هوش مصنوعی: شیخ ابوعثمان مغربی، یکی از بزرگترین صوفیان و عرفای اسلامی است که زندگیاش را به ریاضت و ذکر گذرانید. او با مشایخ بزرگ زمان خود ارتباط داشت و در علوم مختلف، تا حدی مهارت داشت که در فلسفه و تصوف، صاحب تألیفات بود. او بیست سال از عمر خود را در تنهایی و ریاضت گذراند و سپس از سوی خداوند مأمور به صحبت با مردم شد. ابوعثمان در دیدارهایش با دیگر مشایخ و مریدان به بیان تجربیات معنوی خود میپرداخت و در سخنانش به اهمیت ذکر و رابطه با خدا تأکید میکرد. او زندگی بسیار سادهای داشت و باوجود سختیهایی که تحمل کرده بود، همواره بر محبت و معرفت به خدا تأکید میکرد.
ابوعثمان به شوق ذکر و محبت به خداوند همواره به دنبال طهارت و دوری از دنیا بود. او در اثر لذت ذکر، در سختی میافتاد و برای جلوگیری از خواب به خود فشار میآورد. او در هوای مشکل ملاقات با خداوند به خلوص و اخلاص دست مییافت و به دیگران توصیه میکرد که برای نزدیک شدن به خدا باید از هر چیز غیر از او فاصله گرفته و به یاد او مشغول شوند.
در آستانه وفاتش، ابوعثمان خواست که امام ابوبکر فورک بر او نماز بخواند که نشاندهنده مقام والای او در عالم تصوف و عرفان است. او در خلال زندگیاش همواره به دنبال حقیقت و نزدیکی به خداوند بود و تجربیاتش در این راه برای دیگران الگو شد.
هوش مصنوعی: این شخص که تحت آموزش و تربیت خاصی قرار گرفته بود، از فضایل معنوی و روحانی برخوردار بود و به نور هدایت و درک عمیق از حقایق دست یافته بود. او انسان بزرگی بود که در زمان خود، به عنوان یکی از چهرههای برجسته در عرصه تصوف شناخته میشد و تجارب زیادی در این زمینه داشت. در ذکر و تفکر برجستگی خاصی داشت و در علم نیز دانش و تخصص بالایی داشت. او با بسیاری از بزرگترهای عرفان نشست و برخاست داشته و در حرم به عنوان امام، مدت زیادی فعالیت کرده بود. او در شجاعت، فراست و مدیریت، ویژگیهای منحصر به فردی داشت و عمر طولانیتری نسبت به دیگران داشت. با این حال، در طول این سالها، در جوانی احساس میکرد که جز آرزوها چیزی از دست نرفته است.
هوش مصنوعی: روایت شده که او در ابتدای بیست سال به گوشهنشینی در بیابانها پرداخت، به گونهای که در این مدت حس انسانیاش کاهش یافت و با تمرینات سخت و ریاضت، چشمهایش به قدری کوچک شد که تنها به اندازه یک سوراخ سوزن باقی ماند و از شکل انسانی خارج شد. پس از گذشت بیست سال، از سوی حق دستور یافت که با مردم صحبت کند. او با خود اندیشید که آغاز گفتگو با بندگان خدا و کسانی که در جوار خانهام هستند، مبارکتر است، بنابراین به قصد سفر به مکه رفت. خبر آمدن او به مشایخ رسید و آنها به استقبالش آمدند و او را در وضعی از حالت انسانی و با رمق بسیار کم یافتند. به او گفتند: "ای اباعثمان، بیست سال به این وضع زندگی کردی و انسانها دیگر عاجز شدند، ما را بگو که تو چه کردی، چه دیدی و چرا بازگشتی؟" او پاسخ داد: "به مستی رفتم و آفت مستی را دیدم و نومیدی یافتم و به ضعف برگشتم. میخواستم به اصل برسم، ولی دست من تنها به فرع رسید. ندا آمد که ای باعثمان، تو فرع میشوی و در حالت مستی باش که بریدن اصل کار تو نیست و صحو حقیقی در آن است. اکنون برگشتهام و مشایخ گفتند: ای باعثمان، حرام است که پس از تو تعبیرهایی از نوع صحو و سکر بگوییم، زیرا تو انصاف را به کمال رساندی."
