هوش مصنوعی: ابوبکر واسطی از بزرگترین مشایخ و عارفان زمان خود بود که در علم و معرفت به درجه بالایی رسید. او درباره توحید و حقیقت وجود نظرات عمیق و گاهی پیچیده داشت و به خاطر کلمات غامضش در بسیاری از شهرها به دلایل مختلف اخراج شد. زندگی او شامل تجارب معنوی و بینشهای عمیق نسبت به خداوند و انسان بود. او به انتقاد از کلمات و افعال دیگران میپرداخت و باور داشت که بسیاری از مردم در درک معانی واقعی زندگی و توحید ناتوانند.
شیخ ابوبکر با بیان مثالهای مختلف، حقیقت توحید و ارتباط انسان با خدا را توضیح میدهد و بر این نکته تأکید میکند که شناخت خداوند از طریق علم و زبان غیر ممکن است. او همچنین بر اهمیت عبودیت خالص و دوری از خودمحوری تأکید داشته است. در نهایت، ابوبکر واسطی مثالهایی از مشکلات معنوی انسانها و تناقضات در رفتارهایشان ارائه میدهد و بر این باور است که هر کس به حقیقت درونی خود نرسد، آگاهی و معرفت واقعی را تجربه نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: آن بزرگوار، عظمتی بینظیر داشت و به عنوان یک رهبر و آیتالله در معرفتاش شناخته میشد. او همچون خضر، منبعی از حقایق و رمز و رازها بود و از نظر روحانی، فراتر از هر وصفی قرار داشت. ابوبکر واسطی رحمتاللهعلیه، کاملترین استادان زمان خود به شمار میرفت و هیچ کس در مقام و نفوذ به او نمیرسید. او در علم توحید و تجرید و تفویض نیز پیشتاز بود و از پیشگامان اصحاب جنید به حساب میآمد. او به واسطه نشستن در مجالس علمی و بهرهمندی از اوصاف عالی، مورد محبت و پذیرش عموم قرار گرفته بود. تا زمانی که او زنده بود، کسی نمیتوانست به مقام و نفوذ روحانی او نزدیک شود. سخنان او پر از معانی عمیق و دشوار بود و به راحتی قابل درک نبود. او در هر علمی به کمال رسید و مجاهدتهای او در راه خدا بینظیر بود. توجه عمیق او به خداوند در تمام امور زندگیش جلوهگر بود و هیچ کس نتوانسته بود به زیبایی او در بیان وحدت وجود اشاره کند.
هوش مصنوعی: گفته شده است که او را از هفتاد شهر راندهاند و در هر شهری که وارد میشد، به زودی او را پس میزدند. اما وقتی به یک مکان خاص رسید و تصمیم به ماندن گرفت، مردم آنجا جمع شدند، اما نتوانستند کلماتش را درک کنند. سپس وقتی او از آنجا رفت به مرو، مردم مرو با شخصیت و رفتار او سازگار شدند و او در آنجا ماندگار شد.
هوش مصنوعی: روزی شخصی با دوستانش صحبت میکرد و میگفت که هرگز تا زمان بزرگسالی ابوبکر، کسی نتوانسته بود گواهی دهد که روز در حال خوردن و شب در حال خوابیدن بوده است. او میگفت که در یک باغ به یک مهمانی دینی رفته بودند که در آنجا پرندهای ناگهان بر سرش نشست. از آنجا که بیتوجه بود، آن پرنده را گرفت و در دست نگه داشت. ناگهان پرنده دیگری که احتمال میرفت مادرش باشد، بالای سرش پرواز کرد و جیکجیک کرد. او به این فکر افتاد که شاید باید پرنده را رها کند و بنابراین آن را آزاد کرد. آن پرنده به ناگاه مرد و او دچار ناراحتی شدید شد و این موضوع باعث ایجاد بیماری در او شد که یک سال طول کشید. یک شب که خواب رسول الله (ص) را دید، به وی گفت که یک سال است که نتوانسته نماز بخواند و ضعیف شده است. رسول الله به او گفت که دلیل آن این است که پرندهای که او گرفت، از او شکایت کرده است و عذرخواهی کردن فایدهای ندارد. بعد از آن، او متوجه شد که گربهای در خانهاش بچهآورده و در همین حین که بیمار بود، ماری را دید که بچه گربه را در دهانش گرفته است. او با عصایش به مار زد و بچه گربه را نجات داد. وقتی مادر گربه بچهاش را گرفت، او احساس بهبودی کرد و دوباره به نماز ایستاد. آن شب دوباره رسول الله را در خواب دید و به او گفت که حالش بهتر شده است و رسول الله پاسخ داد که این به خاطر نیکی او به حیوانات بوده است.
هوش مصنوعی: روزی در خانهای نشسته بودند و ناگهان آفتاب از روزنهای وارد شد و هزاران ذره نور در هوا دیده شد. شیخ گفت: آیا این حرکت ذرهها شما را تحت تأثیر قرار میدهد؟ اصحاب پاسخ دادند که نه. شیخ ادامه داد: شخص موحد واقعی کسی است که حتی اگر همه جهان و کائنات در حرکتی زنده و پویایی باشند، همچنان نباید در درون او تفرقه و جدایی ایجاد شود. اگر او موحد باشد، باید اینگونه باشد.
