بخش ۶۲ - ذکر شیخ علی سهل اصفهانی قدس الله روحه العزیز
هوش مصنوعی: شیخ علی سهل اصفهانی، بزرگ و معتبر درویش و از مشایخ بزرگ بود که به علم و حقیقتهای عمیق پرداخته و دارای تجربیات و ریاضات کامل در طریقت عرفانی بود. او به مریدانش میآموخت که نزدیک شدن به خداوند نشانه توفیق و پرهیز از مخالفات علامت رعایت است. وی تأکید میکرد که شناخت و حضور در نزد خداوند از یقین نیز بالاتر است و زندگی غافلان در حکم خداوند، در حالی که ذاکران در رحمت و عارفان در قرب خداوند هستند.
او همچنین پرهیز از غرور در انجام اعمال و فساد باطن را ضروری دانسته و بر این باور بود که از زمان آدم تا قیامت، مردم در جستجوی حقیقت دل هستند. درباره توحید گفت که نزدیک به حدس و گمانهاست، اما دور از حقایق. در نهایت، او تاکید میکرد که مرگ او تفاوتی با مرگ دیگران ندارد، اما در لحظهٔ مرگ به شدت متوجه حجاب عزت و رحمت الهی میشود.
هوش مصنوعی: شیخ علی سهل اصفهانی رحمةالله علیه، بزرگ و معتبر بود و از مشایخ بزرگ و محترم به شمار میرفت. او در عرفان و معنویت به مقام والایی دست یافته بود و سخنانش در زمینه حقایق عمیق و بلند بود. او همچنین در معاملات و ریاضتهای روحانی خود، بینظیر و شفاف عمل میکرد. در سفر به اصفهان، با عمرو بن عثمان مکی ملاقات کرد و با این حال، او سه هزار درم وام داشت که شیخ علی سهل تمامی آن را پرداخت کرد. او به پیروانش توصیه میکرد که میل به خدمت و اطاعت از نشانههای موفقیت است و دوری از خلافهای اخلاقی از نشانههای رعایت و مراقبت در رفتار است. همچنین او بیان میکرد که محافظت از اسرار درونی نشانه بیداری و آگاهی است و هر کسی که در آغاز ارادت و محبت جدی نباشد، هرگز به سلامت و عافیت نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: گفتند که در مورد معنا صحبت کن. او پاسخ داد: هر کسی که فکر میکند چیزی به او نزدیکتر است، در واقع از آن دورتر است. مانند کودکان که وقتی نور خورشید را میبینند، سعی میکنند با دستشان آن ذرات نور را بگیرند و فکر میکنند که میتوانند آنها را در دستانشان نگهدارند، اما وقتی که دستشان را باز میکنند، متوجه میشوند که هیچ چیزی در دستانشان نیست.
هوش مصنوعی: او گفت: حضور واقعی از یقین واقعی برتر است، زیرا حضور در دل است و نباید در آن غفلت کرد. یقین حضوری است که گاهی ظاهر میشود و گاهی ناپدید میگردد، در حالی که حاضران در پیشگاه خداوند هستند و موقنان در درگاه او قرار دارند.
هوش مصنوعی: او گفت: از زمان حضرت آدم تا روز قیامت، آدمیان همواره درباره دل صحبت کردهاند و من به دنبال کسی هستم که به من بگوید دل چیست یا چگونه است، اما نمیتوانم کسی را پیدا کنم.
هوش مصنوعی: نقل شده است که او گفت: شما فکر میکنید که مرگ من مانند مرگ شما خواهد بود، یعنی بیمار میشوم و مردم برای عیادت من میآیند و من دعوتشان را پاسخ میدهم. یک روز در حال رفتن بود که گفت: لبیک و سر خود را پایین گذاشت. شیخ مزین به او گفت: من به او گفتم که بگوید "لا اله الا الله"، او لبخندی زد و مرا در آغوش گرفت. سپس به من گفت: شما میگویی این کلمه را به عزت او که هیچ مانعی میان من و او نیست جز حجاب عزت. ابوالحسن مزین بعد از آن محاسن خود را گرفت و گفت: من مانند حجامی هستم که به اولیا خدا شهادت میدهد. در اینجا شرمنده شدم و گریستم. خداوند رحمتش کند.