هوش مصنوعی: نقل شده است که شخصی گفته: در آغاز مجاهدت، حال من به گونهای بود که زمانی اگر مرا از آسمان به زمین میانداختند، بیشتر از هر چیز دیگری دوست داشتم که از غذا خوردن یا انجام طهارت برای نماز واجب باز بمانم. زیرا در آن لحظه، یاد خدا از من غایب شده بود و این غیبت برایم از تمامی رنجها و سختیها دشوارتر بود. در حالت ذکر، چیزهایی به من دست میداد که برای دیگران کرامت به شمار میرفت، اما برای من سنگینتر از گناهان بزرگ بود. آرزو داشتم که هرگز خوابم نبرد تا از ذکر خدا بازنمانم.
هوش مصنوعی: روزی با ابوالفارس بودم و آن شب شب عید بود. او مرا بیدار کرد و گفت که اگر روغن گاو داشتم، برای دوستان خدا غذایی آماده میکردم. سپس ابوالفارس را در خواب دیدم که میگفت: "ببینید این روغن گاو را". او این جمله را سه بار تکرار میکرد. وقتی او را بیدار کردم، از او پرسیدم که در خواب چه میگفتی. او پاسخ داد که در خواب دیده بود که ما در مکانی بلند بودیم و احساس میکردم که خداوند را میبینم و دلهایمان پر از هیبت شده بود. تو در میان ما بودی و در دستت روغن گاو بود. به او گفتم که این روغن گاو حجاب تو است.
هوش مصنوعی: روایت شده است که شخصی میگوید: به خاطر شیرینی ذکر خدا، تصمیم نداشتم که شب خواب برود. برای خودم تدبیری در نظر گرفتم و بر روی سنگی لغزان به اندازه یک قدم زیر آن وادی نشستم. اگر از آن سنگ بیفتم، به شدت آسیب میدیدم. بنابراین، تا زمانی که ترس از افتادنم وجود داشت، بر روی آن سنگ نشستم تا خوابم نبرد. اما ناگهان خوابم برد و خود را در حالتی یافتم که بر روی سنگی کوچک و معلق در هوا خوابیدهام، که بیداری بر آن دشوارتر از خوابیدن است.
هوش مصنوعی: روزی کسی گفت: نزدیک ابوعثمان رفتم و به خودم گفتم که آیا ابوعثمان چیزی میخواهد که من هم از او بپرسم یا آرزویی دارد؟ بر این اساس، تصمیم گرفتم که به او فشار نیاورم و خودم هم چیزی نخواهم.
هوش مصنوعی: ابوعمرو زجاجی بیان کرده است که وقتی در خدمت شیخ ابوعثمان بود، به حدی به او وابسته شده بود که یک لحظه نیز نمیتوانست از او دور باشد. یک شب در خواب شخصی به او گفت که چرا اینقدر با بوعثمان وقت میگذرانی و نسبت به ما بیتوجهی میکنی. روز بعد، او خواب خود را با مریدان شیخ در میان گذاشت و متوجه شد که همه آنها نیز خواب مشابهی دیدهاند. آنها نگران بودند که چگونه این موضوع را با شیخ در میان بگذارند. ناگهان در خانه باز شد و شیخ با عجله خارج شد، به حدی که پاهایش برهنه بود و وقت نداشت که کفش بپوشد. او به مریدان گفت که اگر آنچه را که شنیدهاند، دانستهاند، باید از بوعثمان روی برگردانند و به حق بپیوندند و او را بیشتر در تفرقه نیندازند.
هوش مصنوعی: نقل شده است که امام ابوبکر فورک گفت: از شیخ ابوعثمان شنیدم که او بیان کرد: تا زمانی که به بغداد آمدم، اعتقادم درباره خداوند به سمت و سوی خاصی بود، ولی بعد از آن نظر صحیحی پیدا کردم که او از هر جهت منزه است. پس مکتوبی به علمای مکه فرستادم و نوشتم که من در بغداد به تازگی مسلمان شدهام.
هوش مصنوعی: روزی ابوعثمان به خدمتکاری گفت: اگر کسی از تو بپرسد معبود تو در چه وضعیتی است، چه میگویی؟ او پاسخ داد: میگویم در همان وضعی که در ازل بود. سپس پرسید: اگر بپرسد در ازل کجا بود، چه میگویی؟ او گفت: میگویم در جایی که اکنون هست.