هوش مصنوعی: یادآوران به یاد او، بیشتر از کسانی که ذکر او را فراموش میکنند، دچار غفلت میشوند. هنگامی که کسی او را به یاد میآورد و سپس فراموشش کند، ضرری ندارد؛ بلکه زیان آنجاست که او را فراموش کند در حالی که او را به یاد آورده است. اعراض از مورد یادآوری، با این تصور که به فراموشی دچار شده نزدیکتر است تا اعراض بدون این تصور. کسی که به یاد او نیست، در واقع حاضر نیست و غفلت او به غیبت نزدیکتر است تا فراموشی بدون تأمل. در جایی که برداشت رخ میدهد، حقیقت کمتر معلوم میشود و در جایی که حقیقت بیشتر است، برداشت کمتر است. درک حقیقت نیاز به عقل دارد و عقل از همت به وجود میآید. همت نیز با این نوع همت هیچ نسبتی ندارد. ذکر یا در غیاب است یا در حضور. اگر فرد از خود غایب باشد، فقط ذکر او میتواند حاضر باشد و اگر از حق غایب باشد و خود حاضر باشد، آن دیگر ذکر نیست، بلکه غیبت است و غیبتی که ناشی از غفلت است.
هوش مصنوعی: روزی فردی به بیمارستانی رفت و دیوانهای را دید که بسیار سر و صدا میکرد و نعره میزد. او از دیوانه پرسید که چرا چنین وزنی بر پای او نهادهاند و چرا نمیتواند خوشحال باشد. دیوانه در پاسخ گفت: ای نادان، این بند بر پای من است و نه بر دل من.
هوش مصنوعی: روزی کسی به گورستان یهودیان میرفت و میگفت که این قوم همگی معذور هستند. مردم این سخن او را شنیدند و او را گرفتند و به سمت خانه قاضی کشیدند. قاضی فریاد زد که این چه سخنی است که میگویی که یهودیان معذورند؟ شیخ پاسخ داد: "از نظر قضاوت تو آنها معذور نیستند، اما از جنبهای که قضاوت اوست، آنها معذورند."
هوش مصنوعی: روزی یکی از مریدان شیخ غسل جمعه را به سادگی انجام داد و به سوی مسجد رفت. در مسیر، به زمین افتاد و صورتش جراحت برداشت، اما با وجود این به منزل برگشت و دوباره غسل کرد. وقتی این وضعیت را برای شیخ تعریف کرد، شیخ به او گفت: "خوشحال باش که افراد با جدیت به یادگیری میپردازند، زیرا اگر بر تو تردید کنند، از تو بیخبر خواهند بود."
هوش مصنوعی: نقل شده که وقتی شیخ به نیشابور رسید، به پیروان بوعثمان گفت که چه چیزی شما را به اینجا کشانده است. آنها پاسخ دادند که به خاطر تسلیم دائمی و نقص خود در دیدار با شیخ آمدهاند. شیخ در این مورد گفت: این نگرش کاملاً نادرست است که شما به این دیدار میروید؛ چرا نمیخواهید به دیدار خالق و دانای حقیقی بروید؟
هوش مصنوعی: روایت شده که یک بار شیخ ابوسعید ابوالخیر تصمیم به زیارت مرو گرفت و به شاگردانش گفت که برای او گلی در کیسه بگذارند. وقتی به او گفتند که در مرو گلی هم پیدا میشود، او در پاسخ گفت که شیخ ابوبکر واسطی، که از بزرگان زمان خودش بود، گفته که خاک مرو خاک زندهای است و من اجازه نمیدهم خود را به خاک زندهای آلوده کنم. او همچنین بیان کرده که در مسیر حق، انسانها نباید به هم وابسته شوند و هر کسی که به خود بپردازد، در دین خود موفق خواهد بود و برعکس. هر جا که تو هستی، خوشبختی تو نیز در آنجاست و اگر موفق نیستی، آنجا جایی برای دین نیست.
