: هر کس که در میل و دغدغههای فراوانی گرفتار باشد، وقتی بمیرد، هیچ چیزی را نخواهد فهمید و از دست نخواهد داد.
انبیا بودند سر غوغای عشقجان فدا کردند در سودای عشق
هوش مصنوعی: پیامبران برای عشق حقیقی تلاش کردند و جان خود را در راه این عشق فدا کردند.
زانکه راه جمله پیچاپیچ بودچون بدیدند آن همه بر هیچ بود
هوش مصنوعی: چون راهها همه پرپیچ و خم است، وقتی به آن نگاه کردند، همه بیمعنا به نظر میرسید.
محو گشتند از صفات جسم و جانتا یقین شان گشت بی شک جان جان
هوش مصنوعی: آنها از ویژگیهای جسم و روح خود غافل شدند تا به یقین رسیدند که جان، حقیقتاً جان است و هیچ شکی در آن نیست.
در ره توحید فانی آمدندغرق آب زندگانی آمدند
هوش مصنوعی: در مسیر یکدلی و توحید، افرادی به کمال رسیدهاند و در عمق زندگی غرق شدهاند.
در ملامتها که آمد جملهشاناز نشان جسم گشته بینشان
هوش مصنوعی: در انتقادهایی که میشود، همه آنها نشانههایی از جسم و ظاهر دارند و این نشانهها میان آنها مشخص است.
آنچه آمد از بلا بر انبیادر ره معشوق از جور و جفا
هوش مصنوعی: هر چه بلایی بر پیامبران نازل شد، در مسیر عشق، از ستم و بیعدالتی بوده است.
اول آدم از عزازیل لعیندر گمان افتاد از راه یقین
هوش مصنوعی: در ابتدا، انسان به وسوسههای شیطانی دچار شد و از راه راست و واقعی دور افتاد.
نوح را بنگر که از طوفان چه دیدشد درون بحر عشقش ناپدید
هوش مصنوعی: به نوح نگاه کن که چگونه در طوفان، عشق او به طور کامل در دریا ناپدید شد.
دیگر ابراهیم را از تف نارغرقه گشته در میان نور نار
هوش مصنوعی: ابراهیم دیگر در آتش نیست، بلکه در نوری غرق شده است.
باز در یعقوب نابینا نگریوسفش گم کرده گرگان پیش در
هوش مصنوعی: بنگر به یعقوب نابینایی که فرزندش یوسف را گم کرده است و گرگها در پیش چشمان او هستند.
باز بنگر کز سلیمان ملک و تاجبستدند ازوی بکلی دیو داج
هوش مصنوعی: به خود بیا و نگاه کن که چگونه ملک و تاج سلیمان را به طور کامل از او گرفتند و دیو به او آسیب رساند.
درنگر کایوب ابدال ضعیفمانده اندر کرم تن زار و نحیف
هوش مصنوعی: به او نگاه کن، مانند ایوبی که در برابر رحمت و لطف خداوند، ضعیف و شکننده شده است.
باز بنگر چون زکریا بر درختکرده ارّه بر وجودش لخت لخت
هوش مصنوعی: به آرامی نگاه کن مانند زکریا که درختش را به تدریج هرس میکند و وجودش را گام به گام میچیند.
باز بنگر تا سر اسحاق راکرد خونش بر سر عشّاق را
هوش مصنوعی: نگاه کن که چطور سر اسحاق خونش را بر عاشقان ریخت.
باز موسی را نگر ز آغاز عهددایهاش فرعون و ازتابوت مهد
هوش مصنوعی: به یاد بیاور موسی را که چگونه در آغاز مبارزهاش با فرعون درآمد و چطور در تابوت به دنیا آمد.
باز بنگر بر سر یحیی که چونکرده جوشش بر سر عشّاق خون
هوش مصنوعی: نگاه کن به یحیی که چطور به عشق و محبت دچار شده و از سر اشتیاق و احساساتش خون میریزد.
باز بنگر تا که عیسی چند بارآوریدند آن سگان در زیر دار
هوش مصنوعی: نگاه کن که چگونه عیسی را بارها در زیر دار به سگان نشان دادند.