هوش مصنوعی: عبدالرحمن سلمی نقل کرده است که در نزدیکی شیخ ابوعثمان بودم و دیدم که کسی از چاه آب میکشد. صدای چرخ آبکشی به گوش میرسید و شخصی گفت: "آیا میدانی این چرخ چه میگوید؟" من پرسیدم: "چه میگوید؟" او پاسخ داد: "الله الله."
هوش مصنوعی: او میگوید: هرکسی که مدعی شنیدن است و از صدای پرندگان و جانوران و وزش باد بیخبر است، در ادعای خود دروغ میگوید. سخن او این است که بنده در حالت ذکر، مانند دریا میشود و از امواج به هر سو میرود با حکم خداوند. در او حکمی جز حکم خدای تعالی وجود ندارد و همه چیز در کائنات را میبیند، به گونهای که هیچ چیزی از آسمان و زمین و عالم مانع از آن نمیشود که او آن را ببیند. حتی مورچهای که در کائنات حرکت میکند را میشناسد و درک میکند. حقیقت توحید در آنجا به کمال میرسد و حلاوت ذکر به حدی است که انسان آرزوی نابودی خود را میکند، چرا که طاقت تحمل آن حلاوت را ندارد.
هوش مصنوعی: روایتی است که استاد ابوالقاسم قشیری بیان کردهاند: ابوعثمان به گونهای بود که طاقت لذت بردن از ذکر خدا را نداشت و خود را از تنهایی بیرون میانداخت. یک بار گفت که کلمهٔ «لااله الاالله» باید با علم و آگاهی همراه شود تا هر چه در دل فرد میگذرد، چه خوب و چه بد، با قدرت و سلطنت این کلمه دور شود. او تأکید کرد که با غیرت بر آن اندیشه غلبه کند و هدف همه چیز خداوند است. همچنین گفت که هر کس که با شناخت و ذکر خدا انس داشته باشد، مرگ این انس او را ویران نخواهد کرد و بلکه این انس و آرامش او بیشتر خواهد شد، زیرا که اسباب دنیا از میان میرود و تنها محبت باقی میماند.
هوش مصنوعی: او گفت: به بزرگترین مقام رفیع، دلیل دو چیز وجود دارد؛ یکی نبوت و دیگری حدیث. اکنون که نبوت با ختم انبیاء به پایان رسیده است، فقط حدیث باقی مانده و راه آن، مجاهده و ذکر است. پس این عمر کوتاه و بیقیمت را در برابر چنین وصال ارزشمندی، بسیار ناچیز و ارزان میدانند. پس، ای بیچاره، چه چیزی برای تو به ارمغان آورده که این بهار اندک، در مدت فراق دائمی را به این جایگاه رسانده است؟
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که بخواهد در تنهایی به صحبت بپردازد باید از یادآوری همه چیزها جز یاد خداوند بزرگ خالی باشد. همچنین باید از هر ارادهای به جز رضایت خداوند دوری کند و از خواستههای نفسانی خود خالی باشد. چون اگر کسی به این ویژگیها پایبند نباشد، خلوت او موجب هلاکت و مصیبت خواهد شد.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که به دنبال طعام ثروتمندان برود، هرگز به خوشبختی نخواهد رسید و این بهانهای ندارد جز برای کسی که در شرایط اضطراری قرار دارد. و همچنین گفت: هر کسی که خودش را به حال و وضعیت دیگران مشغول کند، وضعیت خود را از دست خواهد داد.
هوش مصنوعی: گفتند که کسی در حال سفر است. او پاسخ داد: سفر او باید به گونهای باشد که از خواستههای نفس و تمایلات دنیوی خود دوری کند؛ زیرا سفر به دیار غریب، نوعی بیخانمانی و ذلت محسوب میشود و مؤمن نباید خود را در چنین وضعیتی قرار دهد.