هوش مصنوعی: او گفت: اصول دین بر پایه توحید است و توحید خود را به نبوت متصل میکند. توحید همانند محیطی است که برای شناخت و درک آن باید از طریق شرع حرکت کرد. همانطور که حواس انسانی مانند شنوایی و بینایی با هم مرتبط هستند، توحید هم باید از شرک جدا بماند. ایمانی که در میان شرک شکل بگیرد، خالص نخواهد بود و دانش و آگاهی نیز به همین شکل است. انسانها در دنیای مادی غرق شدهاند و برای رهایی از این وضعیت نیاز به پیامبران دارند که آنها را از دنیای مادی و بشری به دنیای توحید برسانند. شرع توحید مانند چراغی است در حالی که حق توحید همچون نور خورشید است. نور خورشید وجود را از عدم روشن میکند، در حالی که نور چراغ وجود مستقل و پایداری ندارد. شرع توحید ممکن است تغییر کند، اما حق توحید ثابت و تغییرناپذیر است. زبان و کلام ممکن است تغییر کند، اما ذات حقیقی هیچگاه تغییر نمیکند. خورشید بر آب تابیده و باعث تغییر دما میشود، اما وجود آب تغییر نمیکند. خداوند در مورد بیگانگان گفت که مردگان در ظاهر زندهاند، اما در حقیقت مردهاند. تنها کسانی که در مسیر حق گام برمیدارند حقیقی زندهاند. مرگ در حقیقت به کالبد اختصاص ندارد و عدم نیز به کالبد مربوط نیست. وقتی وجودی هست، جان به آن تعلق دارد و این وابستگی به بدن نمیتواند وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: شناخت حقیقت توحید برای هیچکس ممکن نیست و هیچکس توانی ندارد که به میدان وجود قدم بگذارد. مشایخ گفتهاند که اثبات توحید به افساد توحید میانجامد. یکی از عرفا میگوید بیشتر گناهان به خاطر ناآگاهی نسبت به اوست؛ زیرا هر کس با وجود خود از وجود او سخن بگوید، بر کفر خود گواهی میدهد و هر که با وجود خود، به وجود او اشاره کند، بر شرک خود شهادت میدهد. هر کس بخواهد با هستی خود وجود او را طلب کند، کافر است و هر کس که با وجود او، هستی خود را طلب کند، ناشناخته باقی میماند. هر کس خود را ببیند، او را ندیده و هر کس او را ببیند، خود را ندیده است. در این حالت، آدمی از شادی دور میماند و در پردهی عزت باقی میماند. خداوند او را به عنوان جانشین از حضرت قدس فرستاده تا در ولایت انسانیت حکمفرمایی کند و او را به خلق نشان دهد بدون آنکه وابسته به او باشد. این شخص نه واژهای دارد، نه اشارهای، نه ذاتی، نه احساسی، نه حرفی، نه صدایی و نه تصوری. اگر تلاش کند چیزی بگوید، کفر است و اگر اشاره کند، شرک است. اگر بگوید "میدانم"، جاهل است و اگر بگوید "شناختم"، بر خود فزونی میگذارد و اگر "نشناختم" بگوید، دچار طرد و انزوای عدم میشود. در واقع، او نه موجود است و نه معدوم. حقیقت وجود و عدم، در یکجا جمع است و فهم درست از توحید نمیتواند با عبارات انسانی درآمیخته باشد. این همه تفکرات و گمانها در راستای وجود توحید، در عالم قدس، پاک و منزه است از هرگونه گفتوگو و شناخت بشری، و حقیقت توحید تنها یک است و شریک ندارد. در توحید، نور الهی بر بشریت میتابد و همچون عصای موسی در برابر جادوگران فرعون اثر میکند. خداوند همه چیزها را در کنترل خود دارد و فرامیخواند که به میدان وجود بیایید تا آتش غیرت خود را نازل کند. او روزی شما را به شما خواهد رساند و راز مشایخ در روضه توحید است نه در خود توحید. در آنجا، وجود و عدم خلق یکی است و در عزت و افتقار خلق، وحدت دیده میشود. در قدرت، حقیقت و توحید، خود را نفی نمیتوان کرد و بنابراین، در آن معرکه نه اثباتی وجود دارد و نه نفی، بلکه هر دو جنبه قدرت، تجلی میکند و وحدت در عزل قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: در همه آسمانها زبان تسبیح و ستایش خداوند وجود دارد، اما دل باید با معنا باشد و این ویژگی فقط در انسان و فرزندان اوست. دل باید بهگونهای باشد که راههای شهوات و لذایذ را به روی تو ببندد و تو را به اختیار بکشاند. زبان دل باید انسان را به سمت درونش دعوت کند، نه زبان ظاهری که گنگ باشد. کسی که خداوند از دور او را نادیده بگیرد و بر قهر خود پافشاری کند، به عذابی دچار خواهد شد. در اینجا دو آئینه وجود دارد: یکی که از چهره خداوند ساخته شده و دیگری که از چهره تو. ما در تو مینگریم و بر خود میگرییم، درحالیکه تو بر ما میخندی. بنابراین، یاد بگیر که چگونه در مسیر درست حرکت کنی، که سر در راه باطل نگذاری و از ملامت عالم نمیترسی. اگر این کلام نتواند تو را به مقصود برساند، دیگر در پی آن نرو. از دنیا چیزی کم نکن، چرا که هر چه در جستجوی آنی، در حقیقت به دنبال خودت هستی. اگر ایمان و محبت واقعی به خدا داشته باشی، نباید به چیزهای ظاهری وابسته باشی. در این مسیر تنها قدم نگذار و به هیچ قیمتی از راه راست دور نشو، زیرا عاقبت، همه چیز به تو باز میگردد.
هوش مصنوعی: و گفت: هر بخشی از وجود تو باید نسبت به بخش دیگر خود را ناپدید کند، زیرا دوگانگی در راه دین نشانه شرک است. به گونهای باید باشد که نه زبان بداند چه دیده و نه چشم بداند چه میگوید، تا هر آنچه به تو مربوط است در نشانههای الهی ناپدید شود. این مفهوم محو و فقر به معنای نفی ظلم عظیمی است که خود را اثبات میکند، و نشانه آنکه مرد را به عرصه حقیقت نزدیک کردهاند، این است که پردهها از پیش چشمانش کنار رفته باشد تا او فراتر از همه چیزها باشد و هیچ چیز نیز فراتر از او نباشد.