باز بنگر تا سر ختم رسلچند دیده خویش را در عین ذل
هوش مصنوعی: دوباره نگاه کن تا ببینی که چقدر از پیامبران را در حالت ذلت و خواری دیدهای.
این همه راه ملامت آمدستتا بنزدیک قیامت آمدست
هوش مصنوعی: این همه انتقاد و سرزنش، به خاطر این است که زمان روز قیامت نزدیک شده است.
کس نداند تا چه حکمت میرودهر وجودی را چه قسمت میرود
هوش مصنوعی: هر کسی نمیداند که چه حکمتی در هر وجودی نهفته است و چه سرنوشتی برای او رقم میخورد.
جهد میکن تا ز صورت بگذریبو که از معنی زمانی برخوری
هوش مصنوعی: تلاش کن تا از ظواهر و ظاهر چیزها عبور کنی، تا به عمق معانی و مفاهیم زمانی دسترسی پیدا کنی.
جان خود را بر رخ جانان فشاندر ره مردان چو ایشان جان فشان
هوش مصنوعی: خود را برای عشق و معشوق فدای کن، همانطور که مردان بزرگ در راه عشق جان خود را نثار میکنند.
این طلسم از جسم و صورت برفکنطیلسان از روی معنی برفکن
هوش مصنوعی: این گفته به این معناست که از قید و بندهای ظاهری و جسمانی رها شو و به عمق معانی و مفاهیم توجه کن. اصطلاحات و ظاهر امور را کنار بگذار و به جوهر و حقیقت آنها بپرداز.
تا بگنج ذات مخفی در رسیهمرهان رفتند و تو مانده پسی
هوش مصنوعی: برای رسیدن به گنج واقعی که در درون هر فرد نهفته است، همراهان و همسفران به پیش میروند و تو در پشت ماندهای.
ذات تو در نیستی پیدا شودوین دو بینی تو در یکتا شود
هوش مصنوعی: وجود تو حتی در نبود هم نمایان میشود و این دوگانگی که در توست به یکتایی تبدیل میشود.
ای شده کون و مکان از تو پدیدهر چه گفتم گوش جان ازتو شنید
هوش مصنوعی: ای که وجود تمام جهان از تو به وجود آمده است، هر چه گفتم، جانم فقط از تو شنید و درک کرد.
ای درون جسم و جان پیدا شدهاز دو عالم تا ابد یکتا شده
هوش مصنوعی: ای موجودی که از دو جهان به وجود آمدهای و اکنون در جسم و جان به وضوح حضور داری، تو تا ابد یکتایی و بیهمتایی.
ای اناالحق گفته بی لفظ و زباندر دلم پیدا و ازدیده نهان
هوش مصنوعی: من از درون خودم به حقیقتی بزرگ آگاه شدهام که نیازی به گفتن ندارد و این آگاهی در دلم روشن است و از چشمهایم پنهان مانده.
اولین وآخرین را رهنموناز تو پیدا گشته یکسر کاف و نون
هوش مصنوعی: هدایت کنندهی همه چیز، از ابتدا تا انتها، تنها تو هستی و از تو سرچشمه میگیرد، مانند حرف "کاف" و "نون" که آغاز و پایان همه چیز را نشان میدهد.
ای بذات خویش بیچون آمدهنه درون رفته نه بیرون آمده
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که شخصی با ویژگیها و ذات خود به دنیای هستی وارد شده است، بدون اینکه به درون یا بیرون از خود رفت و آمد کند. به عبارتی، ذات او در تمام این وجود یکپارچه است و نیازی به تغییر مکان ندارد.
آشکارا بر دل و برجان شدهاز تمام دیدگان پنهان شده
هوش مصنوعی: آنچه که به وضوح بر دل و جان تاثیر گذاشته، از نظر همه پنهان مانده است.
ای شده بر جان و دلها آشکارراحم و رحمان و حی و کردگار
هوش مصنوعی: ای پروردگار مهربان و بخشنده که بر جان و دلها نمایان هستی.