هوش مصنوعی: از مردم پرسیدند و او گفت: انسانها دارای قالبهایی هستند که احکام قدرت بر آنها حاکم میشود. دلهای انسانها دو رو دارند، یکی به سوی عالم ملکوت و دیگری به سوی عالم شهادت. معارفی که از عمق دلها سرچشمه میگیرد، بر رویی قرار دارد که با ملکوت مرتبط است و سپس این معارف مقدس به سوی دیگر منعکس میشود. این بازتابها از جهانی به جهان دیگر میرسند تا انسان را از ۱۸ هزار عالم آگاه کنند. نور این حقایق، مانند نوری در عالم شهادت، به نام معرفت شناخته میشود.
هوش مصنوعی: در صحبت با برادر مسلمان خود باید به گونهای رفتار کنی که برای او همان چیزی را بخواهی که برای خودت میخواهی و هرگز نسبت به او طمع نداشته باشی. همچنین باید به او انصاف بدهی و تقاضای انصاف نکنی. باید از او تبعیت کنی و او را تحت کنترل خود نداشته باشی. هر چیزی که از او دریافت میکنی را بزرگ و مهم بشماری و هر چیزی که به او میدهی را کوچک و ناچیز به حسابآوری.
هوش مصنوعی: او گفت: هیچکس نمیتواند چیزی را درک کند مگر اینکه مخالف آن را نیز بشناسد. به همین خاطر، فرد نمیتواند اخلاص واقعی داشته باشد مگر اینکه ریاکاری را بشناسد و از آن جدا شود.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کس بخواهد با ترس به جلو برود، یک بار ناامید میشود و هر کس با امید حرکت کند، تنبل خواهد شد. اما گاهی باید در بین این دو حالت جابهجا شد و نه تنها به یکی از آنها اتکا کرد.
26
وگفت:عبودیتاتباعامراستبرمشاهدهامر.
هوش مصنوعی: او گفت: بندگی یعنی پیروی از دستورات بر اساس مشاهده و درک آن دستورات.
27
وگفت:شکرشناختنعجزخوداستازکمالشکرنعمت.
هوش مصنوعی: شکرگزاری به معنای درک ناتوانی خود در برابر عظمت و کمال نعمت است.
28
وگفت:تصوفقطععلایقاستورفضخلایقواتصالبهخلایق.
هوش مصنوعی: او گفت: تصوف به معنای بریدن از وابستگیها و رها کردن تعلقات دنیوی و در عین حال ارتباط معنوی با موجودات و انسانهاست.
29
وگفت:علامتشوقدوستداشتنمرگستدرحالراحت.
هوش مصنوعی: و گفت: نشانهای از عشق و شوق، میل به مرگ در زمانی است که در آرامش هستیم.
30
وگفت:غیرتازصفاتمریدانباشدواهلحقایقرانبود.
هوش مصنوعی: او گفت: غیرت یکی از ویژگیهای مریدان است و در حقیقتجویان وجود ندارد.
31
وگفت:عارفازانوارعلمروشنگرددتابدانعجایبغیببیند.
هوش مصنوعی: و گفت: عارف با دانش و علم، از جهل و نادانی رهایی مییابد و میتواند به اسرار و عجایب نهفته پی ببرد.
هوش مصنوعی: او گفت: مانند تلاش مرد در پاک کردن دلش، این است که به کسی گفته شود که این درخت را از ریشه درآورد. هرچقدر هم که فکر کند و بگوید که نمیتواند این کار را به راحتی انجام دهد و بهتر است صبر کند تا قویتر شود، در نهایت هر چه بیشتر تأخیر کند، درخت قویتر خواهد شد و او ضعیفتر خواهد گشت و کندن آن برایش سختتر میشود.
34
وگفت:هرکهراایمانبودبااولیاازاولیاست.
هوش مصنوعی: او گفت: هر کسی که ایمان داشته باشد، با دوستان خدا از دوستان خداست.
35
وگفت:اولیامشهوربودامامفتوننبود.
هوش مصنوعی: او گفت: اولیا معروف و مشهور بودند، اما در عشق و شیدایی غرق نبودند.
هوش مصنوعی: روایت شده که وقتی شیخ ابوعثمان بیمار شد، پزشکانی را آوردند. او گفت: مثل ولیّهای من مانند برادران یوسف هستند که مَربّی قدرتاند، در حالی که برادران یوسف در کار او تدبیر میکنند. به این معنا که تدبیر انسانها نیز از تقدیر و قدرت الهی نشأت میگیرد.