هوش مصنوعی: گوینده به حقیقت اشاره کرد و گفت: شخصی که به این حقیقت رسیده باشد، میتواند در وجودش به آرامشی برسد که دیگر نیازی به سخن گفتن نداشته باشد. این سخن باید به گونهای باشد که شنونده را مورد قضاوت قرار ندهد و همهکس را با آغوش باز بپذیرد، تا گوینده نیز از این ارتباط و کمک بیشتری بگیرد. هر سخنی که باعث خستگی شنونده نشود و او را از عالم وجود غافل نکند، به حقیقت نزدیکتر است. گویندهای که بتواند با زبان حقیقت سخن بگوید، میتواند دیگران را از ظلمتهای ناامیدی نجات دهد. اگر کسی به سخن گویندهٔ حق گوش ندهد، آبی از چشمهٔ زندگی برایش نمیجوشد و از حکمت بیبهره میماند. کسی که از خانهاش خارج میشود و راه را گم کرده است، نمیتواند در راه حقیقت قدم بردارد. درویش باید با نور دلش حرکت کند و در زمان ما بسیاری از مردم به خاطر ندانستن، نابینا هستند. کسی که بداند چه میگوید و از کجا میگوید، در حقیقت با او سخنی در میان نیست. مانند زنان در حائض بودن، مریدانی که در راه ارادت قرار دارند، همواره در حال رکود خواهند بود، اما همچنین کسانی وجود دارند که از این قید آزادند. سخن گفتن را نمیتوان با هیچ چیز دیگری مقایسه کرد، زیرا آن ویژگیای است که در انبیاء نیز وجود داشته است. حقیقت آن است که سخن با کسی است که ادعا میکند دارای زبان غیب است. مردانی باید باشند که خاموشی را برگزینند و در همین سکوت، حقیقت را دریابند. سکوت پیش درآمدی است برای گشوده شدن چشمهٔ دل. در این عالم هزاران زبان با لبخند و زیبایی وجود دارد، اما تنها یک دل شناس خداست که در این مسیر حقیقی دیدن نمیشود. در اینجا، خاموشی پیران بسیار بیشتر از سخن گفتن مفید است.
هوش مصنوعی: وگفته شده که لباس و خلعتی به همراه شرک معنوی اعطا شده است، مانند اینکه کسی نوشیدنی را با زهر ترکیب کند. برخی به کرامت، برخی به حکمت و برخی به شناخت دست مییابند، اما هر کسی که به عشق این خلعت گرایش پیدا کند از آنچه که مقصود اوست دور میماند. این مقامها در عالم شرع وجود دارد، و کسانی که به نور شرع پیروی میکنند از زهد، ورع، توکل، تسلیم، تفویض، اخلاص و یقین بهرهمند هستند. اینها همگی نشانههای شرع و منزلگاهی برای کسانی است که با قلبشان راه میپیمایند. در این راه، آنها پردهها را از درگاه روح کنار میزنند تا به روح نزدیکتر شوند. اما کسانی که بر مرکب روح سفر میکنند، این ویژگیها و صفات در آنجا وجود ندارد. در آن مقام زهد، ورع، توکل و تسلیم وجود ندارد، زیرا روش باید روحانی باشد و روح غیرقابل نمایش است و راهش نیز قابل توصیف نیست. هر کس که به تو میگوید از راه آگاه است، در واقع فقط از صفات نفس خبر میدهد؛ چرا که این راه قابل وصف نیست. طلب حقیقی از نگاه پاک نشأت میگیرد. هر کس را ببینی که در حال طلب است، هر چه بیشتر طلب کند، از مقصود دورتر خواهد بود. به آنها نشان داده شد که کار ما از خالصیت نشأت میگیرد و نظر ما نیز بر اساس دلیل است. در حقیقت، طلب شما بر دامن وجود است که با کرم و نظر به دامن دید شما متصل است و آنچه دیدهاید، نشانگر طلب واقعی شما نیست.
