بخش ۳۶ - در بیان آنکه اگر چه مولانا قدسنا الله بسره العزیز شمس الدین تبریزی را عظم الله ذکره بصورت در دمشق نیافت بمعنی در خود یافت زیرا آن حال که شمس الدین را بود حضرتش را همان حاصل شد
هوش مصنوعی: این شعر درباره رابطه عمیق و یکی بودن شمس تبریز و مولانا است. شاعر بیان میکند که هرچند این دو از هم دورند، اما در واقع، هر دو یک نور و یک وجود هستند. آنها پیش از آنکه جهان به وجود آید، با هم بودهاند و هیچ تفاوتی میانشان نیست.
شاعر تأکید میکند که وجودش وابسته به شمس است، همچنان که سایه به شخص وابسته است. اگر شمس وجود نداشت، شاعر نیز وجودی نداشت. در این رابطه، شاعر خود را مغز و دیگران را پوست توصیف میکند، به این معنی که او و شمس از کیان و معنای عمیقتری برخوردارند.
شاعر در نهایت بیان میکند که هر مدح و ستایشی که از خود انجام میدهد، در واقع ستایش شمس است، زیرا همه چیز از او ناشی میشود و به او بازمیگردد. در نتیجه، شاعر در جستجوی شناخت و درک حقیقت وجودی خود و شمس است.
شمس تبریز را بشام ندیددر خودش دید همچو ماه پدید
هوش مصنوعی: شمس تبریز در خودیابی و خودشناسی به حقیقتی دست پیدا کرد که همانند ماه، در درونش درخشید و نمایان شد.
گفت اگرچه بتن از او دوریمبی تن و روح هر دو یک نوریم
هوش مصنوعی: اگرچه ما از او دور هستیم و به نظر میرسد که جدا هستیم، اما در واقع بدون بدن و روح، هر دو از یک نور و منبع روشنایی هستیم.
خواه او را ببین و خواه مرامن ویم او من است ای جویا
هوش مصنوعی: خواه او را ببینی یا من را، در نهایت من همان او هستم. ای کسی که جستجو میکنی.
هر دو با هم بدیم بی تن و جانپیش از آن کاین فلک شود گردان
هوش مصنوعی: ما پیش از آن که این دنیا دستخوش تغییرات شود، باید با هم همه چیز را فدای عشق و ارتباط خود کنیم، حتی اگر از بدن و جان بیزار باشیم.
نی فلک بود و نی مه و نی خورکه مرا بود او چو جان در خور
هوش مصنوعی: نه فلک وجود دارد، نه ماه و نه خورشید، بلکه او باشد برای من مانند جان در بدن.
بی فلک جمله عیش ها کردیماز کف شه چه باده ها خوردیم
هوش مصنوعی: ما از شادیها و لذتهای زندگی به خوبی بهرهمند شدیم و چه نوشیدنیهای خوشمزهای را تجربه کردیم.
بی زمین و زمان بهم بودیماز وجود جهان نیفزودیم
هوش مصنوعی: ما در یک حالت فراتر از زمان و مکان با هم بودیم و وجود جهان بر ما تأثیری نداشت.
فهم ها کی رسد بحالت ماچون نداریم در جهان همتا
هوش مصنوعی: درکها چگونه به حال ما میرسند، در حالی که ما در این دنیا هیچ همتایی نداریم.
مغز مائیم و دیگران همه پوستاز غنی و فقیر و دشمن و دوست
هوش مصنوعی: ما همانند مغز هستیم و دیگران مانند پوست. این موضوع شامل همه افراد، چه ثروتمند و چه فقیر، و حتی دشمنان و دوستان میشود.
زین خلایق نهایم ما، یارامشمر ز اهل این جهان ما را
هوش مصنوعی: ما از این جمعیت نیستیم، پس ما را جزو این دنیاییها حساب نکن.
این جهان خیره است اندر ماطالب ماست خلق ارض و سما
هوش مصنوعی: این دنیا به ما توجه دارد و ما موجب جلب نظر دیگران هستیم. در واقع، خلق و کائنات به دنبال ما و خواستههای ما هستند.
حالت ما بکس نمی ماندکیست کاحوال ما عیان داند
هوش مصنوعی: وضعیت و حال ما همچنان به یک شکل باقی نمیماند، چه کسی است که به وضوح از حال ما آگاه باشد؟
من و او از چه رو همیگویمچونکه خود او منست و من اویم
هوش مصنوعی: من و او چرا دائما با هم صحبت میکنیم؟ چون او خود من است و من هم او هستم.
بل همه اوست من در او درجمزو بود جمله دخلم و خرجم
هوش مصنوعی: همهچیز از آن اوست و من در وجود او زندگی میکنم. تمام وجود من به او وابسته است و از او تأمین میشود.
او چو شخص است و هست من سایهنیست بی شخص سایه را مایه
هوش مصنوعی: او همچون یک شخص است و من فقط سایهای از او هستم. سایه بدون وجود یک شخص هیچ معنایی ندارد.
بی وجودش مرا وجودی نیستبی ویم هیچ تار و پودی نیست
هوش مصنوعی: بدون حضور او، من هیچ ارزش و وجودی ندارم و بدون او، هیچ چیزی در من نمانده است.
جنبش من همه ز جنبش اوستهیچ بی او مرا نه پشت و نه روست
هوش مصنوعی: حرکت و فعالیت من کاملاً وابسته به اوست و بدون او هیچ پشتیبانی و پناهگاهی برای من وجود ندارد.
پس ز من دائماً تو او را بیندر بد و نیک و در خشونت و لین
هوش مصنوعی: پس تو همیشه او را در حالتی ببین که میان خوب و بد و همچنین در سختی و نرمی قرار دارد.
او چو خورشید و من چو یک ذرهاو چو دریا و من چو یک قطره
هوش مصنوعی: او مانند خورشید درخشان و من مانند ذرهای کوچک هستم. او مانند دریا وسیع و من مانند یک قطره آب هستم.
تری قطره نی که از دریاستهستی ذره نی ز شمس و سماست
هوش مصنوعی: تو مانند قطرهای از دریا هستی و همچون ذرهای از خورشید و آسمان.
مدح خود کردنم از این روی استکه خمم پر ز آب آن جوی است
هوش مصنوعی: من از این جهت به ستایش خود میپردازم که سرم پر از آبی است که از آن جوی روان است.
پس همه مدح اوست در تحقیقاصل را گیر بگذر از تفریق
هوش مصنوعی: بنابراین همه ستایشها به او بازمیگردد، پس در درک اصل موضوع دقت کن و از تقسیمات بیمورد بپرهیز.