ای جلال و قدر تو دانسته تودر ازل هم قدر تو دانسته تو
هوش مصنوعی: ای بزرگی و عظمت، تو را در ازل نیز شناختهاند و مقام تو همواره معلوم بوده است.
ای کمال لایزالت نور پاکای شده جویای صنعت آب و خاک
هوش مصنوعی: ای کمالی که همواره نور پاکی، تو سرآمدی در هنر و صنعت زمین و آب.
آفتاب از شوق تو در تک و تابخیمه کرده بی ستون و بی طناب
هوش مصنوعی: خورشید از عشق تو به تپش و جنبوجوش آمده و بدون نیاز به پایه و بند، در آسمان به بالاست.
ماه هر ماهی ز غم بگداختههم کمال نور تو نشناخته
هوش مصنوعی: ماه هر ماهی به دلیل اندوهی که دارد، به طور کامل نمیتواند نور تو را درک کند.
آتش اندر آتش شوقت مدامباد کرده راه پیمایی تمام
هوش مصنوعی: آتش عشق تو همیشه شعلهور است و راه پیمایی من از آنجا شروع میشود که این شعله هرگز خاموش نمیشود.
تا زجایی راه یابد سوی تودر نفسها میزند اوهوی تو
هوش مصنوعی: او به جایی میرسد که بتواند به تو نزدیک شود و در نفسهایش صدای اوهوی تو را میزند.
آب از صنعت روان در مرغزاردر درون چشمه نالان زار زار
هوش مصنوعی: آب به آرامی از چشمهای در دشت جاری میشود و درون آن صدا و احساس غمگینی به گوش میرسد.
خاک خاک راه بر سر کرده استکو میان صد هزاران پرده است
هوش مصنوعی: خاک، نشانههای راه را بر سر گذاشته و آن را پنهان کرده است، در حالی که این راه بین هزاران پرده و حجاب است.
از پس پرده ترا جویان شدهاوفتاده در ره و حیران شده
هوش مصنوعی: کسی که به دنبالت میگردد، در پی تو افتاده و در راه سردرگم و حیرتزده شده است.
کوه را کوه غم و اندوه و درددر دل و پایش فرو رفته بگرد
هوش مصنوعی: کوه پر از غم و اندوه و درد است و این احساسات در دل و پای آن نهفته شده است.
میرند هر لحظه بحر از شوق جوشتا کند درّ وصالت را بگوش
هوش مصنوعی: هر لحظه دریا به خاطر شوق و عشق به تو به جوش میآید تا اینکه مروارید وصالت را به گوش همه برساند.
هر شجر کان از زمین آید برونمیشود در راه عشقت سرنگون
هوش مصنوعی: هر درختی که از زمین بیرون میآید، در مسیر عشق تو به زمین میافتد.
میوههای رنگ رنگ از شاخسارمیکند هر سال از صنعت نثار
هوش مصنوعی: هر سال، درختان میوههای گوناگون رنگارنگی را از شاخههای خود هدیه میدهند، که نشان از استعداد و کارکرد طبیعت است.
طالبان عشق در کار آمدهاز پی حسنت ببازار آمده
هوش مصنوعی: عاشقان عشق برای دیدن زیبایی تو به بازار آمدهاند.
جمله در اطوار و ادوار و خورشعقل اینجا میکند زان پرورش
هوش مصنوعی: تمامی موجودات و مراحل زندگی در اینجا تحت تاثیر و پرورش عقل و فهم قرار میگیرند.
تا ز اسرار تو ای عقل فضولمیکند هر ذرّه تدبیر وصول
هوش مصنوعی: ای عقل فضول، هر ذرهای از اسرار تو راه رسیدن به حقیقت را فراهم میآورد.
چند گویم چند جویم مر توراای ز پنهانی شده پیدامرا
هوش مصنوعی: چند بار میخواهم بگویم و به دنبالت بگردم، ای کسی که از پنهان بودن به وضوح آمدهای.