هوش مصنوعی: او گفت: این انسانها در عالم بندگی غرق شدهاند، هیچکس به عمق آن نرسیده و نتوانستهاند این دریای بندگی را بگذرانند. وقتی این موضوع را بفهمی، بندگیات به درستی حاصل میشود. راه اهل حقیقت در عدم است؛ تا زمانی که عدم قبله آنها نشود، نمیتوانند راه را پیدا کنند. اما راه اهل شریعت در اثبات است؛ هر کسی که وجود خود را نفی کند، به انحراف میافتد. در مسیر حقیقت، هر کسی که به اثبات خود بپردازد، به کفر میرسد. در درگاه شریعت، کسی میتواند به اثبات برسد، اما در درگاه حقیقت، باید نفی کند. بینایی که فقط شکلها را میبیند، جز صورت نمیبیند و بینایی که فقط صفات را میبیند، جز صفت نمیبیند. این مفهوم فراتر از ظاهر و صفت است و باید از عمق سینهات جوشید. ذات و صفات و صورت همگی باید در محو قرار گیرند؛ تنها در آن صورت، انسان میتواند به روح خود برسد و گرنه در دنیا باقی میماند. عرصهٔ حکومت در عدم شکل گرفته و شقاوت در وجود است. راه عدم در قهر قرار دارد و راه وجود در لطف. این انسانها عاشق وجودند و از عدم فراری هستند، اما نه عدم را میشناسند و نه وجود را. در این حین، انسانها وجود را میشناسند، ولی حقیقتاً وجود نیست بلکه عدم است. آنچه آنها عدم میدهند، در واقع عدم نیست. این جوانمردان به محو اشاره میکنند که عدم، عین وجود است و محو به معنای عین اثبات، که هر دو طرفش از عین اثبات خالیاند و存在 واقعی که یک طرفش عین و مصدر حیات دارد، پیشتر وجود نداشته و سپس به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: او گفت: در آغاز، مرید مختار بود، اما زمانی که به بلوغ رسید، اختیارش از دستش رفت. علم او در جهلش نمایان میشود و وجودش را در عدم خویش میبیند. اختیار او در بیاختیاریاش آشکار است. توضیح بیشتر از این آفتی است. اشاره و کلام در این موضوع کافی نیست. این موضوع نه به اشاره است، نه به زبان، نه به حالت، نه به وجود و نه به نابودی. اگر میخواهی که با تلاش بفهمی، باید بدانی که در دریای هند و روم تلاش وجود دارد، اما در دریای اسلام باید مشاهده کنی. مجاهدهای که در آن مشاهدهای نیست، همچون کسی است که چیزی را با آب بشوید و فکر کند که پاک شده، در حالی که نجس باقی میماند. هر که بیرون مرد، درون مرد نیز هست. در جایی که قدم جوانمردان است، همه مریدان مشرکاند و اساس راه ارادت مریدان بر آمیختگی با شرک است. ایمان با کفر مخالف است و توحید با تشبیه منافات دارد. یقین نیز با شک تضاد دارد و همه اینها حجابهایی هستند که مریدان باید از آنها بگذرند و این زنجیرها باید بریده شوند.
هوش مصنوعی: او گفت: وقتی که در کارها، نفس تو با دل تو همآهنگ است، دل را به آن کار بگمار و برایش تلاش کن. اما اگر کاری بر خلاف نفس توست، در آنجا با دل خود قرار بگیر و قدمی محکم بردار تا تو را به خزانهٔ قبول بفرستند؛ حتی اگر در ظاهر طاعت نباشد، خداوند نیکوکاران را میبیند و حسنات آنها را در نظر دارد.
هوش مصنوعی: او گفت: وقتی که حقیقت آشکار شود، عقل کنار میرود. حتی اگر حقیقت به انسان نزدیک شود، عقل از آن دور میشود، زیرا ناتوان است و ناتوانی را نیز نمیتوان درک کرد. شناخت ربوبیت نزد نزدیکان خدا، منجر به بیاعتباری عقل میشود، چون عقل وسیلهای برای استمرار در بندگی است و نه وسیلهای برای فهم حقیقت ربوبیت. هر کس که با بندگی مشغول شود و بخواهد حقیقت را درک کند، از بندگی دور میشود و به معرفت حقیقت نمیرسد. او همچنین گفت: بهترین نوع عبادت این است که از زمانها غایب باشی.
هوش مصنوعی: و گفت: ما مخلوقات از آغاز و پایان هستیم و در این موضوع هیچ شکی نیست. ازل نشانهای از خداوند است و در زمان ازل، آفرینش به هدف مشاهده این حقیقت خلق شده است.
هوش مصنوعی: او گفت: صحبت کردن در مورد معامله خوب است، اما در واقعیتها، مانند بادی است که از بیابان شرک به وزش درآمده و تلاشی است که از دنیای بشر به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: او گفت: چهار چیزی وجود دارد که به حال عارف مناسب نیست و برای او شایسته نیست؛ این چهار چیز شامل زهد، صبر، توکل و رضایت است. این موارد ویژگیهای ظاهری هستند و ویژگیهای روحانی از این امور پاک و خالص هستند.
هوش مصنوعی: او گفت: بودن در مسیر حق برتر از این است که تنها به تفکر در مورد خلوص و یکتایی بپردازیم. در آنجا منزلت و آگاهی وجود دارد یا ممکن است مکانی برای نوشیدن و آرامش باشد.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که هدفش جز خود خدا باشد، در واقع فریبخورده و گمراه است و سزاوار این است که مورد تحقیر قرار گیرد. افرادی که بدون قصد و نیت به راهی میآیند، راه حق را نمییابند و با وجود عدم وجودی که دارند، نمیتوانند به وحدت با حق برسند. او همچنین بیان کرد که چنانکه راستگویان در مورد حقایق سخن میگویند، عارفان در مورد اسرار حقیقت، دروغ میگویند.
هوش مصنوعی: و گفت: زشتترین رفتار آن است که بخواهی با تقدیر الهی مخالفت کنی؛ یعنی در برابر آنچه که سرنوشت از پیش تعیین کرده است، بخواهی برعکس عمل کنی و سعی کنی با غلبه بر شرایط، آرزوها و دعاهایت، آن قاعده را تغییر دهی.
هوش مصنوعی: او گفت: این مردم چهار نوع هستند. یکی کسانی هستند که شناختند و طلب کردند و به آنچه میخواستند رسیدند. دیگری کسانی هستند که طلب کردند اما به آنچه میخواستند نرسیدند. دسته سوم کسانی هستند که هیچگاه موفق به یافتن نشدند و هیچ آرامشی هم نیافتند مگر با چهارمی که او را نشناختند و طلب نکردند، زیرا او آنچنان محترم و والامی است که طلب او در حد دسترسی نیست و آنقدر واضح و روشن است که نیازی به طلب ندارد.
هوش مصنوعی: او بیان کرد که معرفت به دو نوع تقسیم میشود: معرفت خاص و معرفت اثبات. معرفت خاص با مشترکات سروکار دارد و در آن نوعی شرک وجود دارد که مربوط به نامها و صفات، دلایل، نشانهها، برهانها و حجابها است. اما معرفت اثبات هزینهای ندارد و از نعمت وجود پدید میآید. وقتی این معرفت نمایان میشود، درک شما به اندازهای کوچک و ناچیز میشود که درواقع وجود ندارد، زیرا معرفت شما خود میتواند دگرگونی باشد و وقتی صفات و ویژگیهای وجود تجلی پیدا کنند، تمام محدثات و مخلوقات دیگر نیز، از بین خواهند رفت.
هوش مصنوعی: او گفت: فضل و رحمت خداوند در برابر تلاش و کوشش تو نیست و نمیتواند جبران آن را بکند، چرا که هر چیزی که به دست آمده، دارای بهایی است و آن بها از رحمت خدا جداست. سپس ادامه داد: همه افکار و اندیشهها را جمع کن و بر یک نقطه متمرکز شو و همه دردها و غمها را به یکدیگر پیوند بده، زیرا نگاه همه نگرانها در نهایت به یک چیز بیشتر نخواهد بود. ما شما را نیافریدیم و برانگیخته نخواهیم کرد، مگر به صورت یک نفس واحد.
هوش مصنوعی: او گفت: روح هرگز از جهان خود بیرون نیامده است، زیرا اگر بیرون آمده بود، دل بوی آن را دریافت میکرد و این سخن هرگز در چارچوب معمول نمیگنجد.
هوش مصنوعی: او گفت: مردم عادی در صفات بندگی خداوند مشغولند، در حالی که افراد خاص و برجسته به صفات خداوندی میپردازند تا بتوانند حقایق را ببینند، زیرا مردم عادی به دلیل ناتوانی در درک عمیق اسرار و فاصلهای که از منابع حقیقت دارند، نمیتوانند این صفات را درک کنند.
هوش مصنوعی: او گفت: مردم را جمع میکنند اما در دانش خود پراکنده میشوند و در قضا و قدر خود تقسیم میشوند. بنابراین، جمع در حقیقت نوعی تفرقه است و تفرقه نیز نوعی جمع است.
هوش مصنوعی: او گفت: زمانهای گذشته و آینده و همه دورانها مانند نوری است که در توصیف خداوند میدرخشد. پیامبر (صلوات الله علیه) فرمود: هیچ چیزی نمیتواند با خداوند عز و جل برابری کند. همچنین او بیان کرد که شریفترین نسبتهایی که میتوان به دست آورد، نسبت به خداوند متعال به صورت بندگی است.
46
وگفت:افضلطاعاتحفظاوقاتاست.
هوش مصنوعی: او گفت: بهترین عبادتها نگهداشتن وقتها است.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که ادعا کند با قدرت در مبارزه بوده، میخواهد بگوید که اگر کسی خدا را بپرستد به خاطر پاداش بهشت، در واقع برای خویش کار میکند نه برای خدا. او افزود که کسی که خدا را برای خود او بپرستد، در واقع از حقیقت بیخبر است، چون خداوند نیازی به عبادت تو ندارد. بنابراین تو با عبادت، در واقع برای خودت کاری انجام میدهی.
هوش مصنوعی: او گفت: دورترین فرد از خداوند کسی است که خدا را زیاد یاد کند. یعنی اگر کسی حقیقتاً خدا را بشناسد، نیازی نیست که دائماً اسم او را بر زبان بیاورد. در واقع، اگر زبان او به یاد خدا عادت کرده باشد، دیگر نطق او سکوت میشود و آنچه که بر زبانش جاری است، مدح و ذکر خدا نیست، بلکه چیزی غیر از اوست.
هوش مصنوعی: او گفت: از خدایی نفرت دارم که به خاطر اطاعتم از من راضی باشد و به خاطر نافرمانیام بر من خشم گیرد. اینطور نیست که او به من وابسته باشد تا من هر کاری بخواهم انجام دهم. بلکه دوستان در آغاز همواره دوستان هستند و دشمنان نیز از همان ابتدا دشمناند.
هوش مصنوعی: او گفت: زندگی و بقای دلها به خداوند وابسته است و غیبت از خدا به معنای دوری از اوست. به این معنا که هر زمان تو به خداوند فکر کنی و به کارهای غیرالهی روی بیاوری، در واقع به فنا و زوال نزدیک میشوی و از این فنا استفاده و نتیجهای حاصل خواهد شد.
58
وگفت:شرکدیدنتقصیراستوعثراتنفسوملامتکردننفسرا.
هوش مصنوعی: او گفت که شرک به معنای دیدن نقصها و اشتباهات خود و سرزنش کردن نفس است.
هوش مصنوعی: او گفت: محبت واقعی زمانی به وجود نمیآید که انسان توجهش به چیزهای دیگر باشد. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد خطر نداشتن محبت، فراموش کردن تمام چیزهاست در حالی که فرد در حال مشاهدهی محبوب خود است و عاشق به طور کامل در محبوب خود محو میشود.