در سوی هر ذرّهٔ چون بنگرماز هویدائیت آنجا ره برم
هوش مصنوعی: هر جا که به ذرهای نگاه میکنم، از نمایان بودن تو میتوانم راهی پیدا کنم.
عشق راهم مینماید هر نفسعقل میاندازدم در باز پس
هوش مصنوعی: هر لحظه عشق راه را به من نشان میدهد، ولی من عقل خود را پس میزنم.
چون یقینم شد که جانانم توییمحو گشتم در تو، بردار این دویی
هوش مصنوعی: وقتی که مطمئن شدم تو محبوب من هستی، به قدری در وجود تو غرق شدم که دیگر هیچ جدایی را احساس نمیکنم.
قل هواللّه احد یک بیش نیستدیده بگشا زانکه او یک بیش نیست
هوش مصنوعی: بگو که خداوند یکتاست، هیچ چیز دیگری وجود ندارد. چشمانت را باز کن، زیرا او تنها و بینظیر است و هیچ چیزی جز او نیست.
خالقا بیچارهٔ راه تومبنده و زندانی جاه توم
هوش مصنوعی: خالق من، من ناتوان و در بند مسیر تو هستم و در اسارت مقام و جایگاه تو به سر میبرم.
در درون نفس چندین پیچ پیچماندهام جان پرخطر بر هیچ هیچ
هوش مصنوعی: در دل وجودم بسیاری از مسائل پیچیده و دشوار وجود دارند، اما جان من با خطرات زیادی روبهروست و به هیچ چیز نمیارزد.
از دو بینی دیدهام بگشای زودسوی مقصودم رهی بنمای زود
هوش مصنوعی: از تو میخواهم که سریعتر چشمانت را بگشایی و راهی را که مرا به هدفم میرساند، به من نشان دهی.
حاضری یا رب ز زاریهای منوارهان جانم ز دست خویشتن
هوش مصنوعی: خداوندا، آیا تو حاضر هستی که به نالهها و گریههای من گوش فرا دهی و جانم را از چنگال خودم نجات دهی؟
سیر گشتم از جهان و خلق پاکآرزویم میکند در زیر خاک
هوش مصنوعی: من در دنیا گشتم و دیدم، اما تنها آرزوی پاکم این است که زیر خاک باشم و از این دنیا دور شوم.
بی نیازا در نیاز من نگروارهان جانم ازین خوف و خطر
هوش مصنوعی: بی نیازیها به نیاز من توجه کن و جانم را از این ترس و خطر رها کن.
از سوی صورت سوی معنی برموز سوی معنی سوی عقبی برم
هوش مصنوعی: به سمت ظواهر میروم تا به عمق معنا برسم و از درک معنا نیز به سوی حقیقت و اصل برمیگردم.
از لقای خود دلم پر نور کنوز عزازیل لعینم دور کن
هوش مصنوعی: ای خدا، با حضور خود قلبم را پر از نور کن و از شر شیطان دورم کن.
رحمتی کن بر من آشفته کاراز خداوندی به بخشش درگذار
هوش مصنوعی: ای خداوند مهربان، بر من که در سختی و مشکلات هستم، رحمت کن و از خطاهای من درگذر.
گر نیامرزی تمامت جزو و کلعزّها کلّی بدل گردد بذل
هوش مصنوعی: اگر تو تمام زحمات و تلاشهای ما را نادیده بگیری، عزت و مقام ما به کلی از بین خواهد رفت و بیارزش خواهد شد.
ای گناه آمرز مشتی پرگناههم ز تو سوی تو آوردم پناه
هوش مصنوعی: ای بخشایندهای که گناهان را میبخشی، من هم که گناهکارم، به تو پناه آوردهام.
در دم آخر که خواهم آمدنمر مرا امّید توخواهی بدن
هوش مصنوعی: در لحظهی پایانی که خواهم آمد، امید من تو خواهی بود.
شومی و بی شرمی ما در گذارکرده ما پیش چشم ما میار
هوش مصنوعی: ما هرگز نباید بیشرمی و ناپاکی خود را در حضور دیگران به نمایش بگذاریم.