هوش مصنوعی: او گفت: در بین صفات، رحمت وجود دارد، مگر در مورد محبت که هیچ اثری از رحمت در آن نیست. در اینجا، کسانی که محبت را از دست میدهند، ممکن است جان خود را از دست بدهند و به دنبال دیهی آن خواهند بود.
هوش مصنوعی: او گفت: عبودیت به این معناست که اعتماد تو از فعالیتها و سکونت خود گرفته نشود. به عبارت دیگر، زمانی که این دو ویژگی از انسان حذف شود، به حقیقت عبودیت دست پیدا کرده است.
62
وگفت:توبهقبولآنستکهمقبولبودهباشدپیشازگناه.
هوش مصنوعی: او گفت: توبهای پذیرفته میشود که قبل از گناه، مورد قبول واقع شده باشد.
63
وگفت:خوفورجادوقهارندکهازبیادبیبازدارند.
هوش مصنوعی: او گفت: ترس و امید دو نیروی قوی هستند که انسان را از بیادبی و ناپسندی باز میدارند.
هوش مصنوعی: او گفت: توبه واقعی به این معناست که گناهی که فرد مرتکب شده، نه به صورت پنهانی و نه به صورت علنی بر روی صاحب گناه باقی نماند. هر کس که توبه واقعی داشته باشد، در صبح و شب از هر گونه عذر و بهانهای بینیاز خواهد بود.
65
وگفت:تقویآنبودکهازتقویخویشمتقیباشد.
هوش مصنوعی: و گفت: تقوا یعنی اینکه انسان به تقوای خود پایبند باشد.
هوش مصنوعی: او گفت: کسانی که در زهد (بیاعتنایی به دنیا) تکبر و خودبزرگبینی دارند، در واقع به زهد ادعایی میزنند، زیرا دلشان به دنیا وابسته نیست و به همین دلیل برای برتریجویی بر دیگران تکبر نمیکنند.
هوش مصنوعی: و گفت: چه هدفی داری در کارهایی که انجام میدهی و از چیزهایی که از آنها دور شدهای، در حالی که همه آن چیزها در نزد خداوند اهمیت چندانی ندارند.
68
وگفت:صوفیآنستسخنازاعتبارگویدوسراومنورشدهبودبفکرت.
هوش مصنوعی: او گفت: صوفی کسی است که درباره اعتبار سخن میگوید و ذهن او به واسطه فکر روشن شده است.
هوش مصنوعی: او گفت: من نمیتوانم به درستی او را بشناسم، تا صفتی از او را بگویم که به خداوند بزرگ مشغول شود و نیازمند او باشد؛ به این معنی که مشغولیت و نیازمندیاش سپری است برای شناختش.
هوش مصنوعی: او گفته است که هر کسی که خدا را بشناسد، از دنیا و هر آنچه در آن است جدا میشود و زبانش بسته میشود. همچنین، کسی که نتواند به مکان آرامش و نزدیکی به خدا برسد، از آنچه در جهان است هیچ ترسی ندارد.
71
وگفت:عوضچشمداشتنبرطاعتازفراموشکردنفضلبود.
هوش مصنوعی: او گفت: به جای اینکه تنها به اطاعت و عبادت نگاه کنیم، باید قدر لطف و رحمت خداوند را فراموش نکنیم.
هوش مصنوعی: او گفت: در جستجوی عمق دلهای عارفان، در فضایی روحانی و آسمانی دیدم که آنها به سوی خداوند پرواز میکنند و به او نزدیک میشوند و به او باز میگردند.
هوش مصنوعی: او گفت: تا زمانی که انسان به مقام و مرتبهای نرسد که از درگاه عرش الهی تا پایینترین نقاط زمین، هر ذرهای از وجودش نمایانگر توحید باشد، و هر ذره از وجود او نتواند نشاندهنده توحید باشد، تکامل واقعی او حاصل نمیشود.
هوش مصنوعی: او گفت: هرچقدر که بتوانید رضا را کنترل کنید، اینگونه نباشید که رضا شما را کنترل کند، زیرا در این صورت از لذت دیدار و از حقیقت آنچه مطالعه میکنید محروم میشوید. یعنی اگر از رضا لذت ببرید، از شهود حق باز خواهید ماند.
هوش مصنوعی: و گفت: انجام کارهایی که از دل برمیآیند از انجام کارهایی که با اعضای بدن انجام میشود، ارزش بیشتری دارد. اگر عمل کردن به چیزی از نظر معنوی نزد حق ارزشمند باشد، پیامبر (ص) به مدت چهل سال از آن محروم نمانده است. نمیگویم که عمل نکن، اما تو نباید فقط به عمل خود اتکا کنی.
هوش مصنوعی: او گفت: من به این موضوع ایمان دارم که خداوند از من آگاهی دارد و میداند که من چه چیزهایی میدانم و بر این اساس، به دانستههای خودم اعتماد ندارم.
هوش مصنوعی: او گفت: وقتی بنده میگوید الله اکبر، به این معنی است که خدایی بزرگتر از این وجود دارد که ما نمیتوانیم به او بپیوندیم یا از او جدا شویم. این پیوستن و جدا شدن به حرکات ما مربوط نیست بلکه به قضا و قدر از پیش تعیین شده مربوط میشود.
هوش مصنوعی: مردم به سه دسته تقسیم میشوند: دسته اول، کسانی هستند که خداوند به آنها نعمت هدایت عطا کرده و از کفر، شرک و نفاق مصوناند. دسته دوم، کسانی هستند که خداوند به آنها نعمت عنایت بخشیده و از گناهان کوچک و بزرگ محفوظاند. و دسته سوم، کسانی هستند که خداوند به آنها نعمت کفایت داده و از افکار نادرست و رفتارهای غافلانه دورند. همچنین بیان شده است که احساس فقر، خشم و عشق به مقام و منزلت، ناشی از درک نادرست نفس است و این به معنای نداشتن عبودیت و کوشش در راه الوهیت است.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که او را بشناسد از دنیا دور میشود و هر که در عشق او غرق شود، نابود میگردد. هر کسی که برای خداوند کار کند، پاداش میگیرد و هر کس که گناه کند، مجازات بر او نازل میشود.
هوش مصنوعی: و گفت: ترس بزرگتری وجود دارد زمانی که اعلام میشود: ای اهل بهشت، برای همیشه بمانید و ای اهل دوزخ، برای همیشه بمانید. سپس گفته میشود: در آنجا سکوت کنید و با شما سخن نخواهند گفت.
92
وگفت:شرمگینکهعرقازویمیریزدآنزیادتیبودکهدروبود.
هوش مصنوعی: او گفت: شرمنده است و عرق از بدنش میریزد که این نشاندهندهٔ فشار و استرسی است که در او وجود دارد.
93
وگفت:اختیاربرآنچهدرازلرفتبهترازمعارضهوقت.
هوش مصنوعی: او گفت: اختیار بر آنچه در گذشته اتفاق افتاده، بهتر از مقابله با چیزهایی است که در حال حاضر رخ میدهند.
هوش مصنوعی: او گفت: آن حالتی که همه نیکوییها در آن خلاصه میشود و پایهگذار خوبیهاست، استقامت است. این استقامت تو را از آنچه که نفس میخواهد دور میکند و به آنچه که حق توست، هدایت میکند.
هوش مصنوعی: او گفت: درک تو مانند نوری است که در دلها میدرخشد و معرفتی عمیق است که او را از دنیای پنهان به دنیای دیگر میبرد تا چیزها را ببیند و آنچه را که حق تعالی به او نشان میدهد، مشاهده کند و دربارهی اندیشههای مردم صحبت کند.
هوش مصنوعی: او گفت: بیادبی خود را اخلاص مینامند و زیادهروی را انبساط و کمهمتی را جلدی میگویند. همه اینها از مسیری نادرست عبور میکنند. زندگی در کنار آنها ناخوشایند است و نقصان روح در وجودشان حس میشود. اگر سخن بگویند، با سخنانی بیمعنا و یا به طعنه سخن میگویند و اگر کسی را خطاب کنند، با تکیه بر تکبر و خودپسندی این کار را میکنند. نفس آنها به خوبی از درونشان خبر میدهد و صدای فخر و زیادهرویشان در خوراک و رفتارشان به وضوح شنیده میشود. خداوند آنها را به سزای اعمالشان برساند تا به حقیقت درآیند.
هوش مصنوعی: او میگوید: ما در زمانهای زندگی میکنیم که نه نشانههای اسلام را دارد، نه ویژگیهای اخلاق جاهلیت، و نه احکام انسانهای با مروت را رعایت میکند.
هوش مصنوعی: او گفت: کیسهای برداشتند و سگی را در آن گذاشتند و بخشی از فرشته را همراه آن سگ در کیسه قرار دادند. هرچقدر تلاش میکنم و سعی میکنم، نمیتوانم با این سگان کنار بیایم تا اینکه دچار مشکل و بدنامی در میان آشنایان نشوم.
هوش مصنوعی: این شخص در مورد ایمان صحبت کرده و گفته است که چهل سال باید در وضعیت خاصی بگذرد تا فردی به مرحلهای از ایمان برسد. او توضیح میدهد که در زمان پیامبران، وحی به آنها نیامده و این نشاندهنده نبود کمال در آن زمان است. او همچنین میگوید که اگر کسی بخواهد به کمی نفس خود غلبه کند و به مرحلهای از ایمان واقعی برسد، باید از نفس اماره خود خلاص شود. در پاسخ به این سؤال که آیا کسی توانسته از مقام پیامبر محمد عبور کند، او تصریح میکند که هیچکس به آن مقام نرسیده و هر کسی که ادعا کند از مقام او بالاتر رفته، در حقیقت دچار خطا شده است. به عبارتی، او نشان میدهد که بالاترین مرتبهها مانند مقام پیامبران است و هیچکس نمیتواند از این مقام فراتر برود.
هوش مصنوعی: پرسیدند که کدام غذا لذتبخشتر است. او پاسخ داد: لقمهای که از یاد خداوند بزرگ برداشت کنی، به شرطی که با یقین و در حالی که به خداوند خوشبین هستی، این لقمه را از سفرهٔ شناخت و معرفت بگیری.
هوش مصنوعی: در زمان مرگ، از او درخواست کردند تا وصیتی بکند. او گفت: «ارادت به خداوند متعال را در خودتان حفظ کنید.» سپس وقتی شخص دیگری وصیت خواست، گفت: «مراقب وقتها و نفسهای خود باشید.»